در کشورهای پیشرفته، در شهرهای بزرگ هم انتخابات را منطقه
ای میکنند که هرکس تنها یک نماینده انتخاب میکند تا بتواند با نمایندهاش سخن بگوید و مشکلش را بگوید و نماینده هم با شماری از مردم منطقهاش سروکار دارد و میتواند به درد دل آنها گوش کند و برایشان کاری اگر میشود انجام دهد
هنگامی که همه مردم نماینده دارند و میتوانند از مشکلشان با کسی سخن بگویند یعنی همه مشکلهای کشور در جایی بازگو میشود و برآیند چنین مجلسی میشود مجلس ملی چنانکه ملت کشور هم از جمع تک تک کسانی که در کشور زندگی میکنند تشکیل میشود
انتخابات استانی نمایندگان را بیمسئولیت تر میکند
مدیریت متمرکز شهری بر پایه شهرداری ها خیلی مفید تر از این طرحها هست ، شهرداری ها باید کلیه خدمات شهری شامل اب برق گاز تلفن و پلیس راهور رو مدیریت کنند.
استانی شدن انتخابات به نفع کل کشور واهداف عمده میباشد ولی دوجریان مخالف دارد 1 جناح انحصارطلب که قطعا بازنده تمام انتخابات خواهد شد 2 نماینده های رانتی که دیگر نمیتوانند برنده شوند
در هر صورت نماینده ها با کمک افزاد با نفوذ به لحاظ مادی و معنوی رای لازم را برای وروَد به مجلس کسب میکنند . مهمتدین فرق آن اینست که در صورت استانی شدن کسانی که به منابع قدرت قوی تری نزدیکند از شانس بالاتری برخوردارند.ولذا باید مطابق خواسته قدرت های حامی خود عمل کنند. بهترین راه نجات حاکمیت قانون است.
حاکمیت ضابطه و حذف رابطه