شاید چون روش مدیرانشون برای اداره مملکت ژاپن، ژاپنی هست
با فرهنگ و مردم خودش بیگانه نیست
کتابهاشون قبل از چاپ ممیزی نمیشن ...
و ..............................
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۰
آقا فرزاد ول كن شما هم. سياسي نكن قضي رو. باور نمي كنم كسي به خاطر مميزي كتاب نخونه!!!
کتابدار
||
۱۴:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۰
وقتی دولت و مدیران و وزرا به کتاب فقط در حوزه چاپش اظهار نظر می کنند و به خواندنش به عنوان یک کارفرهنگی کاری ندارند و تا زمانی که کتابخانه های ما منتظر افرادند تا شاید سری به کتاهایش زده شود و تا زمانی که کتابخانه هاکه یک مرکز مهم ترویج کتابخوانی و مطالعه می باشند سربار مسولین مملکت می باشند و هر از چند گاهی از این نهاد به آن سازمان تحویل داده می شوند نه برای بهتر شدن بلکه چون منبع در آمد دولت نیست پس باید دولت از شرش خلاص شود وضع مملکت ما همین است و باید تاسف خورد
یاد این لطیفه روی گوشیم:
قبلا تو ایران 10 برادر بودند که یکی از آنها دانشجو می شد و همه کاره ای خانواده.
حالا اما از 10 برادر 9 تا آن دانشجو یکی از آنها دنبال شغل و کار آزاد است و از قضا هم او همه کاره و صاحب کمالات خانواده است.
از قدیم می گفتند علم بهتر است یا ثروت !؟ اما در ایران کسی برای علم و کتاب اهمیتی قائل نیست و یک طراح و مبتکر آن قدر اذیت می شود که ...... راستش یک نویسنده هم چنین وضعی را دارد در نهایت ناشران او قورت می دهند!
یا یک سرمقاله نویس و مفسر !
چه می تواند بکند جز اینکه ابین خطوط قرمز جاخالی بدهد یا خود من که ترجیح می دهم تابناک را بارها و باها بخوان ولی کتاب نخوانم.
پاسخ ها
معلم
||
۱۲:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
داستانی کوتاه برایتان نقل می کنم
قبل از بگویم که: 1- شخصا بیشتر کتاب امانت میگیرم می خونم تا بخرم 2- معلم مدارس خصوصی هم هستم و مزیت های معلم های آموزش و پرورش رو هم ندارم 3- تدریس خصوصی هم نمی کنم که همه بگن خون مردم رو تو شیشه کردی 4- در بهترین دانشگاه این مملکت هم درس خوندم و فرصت های بیشمار تحصیل در خارج رو به خاطر ماندن در وطن نادیده گرفتم 5-با اینکه نگاه جامعه به آدم های اهل علم خوب نیست و زیاد مسخره می کنن ولی من بیخیالشم 6- حتی وقتی یک کتاب خوب کادو میدهیم آدم ها زیاد خوششون نمی اد 7- نیازی به تحویل گرفتن بقیه نیست ولی شاگردامون میگن اگه مهندس و تاجر و ... نشیم آخرش باید بشیم معلم (این آخری رو با تحقیر بخونید)
حالا ببین کار جامعه به کجا خواهد کشید
یه ایرانیه در سوییس مشکل اقامت پیدا می کنه و از سر درددل به همسایه اش میگه که معلم دبستان بوده. اونم میگه فردا بیا بریم اداره مهاجرت ببینیم با ضمانت من چی میشه
ایرانیه هم توی دلش میگه «برو بابا یه معلم!! حالا اگه کاره ای بود یه چیزی»
خلاصه فردا میرن اداره و فقط به خاطر معلم بودن اون همسایه، اقامت طرف تمدید میشه
سؤال 1: آیا جامعه ما شانی برای معلم قائل است؟ اولیاء در منزل و در کلام احترام چندانی قائل نیستند که فرزندانشان قائل باشند
سؤال 2: مسخره کردن معلم در میان دانش آموزان ما به یک ارزش تبدیل شده و به خاطرات شیرین!!! ما از سالهای مدرسه
سؤال 3:در کشورهای پیشرفته معلمی یک تخصص است و برایش دوره های مهارتی زیادی برگزار می شود، خود معلم هم وقت و انرژی صرف توسعه مهارت هایش می کند و البته حقوق معلم جزء حقوق های متوسط به بالا است. اینجا چطور؟
سؤال4: آیا آموزش و پرورش ما با آن شیوه های کهنه و پوسیده و آزمون و خطاهای مکرر- نداشتن فضای آموزشی مناسب- عدم برگزاری دوره های آموزشی مؤثر و اجباری و عدم حمایت مالی به قدر کافی از معلمین توانسته چنین اعتباری برای معلمین فراهم کنند؟
و چرا با این همه منابع خدادادی تو علم و صنعت 70 یا 80 سال از ژاپن عقبیم و چرا با این همه وسعت و جمعیت هنوز سوزن خیاطی وارد میکنیم و چرا با این همه پتانسیل بالقوه هیچگاه بالفعل نمیشویم همه و همه بخاطر این است که ما در تامین نیازهای اولیه خود مانده ایم نگاهی به هرم مازلو بیاندازید تا جوابتون را بگیرید
هم به کتاب وهم به کتاب خوان باید بها بدهیم من بسیاری از کتابهای اموزشی علمی را دیده ام که نویسنده یا ناشر بطور کامل یاد نمی دهد وحتما اموزش را ناقص تمام میکند این موجب دلزدگی از کتاب میشودویا مترجم متخصص در یک حوزه خاص وارد نمیشود هرچه گیرش امد ترجمه میکند تا به پول برسد بیشتر نویسندگان کپی برداری میکنند
آقا جان به زور نمیشه کتاب خوان شد .باید تو خون آدم باشه. این واکمن اختراع کی بود؟ اختراع همین ژاپنی ها . چرا؟ چون ژاپنی درون گرا هستن . دوس دارن تو خودشون باشن . کتاب رو هم کسی میخونه که میخواد در خودش غرق بشه... همه چی دس به دسته هم داده. الکی سهی نکنید ادای ژاپنی ها رو در بیارید. هر کسی هنری داره. هنر ما هم رکورد شکنی در دنیا و اول شدن تو هر زمینه ای .... حالا بیشتر منفی ولی توش مثبت هم پیدا میشه..
پاسخ ها
علی
||
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
به عنوان شخصی که مدتی در ژاپن زندگی کرده باید بگم اینطور نیست
هدف از تولید واکمن صرفا همراه داشتن موسیقی در پیاده روی ها و کارهای روزمره بوده و نیز عدم مزاحمت برای دیگران که در ژاپن بسیار اهمیت داره
اتفاقا آنها فستیوال ها و جشن هایی در دوازده ماه سال دارند که همه دور هم جمع می شوند
هر چند وقت یکبار با دوستان و فامیل ها دور هم جمع می شوند و مهمانی می گیرند
بسیار به اسایش همسایه احترام می گذارند
به عبارتی کاملا شرقی اند ولی پیشرفته
به نظر من علاوه بر تنبلی، یکی از دلایل کم رغبتی مردم به کتاب، کمبود کتابهای با کیفیت می باشد. مثل صنعتمون، نویسندگانمون هم فقط ترجمه و کپی بلدند. تازه به کمالاتشون هم بر میخوره اگه به منابعشون ارجاع بدن. از طرفی، اگه یه نویسنده خلاق هم پیدا بشه با سد ممیزی مواجه می شه.
با فرهنگ و مردم خودش بیگانه نیست
کتابهاشون قبل از چاپ ممیزی نمیشن ...
و ..............................