
محسن رضایی با حضور در شبکه جهانی جام جم، ضمن تشریح برنامههایش در حوزههای اقتصادی، سیاست خارجه، فرهنگی و برنامههای ویژه ایرانیان مقیم دیگر کشورها، به پرسشهای ایرانیان خارج از کشور پاسخ داد؛ پاسخهایی که بسیار شفاف و همراه با راهکارهای عملی بود.
به گزارش «تابناک»، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هماینک با حضور در برنامه «با ایرانیان» که از شبکه جامجم روی آنتن میرود، با ایرانیان بیرون کشور به گفتوگو نشست.
مشروح سخنان دکتر محسن رضایی در گفتوگو با ایرانیان خارج از کشور، بر لزوم رفع همه موانع برای بهرهبرداری از تخصص و سرمایه ایرانیان خارج از کشور در ایران تأکید ورزید و با اشاره به جایگاه تاریخی این سرزمین، از اهمیت اتحاد ایرانیان سراسر جهان برای رساندن وطن به جایگاه حقیقیاش سخن به میان آورد.
متن کامل سخنان دکتر محسن رضایی از این قرار است:
مجری: در خدمت جناب آقاي دکتر محسن رضايي هستيم. آقاي دکتر خدمت شما سلام و خير مقدم ميگويم و خواهش ميکنم در مقدمه اگر نکتهاي داريد با بينندگان عزيز در ميان بگذاريد؟محسن رضايي: بسم الله الرحمن الرحيم حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولي و نعم النصير، سلام بر هموطنان عزیز سلام؛ سلام بر همتباران؛ سلام بر سفیران ایران در سراسر جهان. وقتی از من میپرسند، چرا شعار شما سلام بر زندگی است، میگویم به این دلیل که امروز نوبت زندگی فرا رسیده و سیاست و امنیت و قدرت سر جایش قرار گرفته، ولی زندگی مردم سر جای خود نیست. ما میخواهیم به زندگی مردم توجه کنیم. میخواهیم نیرو و توان و پتانسیلی که داریم در صحنه زندگی مردم آورده و مشکلات آنان را حل کنیم؛ یعنی میخواهیم کیفیت زندگی مردم را بالا ببریم. کیفیت زندگی هم تنها معیشت نیست.
البته معیشت برای من بسیار مهم است. به همین دلیل اقتصاد خواندهام. برنامههای مفصل اقتصادی دارم اما میخواهم بگویم که اقتصاد هم بخشی از زندگی مردم هست اخلاق، معنویت، عزت و آن هویت و شخصیت جوانها، وقتی میبینم که یک جوانی ایرانی کف خیابانها از اعتیاد میافتد، احساس میکنم بمبی در میان خیابانهای تهران منفجر شد. وقتی میبینم و میشنوم که یک ایرانی در خارج از کشور وسیله ای برای دفاع از خودش ندارد، اذیت میشوم و احساس میکنم که فرزند خودم تحت تأثیر فشارهای شدید است، ولی نمی توانم برایش کاری کنم. ما میخواهیم این زندگی را درست کنیم؛ چه داخل کشور و چه در بیرون از آن؛ بنابراین، هدف من مسأله زندگی است.
در اینجا میگویم شعار من سلام بر زندگی یا ابوالفضل هم میگویم، چرا؟ چون حضرت ابوالفضل قهرمان نبرد برای زندگی بوده است. امام حسین در میانه معرکه نظامی قرار گرفت. به برادرش گفت برو و به خانوادهات برس؛ یعنی همان مقدار که جنگ نظامی مهم بود، جبهه نظامی هم مهم بود. امام حسین اشاره کرد که برو شما؛ با اینکه ایشان علمدار و سپهسالار بود، ولی زندگی اهل بیت و زن و بچه خیلی مهم بوده است.
ما میخواهیم بگوییم عزیزان من، برادران من، مسئولان کشور، ایرانیان، بیایید با هم دوباره بسیج شویم، مثل همان انقلاب و همان دفاع مقدس به زندگی مردم بپردازیم. البته باید بسیاری از عوامل دست به دست هم بدهد تا ما به این نقطه برسیم، ولی من مطمئنم که ما میتوانیم بهترین زندگی را برای ایرانیان داخل و خارج از کشور فراهم کنیم.

پرسش: آیا واقعا با اطمینان کامل و با ضرس قاطع میتوانند بفرمایید آن وعدههای انتخاباتی را که دادند، میتوانند در این چهار سال عملی کنند؟ شما برای انتخاب وزرا چه معیاری دارید و آیا از هماکنون گروهتان مشخص است که چه افرادی وزیر میشوند یا بعدا انتخاب میکنید این افراد را؟ آنان چه برنامههای قابل اجرای عملی که میتواند در اوضاع کنونی هم از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به مملکت کمک بکند، دارند؟
محسن رضایی: اولا تشکر میکنم از دوستانی که این پرسشها را مطرح کردند. اینکه میبینم دلسوزانه و مثل خود ایرانیان درون کشور به فکر مملکتشان هستند، از تک تک اینها سپاسگزارم. نخست انگیزه خودم را میگویم. هنگامی که جنگ پایان یافت، این پرسش را برای دوستانم مطرح کردم که تهدید بعدی ایران کجاست؟ بر خلاف تصور همه دوستان، پس از هفت ماه، اعلام کردم تهدید بعدی ما پیشرفت و اقتصاد است. برای همین، دیگر معطل نکردم و بلافاصله با اینکه مهندسی مکانیک علم و صنعت قبل از انقلاب بودم و به خاطر اینکه بار دوم آمدند من را دستگیر کنند، مخفی شدم و برای همین دیگر نتوانستم پیش از انقلاب ادامه تحصیل بدهم.
پس از جنگ هم مکانیک نخواندم. با اینکه واقعا علاقه شخصی من مکانیک بود، ولی دیدم آن چیزی که ملت ما نیاز دارد علاوه بر مکانیک، برق، عمران، سد سازی، پل سازی و ... و فراتر از اینها، نیاز ما به اقتصاد است؛ بنابراین، باید اقتصاد ایران ساماندهی بشود. به همین دلیل تغییر رشته دادم و رفتم دانشگاه تهران. از لیسانس شروع کردم، فوق لیسانس و دکترا گرفتم و مثل یک بچه مؤدب بر سر کلاسهایمان میرفتم و مینشستم و اساتید هم بعضا تعجب میکردند، ولی چون همیشه معتقد بودم که راه موفقیت از عقلانیت میگذرد. با کمک توکل یعنی عقل، بستر اصلی است، خرد بستر اصلی است، علم و دانش بستر اصلی است البته من معتقد نیستم که ما باید به این ما بسنده کنیم، بلک باید از توکل از توسل و از این حالتهای عرفانی که بین انسان و خدای خودش هست، هم بهره گیریم.
به همین دلیل همه مراحل را پشت سر گذاشتم و بعد هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفتم. هماکنون پانزده سال است که میگذرد. خلاصه آن که به کمیسیون اقتصادی ـ که خودم آنجا را اداره میکنم ـ رفتم.
در بیست و چند سال گذشته، هر کسی راه من را دنبال کند، میبیند یا دغدغههای من اقتصادی است و یا فرهنگی؛ یعنی این دوتاست. پس من برای این آمدم در انتخابات که بتوانم فرمان را به دست بگیرم که به امید خدا، تحولی در اقتصاد و فرهنگ جامعه با کمک اندیشمندان و کارشناسان کشور و خود مردم و خود جوانها با دست آنها با فکر آنها با کمک آنها انشاءالله این کار را انجام بدهیم؛ اما چه ضمانتی دارد؟ برنامههای من خوشبختانه در این پانزده سال درست بوده که رئیس جمهور نبودم. در این زمان، یک بستر خیلی خوبی را فراهم کردم؛ یعنی سیاستهای کلی اقتصاد، فرهنگ، مسائل داخلی، اجتماعی را تهیه کردیم و به تصویب رهبر انقلاب رساندهایم که خود آن یک پشتوانه خیلی محکمی است لذا من که الان راه میافتم، یک تکیهگاهم سیاستهای کلی است که در تعامل با هزاران کار کارشناسی با کارشناسان کشور اساتید دانشگاهها تهیه شده و مسیر حقوقی و قانونیاش را هم گذرانده و در مجمع هم تصویب شده و امضاي رهبر انقلاب را هم گرفته است.
این بیانگر آن است که من هماکنون پشتوانه خوبی دارم؛ یعنی چشم انداز ایران هزار و چهارصد و چهار و سیاستهای کلی اقتصادی را دارم. این خیلی مسأله مهمی است مسأله دیگر دانش و آمادگی خود من است. من خودم را برای این کار آماده کردم. برخی از دوستان دیگر ما، دو، سه سال است که متوجه شدند، اقتصاد مهم است ولی من بیست و چند سال است که مطمئن شدم اقتصاد مهم است؛ بنابراین، من آمادگی کامل علمی و روحی و برنامه ای در خودم پدید آوردهام و تنها کافی است فرمان را به دست گیرم؛ انشاءالله این تحول را پدید میآورم.
مسأله سوم تجربه من است. من تجربه بسیار بزرگی در مسأله بحرانهای ایران پیش از انقلاب، پس از انقلاب، در رویارویی با شورشها، جنگ، تحریمهای اقتصادی در مسأله سازندگی دارم. بعد از دفاع مقدس و تا امروز کاری که با دولت آقای خاتمی کردم، از نزدیک با آقای احمدی نژاد از نظر کار کارشناسی که وزرا و کارشناسانشان میآمدند در دبیرخانه و مجمع تشخیص و نظرات اینها را میگرفتیم اشکالاتشان را میگرفتیم نظارتهایی که ما کردیم؛ لذا پشتوانه آمادگیهای روحی، علمی و عملی هم به نظرم بالاست و میتوانم از اینها بهره گیرم. ما هنوز وزرا را مشخص نکردیم، ولیکن کاندیداهای هر وزارتخانه مشخص است؛ یعنی الان من برای هر وزارتخانه ام دستکم چهار تا پنج تا کاندید دارم و بعضا بدون اینکه به آنها هم بگویم شما را برای چه میخواهم، صحبتهای اولیه هم کردم، ولی لیست نهایی، بستگی به این ده دوازده روز آینده دارد که آیا به نتیجه خواهم رسید و بعد هم ملاک من مسأله تعهد و کارآمدی است.
امام فرمود که این مملکت را به دست نا اهلان و نامحرمان ندهید. ما از هر دو واقعا آسیب دیدیم و برنامههای عملی من هم که یکی از آقایان اشاره کردند، مفصل هست که حالا شاید در برنامه بتوانیم به آن بپردازیم، چون نمی خواهم بیشتر پاسخ پرسشها طولانی بشود، آن را در طول صحبتهایمان میگویم.
پرسش: سؤالم این است که برای مهار تورم در ایران در این چهار سال چه برنامه خاصی دارند؟ پرسش من از کاندیدای ریاست جمهوری این است که چه طرح و برنامه ای برای اشتغال و بیکاری خانمها دارند؟ این را میپرسم که واقعا چه تدبیری برای این گرانی که در ایران هست و واقعا خانوادههای ما در رنج و عذابند، چه تدبیری برای این گرانی دارید؟ برنامه شما برای رفع مشکلات کنونی اقتصاد کشور چیست؟
محسن رضایی: من مشکل اصلی کشور را این میدانم که کشور از نظر اقتصادی صاحب ندارد. امنیت صاحب دارد، سیاست صاحب دارد، انتخابات صاحب دارد، دین صاحب دارد اما میخواهم اعلام بکنم که اقتصاد ایران متاسفانه در صد سال اخیر هیچ گاه صاحب نداشته؛ البته سازمان برنامه و بودجه درست کردند ولی سازمان برنامه و بودجه هم نمی توانست با مدیران و رهبران اداره کشور، تعامل تخصصی داشته باشد.
من میخواهم اقتصاد ایران را برای اولین بار صاحبدار کنم؛ برای این کار، باید از بالا شروع کنم. نخست شورای عالی اقتصاد ملی درست میکنم مثل تیم شانگهای، تیم کره جنوبی، تیم ماهاتیر محمد، تیمهای زیادی مثل تیم آقای اردوغان؛ البته کاری که ما کردیم هم از شرق تجربه گرفتیم و هم از غرب. من اول صاحب اقتصاد ایران را درست میکنم و یک تیم هفت نفره تا نه نفره از افراد بسیار مسلط و قوی و توانمند میگذارم تا این لوکوموتیو مادر اقتصاد ایران شکل دهم.
چرا حالا من به این بخشها بیشتر توجه میکنم؟ چون مسأله بیکاری و گرانی الان حدود چهل سال است که وارد اقتصاد ایران شده و حتی قبل از انقلاب، مرتب دولتها آمدند و رفتند و گفتند ما گرانی و بیکاری را حل میکنیم. من وقتی که برنامه ریزی اقتصاد ایران را میخواندم، در سال هزار و سیصد و بیست و هفت آنجا گفته شده بود که هدف این برنامه و نخستین برنامه ایران، رشد و عدالت است.
ما در تمام این سالها میبینیم گره رشد و عدالت ما در جایی دیگر است. بیکاری و گرانی آثار بی صاحب بودن اقتصاد ایران است .گرانی و بیکاری آثار یک بیماری است که اگر آن بیماری درمان شود، گرانی و بیکاری هم مثل خیلی از کشورهای دیگر حل میشود اما اگر آن بیماری و آن اشکال و نقص اساسی را حل بکنیم، از شورای عالی شروع کرده و بعد در کنار هر وزارتخانه یک وزارتخانه در سایه درست میکنیم.
همچنین ایالتهای اقتصادی را راه میاندازیم و اقتصاد شهر و روستا را سامان دهی میکنیم؛ یعنی یک کار از بالا تا پایین. ما مدیریت اقتصاد کشور را به تعمیرگاه میبریم تا از بالا تا پایین نوسازیاش کنیم، چون با تعمیر کردن هم مسأله حل نمیشود؛ یعنی چیزهایی باید به آن اضافه کنیم و چیزهای قدیمی و پوسیدهاش را بیرون بریزیم؛ این یکی از کارهای بزرگ است که من این را از همان روز نخست آغاز میکنم.
مسأله دوم درباره گرانیهاست. من تورم را در ایران، اژدهایی چند سر میدانم. دوستان ما برای این نمیتوانند با آن مبارزه کنند، چون به یک سر این اژدهها حمله میکنند با چند سر دیگر میزند مثلا فرض کنید کسر بودجه کشور و انضباط مالی. خب باید این را حل کرد. ولی به موازات این وابستگی ریال ما به دلارهای نفتی، باید این وابستگی را کاهش داد ولی نمیشود صفرش کرد، اما میشود ما سبدی را برای پشتوانه پول ملیمان بگذاریم، نه فقط دلارهای نفتی.
مسأله سوم این مسائل اخیر همچون تحریمهای اقتصادی است. مسأله دیگر مسأله یارانههاست. موضوع دیگر، پایین بودن کشش تولید در ایران است؛ یعنی ما وقتی نقدینگی را اضافه میکنیم، سیاستهای پولی تولید پاسخ مثبت به ما نمیدهد، یک کمی پاسخ مثبت میدهد؛ مثلا در یک درصد کمی بقیه اش میشود گرانی در حالیکه وقتی که این آب حیات وارد اقتصاد میشود، باید این اقتصاد در حقیقت به مانند زمین تشنه این اقتصاد یعنی تولید این نقدینگی را جذب بکند و بلافاصله تبدیل به سبزی و در حقیقت حاصلخیزی بشود. البته کشش تولید هم در حقیقت پایین است که به محیط کسب و کار و نیز به کار آفرینی برمیگردد.
بنابراین مسأله گرانی را ما با یک اقدام همه جانبه همراه با همدیگر یعنی پنج تا شش تا اقدام حداقل مستقیم انجام میدهیم که گرانی را بیاوریم پایین و آن را کنترل کنیم. محصول همه فعالیتها به کنترل نقدینگی و هدایت نقدینگی از این مسیرهای تورمی به سمت مسیرهای تولیدی، از این سفته بازی و دلال بازی و این نقدینگی را هدایت میکنیم در آن آب راههای خودش که بتواند کشتزارهای وسیع را آبیاری کند و ما محصولش را بچینیم؛ البته در این بحث، بانک مرکزی را درست میکنیم.
مدیریت اینها هم شاید در سؤالات بعدی باشد! در رابطه با بیکاری، بیکاری محصول عدم کارکرد یک بازار است؛ یعنی اگر شغل و شاغل، یعنی تقاضا برای نیروی کار و عرضه نیروی کار در تعادل باشند، بیکاری نخواهد بود. ما در شغل آفرینی و کار آفرینی در کشور مشکل داریم. کار آفرینی ضعیف است و حمایت نمی شود. امنیت اقتصادی واقعا در معرض مشکلات جدی است. پس کار آفرینی و تولید شغل را ما از یک طرف درست میکنیم و از طرف دیگر در حقیت شاغل را درست میکنیم. الان دانشگاههای ما شاغل تربیت نمی کنند. دانشگاههای ما باید شاغل تعریف کنند، حتی کسی که علوم انسانی میخواند باید نهایتا بیاید یک دفتر مشاوره ای بزند که آسیبهای اجتماعی و روانی را حل بکند. دانشگاههای ما انطباقی با تولید شاغل ندارند و برای همین، ما باید این کار را میکنیم.
آموزش و پروش و دانشگاههای ما این گونه است. ما شاغل میخواهیم. ما فردی که پز بدهد مدرک دارم، نمیخواهیم. متأسفانه نظام آموزشی ما از قبل از انقلاب این طور بوده و بعد هم تلاشهای زیادی شده و آن تحولی که باید در آن صورت میگرفت واقعا صورت نگرفته است؛ بنابراین، ما این مجموعه مسائل را در رابطه با بیکاری تنظیم کردیم و مسأله برنامههای اقتصادی من هم که من چهارده تا برنامه مهم اقتصادی دارم و یک سری برنامههای جزئی، اولینش تحول در کشاورزی با دادن یارانه سبز است.
مسأله دوم سامان دادن به یارانههای فعلی و سمت و سو دادن به تولید هست و مسأله بعد آزاد سازی سهام عدالت. چهل و پنج میلیون جمعیت ما سهام عدالت دارند اینها را ما آزاد سازی میکنیم و مسأله طرح بانوان هم که طرحی تحت عنوان طرح کوثر، بانوی ایرانی داریم که در هفت هشت در ده محور این تنظیم شده است.
موضوع دیگر، مسأله توانمندسازی بانوان است. بانوان ما از آشنایی به حقوق خودشان گرفته تا اینکه یک کسب و کاری راه بندازند ناتوانند. چه انتظاری هست ما که بانوانمان را نمی خواهیم به گدا تبدیل بکنیم؟ ما که گدا پروری نمی خواهیم. ما برای توانمند سازی بانوان ایران وقت میگذاریم؛ از آشنایی به حقوقشان در خانواده، اجتماع، و سیاست گرفته تا کسب و کاری که در حقیقت راه اندای بشود. من بیمه بانوان را جدی میگیرم. مسأله حق شأن و حق عائله مندی را در این طرح کوثر بانوی ایرانی در نظر گرفتم. در ده مورد طرحی را من برای بانوان فراهم کردم که از حضور در صحنههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، داخل خانه و همچنین آینده آنها که از یک سنی به بالا میروند در حقیقت محتاج کسی نباشند و بتوانند اگر سرپرستی ندارند، سر پای خود بایستند و به کسی رو نزنند که باعث شکستن عزت آنها بشود.
پرسش: در ارتباط با بحث تحریمها که گفتید نیز چند پرسش داریم که ایمیلی آمده است. خدمت شما بینندگان عزیز عرض میکنم خانم شقایق از انگلیس عنوان کردند، آیا میتوانید در چهار سالی که رئیس جمهور هستید، با دیپلماسی فعال خارجی، مانع از اعمال تحریمهای جدید بشوید و تحریمهای گذشته را هم از بین ببرید؟
آقای صادق عبادی از کانادا پرسیدهاند، شما با کشورهایی که علیه ایران تحریم میکنند چه برخوردی خواهید کرد؟ یک سؤال ایمیلی دیگر هم داریم که آقا یا خانم حسینی از امارات گفتهاند برای جلوگیری از اثرات منفی تحریمها بر زندگی مردم ایران، چه برنامههایی دارید؟
محسن رضایی: این از مهمترین مسائل ماست. البته من این اعتقاد را ندارم که اگر تحریمها برطرف شد، ما برگردیم به زمان پبش از تحریمها. آن شرایط، شرایط مطلوب ما است. نه. مگر شرایط قبل از تحریمها خیلی شرایط خوبی بود؟ یعنی ما در سال هشتاد و هفت آیا واقعا گرانی نداشتیم؟ 25 درصد گرانی داشتیم. آیا در سال هفتاد و سه و هفتاد و چهار گرانی نداشتیم؟ آیا در سال پنجاه و سه و پنجاه و چهار پیش از انقلاب گرانی شدید نداشتیم؟
در سال هفتاد و سه و هفتاد و چهار در چند شهر ایران شورش شد و دو سه نفر هم کشته شدند. پس مسأله تحریمها بسیار مهم است؛ اما این اضافه شده بر مشکلات؛ یعنی ما باید به فکر حل مشکلات اساسی ایران باشیم. ما باید روی دور پیشرفت بیفتیم و از این حالت نظاره گری ـ که هر چند سالی یک کشوری میآید از ما سبقت میگیرد و ما تماشاچی بشویم ـ پرهیز کنیم. دوم آن که ما باید برویم به سمت اینکه تحریمهای اقتصادی را از سر راه خود برداریم تا بتوانیم تعاملی سازنده داشته باشیم.
بنابراین این برای من مهم است؛ این که تحریمها را هم خنثی و هم رفع بکنیم و اینکه ما به یک وضعیت مطلوب اقتصادی برگردیم. مهم است؛ اینکه ما اینها را هم از سر راه برداریم از طریق دیپلماسی هر دو تا کار مهم است. به همین دلیل من معقتد به استراتژی قیچی هستم؛ یعنی این قیچی دو تا لبه دارد؛ لبه بالایی میشود دیپلماسی و لبه پایینی قیچی میشود در حقیقت کارآمدی اقتصادی. حال چرا این دو لازم هستند؟
برای اینکه اصلا ماهیت سیاست این است. دنیا که دنبال این نیست که حتما منافع خودش را بدهد به ما. هیچ کشوری این طوری نیست. حتی کشورهایی که ما الان داریم کمکشان میکنیم، آنها هم دنبال منافع خودشان هستند. ما باید به فکر منافع خودمان باشیم. منافع ما ایجاب میکند که به طرف مقابل ثابت بکنیم که باید از موضع برابر با هم حرف بزنیم.
اما چه موقع آمریکاییها از موضع برابر با ما حرف میزنند؟ موقعی که احساس کنند ما سر پای خودمان هستیم. البته این کافی نیست. وقتی ما سر پای خودمان قرار گرفتیم، حتما باید دیالوگمان را ادامه بدهیم چه کار؟ که ما پیشرفتهایمان را چند برابر بکنیم برای اینکه ما یک مسأله عبور از بحران داریم یک مسأله جهش در پیشرفت. من دنبال هر دوی آنها هستم و تنها دنبال این نیستم که این مشکلات را برطرف کنم و یک وضع عادی پیدا کنیم.
ما دیگر نمیتوانیم در دنیا زندگی کنیم و باید حتما جهشی در پیشرفت در حقیقت داشته باشیم. لازمه این کار آن است که از این سیاست قیچی استفاده کنیم؛ بنابراین من جلوی تحریمهای جدید را خواهم گرفت؛ تحریمهایی که تا الان بوده. به کاهش دادن آن شروع میکنیم و با طرحی که برای مذاکرات تهیه کردم، اثرات منفی بر تحریمها را هم با جایگزین کردن روشهای جدید در تولید و همچنین باز کردن فضای جدید برای صادرات غیر نفتی، این آثار را ما خنثی میکنیم.
پرسش: میخواستم ببینم برای سیاست خارجی مملکت چه برنامه ریزی دارند؟ پرسش من این است که در زمینه تنش زدایی بینالمللی و نیز در حوزه کشورهای تمدنی ایرانی اسلامی چه طرح و برنامه ای برای سیاست خارجی دارید که کشورهای جایگزین جای آنها و نقش آنها را ایفا نکند؟
محسن رضایی: بله یکی از مسائل بسیار مهم ما سیاست خارجی است، چون ما هم به عنوان یک بازیگر منطقه ای و هم بازیگر بینالمللی مسئولیت داریم، هم بعنوان اینکه ما از تعاملات و روابط و مناسبات جهانی باید برای کشورمان استفاده کنیم. بنابراین اگر بخواهیم مسئولیتهای خودمان را تعریف کنیم، این است که ما هم نسبت به ملتمان در حقیقت مسئولیت داریم که از فضای بینالمللی استفاده کنیم، هم به عنوان یک بازیگر منطقه ای یک مسئولیتی بر عهده مان هست. باید در منطقه ای که زندگی میکنیم، ایفای نقش بکنیم؛ در روابط بین الملل ما مسئولیت داریم. من اتفاقا میخواهم از زاویه مسئولیت وارد بحث سیاست خارجی بشوم، نه از مواضع و در حقیقت مبانی غیر واقعی. ما مسئول هستیم. لذا عرض کردم من اگر یک ریال به یک کشور دیگر بدهم حداقل یک ریال برای مردمم میآورم داخل.
لذا بستر بینالمللی بستر منطقه ای را من فراهم میکنم تا بتوانم مبادلات اقتصادی، مبادلات فرهنگی را داشته باشیم ما الان روابط زیاد سیاسی داریم اما از این روابط چقدر برای اقتصاد استفاده کردیم؟ چقدر برای فرهنگ استفاده کردیم؟ یک انبوهی از این مقاوله نامهها و تفاهم نامهها و اینها پر است یعنی وزارت خارجه ما پر است از این مقاوله نامهها، نوشتند دویست صفحه، سیصد صفحه و چهارصد صفحه؛ خب نتیجه چی؟ یعنی نتیجه چه شد؟ چقدر ریال ما تقویت شد؟ چقدر کار درست شد؟ چقدر اقتصاد ما جهش پیدا کرد؟ چقدر فرهنگ و ادبیات فارسی ایرانی ما در خارج گسترش پیدا کرد؟
البته من نمی گویم کاری نشده است، چون همه اخلاق من را میدانند من اصلا اخلاقم این نیست که از تخریب دیگران برای خودم پلکانی درست کنم. الان هم که میگویم کلی میگویم، نفر خاص یا دولت خاصی را نمی گویم. ما واقعا نیاز به یک تغییر جدی در سیاست خارجی ایران را داریم. اصلا سیاست خارجی را برای چه میخواهیم؟ پس یکیش برای ملت خودمان. می خواهیم ملتمان را واقعا از این روابط و مناسباتی که داریم از این فضای بینالمللی فضای منطقه ای فضای اسلامی که داریم میتوانیم استفاده کنیم ما الحمد الله خیلی فضا داریم یعنی من فکر نمی کنم کشوری در دنیا این قدر فضا داشته باشد.
ما در رابطه با همین حوزه تمدنی ایرانی یک فضا داریم، ایران در دویست سال پیش، دو برابر امروز بوده؛ کو سمرقند و بخارا؟ کو قفقاز؟ ما البته آنها را الان ملتهای بزرگی میشناسیم، به حقوقشان احترام میگذاریم، ولی قبول کنیم تا دویست سال پیش ما یک حوزه تمدنی عظیم ایرانی داشتیم، دو برابر ایران امروز بوده است. چقدر داریم استفاده میکنیم؟
خب مسأله بعد، حوزه فضای و حوزه تمدن اسلامی را داریم. ما الان یک کشور موثر اسلامی هستیم. بعضی جاها اصلا تنها کشور حاضر در آنجا ایران است؛ مثل فلسطین و مثل لبنان و مثل سوریه و مثل عراق؛ اما از این فضا چقدر استفاده کردیم؟ فضای بینالمللی داریم خیلی از کشورهای دنیا علاقهمند هستند از آفریقا گرفته تا جایی دیگر با ایران تعامل داشته باشند. نباید فراموش کنیم که ایران در چند هزار سال پیش یک تمدن بزرگ یک سیاست خارجی عظیمی داشت، به طوری که مهد عدالت و فرهنگ بود کوروش کبیر چرا این همه به او علاقه دارند؟
برای اینکه کوروش کبیر و ایرانیان کهن ما یک تمدن بزرگی با بسیاری از استانداردهای انسانی و فرهنگ انسانی درست کردند در عین حال که خودشان فرهنگ مذهبی خاصی داشتند ولی یک فرهنگ انسانی گسترده ای را هم در بیرون از مرزهای ایران اعمال میکردند. منشور حقوق بشر هست روابط و مبادلات بینالمللی است بین ایران و کشورهای مختلف داریوش وقتی که در وصیت نامه اش مینویسد من در حالی شما را ترک میکنم که چهل و پنج کشور تحت سیطره و تحت نفوذ ایران است.
متاسفانه این تجارب نماند، این تجارب قبل از اسلام نماند، بعد از اسلام نماند، در زمان صفویه نماند، حتی در زمان دولتهای خود ما، ما هنوز دولت که تشکیل میدهیم، میرویم از صفر شروع میکنیم. من نمی دانم که چه سری شده است در ایران؟ ما که علایق شخصی خودمان را بر علایق ملی و منافع ملی ترجیح میدهیم، باز میرویم از صفر شروع میکنیم به وزیر گذاشتن.
متأسفانه همه این تجارب گذشته از دست رفته. من یکی از کارهای مهم که خواهم کرد همین است؛ سیاست خارجی ایران را منهای شخص خود من و تیم خود من ساماندهی میکنم که یک سرمایه ای برای آینده ملت ایران بماند و سعی میکنم که تمام این تلاشها و این افراد چه آنهایی که زنده هستند و چه آنهایی که کتابی نوشتند، خاطراتی نوشتند اینها را بیاوریم، برای کشور یک پشتوانه تجربی قدرتمندی درست کنیم که تیمهای بعدی که میآیند حتی اگر ضعیف بودند، بتوانند با این پشتوانه تجربی سیاست خارجی ایران را در حقیقت ادامه بدهند.
در همین دیدگاه حرف معروف من این است که ما با یک دست ایستادگی سیاسی، با یک دست پیشروی فرهنگ و اقتصادی یعنی سیاست خارجی ما بر اساس هم ارزشها هست و هم منافع ملی. من معتقد هستم که ما میتوانیم این طور باشیم. اتفاقا کار کردن با چنین کشوری برای دنیا راحتتر است، یعنی الان مشکل دنیا این است که میگویند ما نمیدانیم بالاخره آقای خاتمی میآید یک طور رفتار میکند آقای احمدی نژاد میآید یک طور رفتار میکند شما چه رفتاری دارید؟
من خیلی صریح الان اعلام میکنم ما از ارزشهای ایرانی، انقلابی، اسلامی مان کوتاه نمی آییم؛ اما ما منافع ملی مان را میخواهیم. ما قابل تعامل هستیم. ما خودمان، هستیم ولی هیچ محدودیتی برای تعامل نداریم. ما در بسیاری از مسائل میتوانیم با دنیا تعامل کنیم. ما مسئولیت منطقه ای مان را میپذیریم.
من مسئولانه در منطقه عمل میکنم؛ یعنی امنیت افغانستان و بحرین عراق سوریه فلسطین. این برای من مهم است ما میخواهیم یک امنیت واقعی پدید بیاید و یکی ازکارکردهایی که انشاءالله خواهیم داشت، همین است که این اوضاع نابسامانی که الان حضور نیروهای بیگانه از یک طرف و درگیریهای افراط گرایی از طرف دیگر درست کردند، میخواهیم یک نقش فعالی ایفا بکنیم یک امنیتی در منطقه درست کنیم که تجارت، اقتصاد برای همه از جمله ایران انشاءالله مناسب باشد؛ بنابراین ما معتقد هستیم که ارزشها با منافع ملی نباید در تقابل باشند.
یعنی منافع ملی زیر پای ارزشها از بین نرود، ارزشها هم زیر پای منافع ملی از بین نرود. ما به دنبال پیشروی فرهنگی و اقتصادی هستیم. ما میخواهیم پیشرفت کنیم؛ بنابراین ارزشهای انقلاب را با این تنظیم میکنیم. از طرف دیگر منافع ملی را هم با ارزشهای انقلاب تنظیم میکنم. راهکار هم این است که ما وارد یک دیالوگ جدید میشویم و نقطه عزیمت جدیدی را تعریف میکنیم. خیلی صادقانه و شفاف با رقبایمان حتی با دشمنانمان، حرفهایمان را خیلی صریح و واضح میگوییم، نقاط تعاملمان را تعریف میکنیم.
ما به جز اسرائیل نقاط تعامل فراوانی با کشورهای دیگر داریم، ولی یکسری اختلاف نظرها هم داریم. ما از اختلافات نظرمان که به سادگی نمی گذریم؛ ما مسائل را نمی کشانیم سعی میکنیم با تعامل و گفتوگو به یک نقطه ای برسیم و من نام آن نقطه را موازنه نسبی گذاشتم. ما موازنه منفی و مثبت را تجربه کردیم. من میخواهم در دوره خودم یک موازنه نسبی برقرار کنم؛ موازنه نسبی به نظر من استراتژی و راهبرد جدیدی خواهد بود که ما را از این مسیر عبور خواهد داد.
لذا از یک طرف من یک شبکه خویشاوندی درست میکنم برای همه ایرانیان؛ همه فارسی زبانهای این شبکه انسانی در سراسر دنیا به هم مرتبط میشوند؛ فارغ از بحثهای سیاسی هم خواهد بود؛ یعنی میرویم در بحث اقتصاد و فرهنگ یک شبکه انسانی میسازیم که حتی مخالفین هم میتوانند بیایند و در آنجا کار کنند.
در بعد فرهنگ و اقتصاد مسائل سیاسی را ما میآوریم بیرون یک شبکه انسانی، برادران تاجیک، افغانی، ازبکستان، قفقاز، نخجوان و همه و همه و خود ایرانیها میتوانند بیایند در آنجا. در حقیقت ما یک شبکه خویشاوندی بزرگ درست میکنیم و در آن حوزه تمدن ایرانی مان را حل کنیم. از طرف دیگر من میخواهم روی دیپلماسی نخبگان تأکید کنم.
یعنی ما بدون نخبگان نمی توانیم از این مشکلات گذر کنیم. نخبگان ایران از ورزشکاران گرفته، هنرمندان گرفته، دانشمندان ایرانی گرفته، پزشکان ایرانی گرفته، تجار ایرانی گرفته یک ظرفیت فوق العاده ای ما در نخبگان ایرانی خارج از کشور و ایرانیانی که به خارج میروند برمی گردند داریم. چرا نباید از این فضا برای دیپلماسی استفاده کنیم؟ من نام این مدل جدید را دیپلماسی نخبگان گذاشتم؛ البته بعضیها میگویند این همان دیپلماسی عمومی است، ولی من مخصوصا میخواهم این را تفکیک بکنم. چرا؟ چون این میتواند یک پتانسیل عظیمی برای ما داشته باشد، دیپلماسی عمومی هم سر جای خودش باشد.
من میخواهم روی این کار بکنم و این را به برادران و خواهران عزیز ایرانی خودم بگویم که ما واقعا ایران را مال همه ایرانیان میدانیم و این طور نیست که اگر کسی اینجا بود، ایرانی است و اگر کسی نبود، ایرانی نیست. البته من انتظاراتی دارم که فکر میکنم در یک فرصت مناسبی در همین برنامه اعلام خواهم کرد. در مجموع ما به دنبال یک بسیج عظیمی از همه ایرانیان هستیم که بتوانیم مسیر سیاست خارجی مان را مقداری بهبود ببخشیم.
من در این باره طرحی دارم با نام اتحادیه آسیای جنوب غربی که شامل بیست و پنج کشور است که بین هند و چین و روسیه و اروپا و آفریقا قرار گرفتند؛ یک منطقه جدیدی را ما تعریف کردیم که در چشم انداز هم هست و در اولین فرصت، یک جلسه ای با سران کشورهای منطقه خواهم گذاشت و این ایده را به آنها طرح میکنم و شروع میکنیم به یک همکاری دسته جمعی که انشاءالله بتوانیم از این مشکلات بیرون بیاییم.
پرسش: سؤال بعدی ایرانیان خارج از کشور در ارتباط با نگاه شما به توسعه فن آوری هستهای در کشور مان است؟ میخواستم از رئیس جمهور بپرسم برای پیشرفت برنامههای هسته ای ایران چه برنامههایی دارید؟ سؤال ایمیلی هم داریم که خانم سیمین از کویت عنوان کردند که چگونه اعتماد سازی در عرصه فن آوری هسته ای و فعالیتهای اتمی ایران را ایجاد خواهید کرد؟
محسن رضایی: خوشبختانه ما تجربه خوبی داریم؛ البته این تجربه میتواند تلخ هم باشد، چرا که ما فراز و نشیبهای زیادی در مذاکرات هسته ای داشتیم. من مذاکرات هسته ای را از این فراز و فرودها بیرون میآورم.
نکته دوم این که برداشت ما این است که آمریکاییها یا پنج به علاوه یک نمیخواهند وارد یک مذاکره جدی با ما بشوند من آنها را وارد این جدیت میکنم. دلیل را این میدانم که آمریکا احتمالا با کمک اسرائیل و انگلیس میخواهند این اوضاع طولانی بشود و مذاکره جدی صورت نگیرد تا تحریمهای اقتصادی همه اثر خودش را روی جامعه ایران بگذارد. من این را نمیپذیرم و ادامه مذاکرات را وقت کشی میدانم؛ یعنی زمان دارد از ما گرفته میشود. چند سال میخواهد این مذاکرات ادامه پیدا بکند از ترکیه به عراق از عراق به مسکو قزاقستان آلماتی و بعد بروکسل چه خبر است؟
چقدر میخواهد طول بکشد؟ ما اصلا وقت این کارها را نداریم ما باید بحث مذاکرات را بیاوریم سر نقطه ای که یک تفاهم درست و دو طرفه برسیم و شرایط را هم من طوری قرار نمی دهم که کاری نشود. نه من شرایط را طوری قرار میدهم که آن عزت ملی ما حفظ بشود، ولی راه هم باز بشود اما میخواهم عرض بکنم عزت ملی ما در دو حالت شکسته میشود یکی اینکه ما به کلی فن آوری هسته ای را کنار بگذاریم مثلا دستهایمان را ببریم بالا، عزت ملی مات شکسته بشود؛ یکی هم این وضعی که ما داریم.
این وضع موجود که ما را تحریم کردند و به ایرانیها در خارج از کشور توهین میکنند هم نشان از این است که عزت ملی ما از بین رفته است. عزت ملی ما در یک ترکیب مقتدرانه و حکیمانه است؛ یعنی ما اقتدار و حکمت را کنار هم خواهیم گذاشت و راهی پیدا میکنیم. من مطمئن هستم که هم اکنون این راه مشخص شده و چهارچوبش ولی برای نهایی شدنش است.خب خدمت رهبر انقلاب باید من این را حل کنم. بعد از اینکه فرمان را به دست گرفتم و در دیالوگ با کشورهای غربی این را دنبال میکنیم، بنای من بر این است که یک، زمان کشی و طولانی شدن را پایان بدهم و مسأله دوم طرحی را دربیندازیم و طرحی را که داریم اجرایی بکنیم که از یک طرف عزت ملی ما حفظ بشود و از طرف دیگر، راه پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و تعاملات بینالمللی ما باز بشود و برویم جلو.
پرسش: برای تسهیل روابط تجاری و فعالیتهای بازرگانان خارج از کشور به ویژه فعالیتهای بانکی این عزیزان چه برنامه ای دارید؟ ما با وجود داشتن فعالیتهای تجاری با ایران مشکلی که داریم این است که حسابهایمان بسته میشود. در کشور ترکیه میخواستم بدانم که رئیس جمهور آیندهمان چه فکری دارند برای حل این مشکلات؟ چه برنامه خاصی در رابطه با مشکلات کنسولی و پاسپورتی ما در کشورمان دارند؛ آیا برنامه خاصی دارند؟ سؤال ایمیلی هم که آقای سعید عبدلی از آمریکا مطرح کردند، گفتند که من و خانواده ام در آغاز انقلاب از کشور خارج شدیم، چون نگران بروز مشکلاتی برای خودمان پس از انقلاب بودیم؛ آیا شما تضمین میدهید اگر به ایران برگردیم، مشکلی برای ما ایجاد نشود؟
محسن رضایی: البته همه مشکلات ایرانیان خارج از کشور، تنها اینها نیست چون من کاملا در جریان هستم. لذا من این سؤالات را پاسخ میدهم و سعی میکنم مشکلات دیگری را هم که خودم در جریان هستم، بگویم. به هر حال یک بخش دیگر مسأله فرزندان ایرانیان خارج از کشور، مسأله سربازی است. یک مسأله مشکلات حقوقی است که واقعا خود من بعضا اخباری که میشنوم، بسیار ناراحت میشوم یعنی حتی گاهی خبر آنقدر من را تحت تاثیر قرار میدهد که میگفتم ای کاش میتوانستم الان آنجا باشم و این برادر و خواهر ایرانی را از این مشکل حقوقی و قضایی نجاتش میدادم. اخبار خوبی به ما نمی رسد از برخورد بعضی از دولتها و کشورها با ایرانیان خارج از کشور و مسأله دیگر هم که باز جزو مشکلات است.
من میدانم عدم اطلاعات دقیق از داخل ایران است. خیلی از جوانهایی که مخصوصا در بیرون متولد شدند و پدر و مادرشان ایرانی هستند، اینها خیلی دلشان میخواهد که از اوضاع ایران بدانند. من میدانم و در جریان آن هستم. اینها مجموعه مسائلی است که من مصمم هستم انشاءالله یکی یکی مورد توجه قرار بدهم و برای آنها وقت بگذارم و از اهرمها و پتانسیلهایی که در خارج داریم استفاده کنم.
اولین مسأله مسأله اقتصاد و تجارت است. این برای من خیلی مهم است، چون میخواهم یک جهش اقتصادی در کشور بوجود بیاید. وقتی که ما حسابهای بانکی مان را نمیتوانیم جابجا کنیم و تجارت ما مسدود شده است، عملا، یک محاصره تجاری شدهایم؛ چه از ورود کشتیها به بنادر ایران که بیمههایشان را قطع میکنند، چه از نظر حسابهای بانکی؛ وقتی کالا نیاید و نرود به آن صورت و پول هم جابجا نشود، ما اسم این را میگذاریم محاصره تجاری، این محاصره تجاری را ما برایش برنامه داریم. اولین بحث این است که تحریم بانک مرکزی باید واقعا برداشته بشود؛ یعنی این برای ما مهم است و آمریکاییها را باید وادار کنیم دست از این کار بکشند. من برای این ایده ای دارم که سر جای خودش طرح خواهم کرد و دنبال میکنم.
مسأله دوم آن که تا زمانی که حالا تحریم بانک مرکزی میخواهد برطرف بشود، ما میتوانیم با کشورهای گوناگون توافقاتی را انجام بدهیم که این توافقات جابجایی حسابها را با همدیگر مخصوصا با ترکیه، چین، کشورهای همسایه یعنی امارات و حتی با برخی از کشورهای اروپایی تسهیل کند. ما میتوانیم با بعضی از کشورهای آسیایی هم این کار را بکنیم اما نه مثل آن چند میلیارد دلاری باشد که برود در یک بانک کشور آسیایی و بعد آمریکاییها دست بگذارند روی آن که بلوکه شده باشدو اینها را میدانیم و سعی خواهیم کرد، توافقاتی را با کشورها انجام بدهیم که مشکلات تجار ما حل بشود. من قبول ندارم که سیاست، وزارتخانه ما یعنی وزارت خارجه ایران فقط در بعد سیاسی و تشریفات بخواهد برود با سران کشورهای دیگر تعامل داشته باشد؛ مثلا گزارش بدهند ما چند تا رئیس جمهور دیدیم چند تا نخست وزیر دیدیم. این خوب است. ما مخالف نیستیم اما مگر سفیر چین یا ژاپن در کشور ما صبح تا شب در کارخانجات ایران در تجار ایران نیست؟
مگر نمی رود بازار ایران را ببیند؟ مگر دنبال ایجاد قراردادهای جدید نیست؟ ما سعی میکنیم سفرایی که در کشورهای اقتصادی خواهیم گذاشت، اولا اینها اقتصاددان و اقتصادی باشند و توجه اصلی شان را ببرند برای حل مشکلات تجار.
ما در منطقه و در مسأله ورود و خروج حتما این را تسهیل خواهیم کرد، به ویژه ایرانیهایی که بخواهند سرمایه یا دانششان را وارد ایران بکنند. من خودم تضمین میکنم؛ یعنی اجازه نمی دهم یک ایرانی بخواهد یا دانش و یا سرمایه اش را وارد ایران بکند و کسی مزاحم این بشود. هر کسی مزاحم او بشود با من طرف شده؛ چه پاسبان کف خیابان باشد چه گروههای تندرو و چه جاهای دیگر باشد.
البته ما در یک چهارچوب عمل میکنیم اما این قدرت را دارم که وقتی به یک ایرانی قول میدهم که شما با همه توانت بیا تو صحنه یک ایرانی منظورم یک نفر نیست یعنی همه ایرانیهایی که بخواهند سرمایه انسانی و یا سرمایه علمیشان را یا سرمایه اقتصادیشان را وارد ایران بکنند اینها که قطعا حل است بقیه ایرانیها هم که میخواهند بیایند سرکشی بکنند و سر بزنند وطنشان را ببینند آنها را هم انشاءالله به طور جدی من دنبال خواهم کرد دفاتر حقوقی را با کمک خود ایرانیان که الحمدالله زیاد است من از لس آنجلس گرفته تا جاهای دیگر ما دفاتر حقوقی وسیع و گسترده ای داریم در حقیقت کمک حقوقی و مشاوره حقوقی تنظیم خواهیم کرد که کمک کند هر ایرانی که مشکلی پیدا بکند میتواند با مراجعه به آن دفاتر حقوقی که در سفارت خانهها برقرار میکنیم.
انشاءالله بتوانند مشکلشان را حل بکنند و پیگیری بکنند. در مسأله سربازی هم همین طور. در مورد سربازی هم یک تیم گذاشتم که انشاءالله این مشکل را حل میکنیم. کسانی که یک بار از ایران رفتند، الان میترسند. شما نترسید. در دولت من نترسید. میخواهم جمع بندی من این باشد که ما ایرانیان خارج از کشور را پاره تن خودمان میدانیم. یک بخشی از ایران الان در بیرون از ایران است. ما نمی توانیم فقط داخل مرزها مسئولیتمان را تعریف کنیم و ایرانیان خارج از کشور را بگوییم به ما چه! نه ما آنها را هم جزو ایران میدانیم و برایشان فکر میکنیم و کاری میکنیم که انشاءالله وزارت خارجه ایران و ارشاد اسلامی به همه هموطنان عزیز در بیرون برسند و مشکلاتشان را پیگیری کنند.
پرسش: با توجه به این مشکلات اخیری که ایجاد شده، بسیاری از دانشجویان یعنی شاید بگوییم همه دانشجویان خارج از کشور درباره تأمین ارز برای هزینههای تحصیلیشان مشکل دارند. چه برنامههایی برای تأمین ارز دانشجویی در نظر دارند؟ پرسش من از شما این است که برنامه شما برای جذب فارغ التحصیلان خارج از کشور چیست؟
خانم الهه از فرانسه عنوان کردند که برای رفع مشکلات ارزی دانشجویان خارج از کشور چه برنامه ای دارید و همین طور آقای حسین از مجارستان پرسیدهاند با توجه به مشکلات ارزی دانشجویان خارج از کشور، چه برنامه ای برای بازگشت و انتقال آنها به دانشگاههای داخل کشور دارید؟
محسن رضایی: ببینید من البته مخالفم که واقعا چون ما میخواهیم رأی بیاوریم، هر چیز خلافی را بگوییم که همه مسائل را ما حل میکنیم و مثلا ایران را بهشت میکنیم. من اصلا روحیه این گونه ندارم و الان هم اگر صحبتهایی میکنم، بر این اساس است که با خودم دو دو تا چهار تا کردم، دیدم میتوانم به اینها عمل بکنم. قاعدتا شما میدانید که ما الان ذخایر ارزیمان کم شده است و یک میلیون بشکه نفت ما را نمی خرند و درآمد ارزی ما کاهش پیدا کرده است؛ پس ما هماکنون با مشکلی داریم که منابعمان کم است، ولی مشکلات دانشجویان خارج از کشور را هم ما مثل داخل به آن نگاه میکنیم؛ یعنی این گونه نخواهد بود که تا کمبود ارز به وجود بیاید ما اول سهمیه دانشجویان خارج از کشور را کم بکنیم. نه، من این کار را نمی کنم و به شما قول میدهم عدالت را بین شما با داخل برقرار میکنم.
مسأله دوم این که خیلی از دانشجویان خارج از کشور با این وضعیت آمادگی دارند به دانشگاههای داخل منتقل بشوند؛ مثل مسأله تاجیکستان که به من هم مراجعه زیاد شده است. اینها میگویند ما میخواهیم خودمان بیاییم، حتی اگر شما ارز هم به ما بدهید ما میخواهیم بیاییم، ولی دانشگاه داخل ما را نمی پذیرند. در این باره، من تیمی را برای این کار خواهم گذاشت که با گرفتن امتحاناتی به همه اینها مجوز بدهیم که بیایند به کشور و این فشار هزینه را کاهش بدهیم.
مسأله بعد در رابطه با تولید شغل است. من برای همه دانشجویان خارج از کشور انشاءالله کارهای اقتصادی که در ارتباط با داخل کشور باشد، در نظر دارم؛ حالا برای همه منظورم این است که به این سمت میرویم که دانشجویان خارج از کشور که بخواهند درآمدزایی داشته باشند.
در رابطه با اقتصاد ملی، تعریف میکنیم حالا چه در ارتباط با رابطه ای که بین تجار و بنگاههای ایرانی با خارجی برقرار میکنیم؛ یعنی هر بنگاه ایرانی که بتواند چند دانشجوی خارجی را در فرآیند کسب و کار خودش وارد کند، من این را یک امتیاز میدهم به آن بنگاه. البته ما کم هم بنگاه نداریم. شما میدانید که ما تجار فراوانی در ایران داریم که بعضا میروند از خارجیها استفاده میکنند. اگر یک تاجار ایرانی برود از دانشجویان ایرانی خارج از کشور استفاده کند، من در وام دهی به او امتیاز میدهم و تشویقش میکنم؛ بنابراین، با این کار، بخش زیادی از دانشجویان خارج از کشور میآیند تحت پوشش تولید ملی ما قرار میگیرند و مشکلات اقتصادیشان هم حل و فصل میشود و میماند اینکه بالاخره یک توجه ویژهای هم انشاءالله خواهم کرد که اجازه نمیدهم عزت یک دانشجوی ایرانی در بیرون خرد شود.
پرسش: چه برنامه ای برای شناساندن بیشتر ایران به خارجیها و چه برنامه ای برای تغییر و یا بهتر شدن نظر خارجیها نسبت به وطنمان و نیز چه برنامه ای برای صنعت توریسم و گردشگری ایران دارید؟
محسن رضایی: پرسش خیلی خوبی است. متأسفانه ما هماکنون از یک طرف یک فضا سازی بسیار منفی علیه کشورمان و ایرانیها داریم؛ از فیلمهایی که تولید میکنند تا تبلیغات گسترده ای که علیه ما هست. از سوی دیگر، کم کاری خود ماست. ما هم خیلی کمکاری میکنیم. به امید خدا در هر دو زمینه ـ چه افکار عمومی و چه گردشگری ـ تلاش خواهم کرد. در مسأله افکار عمومی سعی میکنم آن چهره واقعی ایران را بشناسانیم، چه از طریق خارجیهایی که طرفدار ما هستند ـ که فراوان هم هستند ـ چه از طریق ایرانیهایی که در بیرون هستند.
من برای شناسایی آن چهره واقعی ایران، چهره واقعی اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی و حتی سابقه بسیار کهن تاریخی و ملی ما که قابل شناسایی هست و در بعد گردشگری توجه جدی تری خواهم کرد، چرا که ما همه زمینههای گردشگری را که در دنیا و در کشورها پراکنده هستند، یکجا داریم. ما میتوانیم گردشگری طبیعت، گردشگری سلامت داشتهایم و داریم و حتی گردشگری پرنده هم داریم. شاید مردم ما تعجب کنند، ما نزدیک به بیست میلیون آمریکایی داریم که گردشگر پرنده هستند، هفده میلیون گردشگر ژاپنی هستند که همه دنبال پرندهها میگردند، ما هم چهار فصل اینجا در ایران پرنده فراوان داریم.
شما همین سی و چهل میلیون جمعیت را تصور بکنید؛ این خودش یک جمعیت بسیار زیادی است که میشود پنجاه میلیون. اگر ما از همه کشورها جمعیت وارد بکنیم فقط پرندهها را ببینند، خیلی فضا مناسب میشود. بعد آثار باستانی، شوش، پاسارگاد، تخت جمشید اینها آثار بی نظیر تاریخی هستند و هزاران نفر هستند که دلشان میخواهد بیایند این آثار را ببینند و مطالعه کنند؛ البته ما باید ترمیم را انجام بدهیم و زیربناها و زیر ساختها را داشته باشیم و مسأله طبیعتهای بکری که در ایران هست.
در سراسر ایران ما طبیعتهای دستنخوردهای داریم که گردشگرهای طبیعت دنبال آن هستند. من انشاءالله سه شهر سلامت را در ایران شکل میدهم و توریسم سلامت به آنجا وارد میکنیم؛ مثل مناطق آزاد که حتی فرماندار آنجا یک دکتر است، شهردار آنجا خودش یک پزشک است. بیمارستانهای بسیار مجهز و مدرن درست میکنیم که این پانصد میلیون جمعیت اطراف که با یک یا دو دو ساعت با هواپیما میآیند تا خودشان را مداوا کنند، بیایند در همانجا و درمان شوند.
پیشبینی من این است که میتوان میلیاردها دلار فقط از طریق این سه شهر سلامت برای ملتمان به دست آورد و البته گردشگری مذهبی. ما واقعا یک پتانسیل خیلی عظیمی در بعد گردشگری مذهبی داریم. از این هم ما خوب استفاده نمیکنیم. خلاصه آن که یکی از آن ستونهای جدیدی که میخواهیم زیر اقتصاد ملی ایران بزنیم و آن را از حالت یک ستونی و تک محصولی بیرون بیاوریم، همین توریسم و گردشگری است که به آن خواهیم پرداخت.
پرسش: سپاسگزارم آقای دکتر از توضیحات شما. اگر بعنوان نکته پایانی مطلبی دارید بفرمایید؟
محسن رضایی: سخن پایانی من با همه ایرانیان خارج از کشور این است که ما و شما دنبال یک رؤیای مقدسی هستیم و میخواهیم دوباره خودمان را پیدا کنیم. میخواهیم آن ایران بزرگ اسلامی را شکل بدهیم اما نه ایران بزرگ اسلامی که مثل دوران صفویه یا دوران قبل از اسلام که برویم لشکر کشی کنیم. نه، ما نیازی به این کار نداریم. ما میخواهیم همه حوزههای تمدنی ایران را احیا بکنیم؛ آن هم با فرهنگ و اقتصاد. ما میخاهیم در منطقه توسعه و گسترش فرهنگی و اقتصادی داشته باشیم، چرا که بهترین پتانسیلها و ظرفیتها امروز برای ملت ایران وجود دارد. شما سفیران ما باشید. تقاضایی که سرباز ملت ایران از شما دارد، این است که خودتان را آماده چنین اتفاقی بکنید.
بیگمان این اتفاق خواهد افتاد. ما در چهارچوب این مرزها با این حالت بسته شدن به جایی نمیرسیم. ما فضا را باز میکنیم. من از بعد فرهنگی و اقتصادی نیاز به همه ایرانیان خارج از کشور دارم. واقعا سرمایه ارتباطی ایرانیان خارج از کشور خیلی سرمایه بزرگی است؛ سرمایههای فن آوری که دارند سرمایههای علمی و دانشی که دارند.
انشاءالله بسیج بشوید و کمک بکنید ما به این رؤیایمان برسیم. ایران بزرگ اسلامی منتظر من و شماست که بعد از این همه مشکلات و عقبماندگیها به امید خدا به آن نقطه برسیم. رؤیا داریم؛ اما رؤیایی فکر نمیکنیم، چون با برنامه و اندیشه و خرد حرکت میکنم رؤیا داشتن خوب است، اما رؤیایی عمل کردن سم مهلک این کشور است. ما به دنبال این رؤیایمان که ایران بزرگ اسلامی است، انشاءالله با کمک شما پیش خواهیم رفت و مطمئن هستم که خدای متعال و شهدای عزیز و گرانقدری که ما در این مدت تقدیم کردیم، هم کمک میکنند تا به این رؤیا ـ انشاءالله ـ دست یابیم.
والسلام علیکم و رحمتالله و برکاته. همه شما را به خدای بزرگ میسپارم.