اين خوبشه ، بيمه درماني و حقوق بازنشستكي هم ميكيرن و خرج اونجا ميكنن ، يك ريال هم ماليات نميدن تو ايران ولي تا دلت بخواد براي ماليات دادن تو خارج دست و دلباز و لارجن .
جواب خیلی ساده است:
پاسپورتمون اعتبار داره؟
محیط زیستی برامون باقی مونده؟
اب اشامیدنی تا 20 یا 30 سال دیگه داریم؟
شغل مناسب با حقوق مناسب میشه پیدا کرد؟ ( البته اگه آغا زاده ! نباشی ! )
مردممون به هم رحم می کنن؟
دولت به فکر مردمه؟
وضعیت بهداشت و درمان در حد قابل قبوله؟
اقتصاد شکوفایی داریم؟
آخه به چی دلمون خوش باشه ؟ حداقل کار منطقی اینه که یک پلان ب داشته باشی بتونی زندگی کنی. خود سیاستمداران فعلی هم ،همینکار رو با کیفیت بهتری واسه آغا! زاده هاشون کردن. ولی این بنده خدا رو راست واقعیت رو گفته.
مدیران عمدتا دو دستهاند:
دسته اول مدیران سخت کوش و سالم، اما با اهداف و برنامه های ناشی از جهان بینی تعریف شده در ابتدای انقلاب.
دسته دوم مدیران ناکارامد که تنها برای بهره مندی از منافع، تظاهر به پایبندی به جهانبینی دسته اول میکنند.
به نظر من راه حل: پذیرش تکثر و کنار نهادن ایدئولوژیک است. ایران احتمالا تنها کشوری است که بر مبنای ایدئولوژی اداره میشود. با تغییر یک قانون یا تغییر تعدادی از مدیران اوضاع تغییر نخواهد کرد.
پذیرش تکثر، تنوع سبک زندگی، اداره مملکت بر مبنای مشترکات.
در تلاش برای اجبار به یک سبک خاص زندگی