آخرین خبربارسلونا با شکست سویا به رتبه دوم لالیگا رسید
19 دیدگاه0 بازدید ثبت‌شدهاجتماعی

15 سال از زنم كتك خوردم

حالا هم حدود 15 سال از شروع زندگي مشترك‌مان گذشته، اما هيچ تغييري در او ايجاد نشده است. ضمن اينكه بر سر هر مسئله كوچكي كه بر خلاف ميلش باشد، مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرم. به‌طوري كه هيچ جاي سالمي در بدنم ندارم و همه اعضاي بدنم حداقل يك‌بار زير ضربه‌هاي سنگين مشت و لگد همسرم شكسته و مداركش هم موجود است!

ایران: مرد ميانسال كه از ضرب و شتم‌هاي 15 ساله همسرش به ستوه آمده بود، براي رهايي از زندگي عذاب‌آور به دادگاه پناه برد.

مرد كه با سر و وضع آشفته وارد شعبه 268 دادگاه خانواده شده بود، وقتي مقابل قاضي عموزادي نشست، در تشريح علت درخواست جدايي‌اش گفت: ديگر خسته شدم، شما را به خدا مرا از دست همسرم نجات دهيد.

قاضي كه با شنيدن اين حرف‌ها بسيار متعجب شده بود، همانطور كه مرد را به آرامش دعوت مي‌كرد، گفت: آرامش خود را حفظ كنيد و بگوييد چه اتفاقي افتاده كه اينقدر پريشان‌احوال هستيد.

مرد ميانسال آهي كشيد و در حالي كه خود را روي صندلي جابه‌جا مي‌كرد، گفت: «15 سال قبل با دختر يكي از اقوام دور پدرم كه 9 سال از من كوچكتر بود و به تازگي در حوزه روانشناسي فارغ التحصيل شده بود، پيمان زناشويي بسته و او را با مهريه 500 سكه طلا به عقد خود درآوردم. اما متأسفانه و بر خلاف انتظارم، از همان روزهاي اول زندگي، متوجه تندخويي و عصبانيت همسرم شدم. اوايل احساس مي‌كردم شايد به خاطر مشكلات كار و شروع زندگي مشترك به هم ريخته است، بنابراين به خودم اميد مي‌دادم كه به مرور زمان آرامش به زندگي‌مان باز مي‌گردد. اما حدود 3 ماه بعد از ازدواج بر سر مسئله‌اي پيش‌پا افتاده بين من و فريبا جر و بحثي صورت گرفت كه در كمال ناباوري او سيلي محكمي به صورتم زد كه از تعجب خشكم زد.

به قدري از اين اتفاق شوكه بودم كه قدرت انجام هيچ كاري را نداشتم. با اين حال همسرم ضمن تهديد گفت كه اگر بار ديگر فريادي سرش بكشم يا با او مخالفت كنم، باز هم كتكم خواهد زد. من كه باز هم رفتار و حرف‌هايش را به حساب عصبانيت گذاشته بودم، سعي كردم ماجراي آن روز را براي هميشه فراموش كنم. اما چند روز بعد بر سر موضوع ديگري دوباره همان رفتار خشن همسرم تكرار شد. در نتيجه تصميم گرفتم تا از فريبا جدا شوم. و با سر و صورتي كبود به دادگاه رفته و دادخواست طلاق دادم، اما همسرم در دادگاه ابراز پشيماني كرد و گفت سعي مي‌كند اين رفتار و حركات ناپسندش را كنار بگذارد. بنابراين آشتي كرده و به خانه برگشتيم. غافل از اينكه چه سرنوشتي در انتظارم بود.

روز بعد وقتي از محل كارم به خانه برگشتم و از همسرم چاي خواستم، در كمال ناباوري فريبا را با سيني چاي مقابلم ديدم، اما ناگهان و در كمال ناباوري استكان چاي داغ را روي صورتم پاشيد و با خونسردي گفت: اين كار را كردم تا ياد بگيري ديگر براي فرار از زندگي و مشكلات به فكر طلاق و دادگاه نباشي!

چند ماهي گذشت و همواره سعي كردم طوري رفتار كنم كه فريبا عصباني نشود تا اينكه متوجه شدم بزودي بچه‌دار مي‌شويم، اما نه تنها از اين موضوع خوشحال نشدم، بلكه دائم به اين موضوع فكر مي‌كردم كه همسرم با اين خلق و خو چگونه مي‌خواهد فرزندمان را تربيت كند. از طرف ديگر با خود گفتم شايد با تولد فرزندمان خلق و خوي همسرم نيز عوض شود. اما افسوس كه سخت در اشتباه بودم، چرا كه همچنان رفتارهاي پرخاشگرانه‌اش ادامه داشت.

حالا هم حدود 15 سال از شروع زندگي مشترك‌مان گذشته، اما هيچ تغييري در او ايجاد نشده است. ضمن اينكه بر سر هر مسئله كوچكي كه بر خلاف ميلش باشد، مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرم. به‌طوري كه هيچ جاي سالمي در بدنم ندارم و همه اعضاي بدنم حداقل يك‌بار زير ضربه‌هاي سنگين مشت و لگد همسرم شكسته و مداركش هم موجود است!

مرد آه ديگري كشيد و ادامه داد: «هفته گذشته به خاطر مشكلات كاري كمي دير به خانه رسيدم، وقتي در را باز كردم، يك دفعه فريبا با چماق به طرفم حمله‌ور شد. من كه دو پا داشتم، دو پاي ديگر قرض كردم و به خانه مادرم پناه بردم. بالاخره پس از كلي فكر كردن تصميم گرفتم تا تمام حق و حقوق فريبا را يكجا و نقدي بپردازم و جانم را نجات دهم، بنابراين امروز به دادگاه آمدم تا دادخواست طلاق بدهم.

قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات مرد ميانسال به دليل عدم حضور همسرش در دادگاه، وقت ديگري را براي رسيدگي تعيين كرد تا پس از شنيدن حرف‌هاي زن در اين‌باره تصميم بگيرد.
گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

دیدگاه‌ها (19)

مهدی۱۳۹۸/۰۸/۱۵ ۰۱:۱۶

این معروفه فریبا ئه بد جوری کتک می زنه شوهرشو اینو در حین این 15 سال هم می گفت و می نوشت من می خوندم فریبا جون این واقعیته بحثش جداست اون هیچ حرفی برلی گفتم نداشت ی جا جارو می کشید و زنش بر اون سروری و سالاری می کرد و اون مرده اون جا خدمتکار بود و هر وقت دیر میومد خونه زنش شب کتکش می زد و او می گفت زنم که از بدنی گوشت آلود و قوی تر برخوردار است او را کتک می زند فریبا بر اون مسلط بود.

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۴:۲۰

پزشکی قانونی وبررسی علل شوهرآزاری
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

در ادامه بحث شوهر آزاری وبررسی علل آن در رشته پزشکی قانونی به مقاله ای در این رابطه تحت عنوان علل شوهر آزاری نوشته ابراهیم قاسم روشن میپردازیم که در سایت خوب حوزه نت منتشر شده میپردازیم که امیدوارم مورد توجه و استفاده خوانندگان محترم قرار بگیرد .علل و عوامل متعددی موجب می‎شود که زن به خشونت علیه همسر اقدام کند. این عوامل عبارتند از:

الف) علل فرهنگی:

1- عدم شناخت وظایف و مسئولیت ها

خانواده در صورتی از بنایی مستحکم و روابطی سالم برخوردار می شود که هر یک از زوجین، نسبت به وظایف و نقش های خود در زندگی، شناخت کافی داشته باشند و بدانند که در صورت انجام یا طفره از آن، پاداش یا کیفر اخروی سختی در انتظار آنهاست. بنابراین اگر زن مسلمان ارزش و اهمیت خوب شوهرداری را در دیدگاه اسلام بداند و توجه داشته باشد که خداوند چه پاداش ارزشمندی را برای این‎کار در نظر گرفته است و از سوی دیگر میزان زشتی شوهرآزاری را در شریعت بداند و کیفر سخت اخروی آن را بشناسد و بدان باور داشته باشد، در این صورت، درصدد برمی‎آید تا اخلاق و رفتار خود را بر اساس خواست و رضایت خداوند تغییر داده و اخلاقیات دینی را در خود تقویت کند. در روایات فراوانی، این تشویق و توبیخ ها بیان شده است. از جمله روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) می‎باشد که می‎فرمایند: «من کان له امرأه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتی تعینه و ترضیه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فی سبیل الله و کانت اول من ترد النار» «کسی که زن آزاردهنده‎ای دارد، خداوند نماز و کار خوب آن زن را قبول نمی‎کند، مگر این که شوهرش را کمک کند و رضایت او را به دست آورد و الاّ اگر تمام روزگار را روزه بگیرد و شب ها به عبادت برخیزد و تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کند، باز اولین کسی است که وارد جهنم می شود.»

2- سستی باورهای مذهبی

یکی از مهمترین عوامل چنین وضعیتی، ضعف باورهای مذهبی و ارزش های اخلاقی، اعراض از نام و یاد خدا و فرامین اوست. چنین فرد سست ایمانی، در زندگی با همه امکانات مادی و جنبه های رفاهی، احساس تنگی و سختی می نماید و قرآن هم در این زمینه تصریح می کند که: «و من اعرض عن ذکری فانّ معیشة صنکا» «هر کس که از یاد من رو برگرداند، پس به درستی که زندگی برای او سخت و تنگ خواهد بود». در حالی که اگر فضای خانه از آداب و سنت های دینی عطرآگین باشد و زن تمام تلاش خود را برای کسب رضای الهی و انجام وظایف خویش در چارچوب دین بکارگیرد و خداوند را بر گفتار و رفتار و افکار خویش عالم و ناظر ببیند و بر آن باور قلبی داشته باشد، روابط اعضای خانواده برپایه بنیان مستحکمی شکل خواهد گرفت که در مقابل بروز شرایط بحرانی مانند بیماری، از دست دادن موقعیت شغلی، فقر اقتصادی و ... تضعیف نشده و از مسیر صحیح خود خارج نخواهد شد.

ب) علل روانشناختی

1- تنهایی

در بعضی موارد، ناسازگاری زن با شوهر از احساس تنهایی وی نشأت می گیرد. به طور نمونه گاه زن بعد از ازدواج، علیرغم همه وابستگی هایی که تا چندی قبل نسبت به اعضای خانواده و دوستان خود داشته است، به یکباره مجبور می شود که این ارتباط را قطع کند، زیرا موقعیت شغلی همسر ایجاب می کند که دور از محیط خانواده زندگی کند و یا همسر، به علت برخی خصوصیات روانی یا موقعیت های اجتماعی، مانع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی زن می شود، در چنین وضعیتی، شوهر، نیاز ارتباط با دیگران را از طریق روابط شغلی‎اش ارضا می کند، در حالی که همسرش در شهری غریب و یا در محیطی بسته، محدود به انجام کارهای منزل می‎شود. نتیجه این شیوه زندگی، داشتن روحیه‎ای خسته و پژمرده است که آثار آن در رفتار و روابط زن با شوهر تجلی می‎کند.

2- افسردگی

یکی از اختلالات روانی شایع در اغلب جوامع، افسردگی است که آمار آن رو به تزاید است. علائم و نشانه های افسردگی در افراد مختلف، متعدد و متفاوت می‎باشد و شامل اختلالات عاطفی، انگیزشی، شناختی و قلمرو بدنی است.در اختلال عاطفی، فرد افسرده تقریباً به طور دائم غمگین است و از محیط اجتماعی شکوه و شکایت می کند و تحقیرها، تظلم ها و سرزنش ها را به یاد می آورد.در اختلال انگیزشی، فرد نسبت به امور جنسی، بهداشتی، روابط شغلی و روابط اجتماعی حالت بازداری دارد و معمولاً در خود فرو می رود و ارتباط خود را با دیگران قطع می کند و هیچ رغبتی نسبت به فعالیت های شغلی نشان نمی دهد، حتی گاه نسبت به بهداشت بدنی بی توجه می شود، فعالیت عقلی فرد کاهش می‎یابد، به طوری که تمرکز ذهنی خود را از دست می دهد و حافظه‎اش تضعیف می شود.در بخش اختلالات شناختی گفته می شود که فرد، افکاری منفی نسبت به خود، جهان و آینده پیدا می کند، به شکلی که نسبت به وضعیت فعلی، احساس ناراحتی، نسبت به گذشته، احساس شکست و نسبت به آینده، احساس بدبینی دارد.در قلمرو بدنی، تصویر بدنی فرد افسرده تنزل می‎یابد و با احساس گنهکاری و کینه نسبت به خود، میل به کیفر رسیدن و حتی میل به خودکشی تجلی می‎یابد. در چنین وضعیت بحرانی، طبیعی است که زن نتواند رضایت شوهر را فراهم نموده و روابط صحیحی با او داشته باشد.

3- توهم

یکی از عواملی که موجب بدرفتاری زنان می شود، توهمات و خیالاتی است که فکر و ذهن او را مشغول می کند. گاهی زن در ذهن خود از شوهرش تصویری نادرست می‎سازد و متناسب با آن تصویر با وی رفتار می کند، به طور مثال احساس می‎کند که همسرش بین بستگان خود و خویشاوندان او تفاوت می گذارد و برای آنها ارزش بیشتری قائل است و تمام توجه خود را به آنان معطوف می دارد. بر اساس این توهم، مقابله به مثل نموده و چنین رفتاری را در پیش می‎گیرد و یا ممکن است توهم کند که همسرش او را دوست ندارد و درصدد موقعیتی است تا همسر دیگری را انتخاب کند، در چنین صورتی، زن در مقام عناد و لجاجت، به آزار شوهر می پردازد.

4- اضطراب

اضطراب، یکی دیگر از اختلالات روانی است که می تواند رفتار فرد را متأثر سازد. فرد مضطرب فردی است که در خود احساس نامطبوعی از یک ترس نامعین (ترس بدون موضوع) وحشت زدگی، بلکه درماندگی و حتی مرگ دارد. در اکثریت موارد، به این حالات، تظاهرات دستگاه عصبی مستقل، مشابه آنچه در هیجان ها وجود دارد، از قبیل تپش قلب، مشکلات تنفسی همراه با احساس فشردگی قفسه صدری و خفگی، تعرق مفرط، لرزه،احساس سستی در پاها افزوده می‎شود. فرد مضطرب فعالیت های خود را از پیش، با شکست مواجه می بیند، در یک ناایمنی اجتماعی و جهانی زندگی می کند، نسبت به ظرفیت ها و کفایت های خاص خود شک می کند و برای خود و نزدیکانش نگران است. چنین فردی در زندگی از یک روحیه شاداب و با طراوتی برخوردار نمی باشد و در نتیجه نمی تواند نقش خود را در زندگی، به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده به خوبی ایفا کند، در نتیجه فشار جسمی و روحی به دیگر اعضای خانواده از جمله شوهر وارد می شود.

5- ترس

ترس، یک حالت روانی است که در اثر مواجهه فرد با موقعیت ها یا اشیا بوجود می‎آید، درحالی که ممکن است فرد به واسطه استدلال، آن را بی زیان و خالی از خطر بداند. در این صورت، زن برای پیشگیری و دفاع از آن، رفتارهای ویژه‎ای را انجام می دهد. مثلاً در مواردی مشاهده شده است که زن از اینکه همسرش ازدواج مجددی را انجام دهد، هراسناک است، او را فردی بی وفا و بی محبت به حساب می آورد و هیچگاه راضی نمی شود که همسرش با زنان دیگر، ارتباط اجتماعی سالمی داشته باشد و در صورتی که متوجه این ارتباط شود، بسیار متأثر شده و با انجام رفتارهای ناخوشایند درصدد تلافی برمی آید و گاهی نیز این شرایط موجب می شود که میل جنسی وی تقلیل یابد تا جایی که علاقه ای به ارتباط جنسی نداشته باشد. در روابط زناشویی به سختی تحریک شود و از عمل جنسی هم لذتی نبرد.

6- عدم علاقه و بروز تنفر

در بعضی موارد رفتار آزار دهنده زنان از بی علاقگی یا نفرت آنها نسبت به شوهر نشأت می گیرد که عوامل زمینه ساز آن می تواند متفاوت باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:

7- عدم تناسب سنی زوجین

در مواردی، پدر و مادر علیرغم خواست دختر، او را به ازدواج با فردی ثروتمند مجبور می کنند که فاصله سنی زیادی با دختر دارد. این عمل موجب می شود که بسیاری از خواسته های زن، برای شوهر مطلوب و یا منطقی نباشد و از سوی دیگر بسیاری از خواسته ها و تمایلات همسرش را نشناسد و یا در صورت شناخت، میل باطنی برای تأمین آنها نداشته باشد، از این نقطه، درگیری ها و جدال ها آغاز می شود.

8- عدم پایبندی شوهر به دستورات مذهبی

زن مؤمن و متقی می خواهد همسر او یک انسان با ایمان و پرهیزگار باشد، زیرا معتقد است که با فاصله گرفتن از گناه و عصیان الهی، می توان زمینه را برای داشتن یک زندگی آرام و مورد رضای الهی فراهم نمود و چنین زندگی می تواند کمال و ترقی اعضای خانواده را در دنیا و سعادت جاودانه آنها را در آخرت فراهم کند.

9- عدم بهداشت از سوی شوهر

عدم رعایت نظافت و بهداشت از سوی شوهر، بی توجهی یا کم توجهی به خواست و رضایت همسر می تواند زمینه ساز بروز اختلافات و موجب انزجار نسبت به همسرشود. در این صورت عکس‎العمل‎های زن برای شوهر آزار دهنده تلقی می‎شود.

10- ناکامی مادی و معنوی

در بسیاری از خانواده‎ها، زن قبل از ازدواج، آینده خاصی را از جهت بهره‎مندی از امکانات مادی و رفاهی یا برخورداری از اخلاق و آداب انسانی و اسلامی برای اعضای خانواده ترسیم کرده تا در سایه ازدواج بدان دست یابد، اما بعد از ازدواج، در این زمینه احساس عدم موفقیت می‎کند، در چنین شرایطی زن، شوهر خود را مقصر می داند و ابتدا از اظهار محبت و احترام نسبت به او دریغ می ورزد و به تدریج خلق و خوی خود را تغییر داده و اذیت و آزارهای او شروع می شود.

11- دگرآزاری

بیماری سادیسم یا دگر آزاری می تواند منشأ معضل شوهرآزاری باشد. سادیسم نوعی اختلال روانی است که فرد بیمار، تمایل به آزار و اذیت دارد و به دنبال انجام آن، احساس رضایت می کند. این آزار از سوی زن می تواند به صورت های مختلف از جمله آزار و اذیت در هنگام تحریکات جنسی شوهر ظاهر شود. بر این اساس گفته می شود که تمایلات سادیستیک زنان موجب می شود تا آنها همسرشان را مردانی ناشناس تلقی نموده و آنها را آزرده نمایند.

12- قدرت طلبی

بعضی از زنان تلاش می کنند تا بر افکار، احساسات، باورها، ارزش ها و رفتار همسر سلطه یافته و هر آنچه را که خود می پذیرند، بر وی تحمیل کنند و در صورت عدم توجه شوهر به این خواسته ها، در طی زمان، وی را وادار به تسلیم نموده و خواستة خود را عملی سازند.

13- عدم صداقت و فریبکاری

یکی از پایه های اصلی روابط سالم خانواده، صداقت و راستی است. اگر زن در روابط خود با شوهرش، یکرنگ نباشد و با پنهان کاری و فریبکاری رفتار کند، در این صورت اعتماد همسر از او سلب شده و حتی سخنان و وعده های صادقانه او را نیز نمی پذیرد و نمی تواند چنین فردی را به عنوان شریک زندگی محسوب کند و در تصمیم گیری‎ها با او مشورت نماید و او را مشارکت دهد، در نتیجه روابط زوجین تیره شده و بنیاد خانواده سست خواهد شد.

14- خودگرایی

برخی از زنان در خانواده، تمام توان خود را برای تأمین نیازها و دستیابی به اهداف خویش به کار می گیرند و از مشارکت در امور خانه کناره گیری می کنند و در مواردی که بین خواسته آنها و خواسته اعضای خانواده تقابلی ایجاد می‎شود، حاضر نیستند از منافع خود برای تأمین منافع تمام اعضای خانواده صرف نظر کنند، در نتیجه تمام مشکلات را معطوف به همسر خویش می‎دانند. در این شرایط روابط بین زوجین به سردی گرائیده و سلامت خانواده تهدید می‎گردد.

ج) علل اجتماعی

1- دخالت دیگران

از جمله عواملی که روابط سالم بین زن و شوهر را متزلزل می کند، دخالت دیگران به خصوص والدین همسر در حریم زندگی است. گرچه این عمل به جهت علاقه وافر و با انگیزة راهنمایی انجام می شود، اما گاه می تواند فرد را تحریک کرده و موجب درگیری و اختلاف بین زوجین شود. در مواردی مقایسه وضعیت زندگی فرد با زندگی بستگان یا آشنایان، زمینه های نارضایتی از زندگی را فراهم می‎نماید، به طوری که زن، شوهر خود را وادار می‎کند تا از هر طریق ممکن، سطح زندگی را ارتقا دهد. بدین منظور با برخوردهای نامناسب و غیر منطقی، زیاده خواهی های خود را طلب می کند. از این زمان، فضای صمیمی و پر از محبت و احترام متقابل می‎شکند و اختلاف ایجاد می شود. متأسفانه این مسئله، اخیراً در جامعة ایران بسیار شایع شده است. بر اساس پژوهش های انجام شده درصد قابل توجهی از زنان و مردان علت جدایی از همسرانشان را دخالت خویشاوندان و آشنایان می‎دانند، تحقیقات نشان می دهد که از بین عوامل مختلف طلاق (نظیر ناسازگاری های رفتاری و اخلاقی، دخالت خویشاوندان و آشنایان، تنفر از همسر و اعتیاد همسر به مواد مخدر) دخالت دیگران، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.

2- نارضایتی اجتماعی

مشکلات شغلی و برخی مسائل و نارضایتی‎های اجتماعی (تورم و گرانی کالاها و مسکن، بیکاری...) می‎تواند باعث بروز اختلاف میان زن و شوهر و بروز رفتار تلافی جویانة او با شوهرش شود و یا به طور ناخودآگاه، این ناراحتی در روابط فرد با اعضای خانواده ظهور کند، زیرا زن به جهت برخورداری از روحیه لطیف و حساس، در مواجهة با این مشکلات، فشارهای روحی و روانی بیشتری را متحمل می شود، از این رو ممکن است ناراحتی های خود را به شکل رفتارهای نابهنجار بروز دهد.

3- نارضایتی خانوادگی

نارضایتی زن از ازدواج، به دلیل تمایل وی به ازدواج با فرد دیگر و مخالفت والدین و اجبار او به این ازدواج و یا عدم ازدواج شوهر با فرد مورد علاقه اش موجب شده است که زن به طور ناخواسته، فرد دیگری را برگزیند. همچنین تفاوت سنی شوهر نسبت به زن و مشکلات متعاقب آن، باعث می شود که زن با میل و رغبت و رضایت قلبی، ازدواج با چنین شوهری را نپذیرد و رفتار گرم و صمیمانه‎ای با وی نداشته باشد.

4- خشونت خانوادگی

مشاهدة رفتارهای خشن پدر، خشونت های خانگی اعم از: ظلم ها، اهانت ها و آسیب های مردان در برابر چشم فرزندان در محیط خانواده، بسیاری از دختران را در زندگی آینده با حس انتقام یا حس ممانعت از بروز چنین وقایعی درگیر می کند تا بدانجا که تلاش می کنند در برابر شوهر رفتار خشونت آمیز داشته باشند تا هرگز دچار وضعیتی مشابه مادرشان نگردند.

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۴:۱۶

من خودم یه زنم، ولی خاااااااااک بر سرش! بدبخت بی عرضه

باباي كامليا۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۳:۵۱

زن گل ماتمه . خارو گل باهمه زن نامهربون دشمن جونه . الهي خونه هيچ مردي بي زن نمونه . آدماي دهن بين چرا از خوبيهاي زنهاتون نمي گين . وقتي همه ولتون ميكنن تازه اون زن بدبختت كه به كمكت مياد و دلداريت ميده .

جمعی از مردان۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۳:۳۵

آدرس این مرد را به مابدهید تا این ننگ را از چهره بشریت پاک کنیم

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۳:۲۵

ديگرآخرزمان است وقتي بعضي اززنان خودرا به شكل مردان ووبعضي ازمردان خودرابه شكل زانان درمي آورندبايدمنظرهمچين اتفاقات ناگهواري بودراستي تابناك اين خانم رابه شرين عبادي معرفي كنيدتاجايزيه ويژه درهمين راستادريافت كنند

محمود شکرانه۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۲:۲۲

زن خطرناکترین موجود برای مرد است میدانید چرا ! موارد زیر را با تامل بخوانید !
1-اموال و داراییتان در دست و اختیار زن است
2-فرزندانتان (تربیت و مدیریت ) در اختیار زن است
3-آرامش و آسایشتان در اختیار زن است
4- و بدترین چیز . . . ناموستان ،حیثیتتان و شرفتان در اختیار زن است !
آیا خطرناکتر از این موجود جنبنده ای را می شناسید !؟

رها۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۲:۰۲

خاك بر سرمردي كه از زنش كتك بخوره
آقاي تابناك تا آخرش بخون اگر غير منطقي عرض كردم تاييد نكن...و اگر تاييد نكني ميكشمت !!!چون قبلا هم براي همچين مطلبي كامنت گذاشتم ورد تاييد كردي !
ما مرداييم كه به همسرمون شخصيت ميديم يا ازش ميگيريم كتك زدن اين آقاتوسط خانومش رو كاري ندارم اين آقا در 15 سال بر اساس ضرورت با همسرش رفتار نكرده كه اينطوري شده يعني به موقع مهربوني نكرده به موقع هم به خانومش تذكرتعصبي نداده زنها عاشق توجه از سوي همسراشون هستن البته نه از روي رياكاري
به نظر من هركسي همسرش يافرزندشو كتك بزنه قطعا بيماره مگر ما توي خيابون يه ديوانه بهمون توهين ميكنه ميزنمش ...نه ميخنديم چون اون از خودمون كوچيكتر ميدونيم و اعتماد به نفس داريم قضيه همسر كمي فرق ميكنه مرد اگر فاكتورهاي مرد بودن رو رعايت كنه همسرش از مديريت اون حساب ميبره نه رئيس بودنش
به جان خودم تا به حال به همسرم يا پسرم يك تلنگر نزدم ولي همسرم هم در يك مساله از نگاه من ميفهمه نظرم چيه و حتي پسرم از نگاه من ميفهمه من از حركتش ناراحتم و خودش عذر خواهي ميكنه ولي به موقع هم نظرات اونارو در مورد هر كاري ميپرسم و اونارو به حساب ميارم

يك مرد۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۱:۵۴

مطمئن هستيد اون آقا مرده
اين افراد بخاطر تربيت اشتباه پدر و مادرشان اينقدر ضعيف و بدون اراده هستند باز خوبه طاقت ايشان تمام شده

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۱:۳۶

خاک بر سر بی عرضه اش. آخه به این هم میگن مرد

مازیار۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۱:۳۵

خوندنش بامزه بود! ولی به نظر من کتک خوردن فیزیکی از زن خیلی بهتر از کتک روحی است.

مهدي۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۱:۳۱

هنوز با زن رواني برخورد نكرده ايد تا بفهميد هر چه اين مرد گفته درسته

پیام۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۳۸

مردی که از زنش کتک بخوره به درد لای جرزهم نیم خوره .

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۳۴

همیشه شعبون یه دفعه هم رمضون

قاسميان۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۳۴

معمولا زنان بازبانشان مردان را ميزنند ومردان بازور بازو زنان را. چه عجب زني پيدا شد كه برعكس عمل كرد.اين زندگي ودنياي وارونه ي وارونه ي وارونه پيچ وخمهاي زيادي دارد.البته خانواده هانبايد نقش يك مشاور رادرچنين مواقعي ناديده بگيرند.

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۲۴

**** كـــيه كه از همســرش كتك نخــورده ؟؟؟؟!!!! **** كسي وجود نداره!!!

امیر۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۱:۰۸ · در پاسخ به ناشناس

کتک روحی که هر روز میخوریم اما همه خانمها نمیزنند بلکه 99.999 درصدشون بلائی به سرت میارند که روزی 10 بار توی سر خودت 2 دستی بزنی

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۵۳ · در پاسخ به ناشناس

من هنوز كتك نخوردم. آخه زود ميزنم به چاك. هه هه هه هه.

ناشناس۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ۱۰:۵۰ · در پاسخ به ناشناس

راست میگه

دیدگاه خود را بنویسید