سهمیه هیأت علمی کسی است که به هر دلیلی پدر و مادرش عضو هیأت علمی دانشگاه است، ممکن است معدلش هم 10 و جزو تنبلترین دانشجویان باشد. آنها میروند آن طرف مرز و با پول و رابطه به هر روشی، به ثبتنام در رشته مرغوب اقدام میکنند و بعدش میخواهند دانشجوی داخل کشور شوند و از رانت سهمیه هیأت علمی استفاده کنند و در دانشگاههای کشور ادامه تحصیل دهند.
تا به امروز یک نفر در کشور به این موضوع نپرداخته اینهایی که از سهمیه هیأت علمی وارد دانشگاههای کشور میشوند، از چه سطح علمی برخوردارند؟ بعد میگویند سهمیه شاهد! در حالی که این افراد تنها 5 درصد هستند و باید 80 درصد نمره قبولی آخرین نفر را هم به دست آورند. سواد بچههای سهمیهای با سواد بچههای هیأت علمیها قابل قیاس نیست، ما الان بچههای سهمیهای داریم که نمره عالی گرفتهاند و در رشتههای تخصصی هم درس میخوانند.
تعیین سهمیه برای معلولین آن هم در حد اشتغال ،آن هم در حد نسبت جمعیتیشان معقول است اما در سایر موارد بی عدالتی اجتماعی است و به حس بد بینی نسبت به بخشهایی از جامعه دامن میزند و به دیگرانی که تلاش میکنند و درس می خوانند ظلم می کند و باعث می شود بی استعداد ها رشته های خوب را تصاحب کنند حتی معلولها هم نباید در تحصیل سهمیه داشته باشند بلکه فقط در شغل باید نسبت به جمعیتشان سهمیه داشته باشند این موضوع فقط باعث تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی میشود و آینده ثابت خواهد کرد که چه عواقبی خواهد داشت چه از نظر علمی و چه از نظر اجتماعی و حتی سیاسی . به نظر من سهمیه ها باید فورا برداشته شود
سهمیه فرزندان اساتید دانشگاه مصداق بارز ظلم و حقکشی است. فرزندش در یک دانشگاه درجه ۳ قبول شده به چه حقی میتواند انتقالی بگیرد بیاید بهترین دانشگاه کشور و یک صندلی اشغال کند. خدایا به کجا پناه ببریم؟
1-فرزندان اعضای هیئت علمی هیچ سهمیه ای در کنکور سراسری ندارند و فقط پس از قبولی در یک رشته می توانند جابجا شوند.(در صورت داشتن حد نصاب نمره)
2- برای مقایسه منصفانه اعضای هیئت علمی ایران و کشورهای دیگر باید همه تسهیلات از جمله حقوق را در نظر گرفت.
ظاهرا بهره مندان ازسهمیه های ناروا باتوجه به حساسیت به حق جامعه ازسهمیه هایی که ازآنهااستفاده می کنندتصورمی نمایندبادادن آدرس غلط می توانند مردم را فریب دهند.چنانکه وزیرعلوم مطرح کرداصلاسهمیه ای بنام فرزندهیات علمی وجودنداردچه رسدبه همسر.بدون شک عده زیادی ازاعضای هیات علمی بدون شایستگی وباامتیازاتی نظیرسهمیه های آنچنانی درس خوانده ومدرک گرفته واستخدام شده اندواکنون برای تحصیل فرزندانشان بازهم ازامتیازهای آنچنانی بهره می گیرندونیازبه سهمیه هیات علمی ندارنداینها ازهمان بهره مندان این سهمیه هاهستند.اماهستنداعضای هیات علمی که بااتکابه توان خودبه جایی رسیده اندودروقت مقتضی اتهام پراکنی های جماعتی راکه به قیمت منفعت وحفظ منافع ناروا حتی برای معلمان دانشگاه اتهام می تراشندتااذهان رامنحرف کنندخواهندداد.مامعلمان دانشاه یاهمان اعضای هیات علمی سهمیه مان ازاین جامعه بعدازیست سال سابقه تدریس وبیست وپنج سال تحصیل جزماهی پنج شش میلیون تومان درآمدوتحمل اوضاع نابسامان جامعه ودم برنیاوردن وتحمل دانشجونماهایی که باسهمیه ها امده اندنیست خاطرجمع باشید
به نام خدا
ضعف اطلاعات و مطالعه کم چالش بزرگ جامعه زورنالیستی ایران، صدا و سیما و سایت های اینترنتی است. افراد بدون هر گونه مطالعه ای افکار عمومی را مشوش می کنند.
بر اساس قانون اعضاء هیات علمی دانشگاه می توانند فرزندان خود را به شرط داشتن 95 درصد امتیاز آخرین نفر ، صرفا به محل خدمت خود منتقل کنند. یعنی بنده که عضو هیات علمی بوعلی سینا هستم اگر فرزندم تهران یا هر شهر دیگری در رشته فیزیوتراپی قبول شود، اگر 95 درصد امتیاز اخرین نفر را در دانشگاه بوعلی سینا داشته باشد می توانم او را منتقل کنم.
کجای این مورد سهمیه است. حالا اگر کسی سو استفاده کرده مربوط به سیستم ها نظارتی است نه اعضاء هیات علمی. بر اساس براوردها شاید سالی 50 نفر بتوانند بچه های خود را غالبا از یک دانشگاه همسطح منتقل کنند.
عضو هیات علمی بوعلی سینا
باید این سهمیه حذف و مدارکشون باطل اعلام بشه.