آینده روابط ایران و روسیه در سایه تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و مساله هستهای ایران، موضوع نوشته عضو شورای روابط خارجی روسیه است که میپذیرد، انپیتی در قالبی که چهل و پنج سال پیش به دنیا تحمیل شده است، قدری ظالمانه است!
به گزارش «تابناک»، فیودور لوکیانوف رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی و عضو شورای روابط خارجی روسیه است که در مطلب زیر برای المانیتور به بررسی تحولات در سیاست خارجی روسیه در قبال ایران پرداخته است.
در مذاکرات ژنو بر سر برنامه هستهای ایران پیشرفتهایی حاصل شد ولی توافقی به دست نیامد. این در حالی است که خوشبینی غیرمعمولی در مورد دور بعدی مذاکرات در بیستم نوامبر وجود دارد. به نظر میرسد که اصلیترین حاضرین در این مذاکرات یعنی ایران و ایالات متحده واقعا قصد تغییر فضای حاکم بر روابط خود را دارند که از سالهای آخر دهه 1970 به این سوی مقابلهجویانه بوده است.
این مرحله از تحولات با هرچه که پیش از این وجود داشته است، متفاوت است. به طور خاص پیش از این هر گاه تحریمی وضع شده است، بعدا برداشته نشده و بر عکس تقویت شده است. مسکو این تحولات را با علاقه و البته با احتیاط دنبال میکند.
این ایده مطرح شده است که بهبود روابط ایران با کشورهای دیگر ممکن است به ضرر روسیه باشد به این سبب که روابط خاص ایران با روسیه تا حد زیادی در نتیجه فشار تحریمها و محدودیت گزینههای ایران است. این فرضیه به ویژه در مورد ساخت نیروگاه هستهای در ایران توسط روسیه و درباره همکاریهای نظامی و فنی دو طرف مطرح میشود و بر اساس ان به محض این که ایران گزینههای دیگری داشته باشد از روسیه روی خواهد گرداند. همیشه این نگرانی وجود داشته است که کشورهای دوست در روزهای سخت ممکن است اگر شرایط آنها بهبود یابد، تغییر مسیر دهند. روسها در این باره نمونههایی مانند قذافی در لیبی و مورد صربستان را مد نظر دارند.
دومین نگرانی روسها مساله ظهور ایران در بخش نفت و گاز به عنوان یک رقیب بزرگ برای روسها است. اکنون قیمت انرژی به دلیل نخریدن محصولات ایرانی به وسیله مصرفکنندگان بزرگ بیشتر شده است. به ویژه ذخایر بزرگ گاز ایران، رقیبی جدی برای گازپروم در بازار اروپا خواهد بود و تغییر شرایط برای ایران، پروژه تقریبا مرده نابوکو را زنده خواهد کرد. حضور در بازار ایران نیز برای روسها سختتر خواهد شد.
ولی از سوی دیگر ، اگر روابط خاص ایران و روسیه تنها بر پایه ناچاری ایران باشد، این وضعیت چندان دوام نخواهد داشت. به علاوه، روسیه هنوز نتوانسته است به طور کامل از تنهایی ایران بهرهبرداری تجاری کند!، روسیه نمیتواند برای تجارت با ایران وارد چالش تمام عیار با آمریکا بشود. ولی اکنون شرایط برای کمک به کم شدن فشارها بر ایران در عین حفظ روابط ویژه با این کشور از نظر سیاسی مفید است.
مساله سوریه، چشمانداز دیپلماتیک خاورمیانه را تغییر داده است.موضع سرسختانه روسیه، به هر دلیلی که اتخاذ شده باشد، به نتیجه غیرمنتظرهای منجر شده است. اگر چه ایران و روسیه تلاش کردند تا اط مشکلات یکدیگر برای پیشبرد منافع خود استفاده کنند ولی به تدریج منافع انها با یکدیگر همگرا شد. بروز این شرایط و به وجود امدن اتحاد بین مسکو، تهران، بغداد، دمشق و حزبالله باعث تقویت جایگاه روسیه در خاورمیانه نیز شد.
ممکن است روابط ایران و آمریکا از بنبست خارج شود ولی ایران هم به دلایل اعتقادی و روانی و هم به دلایل سیاسی متحد آمریکا نخواهد شد. به ویژه که ایالات متحده نمیتواند به آسانی مسیر خود را عوض کند و باید نوع رابطه خود با ایران را به گونهای تنظیم کند که تضمینهای کافی به اسرائیل و سعودیها را نیز بدهد ولی به هر حال این روند به ایران کمک خواهد کرد که موقعیت محکم فعلی خود در منطقه را باز هم تقویت کند.
به عبارت دیگر هر توافقی بین ایران و آمریکا، به افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه کمک خواهد کرد و روسیه نیز که زیربنای روابط مناسب با ایران را ریخته است از این موضوع منتفع خواهد شد. روسیه در حال آغاز اندیشه مجدد در مورد سیاست خود در مقابل شرق است تا به چالشهای آسیایی خود پاسخی بهتر بدهد و ایران نیز در این مساله بازیگری مهم است.
همگرایی اقتصادی در اوراسیا، مسائل امنیتی در آسیای میانه و توسعه سازمان همکاریهای شانگهای همگی تحت تاثیر ایران هستند. از قضا تحریمهای شورای امنیت مانع پیوستن ایران به سازمان شانگهای شده است که در صورت وقوع جایگاه ایران و سازمان را ارتقا خواهد بخشید.
در سیاستهای روسیه، علاوه بر مساله سوریه و مساله ایران، یک عنصر دیگر نیز وجود خواهد داشت که قابلیت این را دارد که ممکن است به حل یک مساله مهم دیگر در سطح جهانی کمک کند.
انپیتی که از سال 1968 اجرایی شده است، در معرض یک بحران است و این بحران به دلیل تلاش احتمالی یک کشور مانند کره شمالی یا ایران برای دستیابی به سلاحهای هستهای و یا دست یافتن دولتهای غیر عضوی مانند اسرائیل، پاکستان و هند به این سلاحها نیست.
این یک سوال جدی است. بر چه مبنایی پنج کشور به خود حق میدهند سلاح هستهای داشته باشند و خواست مشابه برای دیگران را غیرقانونی بدانند؟
45 سال پیش این امکان وجود داشت که یک تصمیم تبعیضآمیز اتخاذ شود و به ویژه با استفاده از قدرت دو ابرقدرت ان زمان به دیگران نیز تحمیل شود. ولی اکنون جهان در برابر یک بیداری سیاسی بی سابقه است و خواهان دمکراتیزه شدن نظم حاکم جهانی و پایان انحصار یک گروه خاص یعنی پنج عضو دائم شورای امنیت است. هیچ پایه اخلاقی برای حفظ شرایط نابرابر فعلی وجود ندارد.
پنج قدرت اصلی میتوانند دست در دست یکدیگر بر کشوری مانند کره شمالی، ایران، عراق و یا لیبی متمرکز شوند. تجربه لیبی به کشورهای دنیا اموخت که نباید از توان بازدارنده خود دست بکشند. به هر حال، وضعیت سلاحهای کشتار جمعی با روابط منطقهای گره خورده است و دیگر نمیتوان آنها را از یکدیگر جدا کرد.
ما به روش جدیدی نیاز داریم تا به انپیتی مشروعیتی نو داده شود و بازبینی در آن مدیریت شود. آمریکا و روسیه که بزرگترین ذخایر تسلیحات هستهای را دارند تنها کشورهایی هستند که میتوانند این مسیر را آغاز کنند. اساسا دو معادله وجود دارد؛ یا این که مانند تسلیحات شیمیایی، هیچ کشوری حق داشتن سلاح هستهای را نداشته باشد و یا این که هر کشوری تحت شرایط مشخصی این حق را داشته باشد.
گزینه اول در مورد سلاحهای هستهای قابل عملیاتی شدن نیست. دست کشیدن همگانی از سلاحهای هستهای غیرواقعبینانه است و حتی اگر اجرایی هم شود به دلیل عدم توازن در سطح سلاحهای متعارف به خصوص به نفع ایالات متحده به گسترش صلح در سطح جهانی کمکی نخواهد کرد. بنابراین تنها گزینه دوم باقی میماند.
اکنون، دیپلماتها، نظامیها، دانشمندان و مهندسان باید به این موضوع فکر کنند. موضوع سلاحهای شیمیایی در سوریه و آرامتر شدن شرایط در مورد ایران، آمریکا و روسیه را مجبور خواهد کرد که آستینهای خود را بالا بزنند و به موضوعی بپردازند که پیش از این حل نشدنی به نظر میرسید.
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.