بورس یعنی مکانیسم حراج و کشف نرخ که همواره نرخ آتی هر کالایی در آن قیمت میخورد. در شرایط تورمی اقتصاد بدترین کار ممکن معامله هر کالایی در بورس می باشد. در حال حاضر در بورس کالا بر اساس روند چند سال گذشته تمامی کالاها رشد چند صد درصدی قیمت را براساس رقابت داشته اند. در حال حاضر نیز محصولات عرضه شده 40 تا 60 درصد از قیمت پایه که آن هم براساس نرخ های جهانی تعیین می گردد معامله می شود.و حتی براساس دلار 30 تومنی و بالاتر قیمت می خورند. در این شرایط بورس مسکن خیانت به خریداران در جهت منافع بانکها و دلالان بزرگ برای رسمی کردن نرخ های حبابی مسکن می باشد. جریان نفوذ در اقتصاد کشور و مافیای سفته بازی اقتصاد کشور را قبضه کرده است.
راه حل بحران مسکن و کسری شدید بودجه دولت که باعث تورم شدید و نابودی زندگی 90درصد از مردم شده بسیار ساده است. فقط با توجه به شرایط ویژه کشور باید تصمیمات جهادی و انقلابی گرفت. دولت در حال حاضر با چاپ پول و تحمیل تورم سنگین در حال کسب درآمد هستش. چرا نباید با اخذ مالیات سنگین بر سفته بازی مخصوصا بازار مسکن کسب درامد کنه تا کسری بودجه از این محل تامین بشه و سفته بازی هم در این بازارها تموم بشه. آمارهای رسمی میگن دو و نیم میلیون مسکن خالی دارم اگه فقط از 2 میلیون از این مسکن احتکار شده که صاحبان اونها در سه سال گذشته به درآمدهای بادآورده و غیرمولد اقتصادی رسیدن، مالیاتی به اندازه کل اجاره سالیانه بگیرن اون هم در سه سال گذشته از تصویب قانون، چه درآمد عجیبی برای کشور در این شرایط فروپاشی اقتصادی ایجاد میکنه. اونهم بدون فشار به طبقه متوسط و چاپ پول و تورم. بیش از 3 میلیون ویلا و املاک خوش نشینی و تفریحی در شمال و مناطق خوش آب و هوای همه استان های کشور وجود داره. اگه ی مالیات سنگین بر این املاک ببندن چه درآمد عجیبی برای کشور مخصوصا دهیاریها و روستاها که بیشتر این املاک در اونجا قرارداره جهت توسعه روستاها ایجاد میشه. الان در این شرایط بحرانی اقتصادی راه حل بحران مسکن و سایر بازارهای سوداگرانه بسیار ساده است. اما نفوذ عمیق مافیای سوداگری اجازه این کار رو نمیده.
راه حل: 1- حکم حکومتی مقام معظم رهبری مبنی بر اخذ مالیات سنگین در سه سال گذشته بر سوداگری زمین،مسکن و خودر به عنوان کالای مصرفی که منافع بادآورده ای رو برای سوداگران در اوج جنگ اقتصادی آمریکا با نظام اسلامی بعد از شروع تحریم های ترامپ بدست آوردن(بنابر اعلام بانک مرکزی تورم مسکن در 20 سال گذشته دوبرابر تورم عمومی کشور بوده که به دلیل عدم قوانین مالیاتی مناسب در 20 سال گذشته سوداگران درآمد چندصد هزار میلیاردی از سوداگری در بازار زمین، مسکن و خودرو داشتن که حداقل 2 سال هزینه کشور رو در شرایط بحرانی تامین میشه) 2-اخذ مالیات 60 تا 90درصدی بر معاملات سوداگرانه بازار مسکن جهت تبدیل مسکن به کالای مصرفی(مالیات با نرخ پایین باعث میشه سفته بازان روی قیمت ملک مالیات رو اعمال کنن اما مالیات سنگین قابل اعمال نیست و باید از بازار مسکن خارج بشن). 3-دریافت کل اجاره سالیانه به عنوان مالیات برخانه خالی و احتکار شده(2/5 میلیون خانه خالی دارم که در این سه سال گذشته ارزششون حداقل3 برابر شده). 4-اخذ مالیات بر کل املاک بصورت مالیات پایین بر املاک مصرفی و مالیات سنگین بر املاک لوکس و خوش نشینی و ملک دوم.
موارد بالا سالیانه به اندازه حداقل نصف بودجه کشور و حتی کل بودجه کشور برای دوسال آینده تامین مالی برای دولت می کند و کل مشکلات اقتصاد در حال فروپاشی و ونزوئلائیزه شدن ایران را حل و جلوی چاپ پول برای کسری بودجه و اثرات تورمی هم گرفته می شود. افسوس که تصمیم سازان نماینده همان 5درصدی هستن که 95% منابع بانکی برای آنهاست. نماینده همان 5درصدی هستن که تمام منافع سفته بازی بازار زمین، مسکن و خودرو برای آنهاست. ایکاش خرق عادت میشد و با تصمیمات انقلابی در این حوزه مردمی که بخاطر آرمانهای این نظام تحت شدیدترین تحریم های آمریکا قرار گرفتن از این فشار اقتصادی عبور می کردن.
راه حل بحران مسکن و کسری شدید بودجه دولت که باعث تورم شدید و نابودی زندگی 90درصد از مردم شده بسیار ساده است. فقط با توجه به شرایط ویژه کشور باید تصمیمات جهادی و انقلابی گرفت. دولت در حال حاضر با چاپ پول و تحمیل تورم سنگین در حال کسب درآمد هستش. چرا نباید با اخذ مالیات سنگین بر سفته بازی مخصوصا بازار مسکن کسب درامد کنه تا کسری بودجه از این محل تامین بشه و سفته بازی هم در این بازارها تموم بشه. آمارهای رسمی میگن دو و نیم میلیون مسکن خالی دارم اگه فقط از 2 میلیون از این مسکن احتکار شده که صاحبان اونها در سه سال گذشته به درآمدهای بادآورده و غیرمولد اقتصادی رسیدن، مالیاتی به اندازه کل اجاره سالیانه بگیرن اون هم در سه سال گذشته از تصویب قانون، چه درآمد عجیبی برای کشور در این شرایط فروپاشی اقتصادی ایجاد میکنه. اونهم بدون فشار به طبقه متوسط و چاپ پول و تورم. بیش از 3 میلیون ویلا و املاک خوش نشینی و تفریحی در شمال و مناطق خوش آب و هوای همه استان های کشور وجود داره. اگه ی مالیات سنگین بر این املاک ببندن چه درآمد عجیبی برای کشور مخصوصا دهیاریها و روستاها که بیشتر این املاک در اونجا قرارداره جهت توسعه روستاها ایجاد میشه. الان در این شرایط بحرانی اقتصادی راه حل بحران مسکن و سایر بازارهای سوداگرانه بسیار ساده است. اما نفوذ عمیق مافیای سوداگری اجازه این کار رو نمیده.
راه حل: 1- حکم حکومتی مقام معظم رهبری مبنی بر اخذ مالیات سنگین در سه سال گذشته بر سوداگری زمین،مسکن و خودر به عنوان کالای مصرفی که منافع بادآورده ای رو برای سوداگران در اوج جنگ اقتصادی آمریکا با نظام اسلامی بعد از شروع تحریم های ترامپ بدست آوردن(بنابر اعلام بانک مرکزی تورم مسکن در 20 سال گذشته دوبرابر تورم عمومی کشور بوده که به دلیل عدم قوانین مالیاتی مناسب در 20 سال گذشته سوداگران درآمد چندصد هزار میلیاردی از سوداگری در بازار زمین، مسکن و خودرو داشتن که حداقل 2 سال هزینه کشور رو در شرایط بحرانی تامین میشه) 2-اخذ مالیات 60 تا 90درصدی بر معاملات سوداگرانه بازار مسکن جهت تبدیل مسکن به کالای مصرفی(مالیات با نرخ پایین باعث میشه سفته بازان روی قیمت ملک مالیات رو اعمال کنن اما مالیات سنگین قابل اعمال نیست و باید از بازار مسکن خارج بشن). 3-دریافت کل اجاره سالیانه به عنوان مالیات برخانه خالی و احتکار شده(2/5 میلیون خانه خالی دارم که در این سه سال گذشته ارزششون حداقل3 برابر شده). 4-اخذ مالیات بر کل املاک بصورت مالیات پایین بر املاک مصرفی و مالیات سنگین بر املاک لوکس و خوش نشینی و ملک دوم.
موارد بالا سالیانه به اندازه حداقل نصف بودجه کشور و حتی کل بودجه کشور برای دوسال آینده تامین مالی برای دولت می کند و کل مشکلات اقتصاد در حال فروپاشی و ونزوئلائیزه شدن ایران را حل و جلوی چاپ پول برای کسری بودجه و اثرات تورمی هم گرفته می شود. افسوس که تصمیم سازان نماینده همان 5درصدی هستن که 95% منابع بانکی برای آنهاست. نماینده همان 5درصدی هستن که تمام منافع سفته بازی بازار زمین، مسکن و خودرو برای آنهاست. ایکاش خرق عادت میشد و با تصمیمات انقلابی در این حوزه مردمی که بخاطر آرمانهای این نظام تحت شدیدترین تحریم های آمریکا قرار گرفتن از این فشار اقتصادی عبور می کردن.