در دوران رياست جمهوري باراك اباما شايعات بسيار قوي و گاهاً اعلام سياست جديد إيلات متحده مبني بر تمركز بيشتر روي مسائل جنوب شرقي اسيا ( شرق دور ) به گوش ميرسيد. به نظر ميرسد كه اين سياستي تدوين شده و استراتژيك براي امريكا باشد . شايد تحولات و يا ادامه نا ارامي ها در منطقه خاورميانه به عنوان مزاحمي براي اجرايي كردن اين تصميم استراتژيك باشد كه فقط اجراي انرا به مدت محدودي عقب انداخته است. ميتوان سياست امريكا براي خروج از برجام و توافقات نسبي با روسيه وتشديد تنشها در خاور ميانه را براي سرعت در حل و فصل مناقشات منطقه اي كه متحد اصلي و حياتي ان يعني اسرائيل در ان به عنوان يك كشور وجود دارد و حاضر است ، در نظر گرفت. به عبارت ديگر امريكا ميخواهد قبل از ترك نسبي منطقه و يا عدم اولويت اصلي مسائل خاورميانه در سياست خارجي خود، فضاي أرام، امن و پايداري را براي اسرائيل مهيا كند تا در صورت خروج و يا حضور كمرنگتر سياسي- فيزيكي در منطقه منافع خود و متحد اصليش ، اسرائيل ، تضمين شده باشد.
تمايل ترامپ براي خروج فيزيكي نظامي از مراكز بحراني همچون سوريه و عراق نشان دهنده تداوم پيگيري اين سياست استراتژيك ميباشد. همچنين است سياست مذاكره و مماشات با روسيه در مورد منطقه خاورميانه و نزديكي بيش از پيش اسراييل به روسيه ( كه قطعاً با چراغ سبز امريكا انجام ميپذيرد ) تا خيال امريكا از پايداري امنيت اسراييل بعد از اعمال سياست استراتژيك به شرحي كه رفت از هر جهت راحت باشد.
يكي از بزرگترين دلائل عدم اولويت خاور ميانه در سياستهاي جديد بين المللي امريكا ( به غير از تضمين امنيت اسراييل) موضوع هزينه- فايده ان ميباشد. امروزه با توجه به كشف منابع جديدي از ذخائر نفتي در امريكاي شمالي كه به مدد تكنولوژيهاي جديد قابل استحصال است ميتوان متصور بود كه سلطه و اهميت مناطق نفت خيزي همچون خاورميانه كه چندين دهه در غالب سازمان اپك كنترل انرژى و ماده اوليه بسيار مهمي را در اختيار داشته اند كمرنگ شده و كمرنگتر هم خواهد شد.
عمليتي شدن استخراج نفت شيل از منابع بسيار غني مانند انچه در تكزاس امريكا در حال انجام است ميتواند مهر تأييدي بر اين مدعا باشد. اين دگرگوني در توليد انرژى و تبعات سياسي - اقتصادي ان مقوله ايست كه در اينده بيشتر خواهيم شنيد.
در حالیکه آمریکا طی سالهای اخیر تهدیدی جدی برای اقتصاد و امنیت دنیا محسوب شده، و کشورهای اروپایی از داشتن منافع مشترک با آمریکا متضرر گشته اند، باید ارزیابی کرد که آیا کشورهای دنیا بازهم به افزایش منافع مشترک با آمریکا تمایل خواهند داشت و یا به این نتیجه می رسند که یک تهدید بزرگ باید به تدریج منزوی گردد؟
نفت آمریکا نفت شیل هست و فناوری که در زمینه استخراج این نفت بدست اوردن قابل تحسینه و از طرفی کشف میادین پی در پی نفت سبز در دریای شمال توسط انگلیس و نروژ و کشف میادین عظیم نفت شیل در کانادا و از طرفی تبدیل شدن روسیه به یک قطب نفتی گازی به این سوال دامن میزند که آیا ممکن است نفت ایران بی ارزش شود؟