متاسفانه 60 درصد بودجه کشور بجای اختصاص به امور زیر بنایی صرف موضوعات فرهنگی می شود و همین پول های باد اورده و بدون زحمت باعث شده برخی بدون هیچ مطالعه ای در همه زمینه ها اظهار نظر کنند. بهترین راه از نظر بنده این است که بودجه ها هدف مند تر شودو به سبک قدیم از وجوهات مردمی زندگی خود را اداره کنند و بیشتر در متن جامعه و موضوعات و مشکلات روز مردم قرار گیرند نه صرفا درباره مسایل غیر واقع سخن بگویند.
این مشکل وقتی بیشترمیشود که سیمای ملی با پخش برنامه های گفتگوی خود ازاشخاصی که سعی درمعروف شدنشان میشود استفاده کرده وآنهاهم برای این منظوربه هر دری میزنند وهمانطورکه دربالا اشاره شده از آمیزش جنسی گرفته تا ترجمه زبان گیاهان وجانوران وجامدات ومسایل دیگررا موردبحث قرارمیدهند وفی الواقع شعورمردم را به تمسخر میگیرند وتیشه به ریشه اسلام به خصوص تشیع میزنند ۰
ضمن تایید مطالب ، ذکر این نکته نیز ضروری است که فضای علمی فعلی جوامع که در امتداد علوم مدرن می باشد تنها جنبه مادی و قابل رویت حوادث را در نظر دارد و به همین دلیل اگر چیزی خارج از این چارچوب عرضه گردد آن را می راند حال آنکه آنچه در عالم هستی اتفاق می افتد می تواند دلایل غیر مادی داشته باشد که توسط دانش فعلی بشر قابل رصد و اثبات نیست . بنابراین علی رغم تایید مطالب ذکر شده باید در نظر داشت که چون چیزی موافق دانش و نظر فعلی ما نیست لزوما قابل دور انداختن و رد کردن نیست . در قرآن کریم و احادیث وارد شده صحبت از آشنایی برخی از انبیا با زبان حیوانات است نظیر هم آوا شدن طبیعت جانوران با عبادت حضرت داوود یا صحبت حضرت سلیمان و مورچه یا فهم هدهد از پرستش غیر خدا توسط بلقیس و قوم او یا فهم سگ اصحاب کهف در خصوص موحد بودن و برحق بودن آنها و همراهی ایشان که نه تنها در قرآن بلکه در ادیان آسمانی دیگر نیز پذیرفته شده است . آنچه مهم است این است که ما تنها بخشی از حقایق را در اختیار داریم و به مرور زمان با پیشرفت علم دلایل دیگری هم کشف شده و بر دانش ما افزوده می شود . تحقیقی که با عنوان شهادت آب شهرت یافت و معادل ژاپنی آن که تاثیر عوامل مختلف بر شکلگیری آرایش هندسی مولکولهای آب را بررسی می کرد نشانی از این مسئله است . به هر حال مشخص است که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد و هر جیز را نباید هر جا مطرح کرد .
حقیقت این است که برخی اگر از این حرف ها نزنند، باید روزه سکوت بگیرند، یعنی چیز دیگری برای گفتن ندارند و بسیاری از کتاب های قدیمی ما نیز انباشته از چنین حرف هایی است، ضمن اینکه برخی سخنان کاملا امروزی نیز دست کمی از یان حرف ها ندارند، مانند اینکه "به محض گفتگو با آمریکا قیمت ها بیست برابر می شود"، یا اینکه "زنان را به عقد عرب ها در آوریم" و "فارسی زبان اهل دوزخ است" غیره که شاید خیلی بدتر هم باشند . مسئله اینجا است که از دیرباز بانگ بیسوادی رساتر و گوش نواز تر بوده است، دست کم میان ما، الان بسیاری زا کتاب های قدیمی ما در برخی حوزه ها قابل چاپ مجدد نیستند مگر اینکه درست حسابی خرافات تکانی!!!! شوند.