خیلی از مسائل ریشهی واحد دارن، ولی برای بسیاریشون هم راهِ حل های مستقل وجود داره. برای همین کسی که بیمسئولیتیِ خودش رو گردنِ یه مشکلِ دیگه میاندازه، خودش بخشی از یه مشکلِ بزرگتره. من اگه معترضِ چیزی باشم، اوّل از همه مطمئن میشم مسئولیتِ اجنماعیِ خودم رو تو اون زمینه انجام دادم. همونطور که حاکمیتِ ناکارآمد نباید از شهروندش انتظارِ حمایت داشته باشه، شهروندِ بی مسئولیت و بی تعهد هم حق نداره به ناکارآمدیِ حاکمیت اعتراض کنه.
البته علمای باتعهد و با مسئولیتِ تابناک خون فکر نکنن حقِ مسلمشون رو زیر نادیده گرفتیم. ما رو از افاضاتشون محروم نکنن یه وفت.
آیا ما میپذیریم در ادارهای که پدر یا مادر ما کار میکنند تابع قانون باشیم و از رانت او استفاده نکنیم؟
پس مجازات و قانون این جا به چه دردی میخوره اگر هر کس دزدی میکرد و پارتی بازی میکرد رو مجازات سنگین میکردید وضعیت مملکت به این شکل در نمی امد که همه فرزندان اقا زاده ها یا خارج باشن یا داخل ایران سر کار ما جوان های بدون پارتی و پول بیکار معنی قانون و اجرا قانون رو هنوز درست درک نکردی
مدیر یک مدرسه اگر اهل ادب و اخلاق قانون و نظم باشه و دلش به حال شاگرداش بسوزه هم بچه ها نظم و قانون یاد میگیرن هم دل به مدرسه میدن , اما اگر مدیر بد دهنو بی ادب باشه و به وضع شاگرداش و مدرسه اهمیت نده و ریاکار باشه بچه ها هم همینطور تربیت میشن و میرن سمت دروغ و کلاه برداری , مردم چیزیرو که دیدن و یادگرفتن اجرا میکنن حالا از رانندگی بگیر تا رعایت حقوق یکدیگر مشکل از جای دیگست که نمیشه گفت بیخود گردن مردم نندازین