
با ادامه درگیریها در سوریه و آشکار شدن روزافزون چنددستگی میان نیروهای مخالف دولت دمشق که به تضعیف موضع آنها در مقابل دولت منجر شده، در میان کشورهای حامی مخالفان نیز درباره حمایت از آنها اختلافات جدی به وجود آمده است. به نظر میرسد در این میان، اختلاف برنامههای آمریکا و عربستان سعودی روز به روز شکل جدیتری به خود میگیرد.
به گزارش «تابناک»، شواهد حاکی از آن است که برنامه عربستان سعودی در عرصه سیاست خارجی، مبتنی بر در پیش گرفتن گونهای از سیاست تهاجمی است که تداوم بخشیدن به جنگ داخلی در سوریه به منظور براندازی دولت بشار اسد، مهمترین بخش آن به شمار میرود.
سایت تحلیلی «المانتیور» با اشاره به مطلبی که از سوی «نواف عبید»، پژوهشگر مؤسسه «بلفر» و از چهرههای نزدیک به دولت سعودی به نقل از وی مینویسد: «یکی از مهمترین اقدامات برای تأمین ثبات در جهان عرب، ایجاد یک نیروی نظامی است که بتواند به طور موفقیتآمیز، اقدام به ایجاد مانع در برابر فعالیتهای ایران کرده و در تلاش شورشیان سوری برای براندازی اسد به آنها کمک کند. در همین راستا، یک فرماندهی نظامی با مقری در ریاض در سال ۲۰۱۴ به وجود خواهد آمد».
عبید میافزاید: «فرماندهی خلیج [فارس] شامل صد هزار نیروی نظامی خواهد بود که سعودیها مسئولیت تأمین ۵۰ تا ۷۵ هزار تن از آنها را بر عهده خواهد داشت. هدف نهایی تضمین این است که این پایگاه قدرت جدید جهانی به گونهای کارآمد بر منطقه تسط یافته و سبب تغییر چشمانداز سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه شود».
با این حال، به باور «المانیتور»، با توجه به تواناییها و نیات عربستان سعودی، برنامه ایجاد یک نیروی نظامی مشتمل بر صد هزار تن، محل بحث و تردید فراوان است!
نخستین پرسش این است که آیا دیگر کشورهای منطقه خلج فارس در تشکیل یک ارتش منطقهای که با هدف به چالش کشیدن ایران و کمک به شورشیان سوری ایجاد میشود، مشارکت خواهند کرد؟ روندهای جاری حکایت از آن دارد که تمایل کشورهای منطقه، دنبالهروی از سیاستهای آمریکا و فرصت دادن به روند دیپلماتیک در قبال ایران و همچنین مبارزه با تروریسم است، نه اقداماتی که به ایجاد تنشهای بیشتر منجر شود.
پرسش دوم اینکه آیا عربستان سعودی واقعاً میخواهد ۲۵ تا ۵۰ هزار نیروی خارجی را برای مهار ایران و مبارزه در سوریه، در خاک خود آموزش دهد؟ این نیروها از کدام کشورها خواهند آمد و پیامدهای داخلی و منطقهای این امر برای عربستان سعودی چه خواهد بود؟ پاسخ ایران چگونه خواهد بود؟
و پرسش سوم این که عربستان سعودی چگونه به جز بحرین، قدرت نظامی خود را در بقیه نقاط خارج از مرزهای خود پیاده خواهد کرد؛ به ویژه با توجه به سابقهاش درباره یمن؟
در همین زمینه، باید توجه داشت که مسیر ترکیه برای وارد کردن شورشیان به سوریه، در حال بسته شدن است، زیرا دولت آنکارا تلاش دارد از یک سو روابط مثبت خود را با آمریکا نگه داشته و از سوی دیگر، به بهبود روابط با ایران اقدام کند.
البته شاید هدف سعودیها صرفاً افزایش قدرت چانه زنی خود در آستانه برگزاری نشست ژنو ۲ باشد، زیرا گروه «شورای ملی سوریه» که از گروههای وابسته به عربستان در ائتلاف مخالفین سوری است، اعلام کرده در نشست ژنو ۲ شرکت نخواهد کرد.
به هر حال، این سیاستها در حالی از سوی عربستان دنبال میشود که دولت آمریکا اکنون به روشنی از ارتباط موجود میان مسائل سوریه و گسترش تروریسم در سطح منطقه آگاه است، به ویژه پس از اوجگیری خشونتها در عراق و لبنان.
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره عراق گفت: «این مبارزهای است که صرفاً به عراق محدود نمیشود. این یکی از دلایل اهمیت حیاتی کنفرانس ژنو است، زیرا ظهور این تروریستها در منطقه و به ویژه در سوریه، یکی از دلایلی است که بیثباتی را در بقیه منطقه پدید آورده است. به همین دلیل است که همه در موضوع سهیم هستند؛ همه کشورهای منطقه خلیج فارس، همه بازیگران منطقهای، روسیه، ایالات متحده و بازیگران بسیار دیگری در دیگر نقاط جهان، همگی در اقدام علیه خشونت افراط گرایانه تروریستهایی که به هیچ قانونی احترم نمیگذارند و هیچ هدفی غیر از به دست گرفتن قدرت ندارند، سهیم هستند».
در مجموع، به نظر میرسد بر خلاف عربستان سعودی، ایالات متحده هیچ گونه منافعی در حمایت از ادامه جنگ تا زمان براندازی اسد ندارد. هیچ منطق راهبردی یا مزیت اخلاقی در مبارزه با اسد تا رسیدن به نقطه نهایی و یا عدم تعامل با اسد وجود ندارد.
هفته گذشه، رایان کروکر، دیپلمات سابق آمریکایی در نیویورک تایمز نوشت: «ما باید به ساز و کاری برای پذیرش آیندهای شامل اسد دست پیدا کنیم و توجه داشته باشیم که هرچقدر هم او بد باشد، گزینههای بدتر نیز هست».
در پایان «المانیتور» اشاره میکند که آمریکا برای موفقیت هرگونه روند سیاسی در سوریه و همچنین کاهش تنشها در روابط با ایران، به مشارکت عربستان سعودی نیاز دارد؛ اما در عین حال، دولت اوباما باید به اعمال فشار بر ریاض برای مشارکت در برنامههای مربوط به سال ۲۰۱۴ ادامه دهد.
واشنگتن همچنین باید این قضیه را برای عربستان روشن کند که منافع راهبردی و اخلاقی ایالات متحده، در پایان دادن به جنگ در سوریه است، نه ادامه آن و اینکه آمریکا خود را درگیر روند پر هزینه جدیدی از تغییر رژیم که عامل محرک آن، منازعات فرقهای در سطح منطقه است، نخواهد کرد.