از تصاویر مربوط به روزنامه ها دستگیرم شد که آقای فتاح شدیداً به دنبال کاندیداتوری ریاست جمهوری سال آینده است و روزنامه کیهان هم شدیداً برای تبلیغ ایشان فعالیت می کند. البته برکیهانیان حرجی نیست چون زیرمجموعه بنیادمستضعفان است وبه نوعی برای رییسش تبلیغ می کند اما این وسط می ماند پول بیت المال و حق الناسی که گردن کیهانیان است چراکه این روزنامه باپول بیت المال اداره می شود وکسی حق ندارد در مسایل شخصی ازآن استفاده کند.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۴/۲۱
آقای تیز بین! و بدبین!
اگر واقعا کار کردنش برای شرکت در انتخابات نباشد چه خواهید کرد؟!
"جوانکی که به همراه شریک فراری خود در فرایندی عجیب شرکت دولتی را خریده و به زبان سادهتر بالا کشیده و به نام ارتقای تولید یک و نیم میلیارد دلار ارز دولتی دریافت کرده اما یک قران آن خرج شرکت و کارگران نمیشود."
اگر به مقالات کیهان رجوع کنیم متهم و طلبکار اصلی این نوع جریانات و اینکه چرا از تولید داخلی حمایت نمیشود یکی همین کیهان است که حالا گویا دچار الزایمر شده و تیترهای اتشین خود را فراموش کرده است!!!. بقول نماینده جناح اصولگرا متوسط ضریب هوشی ایرانیها حدود ۶۸ است و با این ضریب هوشی طبیعتا تولید و اختراع توسط ایرانی باید با دقت بیشتری موشکافی شود. خودروی ابسوز یا دستگاه مستعان نمونه هایی بودند که ذهن ایرانی خالق انها بدنبال فریب جهت دریافت بودجه های کلان بود است. در کشوری که دلالی سکه و دلار و بورس افراد را صاحب ثروتهای افسانه ای میسازد امکان انحراف هر تولید کننده بسمت دلالی وجود دارد و مقصر دولت نیست. شما هستید که در روزنامه تان علی رغم دانستن واقعیات جامعه دولت را بابت عدم حمایت از تولید داخلی بازخواست میکنید
عباس عبدی ی پنجره فرصتی باز شد به اسم بالا رفتن از یک جایی و شما رفتی بالا و از اون موقع داری از بیت المال ارتزاق میکنی بدون یک کار مثبت و اساسی برای ملت
"مفاد قرار داد را نمیدانم اما میدانم خوب نیست"
برادر جان من مفاد قرار داد را نمیدانم و نمیتوانم در مورد خوب یا بد بودنش نظر بدهم، فقط اینکه پیش از نهایی دن باید مفاد آن برای همگان انتشار یابد
سلام.حرفهایی که در مورد قرارداد با چین گفته میشود صرف نظر از اینکه چه کسی گفته است دارای حقایقی هم هست.اگر بخواهیم سرمایه گذاری چین در ایران به سرنوشت درآمد ارزی دوران احمدی نژاد دچار نشود،باید قراداد فوق یا قراردادهای مشابهف همانطور که گفته شده است باید با چند قدرت بسته شود تا انحصاری و رانتی نباشد و هر وقت لازم و صلاح بود فسخ شودو قرارداد شفاف و زیر نظر مجلس باشد و حداقل قسمت عمده ای از آن بصورت "buy back &DBF" باشد یعنی چینیها طراحی پروژه ها (با نظارت عالیه ایران)را انجام بدهندو خودشان عملیات اجرایی (با مشارکت 51 درصدی پیمانکاران ایرانی )را با تامین هزینه از خودشان انجام بدهند و خرید درصد مشخصی از محصولات حاصل از پروژه را به قیمت روز، هم تضمین بکنند(تا احتمال سرمایه گذاری در طرحهای بیهوده منتفی شود)در این صورت از اینکه چین بخواهد ایران را استثمار کند و یا سود جویان داخلی بخواهند از نمد توافق برای خودشان کلاه بسازند جلوگیری میشودو این گونه قراردادها برد-برد میشود.
بعد از انقلاب و جنگ با توجه به آثار وضعی حادث شده و دریافت ضرورت توسعه ، به دولت هاشمی با شعار سازندگی و دولت خاتمی با شعار اصلاحات ،عمدتا به معنای سیاسی آن ، منجر شد در هر سه نوع توسعه عدم جامعیت در تدوین توسعه پایدار و همه جانبه و پرهیز از شتاب زدگی و ملاحظات جامعه ایرانی و نیز برداشت کلیشه ای با مفهوم توسعه و عدم توجه به نظام سرمایه داری وابسته که محور توسعه را پول گردانی بانکها در روابط رسوای ربوی قرار داده بودند ، نتیجه ای جز گسیختگی اجتماعی و سیل مهاجرت و به تبع آن فرهنگ زدایی و مسائلی از این دست دربرنداشت .
اکنون در این آشفته بازار فکری فرهنگی اگر دستی از غیب به جامعه ما تزریق کند به جرات میگویم تمام ارزش افزوده آن در قطب های زر و زور و تزویر شکل گرفته در ساختار ربا و رانت زده جامعه ، انباشته خواهد شد اتفاقی که در پنجاه سال اخیر رخ داده است چه برسد به توافق ناشی از استیصال آنهم با چین به مبلغ ناچیز چند صد میلیارد دلار که نسبت به ثروت پخش و پلا شده در کوچه و بازار رقمی نیست.
مصرف بی رویه سوخت ، انرژی ، گسترش شهر نشینی روستامآب ، و موارد بیشمار از این قبیل شاهد پیدای کوچه و برزن است لذا چه بسا تحریم بعنوان فرصت تحمیلی بازگشت بخود و برداشت و مصرف صحیح از منابع و تحرک استعدادهای معطل مانده حکم آب حیات یاشد ونه تحدید.
لذا اول بهره گیری صحیح از منابع و سازماندهی آن در فرصت تحریم ، و بعد دریوزگی و یا هر اسم مربوط دیگر جهت اخذ و درج سرمایه کاری و خلاق در جامعه .