"آنها مبارزه با اهداف شوم این رژیم در عرصه ورزش را به عهده ذات حق جو و آزادی خواهانه ورزشکاران خود گذاشته اند تا به ندای درونی خود پاسخ داده و آنها را به رسمیت نشناسند."
دوست عزیز نویسنده اینجا ایران مهد قانونهای نانوشته است. اساسا اهمیت تعداد زیادی قانون نانوشته که وجود دارد ولی روی کاغذ هم نیست! از حتی قانون اساسی بیشتر است. روابط سه قوا و نهادهای بالادستی و ... از همین رویه تبعیت می کنند. مزیت این نانوشتگی این است که مسئولی بابت کارها بقه اش گیر نباشد و این محیط به قدری آلوده است که همگی مسئولان حتی در قوانین نوشته براحتی مسئولیت خود را از گردن ساقط میکنند و خود و جامعه و نهادهای نظارتی و حتی رقبایشان را با همین نانوشته ها بازی میدهند.
اگر آن قدری آزادی میدهید که یک ورزشکار به ندای درونی اش گوش دهد و آن دیگری نه فلذا قانونی نمیخواهد اما اگر این گونه نیست بگذارید یکی از هزاران قانون نانوشته به قانونی نوشته بدل شود تا تبعات آن توسط قانون گذاران پذیرفته شود. به عبارتی اگز ما رفتیم در یک تورنمنت و مثلا دو سه ورزشکارمان به این دلیل حذف و رتبه ایران نسبت به چند سال پیش کلی کم شد بفهمیم باید یقه سیاسیون را بگیریم نه ورزشکاران و مربیان!
به نظرم قاون خیلی خوبی است. ورزشکاران ما که مجبورن بازی نکنند. پس چرا هزینه اش را ورزشکار بدهد. حالا که نظام این را می خواهد هزینه اش هم خودش باید بدهد و نه ورزشکار.
نماینده ها نشون دادند که هیچ اراده ای از خود ندارن و به محض اینکه موجی راه میافته بدون فکر به عواقب آن دنبالش راه میافتند، این نماینده ها واقعا مایه تاسف هستند
بگذارید هرچه می شود بشود. بالاخره شتر سواری که دولا دولا نمی شود.
الآن اگر تمام دنیا به ما حملهی نظامی کنند ما حاضریم اسرائیل را به رسمیت بشناسیم؟
دیگر محرومیت از مسابقات ورزشی که بدتر از حمله نظامی نیست.
در ضمن این اصلا بسیار غیر اخلاقی است که ما قانون در این مورد نداشته باشیم ولی ورزشکاران را مجبور به تبعیت کنیم. همین که قانون شد اخلاقی تر است. باید قانونی و درست عمل کنیم و تبعاتش هرچه بود باشد.