تعداد بازدید: 79حیات وحش
لحظات شکار مامور باغ وحش توسط سه شیر
آیریسکولوف نگهبان 44 ساله یک باغ وحش در ازبکستان، برای تحت تأثیر قرار دادن دوست دخترش، در شیفت شب وارد قفس شیرها شد. ویدیویی که خودش گرفته نشان میدهد در ساعت 5 صبح در حال باز کردن قفل قفس است. در ابتدا، سه شیر آرام به نظر می رسیدند و در گوشهای از محوطه نشسته بودند. وقتی یکی از شیرها به طور غیرمنتظره ای به او حمله کرد، اوضاع به سرعت تیره میشود. این نگهبان قبل از اینکه توسط حیوانات به زمین کشیده شود و خورده شود، با تعجب به عقب برمیگردد. فریادها و التماسهای ناامیدانه او، از جمله فریاد مکرر با یک شیر و سیمبا خطاب کردنش، همچنان با تاریک شدن ویدیو ادامه مییابد. شیرها او را کشتند و بخشی از بدنش را خوردند و بقایای او را همکارانش ساعاتی بعد پیدا کردند. امدادگران بعداً دو شیر را آرام کردند و سومی را به ضرب گلوله کشتند. بیانیه باغ وحش حمله مرگبار را تایید کرد. این فیلم هولناک نشان میدهد که آیریسکولوف تلاش میکند با شیرها تعامل داشته باشد، یکی را نوازش میکند و با نام آن را خطاب میکند، اما این برخورد به تراژدی ختم شد. این لحظات را میبینید.
دیدگاهها (27)
احتمالا سیمبا به زبان شیرها یعنی بیا منو بخور!
سیمبا سیمبا بیا منو بخور .عقل هم والله خوب چیزیه. ساعت ۵ صبح رفته رو سر حیوان وحشی و سیمبا سیمبا می کنه
شرط ضمن عقدشون بوده: رفتن در قفس شیر در صبحگاهان
عجب ازبکی بود! اول که شیرهای جنگل را کردن داخل یه اتاق فسقلی عین زندان گوانتانامو! خستگی و افسردگی از سر و روی شیرها میباره. بعد هم این ازبک رفته کله سحر این بدبخت ها را هی با سیمبا سیمبا کردن حرصشون رو در آورده. حداقل یه تیکه گوشت می برد داخل قفس می داد بهشون.
اینجاست که میگن آدمو سگ بگیره ولی جو نگیره. چون اگه جو بگیره ممکنه بعدش شیر بگیرتش که خب از سگ خیلی خطرناک تره.
با دم شیر بازی کردن..........................
وقتی چهل و چهارسالته و هنوز زن نگرفتی و قاطی کردی!!!
....آریسکولوف جان خب عزیزم برای رسیدن به هدفت می رفتی خواستگاری ریسکش کمتر نبود؟!؟!.....نشون میده تو این زمونه تن به ازدواج دادن از روبرویی با سه شیر درنده هم برای مردا ترسناک تره!
امان از دوست دختر.
سیمبا که سهل است ، سیما هم صد دفعه یک چیز را تکرار می کند ، می خواهی تکه تکه اش کنی !
واقعا این چرا اینکارو کرد
با شیرها شوخی نکنید دریده میشید
این مرد هم مثل سگ بازها فکر کرده حیوان شعور دارد و انسان می شود.
خود طرف تنش میخارید
پبج صبح مادر بیدار می شه به بچه اش شیر می ده اعصاب نداره
برو پنج صبح بابات رو صدا کن بگو می خوام ازت عکس بگیرم
زودتر از این شیرهای زبون بسته از وسط نصفت می کنه!
خخخخخخخخخخخخخ
همیشه پای یک زن در میان است
اینجا شبکه خبری یا شبکه فیلمهای ترسناک
اگه یه نفر دو بار به من بگه سیمبا باور می کن می خورمش اونم کله سحر . بابا شیرها انسانیت بخرج دادند اول نخوردنش . صد بار به شیرها گفت سیمبا
شير شير است اگرچه پير بود.
بعضی مردا وقتی یه زن میبینن همه چیزشون قاطی هم میشه!.نمیدونن چیکار بکنن.مرگ درد آوری هست.
اخه اینا چیه میذارین ملت ببینن. البته برای اینکه بدونیم بعضیا واقعا چقدر کم عقل اند و چه بهایی هم برای حماقتشون می پردازند. کشته شدن با زجر و ترس و ...
وقتی معیار های مردانگی برای زنها این چیزها میشه، مرد تن به چه کارهایی که نمیده
نصف شب رفته حیوونا رو بیدار کرده رفته رو اعصابشون خب حقشه بخورنش
حیوون حیوون هست وقتی تا این حد اونم توی شب که حیوون داره استراحت میکنه بهش نزدیک بشی و با سرو صدا عصبانیش کنی بیشتر جنبه خودکشی داره تا تعامل و رابطه! حماقت و نادونی هم حدی داره و در نهایت به مرگ منجر میشه
چقدر خل
طرف اعصاب سیمبا رو بهم ریخت.5 صبح اگر بالای سر ی آدم حاضر بشی مکرر صداش کنی طرف دهنت رو جر میده چه برسه به شیر.عقل هم خوب چیزیه.
حماقت هم حدی دارد، با سیمبا سیمبا گفتن حیوان را آنقدر آزرده کرد که بهش حمله کرد!
سیمبا و زهرمار
احساس اون شیر. را به خوبی بیان کردی
دیدگاه خود را بنویسید