
بازی تسلیحات شیمیایی سوریه وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که در آن به نظر میرسد شرایط بیش از آن که به نفع آمریکا پیش برود، به نفع دمشق و متحدان منطقهای و بینالمللی این کشور است.
به گزارش «تابناک»، آنچه به عنوان طرح روسیه و حل و فصل تسلیحات شیمیایی سوریه خوانده و ابتکار سران کرملین نامیده میشود، در حقیقت ابعاد دیگری دارد، این در حالی است که عقبنشینی آمریکاییها از موضوع حمله به سوریه عوامل متعددی را در خود جای داده که در این گزارش کوتاه به آن اشاره میشود.
در دو هفته گذشته و پس از فرافکنی رسانهای در مورد استفاده ارتش سوریه از تسلیحات شیمیایی ـ که مدعیان این مسأله تاکنون حتی یک تصویر و سند هم از این مدعای خود ارائه ندادهاند ـ تلاشهای بسیاری از طرف دوستان سوریه صورت گرفت تا از جنگی جدید جلوگیری شود، این کشورها به دو موضوع در این رابطه ایمان کامل داشتند:
۱ ـ آمریکا نمیتواند به سوریه حمله نظامی کند، زیرا به خوبی از پیامدهای خطرناک آن آگاه است؛ اما از آمریکا بعید نبود، چرا که اوباما آبروی خود را به میان گذاشته بود، بنابراین نباید دشمن را دستکم گرفت؛
۲ ـ در صورت حمله آمریکا، ارتش سوریه با جدیت به آن پاسخ میداد و این پاسخ که تنها ابعاد اندکی از آن به گوش آمریکاییها و صهیونیستها رسید، در صورت وقوع، نه جنگی منطقهای که جنگی جهانی را به ارمغان میآورد.
با این دو برداشت از شرایط بود که تهران ـ مسکو ـ دمشق ـ ضاحیه بیروت در ارتباطی دیپلماتیک و تنگاتنگ که از طریق کانالهای ویژه امور را پیگیری میکردند، به بررسی ایدههای گوناگون پرداختند، ایران به رغم برخی تصریحات که گفته میشود، حاضر است برای مردم سوریه تنها «آرد» بفرستد، آماده بود تا در صورت بروز هر حملهای به سوریه تمام قد در کنار این کشور بایستد و این مسأله به خوبی از هشدارهای مقامات نظامی تأثیرگذار ایرانی که آمریکا تجربه برخورد با آنها در عراق را داشت، مشخص بود.
از سوی دیگر در لبنان، مقاومت اسلامی همه امکانات خود را آماده کرده بود تا وارد مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی شده و چند شهرک صهیونیستنشین را به اشغال خود درآورد، ارتش سوریه نیز به رغم حضور تروریستهای وابسته به اخوان المسلمین ـ تیپ توحید جنوب ـ در مرزهای منطقه اشغالی جولان و همکاری اطلاعاتی نزدیک آنها با ارتش رژیم صهیونیستی، آماده بود تا به جولان حمله کرده و این جبهه را برای یک جنگ فرسایشی بلندمدت باز کند.
آمادگی جبهه مقاومت برای پاسخگویی به هر گونه حمله احتمالی به سوریه، با تجهیز موشکهای نقطهزن ارتش این کشور برای هدف قرار دادن سیستمهای ضدموشک پاترویوت و سپر موشکی آمریکا، منهدم کردن نیروگاههای برق، سدهای کبان، کاراکای، آتاتورک و پالایشگاههای ترکیه، هدف قرار دادن نیروگاه برق و سیستم آبرسانی اردن، شلیک موشک به سمت مراکز نفتی مهم عربستان مانند بندر «ینبع» در حاشیه دریای سرخ، نابود کردن پایگاه دریایی انگلیس در قبرس و در پایان موشکباران همه تأسیسات زیربنایی رژیم صهیونیستی توسط مقاومت اسلامی لبنان و همچنین گروههای مقاومت همراه در باریکه غزه، باعث شد تا رئیس یکی از سازمانهای اطلاعاتی اروپایی که کشورش مخالف حمله به سوریه است، راهی دمشق شود و اعلام کند که اسرائیل پذیرفته در هر جنگی با این ابعاد، بازنده است.
پس از این طرح بود که نتانیاهو به این مهم رسید که بلوفهای او و سیستمهای فشل ضدموشکی مانند «آرو»، «گنبد آهنین» و حتی پاتریوتها در برابر ۱۵۰هزار موشک شلیک شده، هیچ شانسی نخواهد داشت و از آنجایی که تأمین امنیت رژیم صهیونیستی مهمترین استراتژی آمریکاییها در منطقه به شمار میرود، رایزنی با آمریکاییها برای تغییر استراتژی آغاز شد.
باراک اوباما که نخست شاهد اصرارهای بیوقفه سران تلآویو و گردانندگان آیپک برای حمله به سوریه بود، اکنون شاهد عجز و لابه آنها برای تغییر رویکرد نظامی و وارد شدن به مرحله سیاسی و غیر نظامی بود، هم از این مسأله خوشحال شد و هم در وضعیت بغرنج بیآبرویی بینالمللی قرار گرفت؛ بنابراین، اوباما برای تهیه فرصت تنفس، مسأله را به کنگره ارجاع داد تا خیال خودش را راحت کند.
تهدیدات مستقیم محور مقاومت که خارج از «کمکهای غذایی و دارویی» اعلام شده بود، تاثیر خود را به سرعت گذاشت، کما اینکه آمریکاییها در ارزیابی خود به این فراست رسیدند که در برابر موشکهای ضد کشتی سوری که میتواند کشتیرانی آنها در دریای مدیترانه را مختل کند، هیچ دفاعی ندارند و در صورت طولانی شدن جنگ، آسیبهای جدی به آنها وارد خواهد شد و عملاً شکست دیگری میخورند، در یک عقبنشینی آشکار، حاضر شدند وارد فاز سیاسی و مذاکره شوند.
ترس از موشکهای ضد کشتی یاخونت، نور، کوثر، قادر و شاید هم خلیجفارس در یک سوی ماجراست و در سمت دیگر انتشار خبر رسیدن محموله اس۳۰۰ به سوریه از طریق دریا، به واشنگتن یادآوری کرد که ارتش سوریه پس از دو سال جنگ با تروریستهای اجارهای، از خاکستر برخاسته است و شکست آن ممکن نیست.
اما آنچه از این راهکار کمتر گفته شده و متأسفانه همه ابتکار آن را به روسیه نسبت دادهاند، نقش ایران در راضی کردن سوریه برای ورود به این مرحله بود. سران دمشق در دو سال و نیم گذشته هر چند مشورتهای خوبی از مسکو دریافت کردند، چشم امید آنها به تهران بود و به هیچ درخواستی بدون مشورت و نظر موافق تهران پاسخ نمیگفتند؛ بنابراین، پس از رایزنیهای صورت گرفته، سوریه موافقت کرد که تسلیحات شیمیاییاش مورد نظارت بینالمللی قرار بگیرد.
آنچه در این میان باید گفت، الزام رسانههای غربی برای نیاوردن نام ایران، پای این طرح است، چرا که آمریکا و متحدان عرب، ترک و اروپاییاش که همه بازندگان بزرگ سوریه هستند، دوست ندارند نامی از ایران بشوند، چرا که تهران باید تا آخر این طرح اعلام شده باشد، وگرنه دمشق بدون تهران حتی یک گام هم برنخواهد داشت.
بنابراین بر رسانههای داخلی است که با دقت بیشتری به این موضوع نگاه کرده و در ذکر خبرهای خود حتماً از نام «ابتکار ایرانی ـ روسی» برای حل مسأله سوریه بهره گیرند. بی گمان آنچه در روزهای آینده، خواهیم دید، در صورت دقت نظر در طراحی دیپلماتیک و شنیدن سخنان سنجیده از طرف دستگاه دیپلماتیک ما، میتواند تأثیرات گستردهای داشته باشد.