دلیل اصلی که همان مشکل سیاسی در روابط و عرصه ی بین المللی و گفتمان است. در وهله ی دوم عدم نظارت بر قیمت کالاها و برنامه ریزی درست است، به علت تغییر مرتب نرخها گویا نظارت بر نرخ آنها تعطیل شده، دلالها هم از این فرصت استفاده می کنند و با احتکار و بالا نگه داشتن قیمتها مانع از نرخ منطقی کالاها می شوند دلبل دیگر هم بعضی از بازاریان و فروشنده ها هستند، به این دلیل که کالایی را قبلا" گران خریده اند، حال گویا اگر فراوان هم شود باید نرخ را هوچنان بال نگه دارند و این یک سیکلی می شود که مردم باید ضررش را بکشند و دیگر اینکه بعضی از بازاریان به صورت مرتب و کم کمک نرخها را بالا می برند، بهدلیل اینکه می بینند نظارتی در کار نیست. موضوع دیگر بی برنامگی و سر رشته ی کار از دست در رفتن و سردرگمی است که گویا نوعی عجز و ناتوانی برای کنترل وجود دارد. همین بازاز اجاره و مسکن یک مثال واضح است. هیج قاعده و سامانی ندارد.راهکار هم به همان علت العلل به وجود آمدن این شرایط بستگی دارد. که باید دردرجه ی اول متمرکز روی آن شد و در ضمن آن تا حد ممکن بقیه ی شرایط و اوضاع را نظم و کنترل و اصلاح کرد. در سیاست باید از دگم اندیشی و رفتار یک بعدی و هیجانی و تند و بی تعمق پرهیز کرد چون اینجا جای آن نیست که بشود با فدرت صرف مشکلات و مسائل را حل کرد و یا روابط را بهبود بخشید. نوعی مقبولیت و جذب هم باید وجود داشته باشد. جوانب و نتایج را باید سنجید و عاقلانه با توجه به منافع و مصالح کشور قدم برداشت. در داخل اصل عدالت اجتماعی را باید تحقق بخشید. مالیات را در حهت گسترش و رشد تولید، رفع بیکاری و کارآفرینی و معضلات و به وجودآمدن تعادل با راهکارهای منطقی، درست و دقیق و مجدانه اخذ کرد. تعرفه ها و نرخ خدمات را اصلاح کرد. نمایندگان که در این زمینه ها اختیار و مسؤولیتهایی دارند، می توانند در جهت رفع آنها تا آنجا که وظایفشان اقتضا می کند داشته باشند. اینک می گویند ریشه ی مشکلات اقتصادی تا حد زیادی سیاسی است، ببینند اشال کار از کجاست و به مسؤولیت قانونی خود که در قبال ملت و کشور دارند، عمل کنند، آیا در امور کشور، اگر می بینند در جایی اشکال هست، همچنان باید بر مدار نادرست ادامه یابد و باقی بماند؟
وی گفت: شعاری صحبت کردن و شعاری نسخه پیچیدن نیز راه به جایی نخواهد برد. این مسیر را مدت هاست ما رفته ایم و به آن عادت کرده و به جایی هم نرسیده ایم. با این حال، اگر بخواهیم دقیقا مشکل را پیدا کنیم و در این موضوع به صورت جدی وارد شویم، بحث جدایی است.
اگه راست میگن سطح زندگی اشرافیشون رو کمی بیارن پایین.... همش شعار و حرف.........شدیم رکورددار.....فقط اختلاس 14000 میلیاردی بانک سرمایه که حدود 1 میلیارد دلار میشه جز بزرگترین دزدیهای قرن هست.......
چه عجب ! بالاخره يه مسئول پيدا شد كه حرفهاى شعارى ورد زبان مسئولان را به زبان نياورد و علت العلل مشگلات را بيان كرد ، اقاى ميرزائى درست مى گويد مشگل سياسى است نه اقتصادى ، دلار ارزان شده چون واردات همه چيز ، چه مصرفى و چه سرمايه اى و چه مواد اوليه بدليل تحريمها مشگل است و لذا تقاضاى دلار كاهش يافته است ، اما از ان طرف چون عرضه كالا كاهش يافته ، اجناس ارزان نشده و بعضا نيز گرانتر شده است ، حالا هركس بسته به جناح سياسى خود ، شعار گوناگون مى دهد ، يكى علت ارزان شدن دلار را سرنگونى پهباد امريكائى و گرانى اجناس را عدم نظارت مى نامد و ديگرى ............
برای نمونه عرض می کنم: ماشین پر۱ید این افتخار ملی تا قبل از سعود دلار حدود ۷ ملیون معاملعه می شد. الان دلار ۳ برابر ۴۲۰۰ تومان شده. پس پراید که کلا تولید داخلی و نیمه دولتی است نباید اصلا تغییر قیمت داشته باشد ولی در بدترین شرایط نبایدقیمتش بیش از ۳ برابر افزونی دلار یعنی ۲۱ ملیون تومان باشد. حالا توجیه بفرمایید مابقی تفاوت قیمت کنونی بازار که حدود ۵۵ تا ۶۰ ملیون می باشد به جیب چه کسی می رود؟
پاسخ ها
رضا
||
۰۱:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۸
برادر جان پراید در سال۷۸ شد ۷ میلیون ان زمان قیمت اپارتمان نوساز در مناطق متوسط تهر ان بود ۲۰۰ هزار
تومان و الان ۲۰ میلیون تومان یعنی ۱۰۰ برابر است حالا تو می خو اهی قیمت خودرو فقط ۳ برابر شود؟شما کی از توهم خواستن و داشتن رفاهی که وجود ندارد خارج می شوید؟اگر چند سال با دوپینگ نفتی قدرت خرید پراید را پیدا کر دید بدانید مهمانی تمام شده است و از این به بعد باید به پراید ۶۰ میلیونی به بالا فکر کنید دیگر پول مفت نفت در کار نیست
ناشناس
||
۰۹:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۸
پراید ۷ ملیونی زمانی بود که دلار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ تومن بود(سال ۸۹) ، دلار که شد ۳۶۰۰ پراید هم ۲۲ ملیون شد ، الانم که تقریبا ۱۲۰۰۰ حساب کنیم پراید شده ۵۰ ملیون ، پس همیشه بستگی به دلار داشته ، چه بخواهیم چه نخواهیم اقتصاد به دلار و ارز وابسته است ، و داشتن و سهولت تبادل ارز هم وابستگی کامل به سیاست خارجی صحیح داره
برادر هر ملت ودولتی اول باید ببیند که از روزگار چه می خواهد بعد همه برنامه های خود را براساس آن بچیند.اگر دنبال رفاه اقتصادی هستید مسیر همانی است که سنگاپور،مالزی،ترکیه،امارات و کره جنوبی رفته اند و اگر به دنبال تبدیل شدن به چگوارا هستید باید بدانید امثال او وحتی سید حسن نصرالله رهبر گروههای چریکی محدود بوده اند و سرنوشت یک کشور ۸۲ میلیونی را به
ارمان ها و راه و روش خود گره نزده اند بخواهیم یا نخواهیم امریکا امپراطور ظالم و شیطانی دنیاست اما قدرت تقریبا مطلق دارد تا جایی که بدون اذن او نمی شود صنعت هوایی یا صادرات نفت داشت یا اینکه اگر دنبال درامد گردشگری هستیم باید آنگونه رفتار کنیم که گردشگر می خو اهد نه آنگونه که خودمان می خواهیم مانند ترکیه اسلامگرا با سواحل انتالیا هر وقت این موارد حل شد همه چبز درست می شود
ولی با رانت وسیستم بانکی مثلا" اسلامی بدون رب(تمسخرودرازگوش کردن مردم) وغارت بیت المال مشکل اقتصادی مردم حل میشه. باید بپزیریم که سیستم و افارد شاغل درسیستم اقتصادی واداری ما هم آلوده باید دئر ریخته وهمه آنها مورد بازرسی ومحاکمه قرارگیرند البته توسط ترجیها" یک دولت بی طرف
کاش مسئولانمان ما یه خورده از حکام ترکیه یاد میگرفتن، الان نماد واقعی مقاومت جلوی آمریکا همین ترکیه هست، با قدرت تمام از روسیه s400 رو خرید، آمریکاییها هم تنها کاری که تونستن بکنن کنار کذاشتن ترکیه از پروژه f35 بود. ولی نه توان تحریم ترکیه رو داشتن و نه تونستن ترکیه رو به انزوا بکشونن.