معادله خطرناکی بر سوریه حاکم است. هر چه از پایتخت دور شوید، آینده تیرهتری برای دولت این کشور احساس میکنید، ولی وقتی در جبهههای طولانی جنگ و مناطق مهم زیادی که در دست دولت است، حاضر شوید، بیشتر احساس خواهید کرد که جنگ در سوریه ادامه دارد. مسأله مهم این است، ارتش سوریه که در مقابل مخالفانی با سلاح بهتر و سرباز بیشتر قرار گرفته، قرار نیست دچار فروپاشی شود.
به گزارش «تابناک»، رابرت فیسک با ذکر مقدمه فوق در مطلبی برای ایندپندنت نوشته: ولی واقعیتهای تلخ مهمی نیز وجود دارد. داعش و النصره با دنبالهای از کامیونهای انتحاری به مواضع دولت سوریه حمله میکنند و ارتش نیروی کافی برای محافظت از جبهههای طولانی جنگ و مقابله با مخالفان در اختیار ندارد. مخالفان از امکاناتی پیشرفته و بهتر از امکانات نیروهای دولتی برخوردار هستند؛ بخش زیادی از تجهیزات مخابراتی آنها آمریکایی است، صدها موشک ضدزرهی تاو و میلان در اختیار دارند و میتوانند برای هدف قرار دادن هر تانک ارتش سوریه، سه و یا حتی چهار فروند از این موشکها را شلیک کنند.
در پالمیرا در استان حمص، نیروهای دولتی نمیتوانستند در طولانی مدت در برابر حملات پیوسته 1800 تا 2000 داعشی مقاومت کنند. در دو روز پیش از عقبنشینی نیروهای ارتش، آنها یک بار در فاصلهای کوتاه به خطوط داعش وارد شدند و انبوهی از جلیقههای ضدگلوله، موشکهای حرارتی، انبوهی از کتابهای مذهبی به زبان روسی متعلق به چچنیها، حجم زیادی مهمات به ازای هر عضو داعش و مقدار زیادی شکلات برخورد کردند. به نظر میرسد، حتی در مورد داعش هم انگیزههای رفاهی برای جنگیدن مهم هستند.
کارشناسان آمریکایی معمولا درباره شیوه اجرای برنامه احتمالی عقبنشینی مدیریت شده دولت سوریه به منطقه علوینشین در ساحل دریای مدیترانه سخن میگویند. برای این منظور، راه زمینی از دمشق به ساحل که از استان حمص میگذرد باید باز نگاه داشته شود.
در مقابل، کارشناسان سوری که از آمریکاییها به صحنه نبرد نزدیکتر هستند، از استراتژی سیاستمدارانهتری سخن میگویند، قرار است ارتش با تشکیل خط دفاعی از حلب، به حما و سپس تا حمص و بعد از آن تا دمشق و احتمالا بعد از آن تا درعا، داعش و النصره را از دسترسی به شهری که بتواند پایتخت آنها باشد، محروم کند. رقه و پالمیرا شهرهای عقبماندهای هستند که نمیتوانند نقش پایتخت را بازی کنند.
ولی از دست دادن حلب میتواند شهری به آنها بدهد که بزرگترین شهر و دومین کلانشهر سوریه است؛ بنابراین، حلب برای دولت سوریه، شهر مهمی است؛ از سویی دولت سوریه نباید حلب را از دست بدهد و از سوی دیگر، نباید این شهر به دست مخالفان بیفتد. جیشالفتح و دیگر گروههای همراه آن بزرگترین خطر برای حلب هستند.
از طرفی ایرانیهای باهوش و کارآزمودهای که من در برخی جبههها آنها را به عنوان مشاوران ارتش سوریه مشاهده کردم در زمانی مناسب به کمک اسد آمدهاند. علاوه بر آن، برخی شیعیان افغانستان نیز که گاهی میتوان گروهی از آنها را در حال زیارت اماکن مذهبی در سوریه دید در شرایطی به کمک دولت سوریه آمدهاند که ارتش سوریه بعد از کشته شدن حدود پنجاه هزار تن از نیروهایش به کمکهای در قالب نیروی انسانی نیاز دارد. اکنون دوره خدمت سربازان وظیفه نامحدود شده و اگر مشکلی برای آینده ارتش سوریه پیش بیاید، نیرویی که بتواند کشور را حفظ کند، وجود نخواهد داشت. عجیب نیست که رئیسجمهور اسد، این روزها بارها از هزاران «شهید» ارتش تقدیر کرده است.
هفته پیش ضروری شد که به وزارت خارجه سوریه بروم تا به سخنان فیصل مقداد معاون وزیر خارجه سوریه گوش دهم که یک پزشک است. رفتن به این ملاقات ضروری بود تا از میزان اعتماد به نفس دولت سوریه آگاه شوم. نظر آنها درباره ایرانیها و حزبالله را بدانم و اینکه ادعای کارشناسان امریکایی درباره عقبنشینی برنامهریزی شده به سوی ساحل تا چه میزان درست است.
ملاقات با آقای مقداد شبیه به رفتن به دندانپزشکی است. از سویی میدانید که باید درد بکشید، ولی میدانید پس از آن راحتتر خواهید بود. مقداد در این دیدار تأکید کرد: «دولت سوریه حق کمک گرفتن از هر کسی برای جنگیدن با تروریستها را دارد، هر کسی که به کمک ما بیاید از وی استقبال خواهیم کرد، طرف مقابل هوادار تروریستها خواهد بود و ما اکنون اطلاعات قابل اطمینانی داریم که فرانسویها و انگلیسیها نزد سایر کشورهای اتحادیه اروپا خواهند رفت و مدعی خواهند شد که النصره یک گروه میانهروست. آنها قصد دارند جان تازهای به النصره بدهند، با وجود این که میدانند این گروه شاخهای از القاعده است».
آقای مقداد ادامه میدهد: «حتی از دست دادن یک روستای کوچک، خسارتی بزرگ برای ماست، هر سانتیمتر از سوریه برای ما مهم است ولی حلب دومین شهر کشور است و از دست دادن آن خسارتی بزرگ است، ولی ما هرگز در جلسه کابینه در توانایی خود برای حفظ حلب تردید نکردهایم. همه برنامهریزی استراتژیک ما اکنون برای این است که راه به سوی حلب را باز نگاه داریم تا بتوانیم از این شهر دفاع کنیم».
سخن گفتن در کابینه سوریه درباره حلب، نشاندهنده اهمیت سیاسی و نظامی آن است. شنیدن عبارت «همه برنامهریزی استراتژیک ما» از زبان هر وزیر سوری نکتهای بسیار با اهمیت است. من ماه پیش مسیر اصلی تدارکاتی به سوی حلب را طی کردم. بخشهایی از این مسیر هر لحظه ممکن است هدف حمله قرار گیرد.
آقای مقداد با لحنی گلایهآمیز میگوید: «پیش از دخالت مستقیم ترکیه، سعودی و قطر برای کمک به داعش و النصره، ما در آستانه یک پیشروی تاریخی بودیم. اشغال ادلب بدون دخالت مستقیم ترکیه هرگز اتفاق نمیافتاد. هزاران تن از اتباع ترکیه، چچنیها در قالب نیرویی پرشمار به ادلب آورده شدند و به این شهر و سپس به جسرالشغور حمله کردند. وقتی در حال آماده شدن برای آزادی ادلب بودیم، جسرالشغور را از دست دادیم. این جنگ است؛ یک روز پیروزی و یک روز شکست».
این موضع دیگر وزرای سوری و نیز شخص بشار الاسد نیز هست، ولی اظهارات بعدی مقداد قابل توجه بود.
«اکنون روشن شده که بدون دادن انرژی جدید به ارتش، تغییر سازماندهی آن و دادن اختیارات به فرماندهی ارتش برای اجرای دستورات مورد نظر خود، ما قادر به کسب چیزی که برای آن برنامهریزی کرده بودیم، نخواهیم بود». مقداد در این موقع از دادن تسلیحات جدید به ارتش سخن گفت؛ تسلیحاتی که باید جایگزین تسلیحات قدیمی پیمان ورشو شود.
ولی آن چیزی که این مقام سوری به آن اشاره میکند، فعلا در حد حرف است و نه قراردادهای تسلیحاتی امضا شده. در این حال، بار دیگر موضوع حلب در بحث ما به میان آمد.
مقداد در این باره میگوید: «من با سخن شما درباره اهمیت استراتژیک و انسانی شهرها موافقم. بله، ادلب مهم است، دیرالزور مهم است، رقه مهم است ولی اینها به اهمیت حلب نیستند. ما وقتی حضور قدرتمندی در این شهرهای بزرگ داشته باشیم، هم از نظر سیاسی و هم از نظر نظامی، شانس برگرداندن شهرهای کوچک طبیعی است، ولی در هیچ شرایطی حاضر نیستیم به خاطر اولویت دادن به جایی، یک میلیمتر از سرزمین خودمان را از دست بدهیم. از دست دادن حلب، قطعا خسارت بزرگی است. اطمینان داریم که میتوانیم از این شهر دفاع کنیم».
آقای مقداد ادامه میدهد: «آنچه برای دولت سوریه مهم است، اینکه آیا کشور سوریه باقی خواهد ماند یا خیر؟ رئیسجمهور اسد خود را اولویت اول قرار نداده است. او برای سوریه کار میکند و مهمترین مسأله بقای سوریه است».
فیسک در پایان با مرور مشاهدات خود از جنگ با داعش و النصره و شیوه استفاده این گروهها از مهاجمین انتحاری و محدودیتهای ارتش سوریه از نظر تسلیحان و امکانات، یادآور میشود که برای بقای سوریه، بیش از حزب بعث و هر چیز دیگری، اینها مهم هستند؛ ارتش، سلاحهای جدید، تانکهای جدید، حلب.
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.