
افزایش شمار جانباختگان زلزله آذربایجان به سیصد تن، باعث شد تا روزنامههای صبح امروز همچنان تصویری غمآلود از وضعیت هموطنان آذریمان ارائه دهند. این در کنار جنجالهای سخنرانی ناطق نوری در حرم رضوی و داستان ادامهدار سیاستهای ارزی، مهمترین مطالب روزنامههای صبح امروز بودند.
زلزله در صفحات روزنامههای صبح امروزرد تصاویر و گزارشهای دلخراش و ملاآور مخابره شده از آذربایجان و نیز آمار قربانیان آن ـ که لحظه به لحظه فزونی مییافت ـ بر صفحات نخست روزنامههای صبح امروز ایران هم دیده میشود و حتی پس لرزههای آن به روزنامههای کیهان و رسالت هم رسید.
بیشتر روزنامهها برای پوشش اخبار زلزله، خبرنگار خود را به مناطق زلزلهزده فرستادهاند و با گزارشها و تصاویر اختصاصی خود، ابعاد فاجعه رخ داده آذربایجان را ـ که این روزها قلب داغدار ایران است ـ پوشش دادند.
همچنین در کنار پوشش خبری رویدادهای زلزله، یادداشتها و نوشتههایی از افراد که به همدردی با هموطنان آذریمان برخاسته بودند و اعتراضها به صدا و سیما به دلیل بایکوت خبری زلزله در آذربایجان، مهمترین مطالب روزنامههای صبح امروز درباره زلزله آذربایجان بود.
روزنامههای هفت صبح، ابتکار، آفتاب یزد و شرق با پرداختن مستقیم به عملکرد پرسشبرانگیز صدا و سیما در پوشش ندادن اخبار زلزله، از سکوت توجیهناشدنی صدا و سیما سخن گفتند.
شرق نوشت: «اما این فاجعه با این وسعت نه تنها تا بخش خبری ساعت ۲۲ تهران کمترین بازتاب را در برنامههای خبری رسانه ملی داشت که خبرهای زلزله لابلای ویژه برنامههای المپیک و شب قدر گم شد و بدون هیچ اشارهای، شبکههای مختلف برنامههای خود را پیگیری کردند. شب ۲۱ مرداد، شب ۲۳ ماه رمضان بود و همزمان با شب احیا و قطع موزیک، اما نکته اینجاست که بعد از پیروزی کشتی ایران، کارگردانان پخش از یاد نبردند که آهنگهایی در وصف قهرمانان ملی را به همراه زیرنویسی از تبلیغ اسپانسر تیم ملی ایران پخش کنند؛ اما نه مجریهای پخش و نه مجری برنامه ویژه اشاره به وقوع زلزله نکردند. در اخبار ساعت ۲۲ شبکه سوم سیما که بعد از بازی ردهبندی کشتی المپیک پخش شد، با اینکه خبر زلزله، خبر اول این بخش خبری بود، نه تنها اشارهای به وسعت حادثه نشد، موضوعی که پررنگ شده بود، حضور مردم شهرهای ارومیه و تبریز در پارکها بود و هیچ اشارهای به تعداد زخمیها و کشته شدگان نشد. اخبار مهم تلویزیون در شب ۲۱ مرداد خبرهایی چون تصادف یک کامیون با یک دوچرخه سوار در آلمان که منجر به مرگ یک نفر و زخمی شدن سه نفر دیگر شده بود و واژگون شدن اتوبوس در هند به یک دره و خبر اعتراض چند شهروند آمریکایی به وضعیت اقتصادی و مشکلات مالی در ایتالیا بود. این در حالی است که شبکههای خبری کشورهای دیگر از جمله الجزیره، سیانان یک بخش از اخبارشان را به این موضوع و پرداختن به تبعات آن اختصاص دادند».
و هفت صبح هم در گزارشی با نام «وقتی همه خواب بودند!» نوشت: «اما زلزلهای که تا این لحظه حدود ۳۰۰ کشته و هزاران مجروح داشته، بین ۱۷ شبکه تلویزیون جایی برای ویژه برنامه و اطلاعرسانی لحظه به لحظه نداشتهاند؟ واقعاً مسئولین تلویزیون نمیدانند زمانی که بر اثر زلزله خطوط تلفن با مشکل مواجه میشود، تنها راه مردم برای خبرگیری از اوضاع و احوال عزیزانی که در آن مناطق دارند، فقط تلویزیون است؟ باز گلی به جمال سایتها و شبکههای اجتماعی که از اولین دقایق زلزله به هر نحوی که میتوانستند، اطلاع رسانی کردند. به هر حال شب غمناکی بود،وقتی در رسانه ملی انگار همه خواب بودند».
جنجال در سخنرانی ناطق نوریناطق نوری شیخ در سایهای که مدتهاست سکوت کرده بود، در مراسم شب احیای حرم مطهر علی ابن موسی الرضا (ع) سخنانی گفت که به مزاق بسیاری خوش نیامد و موجب بر هم زدن نظم مراسم شد و پس لرزههای آن به گونههایی در صفحات روزنامههای سیاسی امروز دیده شد. برخی به وی تاخته بودند و با الفاظی ناشایست، وی را نواخته بودند، عدهای تنها به گزارش سخنان وی پرداخته بودند و عدهای دیگر تحرکات و اظهارات تازه شیخ نوری را آغاز تحرکات انتخاباتی وی خواندند.
روزنامه آرمان در گزارش یک خود ضمن اشاره به شعارهایی که برای اخلال در سخنرانی شیخ نوری سر داده شد، «احتمال کاندیداتوری شیخ نور در انتخابات ۹۱» را پیشبینی کرد و نوشت: «این روزها نشان از حضور او در انتخابات سال ۹۲ دارد. مرد سکوت سالهای اخیر در عرصه سیاست، این روزها دیگر نشانی از سکوت ندارد و هر روز اظهارات و سخنرانیهایش در سایتهای خبری، توجه همگان را به خود جلب میکند. موضوع دیگری که موید احتمال کاندیداتوری شیخ نوری در انتخابات سال ۹۲ است، به اتفاقاتی برمیگردد که هنگام سخنرانی او در شبهای احیا رخ داد؛ اتفاقاتی که سال ۷۶ برای سید محمد خاتمی در رقابت با ناطق نوری پیش آمد، نظیر قطع شدن میکروفن و شعار علیه کاندیدای اصلاح طلب».
روزنامه ابتکار هم در گزارشی با نام «ناطق نوری در کانون جنجالها» نوشت: «علی اکبر ناطق نوری از پیله تنهایی و انزوای خودخواسته به ناگهان به کانون جنجالهایی ورود کرده است تا برخی از تحلیلگران آن را بیارتباط با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ندانند. این شیخ نوری که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ در نقش ریش سفید جریان اصولگرا وارد شده بود، ولی نتوانست این جناح را برای انتخاب یک نامزد واحد قانع کند، سرخورده شد و کنارهای برگزید. اما انتخابات خرداد ۸۸ و در آن مناظره معروف اگرچه نامش در کنار هاشمی رفسنجانی همراه با اتهاماتی مطرح شد، اما سرآغاز انزوایی طولانی مدت بود؛ انزوایی که نتیجه دلخوری از دوستان اصولگرایی بود که ترجیح دادند در آن اوضاع و احوال، دفاعی از او نکنند. او در سه سال گذشته، غایب بزرگ مجامع سیاسی و تشکلهای روحانی بوده است. اما در چندسال گذشته، حضور وی در مراسم شبهای قدر، ابتدا حرم امام خمینی (ره) و سپس حرم امام رضا (ع) در مشهد مقدس با یک انتقاد بزرگ رسانهای میشد: «انتقاد از خرافات و عوامفریبی». امسال نیز سکوت چندساله وی با انتقاد شدید از امام جمعه قم شکست و در صدر خبرهای رسانهها قرار گرفت».
اما در سوی دیگر حسین قدیانی در ستون «نگاه روز» روزنامه وطن امروز در مطلبی با نام «فراتر از چپ و راست» نوشت: «سکوت آنقدرها هم چیز بدی نیست، اگر حرف آدمی بخواهد ناراست باشد و نادرست. عدهای همان به حرف نزنند که اگر چنین کنند، کسی بیزبان صدایشان نمیکند. میدانم وقتی روی سخن جناب ناطق نوری است، باید کمی مودبتر باشم اما چه کنم که من میرزابنویس بچههای جنگم. آقای ساکت همه فتنه ۸۸ سکوت اختیار کرده بود، اینک اما زبانشان باز شده و علیه یاران صدیق ولی امر که گاهی تکمضرابی دچار خرافه و حرف غلط و سخن غیرضرور و کلام بیخود میشوند، شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر میدهد».
وی در ادامه نوشته: «من هیچ کار و صنمی با رئیسجمهور ندارم اما نه در قامت یک فرزند شهید بلکه در قواره یک شهروند، سوالم از آقای ساکت این است: مگر نه این است که به شما در شبی روشنتر از روز، مسألهای بزرگ بسته است؛ پس چرا شکایت نمیکنید؟! گیرتان کجاست آقای ساکت؟! فرزندانتان به کنار، خودتان در این مملکت چه کار میکنید؟! و چه کردهاید با خودتان که حرف زدنتان بیشتر از سکوتتان گوشخراش شده است؟!».
قدیانی در ادامه یادداشت بلند خود در اشاره به حمایت گروههای اصولگرا از ناطق نوری در دوم خرداد ۷۶ نوشت: «پس بگذارید با عرض معذرت لیکن صادقانه اعترافی بکنم؛ ما صبح دوم خرداد بینیمان را گرفتیم، محکم گرفتیم و به شما رای دادیم! هنوز هم بوی گند اشرافیت، حالمان را به هم میزند! ما بچههای اسلام پابرهنههای امامیم».
داستان ادامهدار تصمیمات ارزیتغییر نرخ ارز مرجع که چندی پیش مسئولین دولتی از جمله رئیسکل بانک مرکزی به شدت بر انجام آن تأکید میکردند، حالا به دستمایهای برای تکذیب و انکار آنها تبدیل شده است.
بهمنی روز گذشته اساسا تلاشهایش برای تغییر نرخ ارز را تکذیب کرد و ارائه و پیگیری این پیشنهاد را به عهده وزرات صنعت، معدن و تجارت انداخت؛ موضوعی که در ادامه داستان کشدار نرخ سیاستهای ارزی امروز هم به موضوع روزنامهها تبدیل شده بود.
تهران امروز با انتقاد از خودداری مسئولان از پذیرش مسئولیت تلاطم ارزی نوشت: «رئیسکل بانک مرکزی با اشاره به اینکه پیشنهاد تغییر قیمت ارز از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت مطرح شده و پس از بررسی و ارائه ادله کارشناسی بانک مرکزی نیز منتفی شد، به فارس گفته است: هیچ گاه به دنبال تغییر قیمت ارز مرجع نبوده و نیستیم. سخنان محمود بهمنی رئیسکل بانک مرکزی دیروز آنقدر بااطمینان بود که میشد پذیرفت که او هیچگاه تغییر نرخ ارز مرجع را تأیید نکرده و حتی در مقام ریاست بانک مرکزی هم اقدام به منتفی کردن آن کرده است. با این وجود، اگر تاریخ ۱۵ مرداد ماه سال جاری را به یاد بیاوریم، میفهمیم که محمود بهمنی، رئیسکل بانک مرکزی، یکی از طرفداران و خبردهندگان تغییر ارز مرجع بود. موافقت او با تغییر نرخ ارز مرجع به حدی بود که در گفتوگویی با ایسنا تأکید کرد: نرخ ارز مرجع حتما تغییر میکند.
رئیس کل بانک مرکزی در تاریخ یاد شده از قطعیت تغییر نرخ کنونی ارز مرجع خبر داده و گفته بود که تا ده روز آینده (نسبت به تاریخ مذکور) قیمت جدید ارز مرجع اعلام خواهد شد».
روزنامه دنیای اقتصاد هم با نام «پایان بلا تکلیفی سیاستهای ارزی» نوشت: «سخنگوی اقتصادی دولت، رسما از منتفی شدن برنامه افزایش نرخ ارز مرجع خبر داد و گفت: تخصیص ارز به نرخ مرجع ۱۲۲۶ تومانی به دو اولویت نخست کالاهای وارداتی ادامه خواهد یافت. از سوی دیگر، رییس کل بانک مرکزی گفت که پیشنهاد تغییر قیمت ارز از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت مطرح و پس از بررسی و ارائه ادله کارشناسی بانک مرکزی منتفی شده است. همزمان با این تحولات، دیروز در بازار غیررسمی ارز تهران، قیمت حوالهای دلار در سطحی پایینتر از قیمت بازار تعیین شد».