بنده هیات علمی هستم و کاملا هم در مقوله عملی به زعم کارهایی عملی که انجام میدهم استاد کار و ماهر و دست استادای قدیمم رو از این بابت میبوسم و دست خودم رو که تا دکتری فقط تلاش کردم ،اما مشکل از اینجاست که 1- وقتی افراد بی سواد هیات علمی و ریس میشوند و برای راهنمایی پایان نامه دانشجوی ارشد 1 میلیون میگیره و هیچی ندارد که به دانشجو بگوید حتی نمی تونن نوع طرح آزمایشی رو توضیح بدن یکی مثل من که پارتی نداره و یک دانشگاه درجه 3 خودش رو به زور جا کرده حق داره 2 میلیون بگیره و کمک پایان نامه بکنه ( چون استاد دانشجوی مورئ نظر بی سواده ولی رانت داره و منم باسوادم به زرس قاطع ، و حق دارم به زرس قاطع که حق سوادم رو بگیرم ) و خیلی هم خوشحال میشم که این برادر فردا هیچی برای گفتن نداره چون با معدل 10 داره فوق لیسانس میخونه بعد میشه معاون دانشگاه ما و چون هیچ حرفی برای گفتن نداره ( البته پاچه خوار نماینده شهر که از اون بی سواد تره است شده معاون در نتیجه پست میگیره) نمیتونه در محضر اساتید باسواد بیاد و هر طور که دوست داشتیم به صورت غیر مستقیم بهش توهین میکنم اونم نمیتونه هیچی بگه چون گیر داره آخه 2- تا وقتی که معیار ترفیع اساتید مقاله باشه استاد دانشجو رو مجبور به در آوردن مقاله میکنه و چون فرقی بین مقاله هایی که مثال بنده خودم نوشتم با مقاله هایی که دانشجویان استاد محترم استخراجکرده اند دیگر نیست و تازه به علت کسرت مقالات تعداد امتیاز بیشتری هم میگیره بنده هم مجبور میشم به همان روش بالا دوباره تکرار مکررات. باور کنید بعضی استاد ها اصلا همین مقاله زپرتی رو هم نمی تونن بنویسن ولی دانشجو هاشون مینویسن و ترفیع میگیرن و من هم باید ترفیع بگیرم تازه اون استادی که 10 دانشجوی ارشد داره 10 میلیون سالانه بیشتر از من پول میگیره مگر از من باسواد تره : نه ، خب من هم باید جبران کنم تازه اگر معاون باشه بدتر چون کار بقیه استاد ها دراومده و مجبورن برای خوش آمد معاون اسمشو آخر یا وسط یا اول مقاله بیارن که بازم امتیاز میگیره خلاصه این قصه سر دراز دارد اما ارزش شرافت خیلی بیشتر از این حرفهاست. خلاصه تا زمانی که کار به دست کاردان نباشد نه دانشگاه نه استاد و نه پایان نامه ارزشی ندارد وبا این وضعیت کیلویی انتخاب دانشجو خداوند آخر و عاقبت کشور ما را به خیر کند...
پاسخ ها
اسماعیل
||
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
ضرس قاطع درست است نه زرس. چون چند بار نوشته شده معلوم میشود غلط املایی است نه تایپی. لطفا چند بار از روی آن بنویس تا هیات علمی خوبی باشی
ناشناس
||
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
من هیات علمی یکی از واحدهای دانشگاه... هستم. رئیسمان وقتی رئیس شد هنوز دکتراش رو از .... نگرفته بود! ولی شوهر خاله زنش رفیق فابریک نماینده شهر بود! حالا هم کلی از دوستا و فامیلای نماینده که در رشته هایی که مورد نیاز دانشگاه نیست دارن تو دانشگاه... درس میخونن رو بورس کرده! خلاصه من که به فکر کار آزادم! اونجا اقلا ارباب خودتی و زیر دست یه عده بیسواد پارتی دار کار نمیکنی
در کشورهای دیگه در قبال تخصیص و یا کسب بودجه، دانشگاه ها و اساتید به فکر حل مشکل و یا معضلی از کشور هستند و بایستی جوابگو باشند. متاسفانه در کشورمان، بعضا موضوعات انتخابی خیلی فانتزیک هستند و اصلا دانشگاه واساتید روی آموزش نحوه تحقیق تاکید می ورزند نه خود تحقیق.
غیر از آن، اساتید دنبال موضوعات مقاله زا هستند مخصوصا اینکه آنرا در نشریات خارجی چاپ کنند. عجب، با پول مملکت قرار بود یه مشکلی حل بشه....
به به ، من کارشناس زمان و سواد آنچنانی برای دست یافتن و درک و ترجمه مقالات اساتید وطنی را ندارم و از طرفی دیگر دستیابی به اصل پایان نامه ها هشت خوان رستمه.
جالبتر اینکه برخی اوقات دستیابی به مقالات و پایان نامه های خارجی خیلی راحت تر از وطنی هاست.
تو را خدا بیشتر به این مقوله و مقوله های مشابه بپردازید.
سلام تابی جون شما همش ایراد میگیری اما دلیل درست حسابی نمیاری.
1_ شما میگی تو دانشگاه کار عملی یاد نمیدن درسته چون ما در مقطع کارشناسی نزدیک 30 واحد درس های غیر علمی و ماورایی داریم که به جاش باید 30 واحد آزمایشگاه باشه.
2_ اون تخصص مورد نیاز صنعت ما در عرض یک ماه اموزش تو محل کار حاصل میشه.
3_این همه جوون بیکار مشتاق کار هستن ...
این جمله زیبا ازمتن را میخواهم تکرار کنم چون به صحت ان ایمان دارم:گاه برخی دانشجویان برای یافتن حامی مجبورند که رنج سفر به پایتخت را به جان خریده و سازمان ها، وزارت خانه ها، نهادها و ... را زیر و رو کرده و پروپوزالشان را برای مسئولان پرمشغله و گاه بی تفاوت پرزنت کنند، در حالی که هستند دانشجویانی که میتوانند برای پایان نامه های سرقتی یا خریداری شدهشان، به مدد روابط، طرح حمایتی بگیرند و سودآوری داشته باشند!
سلام
بنده به تازگی از مقطع دکتری یکی از دانشگاه های تهران فارغ التحصیل شدم. خواستم تجربه خودم رو با شما در میان بگذارم. علت های مختلفی برای کم استفاده بودن پایان نامه ها میشه ذکر کرد:
1)مستقل بودن حقوق اساتید و همچنین بودجه دانشگاه ها از میزان خروجی صنعتی و یا مفید بودن آنها برای صنعت کشور
2) ISI محوری: اگه بررسی کنید می بینید که شرط لازم برای فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری یک یا دو مقاله ISI هست. با یک پرس و جو ساده متوجه می شین که اینقدر که این معیار اهمیت پیدا کرده، موارد دیگری مانند مفید بودن برای کشور و نیاز محور بودن و ... اهمیت ندارد. از طرفی برای ISI دادن هم باید موضوع پروژه دکتری را یک جور خاصی تعریف کنید که نتیجه آن مطلوب مجلات ISI که اغلب خارجی اند باشه. و این مجلات هم مشکلات صنعت ما را که مربوط به سالهای گذشته علم هست نمی پسندند.
3) علاقه وزارت خانه های صنعتی و ... به تاسیس پژوهشگاه مختص خود و عدم ارجاع کامل تحقیقات به دانشگاه ها
4) دسترسی سخت به پایان نامه های دانشگاه ها حتی برای خود دانشجویان:
یک طنز در اینجا نهفته است. ما خیلی راحت نتایج کارهامون رو به صورت مقاله در اختیار مجلات خارجی می گذاریم و این مجلات آنها رو روی سایت ها برای استفاده دیگران قرار می دهند. در این حالت ما هیچ نگران استفاده دیگران از کارهای ما و یا حتی کپی کاری نیستیم. اما وفتی نوبت به انتشار پایان نامه ها از طریق سایت های رسمی وزارت علوم می رسه هزار و یک مشکل از جمله امکان کپی دیگران مطرح می شه. در حالی که اگر این مسئله به درستی و کامل انجام می شد اتفاقا اساتید با یک جستجوی ساده در اون سایت می تونستند حتی اگه یک جمله مشابه در پایان نامه مورد نظرشون با پایان نامه های موجود باشه رو متوجه بشن. این مشکل موجب شده که من حتی برای اینکه بدونم چه کارهای مشابه ای در دانشگاه خودم با موضوع انتخابیم وجود داره و دوباره کاری نکنم با مشکل روبرو بشم و معمولا از خیر این بررسی بگذرم. حتماً برخی از دانشجویان دیدن که در برخی جلسه های دفاع یکی از ایرادها عدم مراجعه دانشجو مورد نظر به کارهای مشابه موجود در دانشگاه اوست که علتش همینه!
اگه کمی موارد فوق رو بررسی کنید هر کدوم از این بندها خودش یک گزارش کامل می تونه باشه. خواهشاً پیگیری کنید و مسولان رو وادار به بهبود کنید.
می دونید چند میلیون نفر ساعت در بخش تحصیلات تکمیلی ما اون هم از بهترین بخش زندگی افراد یعنی جوانی داره هدر می ره! اگه کمی دقت کنید این خسران کمتر از فرار مغزها نیست!
عزیز من استاد دانشگاه ملی سراغ دارم که پول می گیره و پایان نامه برای دانشجوش می نویسه و خودش هم سر جلسه دفاع راهنمای طرفه. کشوری که استاد دانشگاهش اینه، فاتحش خونده است
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
دانشگاه ملی ؟منظورت سراسریه دیگه ؟ ظاهرا خیلی با سواد و به روزی !!
اگر بطور جدی می خواهید به این قضیه بپردازید باید کل حلقه تولید و بکارگیری علم را در نظر بگیرید. به نظر می رسد در کشور ما هر جزء این حلقه راه خود را می رود و عجیب تر آنکه هر بخش خیلی رغبت دارد به کار بخشهای دیگر بپردازد تا کار خود. دانشگاه که ناچار است مقاله تولید کند! صنعت دوست دارد دانشگاه بزند، همه دوست دارند پژوهشگاه بزنند، حتی برخی کارگاه ها هم به فکر جذب دانشجو هستند و ....
فقط و فقط عمر و زندگی دانشجو تلف می شود و بر سواد و علمش بسیار اندک اضافه می شود.