بچه که بودم کنار منزل ما خشت مال ها کار می کردند و در حین مالیدن خشت آواز غریبی می خواندند و بقدری سوزناک و اثر گذار می خواندند که انسان از شنیدن آن سیر نمی شد و علاوه بر آن بخاطر سوزناکی آواز تمام وجود انسان غرق ماتم می شد. خشت مال ها زندگی بسیار سختی داشتند، هم کار آنها بسیار سخت و مشقت آور بود و هم درآمد آنها بسیار پایین بود. بنابراین با تمام وجود می خواندند. صدای استاد شجریان برای بنده یادآور آن حزن و اندوه و لطافت و زیبایی است. قدردان زحمات زیاد ایشان برای یافتن این نوع آهنگ ها و اجرای استادانه آنها هستیم.
کاریکاتور روی تخت بیمارستان با چهره و ظاهر رنجور خیلی درخور شان استاد شجریان نبود. ذهنیت ناخوش آیندی بجا می گذارد. کاش ذهن خلاق کاریکاتوریست چهره استاد و پشت صحنه تصویر را به گونه بهتری به تصویر می کشید.
البته 80 میلیون منهای عده ای قلیل و زورمند که همیشه عکس مطالبات مردم حرکت می کنند!!!