رفتن به محتوای اصلی

در مورد اسدالله علم در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

 

 

کلیات


اسدالله خان عَلَم امیر قاینات مشهور به اسدالله علم، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بوده‌است.

جدایی بحرین به روایت اسدالله علم - تابناک | TABNAK

 

زندگی


اسدالله‌خان علم امیر قاینات، پسر محمد ابراهیم خان امیر خان علم امیر قاینات معروف به شوکت الملک در مرداد ۱۲۹۸  در بیرجند به دنیا آمد.

ابراهیم علم در کودتای ۱۲۹۹ ش. متحد رضاخان بود. او در پی این کودتا حکمران قائنات و سیستان و بلوچستان شد و چند دوره نیز وزارتخانه پست و تلگراف وتلفن را برعهده داشت. علم تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند، همزمان نیز به فراگیری زبان‌های انگلیسی و فرانسه پرداخت. زمانی که ابراهیم علم توسط رضاشاه به تهران فراخوانده شد، اسدالله نیز در ۱۵ سالگی به تهران آمد و در مدرسه عالی کشاورزی کرج به تحصیل مشغول شد. او در پنجم مرداد ۱۳۲۱ لیسانس (مهندسی کشاورزی) گرفت و سپس با دختر ابراهیم قوام ـ. قوام الملک شیرازی ـ. از رجال دوره رضاخان ازدواج کرد.

 

مناصب سیاسی


امیراسدالله با اعمال نفوذ پدرش، در ۱۳۲۳، پیشکار مخصوص محمدرضا شاه شد و این سمت را تا اواسط ۱۳۲۶ ش. حفظ کرد. در این سال از سوی قوام السلطنه به فرمانداری کل سیستان وبلوچستان منصوب شد در ۱۳۲۷ ش. در کابینه دوم ساعد مراغه‌ای سمت وزارت کشاورزی را عهده‌دار شد. او این سمت را در کابینه رجبعلی منصور نیز حفظ کرد ودر کابینه رزم‌آرا وزیر کار شد. با قتل رزم‌آرا ونخست وزیری مصدق، علم از سوی شاه سرپرست اداره املاک ومستغلات پهلوی شد. او درجریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سقوط دولت مصدق انجامید، با عوامل جاسوسی انگلیس ازجمله برادران رشیدیان و شاپور ریپورتر هماهنگ بود و پس از کودتا وقدرت گرفتن شاه نیز در حلقة مشاوران شاه درآمد.

 

نخست وزیری


پس از استعفای کابینه علی امینی به دلیل سنگ اندازی‌های فراوان دربار، شاه به بهانه اختلاف بر سر بودجه نظامی او را برکنار کرد، همچنین خواستار کسی بود که بی چون و چرا به وی وفادار باشد و توانایی اجرای اصلاحات گسترده‌ای را که در برنامه حکومت بود، نیز داشته باشد. بدین سان یک روز پس از استعفای امینی، در ۳۰ تیرماه ۱۳۴۱، اسدالله علم به نخست‌وزیری گمارده شد.

 

وزیر دربار


علم پس از استعفا از نخست وزیری، در اسفند ۱۳۴۲، به ریاست دانشگاه پهلوی شیراز منصوب شد واین سمت را تا ۱۳۴۵ حفظ کرد. او در این سمت مفاسد اخلاقی و اداری فراوانی را مرتکب شد که خشم دانشجویان را بر انگیخت. وی سپس در ۱۹ آبان این سال وزیر دربار شد.

 

یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علم


اسدالله علم هشت ماه پس از انتصاب به وزارت دربار به صورت محرمانه نوشتن یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های روزانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را از امور مربوط به دربار و شخص شاه شروع کرد که پس از مرگش در مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای هفت جلدی با ویراستاری علینقی عالیخانی با عنوان «یادداشتهای علم» منتشر شد. این یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در زمان نگارش برای نگهداری به بانکی در سوئیس فرستاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد اما سه جلد از دفترچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علم نزد دخترش در لندن بجا مانده بود که با پیدا شدن آنها جلد اول حقیقی آن به شش جلد قبلی که پیش از این به چاپ رسیده بودند، اضافه شد. علم درباره علت نگارش این یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «خیال دارم یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سی سال زندگیم را با شاه بنویسم اگر وقت و عمری باشد… وصیت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم که مبادا خدای ناکرده این یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را در موقعی که شاهنشاه و من یا یکی از ما زنده باشیم منتشر کند، یا خدای ناکرده موقعی که کوچکترین خطری برای رژیم در بر داشته باشد».

علم در جای جای یادداشت‌های خود، فراوان به ستایش شاه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازد: «راکفلر در پنجم فروردین در ایران است و اظهار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد: کارهای ما خیلی بطئی است. من [علم] گفتم: بر عکس کارهای ما خیلی سریع است. گفت: شاهنشاه ایران را یکی دو سال به آمریکا ببریم که مملکت‌داری به ما بیاموزد». و اما در جای دیگری از طبقه حاکمه خود را نیز جزء آن می‌دانست و گاهی صفت «لاشخورها» را به آنان منتسب می‌کرد می‌گوید: «وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند، و وقت انسان بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌نتیجه به این شیطنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و پدرسوختگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها صرف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود».

 

بیماری و مرگ


ازاواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ روند بیماری سرطان خون علم، آغاز شد. اولین باری که علم به یک نوع بیماری ناشناخته در وجود خود اشاره کرد تیرماه ۱۳۴۹ بود که علایم آن کاهش تدریجی وزن بدنش بود. با توجه به وخامت اوضاع علم، بالاخره شاه با پیشنهاد کناره‌گیری وی موافقت کرد و از آبان سال ۱۳۵۶ علایم مرگ‌آور بیماری وی نمایان شد. ۱۹ آبان در حالی که در بیرجند به استراحت مشغول بود دچار خونریزی داخلی شد و جهت ادامه معالجه به تهران انتقال داده شد. روز بعد به پاریس اعزام شد و پس از مسافرتی کوتاه به ایران بازگشت. اما در اواخر دی ۵۶ در بیمارستان‌های پاریس بستری شد. پس از آن که به رغم چند عمل جراحی حال وی همچنان رو به وخامت نهاده بود، جهت مراقبت و معالجه بیشتر در اواخر سال ۱۳۵۶ به امریکا اعزام شد و در بیمارستان شهر نیویورک بستری گردید. در آن زمان پیش‌بینی پزشکان امریکایی که معتقد بودند علم زنده نمی‌ماند، صحیح از آب درآمد و سرانجام وی در ساعت ۱۱ روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ در بیمارستانی در نیویورک درگذشت. روز بعد جسدش به تهران انتقال یافت و روز یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۵۷ در اقامتگاه خانوادگی خاندان علم در حرم مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

 

 

آخرین اخبار مرتبط با اسدالله علم

هنوز خبری برای این برچسب منتشر نشده است.