شعار دادن و عمل نکردن به خصیصه اصلی بسیاری از مسئولین کشور ما تبدیل شده است! دست کم در این سه دهه، مردم ایران شعارهایی از قبیل لزوم (قطع وابستگی به درآمدهای نفتی) و (تقویت تولید داخلی) و (رواج روحیه ساده زیستی) و (بسترسازی برای سرمایه گذاری امن) و... را بارها و بارها از دهان آقایان شنیده اند، اما حتی اندک قدمی در راه تحقق آنها از ایشان ندیده اند. تنها با شعار نمیتوان اقتصاد قدرتمند داشت.
کشوری که گروه اندک بجای اگثریت حرف بزنند،تصمیم بگیرند بهتر از این نمیشه،انتظار اقتصاد شکوفا،کشوری آباد و توسعه یافته با شرایط موجود انتظار بیهوده ایست،
کجایی دنیا دیده اید مردم یک کشور گروهی مهاجرت کنند!؟ جز ایران، دلیل همان است که همه میدانند،نبود امنیت اجتماعی،شغلی و آزادیهای فردیست... البته که میلیونها بار این سخنان از دهن میلیونها هموطن تکرار شده اما کو گوش شنوا؟!دریغ دریغ دریغ که ایران روی کنج است اما مردمانش از درد بخود میپیچند،و این تنها بدلیل .....بی لیاقت و بی درد است!!
اقتصاد ما باید متحول شود و مدیران جوان وبا سواد و پرتحرک و غیر سیاسی سرکار بیایند. امثال نیلی و نوبخت ما ۴۰ سال قبل هستند، ولی متاسفانه در هر انتخابات با وعده و وعید و رد صلاحیت کاندیداهای جوان دوباره این ها جلو می افتند و این می شود که اقتصاد ما به توئیت ترامپ وابسته می شود. امروز در گزارشی می خواندم که چگونه تغییر نگاه مدیریتی در دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا آن را از دانشگاه ورشکسته به یک رودخانه طلا و سودآور تبدیل کرده است.