برای حل معضل مسکن فقط کافی است مثلا برای دارندگان بیش از چند خانه مالیات سنگین بسته شود به طوری سود و فایده در فروش اجباری برای مالک پیش آید همانند سایر کشورهای اروپایی و امریکایی.
اما متاسفانه مافیای مسکن اجازه تصویب این قانون را نمی دهد.
متاسفانه شبکه سراسری تلویزیون در شبکه افق ، کارشناس مسکن می گفت قدرت مافیای مسکن خیلی زیاد است وامکان مقابله با آنها وجود ندارد.
کسانی که باید قانون را وضع اجرا کنند خود صاحبان املاک و مستغلات و خودرو هستند. لذا منافع آنها در گران شدن خودرو و خانه است.دلیلی ندارد که بخواهند قانون کنترل قبمت ثبت و اجرا کنند.
بعید است بزرگان علم اقتصاد و صنعت خصوصاً دانشمندان حاضر در دولت و مجلس ندانند که کنترل قیمت زمین و مسکن و خروج این دو قلم از لیست کالای سرمایه ای ، ضمن ایجاد ارامش بسیار بالا در اجتماع و کشور و رفع بزرگترین دغدغه مردم ، کمک بسیار بالایی به مهار تورم و بی ارزشی پول کشور و رونق سرمایه گذاری های مولد و ... خواهد کرد و حداقل 50 درصد دغدغه های اقتصادی در کشور را رفع میکند .
دولت که توان اجرای مالیات برمسکن و خودرو و سکه و کارتهای بازرگاتی و جابجایی پولهای کلان بی حساب و کتاب در حسابهای بانکی و پولهای باد اورده وکنترل پایانه های راهداری که همه بارنامه قلابی برای فرار از مالیات صادر می کنند و زمینهای خالی دل شهرها که جای زباله شده ومحیط را کثیف کرده را ندارد ولی در عوض دلار فروشی می کند که این همه تورم ایجاد کرده
همچین میگین آشفته بازار مسکن که انگار همه چیز تقصیر این آشفته بزاره البته بعدش هم میگین احتکار گران و سلطانها -. اینها مثل اینه که یک کشاورز هیچ مسوولیتی قبول نکنه و همش تقصیر زمین باد حشرات گیاههای هرزه نبودی آب و باران و هوای بد و کشاورزان همسایه هر مشکلی داره بندازه. نه یک کشاورز خوب باید فکر داشته باشه زمینشو اب و هوا را بشناسه تجربه داشته باشه از مهندس کشآورزی مشاوره بگیره و با برنامه ریزی درست بهترین بهره برداری از زمینش انجام بده. پس نندازین تقصیر آشفته بازار مسکن یک هم چین موجودی وجود نداره هر چی هست خود کردین.
این حرف در قیاس جوامعیست که با این تفکر و اصول شکل گرفته و مردم و متولیان ان با این تفکر اجین باشند . الان بدون نفت یعنی گرسنگی و فلاکت چون حداقل چند نسل طول میکشه که ذات ما و تفکرو دیدگاه و فرهنگ کار ما تغییر کنه .
این موضوع را میتوان به تفاوت زندگی مردم در غرب و ایران قبل از پیدایش نفت و یا ملی شدن نفت نتیجه گرفت
در حال حاضر مالک قیمت بالا برای اجاره و فروش ارائه میدهد و اگر هم ملک اجاره و فروش نرفت خالی میماند و مشکلی هم برای مالک پیش نمیاید ولی اگر مالیات بر خانه وضع شود مالک برای جلوگیری از ضرر مجبور میشود با تخفیف ملک خود را کرایه یا عرضه کند. مالیات باید بر تمام املاک چه پر و چه خالی بر اساس درصدی از قیمت واقعی ملک اخذ شود. (مثلا نیم درصد در سال) این کار اگر برای همه و بدون رانت و فساد انجام شود باعث سقوط شدید قیمت املاک خواهد شد و پول اضافه متقاضین و مستاجران در بخش های دیگر اقتصاد به گردش خواهد افتاد و موجب رشد اقتصادی بیشتر میشود.
مدیرانی نمیتونه همین مساله ساده اخذ مالیات از خانه های خالی فعالیتهای واسطه گری غیر مولد و افراد با درآمد بالا همچون پزشکان هنرمندان و ورزشکاران را اجرایی کند به چه دردی میخورد؟