زندگینامه
خشایار الوند متولد ۱۳۴۶ و فیلم نامه نویس ایرانی بود. او که برادر سیروس الوند کارگردان سینما و تلویزیون بود، صبح روز پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷ بر اثر سکته قلبی درگذشت.

فعالیت حرفه ای
الوند کار در سینما را از سال ۱۳۶۳ با مشاغلی مانند دستیار و برنامهریز شروع کرد. الوند بعد از آن به نگارش فیلمنامه پرداخت و فیلمنامههای مزاحم و برگ برنده را نوشت. همچنین او به همراه فرهاد توحیدی به عنوان نویسنده فیلمنامه در مجموعه دایره تردید که از کارهای تلویزیونی بود شرکت داشت. فیلمهای تلویزیونی اعتراف، شاهد و قسمتهایی از مجموعه کمربندها را ببندیم نیز از جمله فعالیتهای او در زمینه نویسندگی است.
فیلم نامه نویسی برای سریالها
خشایار الوند در طول مدت فعالیت خود، نویسندگی بسیاری از سریال های تلویزیونی را بر عهده داشت که از جمله این سریال ها می توان به نقطه چین یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه سه، کمربندها را ببندیم یکی از نویسندگان مهدی مظلومی شبکه سه، شبهای برره یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه سه، باغ مظفر یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه سه، گنج مظفر یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه نمایش خانگی، مرد هزار چهره یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه سه، مرد دو هزار چهره یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه سه، قهوه تلخ یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه نمایش خانگی، مسافران نویسنده رامبد جوان شبکه سه، پایتخت یکی از نویسندگان سیروس مقدم شبکه یک، ساخت ایران نویسنده (برخی قسمتها) محمدحسین لطیفی شبکه نمایش خانگی، ویلای من یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه نمایش خانگی، شوخی کردم یکی از نویسندگان مهران مدیری شبکه نمایش خانگی و... اشاره کرد.

سینما
الوند همچنین فیلم نامه نویستی تعداد زیادی از فیلم های سینمایی را بر عهده داشت که از جمله این فیلم ها می توان به مزاحم نویسنده سیروس الوند، برگ برنده نویسنده سیروس الوند، هر چی تو بخوای نویسنده محمد متوسلانی، کیش و مات نویسنده جمشید حیدری، شیش و بش مشاور فیلمنامه بهمن گودرزی و آبی به رنگ آسمان نویسنده امیر رفیعی اشاره کرد.
موضع گیری ها
الوند چند سال پیش در گفت و گویی درباره وضعیت نویسندگی طنز و نگاهش به این اوضاع گفته بود: «در کشور ما دستمزد یک نویسنده چیزی شبیه یک جک است. همان دستمزدی که روی کاغذ نوشته می شود را بتوانیم بگیریم باید کلاهمان را بالا بیاندازیم. سریالی است که ۶ میلیارد هزینه شده است و به نویسنده آن شصت میلیون داده اند و بعد از کم کردن مالیات متوجه می شویم زیر یک درصد گرفته است و این را بدانیم که نویسنده هسته اولیه آن تولید را بوجود آورده است یعنی همه چیز از روی فیلمنامه ساخته می شود. این فاجعه است. به همراه نویسندگان در جلسه ای در تلویزیون بودیم من آنجا به این اشاره کردم که فیلمنامه را به دلخواه بازیگر یا کارگردان عوض می کنند و دیالوگ ها یا متن را تغییر می دهند و در کشور ما چیزی که ارزان باشد را قدر نمی دانیم»
او تاکید کرده بود: «یک فیلمنامه برای یک اکیپ ۱۲۰ نفری کار ایجاد می کند و قرار است ساعت ها مخاطب جذب کند و آگهی های فراوان برای تلوزیون تولید می کند و با این همه مگر می شود قیمت یک فیلمنامه ۶۰ میلیون باشد و آگهی ۱۰ ثانیه ای ۱۰۰ میلیون باشد یا فیلمنامه نویس در۷ یا ۸ ماه یک فیلمنامه را می نویسد و بازیگر چندین برابر او می گیرد و در کمتر از یک ماه بازی می کند و می رود.همه اینها باعث می شود که نویسنده از مسیر اصلی خود دور شود و باعث پایین آمدن کیفیت فیلمنامه میشود.»