اگر فاصله بیست ساله تبدیل آلمان از کشوری ویران و درهم شکسته در پایان جنگ جهانی اول به یک ابرقدرت واقعی در آغاز جنگ جهانی دوم را در نظر بگیریم، متوجه میشویم که سی سالی که مقامات و مسئولین ما از زمان پایان جنگ تحمیلی تا امروز برای تبدیل ایران به کشوری قدرتمند و صنعتی داشته اند، فرصت بسیار بسیار بسیار زیادی بوده است. آن هم در شرایطی که برخلاف آلمان، از نعمت دارا بودن ذخایر عظیم نفت و گاز نیز بهره مند بوده ایم. ضمن اینکه همین مسئله نیز شرم آور است که بعد از چهل سال از پیروزی انقلاب، هنوز تنها کالای به درد بخور ما که بر اقتصاد کشور تاثیرگذار است، همان نفت است!!! البته تصمیمات مسئولین برای تقویت اقتصاد کشور و سازمان دهی نظام مالیاتی و صرفه جویی در انرژی و... قابل تقدیر است، اما به نظر میرسد یک مقدار برای چنین کارهایی دیر شده است.
باترفندهای زور چپانی و نیرنگ ودروغ شرایطی فراهم کرده اند که طبقه حقوق بگیر درسراشیبی فقر بیشتر قرارگرفته ! بسته های حمایتی که درحقیقت جعبه ای خالی است و بعد از شش ماه چه کنم چه کنم توضیع میشود جز ایجاد تفرقه میان مردم اثری ندارد ! افزایش های پلکانی هم به معنی آن است که عده ای بایستی با سرعت بیشتری به سمت فقر حرکت کنند و جامعه حقوق بگیر درنهایت همگی حداقل بگیر خواهند شد ! و ترس از آینده اینچنینی عامل فساد و رشوه گیری