بله متاسفانه ما فوق العاده عصبی هستیم . چرا نباشیم ؟ این وضع زندگیمونه .شب میخوابیم صبح بلند میشیم میبینیم همه چی چند برابر شده . جوانهای ما از بیکاری و نداشتن امید به اعتیاد و جرم رو می آورند . فساد همه جارا فراگرفته هر روز یک فساد چند میلیاردی بر ملا میشه . عکس بچه های مسئولین که تو خارج دارند کیف میکنند و میبینم بابا هاشون ر... . باز هم بگم ؟؟!! به نظر شما اگه عصبی ترین آدمهای روی زمین نباشیم با عقل جور در میاد؟
بجای اینکه مدیر مدرسه ای که بچه ها را شاد کرده اخراج کنید باید به او پاداش دهید. خراب کردن آسانتر از آباد کردن است و بهمین ترتیب غمگین کردن بسیار ساده تر از شاد کردن مردم است.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۶:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۸
حتی کشورهای الگویتان این کارها نمی کنند
شادی را اموزش باید داد به شما هنوز که هنوز است نمی دانی شادی یعنی چی
به خاطر اینکه هیچی سر جاش نیست.به خاطر اینکه هیچکس احساس امنیت نمی کند.نه جانی.نه مالی.همه در یک جامعه بی نظم و انضباط از سر وکول هم بالا می روند و بدتر از همه اینکه صاحب منصبان. مردم را خر واحمق فرض می کنند و اگر سکوت کنند و خفه بگیرند شاید جامعه کمی آرام بگیرد.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۸
نظم و انظباط در هیچ سطحی از کشور رعایت نمیشه ، واقعا هیچی سر جای خودش نیست
من مشکوک به بیماری سرطان بودم. برای درمان به تهران آمدم. هر جا پول می دادم تحویل می گرفتند. راننده تاکسی وقتی 60 تومان 70 تومان می دادم من در چشمش ارباب بودم . اگر پول نمی دادم مثل گرگ می خواست حمله کند. بیمارستان اولین جمله برو صندوق. بعد پرستارها حالشان خوب میشد. با خودم می گفتم اگر پول نداشتم در این شهر با این بیماری بدبخت میشدم. با خودم می گفتم اینها بهشان پول بده همه چیز بهت می دهند. دو هفته ماندم ده پانزده میلیون هزینه کردم. بیمارستانم در همین محله ای بود که نجفی زنش را کشت. مردمش مثل ابوالهول بودند.
زیرا اکثر صاحب منصبان مانند محمد علی نجفی سالهاست با زور کارها را پیش می برند و اگر نشد دست به اسلحه می شوند.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۴:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۸
وقتی اطلاعات کافی و همه جانبه نداری قضاوت نکن. کاش ما اینو یاد می گرفتیم. نجفی خودش یه قربانیه. وقتی تخلفات شهرداری رو رو می کرد حذفش کردن. وقتی با منطق رفتار می کرد نمی پسندیدند حضورش رو. البته نه دفاع می کنم و نه رد می کنم. اما ای کاش منطقی تر بودیم و بیشتر از مغزمون کار می کشیدیم و تاریخ رو یاد می گرفتیم.
نداشتن امنیت شغلی و اجتماعی و سیاسی و .... آینده مبهم و بدون برنامه ، طغیان خواسته های شرعی و عدم دسترسی به آن ، جدایی و شکاف طبقاتی وحشتناک بین مسئولین نظام و مردم ، دلجویی نکردن از مردم و حتی نمک به زخم پاشیدنها، دروغ های صدا و سیما و بی اهمیت بودن خواسته های بحق مردم ، حرام خواری بانکها از جیب مردم ، و غیره و ذالک که یه کتاب می توان از آن نوشت ... از شما می پرسم آیا ما مقصریم یا کسانیکه که به هر دلیلی یا نتوانستند یا نخواستند که این مردم آرام باشند. کدام مقصریم؟