به اسم حاکم خراسان آلرژی پیدا کردم یه مدته.
خواهشا یه بسته ی خبری جدا تو سایت قرار بدین فقط برای فرامایشات روزانه و هفتگی ایشون .
که ما هم از چیزهایی که باعث حساسیت تو بدنمون میشه دوری کنیم.
یکم به فکر سلامتی مخاطبانتون باشید لطفا.
فعلا که دونفر بازداشت و چند نفر هم اخراج و توبیخ شدن با این اقدامها از نظر مسئولین موضوع خاتمه یافته تلقی شده حالا خانواده ها داغدار شدن اینکه غیر عادی نیست مردم ایران به اینگونه خبرها و حوادث ناگوار عادت دارند و همیشه هم در انتظارش هستن، با یک سرچ ساده در اینترنت میشه آمار کشته شدگان توسط اتوبوس در جاده ها را بسادگی میتوان بدست آورد، پراید که در ایران جای حضرت عزرائیل را گرفته.
سیدحسن خمینی گفت: "دینداری ما کاریکاتوری است و تناسب ها در آن بر هم ریخته است. آیا واقعا قبح اعمال در نگاه ما به همان اندازه است که شریعت می گوید؟! الغیبه اشدّ من الزنا. اگر کسی به خمر لب زده باشد، هرگز با او رفاقت نمی کنیم، اما یقین دارم پشت سر کسی که پنج دقیقه قبل غیبت کرده نماز هم می خوانیم. آیا توانسته ایم حبّ نفس را از دنیای خودمان دور کنیم؟! "
آفرین سید حسن آقا، این سخنانی است که از 10 تا 15 سال پیش سران روشنفکری دینی کشور می گفتند (که آوردن اسم آنها به دلیل ظرفیت عظیم جامعه در آزادی بیان نشاید).
این بزرگان گفته بودند برای اینکه بتوانیم نشان دهیم که الزاما مدل دینداری ما و درک و تبیین ما از دین بهترین نیست می توان حتی به این هم اکتفا کرد که بگوییم لازم نیست دو گروه دیندار حلال و حرام را متفاوت بگیرند و یا خوب و بد را همین که دو گروه از مردمان وزن اعمال خوب یا بد نزدشان متفاوت باشد عملا دین داری آنها متفاوت است و این تفاوت می تواند خیلی خیلی هم بزرگ باشد.
یعنی مثلا چند کار ثواب و چند گناه را در نظر بگیرید افرادی باشند که به برخی از ثواب های بیشتر و به برخی از گناه ها بیشتر اهمیت بدهند. مثلا در مملکتی دزدی یا دروغ را در عمل و بسیار جدی حساس باشند ولی با این که زنا را هم کاری بد می دانند کمتر به آن در عمل حساس باشند ولی در مملکتی دیگر با اینکه دزدی و دروغ را بد می دانند کمتر به آن حساس باشند ولی زنا را بسیار حساس باشند. خودتان دیگر متوجه می شوید با اینکه هر دو مسلمان هستند و در حلال و حرام هم همسان ولی میزان توجه به اهمیت هر کدام می تواند دو مملکت از بیخ و بن متفاوت بسازد.
اینکه میزان اهمیت یا وزن بهینه و درست و واقعی برای اعمال خوب و بد احکامی و اخلاقی آیا به صورت یکتا وجود دارد و یا اینکه اگر وجود دارد درستش را باید از کدام منبع در آوریم و خود را مطابق آن بکنیم مساله دیگری است مثلا می توان به احادیث یا قرآن مراجعه کرد و ببینیم راهی مستقل از سلیقه شخصی برای در آوردن اهمیت موارد وجود دارد یا ندارد.
اما به هر حال در صورت یافتن وزن ها و اهمیت های ایده آل باز هم مساله این است که مردم یک جامعه علاوه بر عرصه نظری در عرصه عملی چقدر به چه چیز هایی اهمیت و توجه نشان می دهند.
یکی از دردهای مملکت ما این است که آنقدری که در عرضه و تبلیغ نظر به بعضی مسایل کلیشه ای مانند ولایت فقیه و اطلاعت از آن (حتی اگر مورد تایید همه ما باشد) وزن و بها داده شده که به اصول اخلاقی و رفتاری مانند راستگویی، امانت داری، پاک دستی، تواضع و فروتنی که بعضا از مکارم اخلاقی هستند هرگز به این اندازه توجه نشده و کسانی در حراست ها و گزینش ها تایید شده اند که آن کلیشه ها را داشته اند و کسانی قدر دیده اند که آنها را رعایت کرده اند نشان داده اند که رعایت می کنند.
حال اگر مکارم اخلاقی و فرهنگی را هم نداشتند اهمیت زیادی داده نشده است به اندازه اهمیتی که به آن موارد کلیشه شده داده اند. اما حقیقتا یک جامعه دینی ممکن است بدون ولی فقیه دینی باشد ولی هرگز بدون اخلاق دینی نمی تواند باشد. درد این اصل که اصول وبنیان ها و زیرساخت اساسی دین را رها کرده ایم و به صورت کاریکاتور گونه تمام اهمیت را به برخی موارد خاص داده اند.
مساجد باید جای با اخلاق کردن مردم جای صبور و حلیم و متواضع و خوش اخلاق و امانت دار و دست و چشم پاک کردن مردم باشد اما ببینید در کنار هم و غم اندکی که به این موارد در مساجد ما می شود اکثریت هم و غم پیرامون کلیشه های سیاسی و آن بخش از موارد است که مورد نظر قرائت رسمی و حاکم از دین است و این اصول و بنیان های اخلاقی بدیهی است رو به فراموشی رود.
ارزش گذاری های جامعه است که جامعه را درست به سوی فلاح و رستگاری هدایت می کند و اگر این ارزش گذاری ها غلط هم حتی نباشند ولی نا متوازن باشند علاوه بر چالش در تربیت عمومی انسان ها چالش دیگر این است که آدم های واقعا ارزشمند و فرهنگی و اخلاقی قدر نمی می بینند و در صدر نمی نشینند و در عوض آدم های دیگری مطابق آن ارزش گذاری نامتوازن هستن قدر می بینند و در صدر می نشینند و برای بیچارگی یک ملت همین بس است.
خداوندا، خوب و بد و اندازه و اهمیت آنها را به ما بشناسان و کمک کن تا بزرگ و کوچک حلال و حرامت را در نظر بگیریم ولی حداقل اگر موفق نشدیم ما را کمک کن اهم را فرو نگذاریم. آمین
بودجه ای وکابینه ای که با نظرات تحمیلی فردی وباندی تشکیل وشکل یابد وتدوین وارائه شود قبل از انکه مشکلات مردم وکشوررا حل وفصل کند باید منافع فردی وباتدی را حل وفصل نماید واخرش هن سر ملا وکشور کلاه بزرگی میرود ونمایندگانی هم که بنام ملت به ان کابیه وبودجه رای بخواهند بدهند واگر ندهند ،دهنشان سرویس ودمشان چیده میشود را باید وکیل الفرد ویا وکیل الباند نامید .
اقای عزیز معمولا وانچه در جراید خوانده ایم هنگام بازپرسی قاتل در دادگاه قاتل اولین جمله ای که بزبان میاورد به اولیای دم مرا ببخشید شما هم چند ده نفر از سرمایه های مملکت کشته ویا لت وپار نموده اید. بانی وباعث ان مدیریت شماست حالا میگویید ببخشید خانواده داغدار وافرادی که برای همیشه نگرانی فرزندان خود هستند چه کار کنند که مثلا وجدان شما راحت باشد