وقتی که مردم با دلال بازی ورانت خواری های دولتی یه شبه میلیادر می شوند چه انتظاری از مردم دارید که به سراغ کار بروند؟تا وقتی هم اقتصاد مت بیمارباشد این وضعیت ادامه دارد.
به نظر من مهمترین دلیل این مشکل انتصاب مدیران نا کارآمد از طریق رابطه و باند بازی است .در نتیجه چنین مدیرانی نمی توانند باعث انگیزش کارکنان و یا غنی سازی مشاغل سازمانی گردند در نتیجه بهره وری کارکنان دولتی ایران در پائین حد استانداردهای دنیا قراردارند.
بر اساس نظریه ی بسیاری از متخصصان علم مدیریت:کارمندان آنگونه کار میکنند که نظام پرداخت به آنان یاد میدهد"
وقتی در پرداختها عدالت رعایت نشود دلسردی و روزمرگی غالب میگردد.
در جایی از نوشته اتان به تعهد اجتماعی یا همان مسئولیت پذیری اجتماعی اشاره کردید که متاسفانه این مقوله رابطه مستقیمی با میانگین ضریب هوشی دارد.در کشورهایی مثل ژاپن یا کره یا چین و یا کشورهای اسلاویک خوب می توان انتظار تعهد اجتماعی داشت اما در کشورهای شمال آفریقا یا خاورمیانه نمی توان چنین انتظاری را داشت.اساسا افراد اینگونه جوامع را تنها با ترس می توان کنترل کرد.حالا ترس از آخرت یا ترس از مجازات در همین دنیا که اگر زیر بنای اعتقادی هم سست شود دیگر وضعیت جامعه خیلی بد میشود و نمی توان در آن زندگی کرد.اساسا فهم همین جمله که اگر می خواهی خوشبخت باشی یرای خوشبختی دیگران بکوش و اینکه اساسا خوشبختی مفهومی اجتماعی است و نه فردی برای افرادی باضریب هوشی کمتر از 100 بسیار دشوار است و اساسا هرگز نمی فهمند و به همین دلیل در این کشورها فساد مالی زیاد است و به تبع آن امنیت و رفاه اجتماعی پائین است.ثبات سیاسی وجود ندارد و در این شرایط حتی افرادی که ثروت اندوزی می کنند به دلیل پائین بودن سطح فرهنگ و رفاه و امنیت احساس خوشبختی نمی کنند و لذا فکر می کنند مثلا ایران کشور بدی است و اگر خانواده اشان یا فرزندانشان را به کشور دیگری بفرستند آنجا مناسب تر است.لذا می بینیم که اینها مثلا بچه های خودشان را برای ادامه تحصیل و زندگی میفرستند کشورهای دیگر.یا از طریق سرمایه گذاری می روند در کشورهای دیگر و جالب است که حتی آنجا هم می خواهند به جامعه و سلامت اقتصاد لطمه بزنند و آن کشورها را هم از بین ببرند.مثلا یکی از اقوام ما که در ایران خون هموطنان را در شیشه کرده بود و با پولهای هنگفت به کشوری دیگر مهاجرت کرده بود یکبار به طور علنی در مجلسی که من هم آنجا بودم گفت ای کاش می توانستم از ایران کارگر افغانی یا ایرانی باخودم ببرم!!!!!یعنی چون در اینجا بساز بفروشی می کرد و ساختمانهایی غیر استاندار و غیر ایمن می ساخت و از کارگران سو استفاده می کرد و آنها را بیمه نمی کرد و با حداقل خقوق به بردگی می کشید در دل خود آرزو می کرد که ای کاش این فعالیتهای غیر انسانی ضد بشر را می توانست در آنجا هم اجرا کند !!!!!
تا وقتی که کار کردن با کار نکردن هیچ تفاوتی نداره و پیشرفت افراد در کارشون فقط تابع مناسبات سیاسی و مذهبی اونهاست همین وضعه. به طور مثال توی همین ایران در شرکت های خصوصی افراد با تمام توان و حتی بعضا شب و روز کار میکنن. دلیلش هم اینه که میزان
درآمد و همچنین پیشرفت کاریشون فقط به همین عامل بستگی داره. البته منظورم شرکتهای واقعا خصوصیه نه شرکت های شبه خصوصی.
قانون خدمات کشوری ارزشیابی و ارزیابی عملکرد را منحل نموده و انتظار نداشته باشید بهشت برین شود.
وقتی اساس تصمیم گیری ها بر ناکارامد سازی و فاکتورسازی و چاپلوسی و تغییر ردیف اعتبار و انجام امور با 2.5 برابر قیمت واقع است نیز همچنین.
برای تعداد معدود رابط اداری-مالی و رئیس و معاون و ذیحساب راه توسعه باز است و نه سایر.
بیسواد را بال و پر میدهید تا بر سر فردی که معادل سن گواهی مطالعه و تحصیل نموده خکمرانی کند و چهارچوب عملکرد را به زیر سئوال ببرد.
اگر پول میخواهید ردیفی به عنوان متفرقه برای هر سازمان پیشبینی و به آن حساب بریزید و نه اینکه بدهید معاون و رئیس بروند با شرکتهای خود قرارداد صوری برای دفع مبلغ تهیه کنند. این حساب در استانداری باشد و به سازمانها ندهید . در پایان سال هرجور میخواهید مصرف کنید.
من از یک دانشگاه دولتی فوق لیسانس مخابرات هستم و سعیم اینه که کارم را به نحو احسن انجام بدم به همکارام هم چه به لحاظ آموزش و چه از لحاظ کاری هر چقدر بتونم کمک می کنم ولی رئیسم هر وقت که کم میاره خیلی راحت میگه که اصلاً کار کردن یا نکردن ما برای اداره مهم نیست و هر چی من صلاح بدونم باید قبول کنین . حالا شما قضاوت کنین که با این نوع مدیریت ها و برای کارمند ارزش قائل شدن ها میشه انگیزه برای کار داشت؟
چند سال پیش برای کاری در یک اداره دولتی و در قسمت نگهبانی در انتظار جواز ورود بودم ، فردی از اتباع خارجه از مسئول اطلاعات پرسید: " ساعت کار اینجا تا کی است؟ " .
مسئول گفت: " تا ساعت 4 ولی در اصل تا قبل از وقت نماز، چون بعد آن کسی توی اتاقش نیست" .
آن بنده خدا فکر کرد مسخره اش کرده اند سرش را پایین انداخت و بیرون رفت.
پول نفت عامل تنبلی ایرانیان است و آنهایی که دنیا را اداره می کنند ما را طوری پرورش داده اند که تلاش و سازندگی نداشته باشیم . پول نفت را بدون زحمت بگیریم و فکر هم نکنیم . بدین ترتیب همیشه عقب مانده و وابسته خواهیم ماند تا نفت و گازمان و نفت وگاز همسایگانمان غارت شود
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۴:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۰
البته اگه نفت نداشتیم مثل ترکیه نمی شدیم مطئنا، می شدیم افغانستان یا پاکستان!!!
ناشناس
||
۰۹:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۳
شهروندان امارات متحده عربی هم کار نمیکنند البته اونها که حتی در ظاهر هم کار نمیکنند و فقط پول نفت را میگیرند میخورند و میخوابند و پول گاز و برق و آب و .. هم نمیدهند افرادی را از کشورهای دیگر آورده اند و کارها را به دوششان گذاشته اند
چرا آنها وضعشان مثل ما نشده