محسن رضایی در برنامه نیمروز تشریح کرد؛
از آغاز جنگ تا ماجرای نامه به امام و... نقل مکان به مجمع تشخیص
علت آغاز جنگ.../ ناگفتههای بسیاری از دوران دفاع مقدس وجود دارد که.../ یکی از آن نامههایی که برخی گمان میکنند من به امام نوشتهام، نامه مهمی است که من به جناب آقای هاشمی نوشتهام و برخی آن را با عنوان نامه رضایی به امام برای پذیرش قطعنامه طرح میکنند/ دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر/ دلایل ناکامیهای سال سوم جنگ / نقل مکان به مجمع و نامه 18/6/76 رهبر انقلاب...

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، ظهر امروز مهمان برنامه زنده «نیمروز» از شبکه سوم سیما بود.
به گزارش «تابناک»، محسن رضایی که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس در این برنامه حضور یافته بود، پیرامون مباحثی چون، علت آغاز و پایان جنگ، اختلافات سیاسی، مدیریتی و تخصصی دوران دفاع مقدس، دلایل تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر، نامهنگاریهای وی به حضرت امام(ره) و... به اظهار نظر پرداخت که خلاصهای از آن به شرح زیر است:

علت آغاز جنگ
علت مهم وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران را باید در اصل وقوع انقلاب و آرمان های آن جستجو کرد، در واقع استکبار شرق و غرب با عاملیت صدام، جنگ را آغاز کرد تا انقلاب اسلامی و اهداف آن را ناکام بگذارد.
ناگفتهها...
ناگفتههای بسیاری از دوران دفاع مقدس وجود دارد که بخشهایی از آن تنها برای نسلهای بعدی ناگفته مانده، ولی بخشهایی هم هست که حتی همان نسل حاضر در آن دوران هم آنها را نشنیدهاند.
برای نمونه، بیشتر بخشهای مدیریتی جنگ ناگفته مانده که من همواره از ترس سیاسی شدن و برخوردهای غیرمنصفانه با آن، به آنها راه نیافتهام، ولی میخواهم به مرور آنها را بازگو کنم.

نکته مهمی که در این باره باید بدان توجه داشت، این که به ویژه در سال نخست جنگ، بیشتر اختلافات سیاسی بود و بنیصدر و همفکرانش بدون توجه به ابعاد گسترده هجوم دشمن و لزوم همدلی میان مسئولین، در دو جبهه سیاسی و جنگ همواره بر طبل تفرقه میکوبیدند که نتایج سال اول جنگ گویای آن است.
این در حالی است که در سالهای بعدی اختلافات صرفا فنی و تخصصی بود، ولی از آنجا که دغدغه همه یکی بود، این اختلافات اتفاقا باعث بهتر انجام شدن کارها میشد.

دلایل شکست در برخی عملیاتها
باید توجه داشت در هر جنگی هم شکست هست و هم پیروزی و برای همین، ما هم در این هشت سال در مقاطعی پیروز میدان بودیم و در مقاطعی با شکست مواجه میشدیم، چنانکه روی هم رفته، شش سال و نیم از طول جنگ را ما در حال تهاجم بودیم و عراق تنها یک سال و نیم در وضعیت تهاجم بود.
اما هم در شکستها و هم در پیروزیها یک سلسله عوامل دست به دست هم میداد. مثلا در کربلای 4 عوامل منافقین به کمک جاسوسی ماهوارههای آمریکایی، سبب لو رفتن عملیات و شکست آن شد یا در عملیات رمضان و... ولی نکته مهم آن است که در مجموع و در پایان جنگ، این ما بودیم که سرافرازانه پیروز شدیم.

ماجرای نامههایم به امام
من نزدیک چهارصد صفحه نامه به امام(ره) دارم که بیش از 95 درصد آنها هنوز منتشر نشده است و هر جا احساس نیاز کنم، به مرور آنها را منتشر خواهم کرد.
اما درباره پایان جنگ، یکی از آن نامههایی که برخی گمان میکنند من به امام نوشته ام، نامه مهمی است که من به جناب آقای هاشمی نوشتهام که ظاهرا ایشان آن نامه را به امام دادهاند.

محتوای آن نامه اساسا درباره قطعنامه نبود، چون شخصا در آن مقطع موافق قطعنامه نبودم و در آن نامه، تنها در مورد امکانات مورد نیاز برای ادامه کار صحبت کرده بودم و خطاب به آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ، گفته بودم که ما پیروزی سریع تر، نیاز به چنین امکاناتی داریم؛ البته گفته بودیم که اگر این امکانات را هم ندهند ما برای رسیدن به اهداف انقلاب به دفاع ادامه خواهیم داد. این همان نامهای است که برخی آن را با عنوان نامه رضایی به امام برای پذیرش قطعنامه طرح میکنند.
دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر
نخست اینکه در آن زمان، هرچند خرمشهر به لطف خداوند آزاد شده بود، اما همچنان هزاران کیلومترمربع از زمینهای ما دست دشمن بود... مانند موسیان، نفتشهر و... و اینکه برخی مدعیاند که جنگ در آن زمان باید پایان میپذیرفت، عمدا یا سهوا از این نکته عبور میکنند.
دوم آنکه جنگ قاعدتا تنها با پذیرفتن بینالمللی مرزها ـ همان قرارداد معروف 1975 الجزایر ـ پایان میپذیرفت و بنابراین نمیشد بدون تعیین تکلیف مرزها دست از جنگ بکشیم؛ افزون بر اینکه مثل روز روشن بود که عراق مترصد این مسأله بود تا به بازسازی قوای خود پرداخته و دوباره حمله کند.

از سویی، هنوز هم که هنوز است، هیچ سند و مدرکی از سوی کسانی که مدعیاند اعراب و عراق حاضر به پایان جنگ و پرداخت غرامت به ما بوده ارایه نشده و فقط ادعا می شود که یک مقام سعودی در جلسه ای با سفیر ما چنین چیزی گفته است که البته چون در جایی ثبت و از سوی طرف مقابل رسما بیان و اعلام نشد، هیچ ارزشی نداشت.
دلایل ناکامیهای سال سوم جنگ
در مقطعی از جنگ، و درست پس از فتح خرمشهر، ما دچار ناکامیهایی شدیم. دلیل عمده آن هم این بود که نیروهای عراقی با کمک گسترده مالی ـ تسلیحاتی آمریکا، کشورهای اروپایی و اعراب رشد و بازسازی شده بودند، ولی ما چنین امکانی را نداشتیم؛ بنابراین، ما تنها به فکر ابتکارات افتادیم و مثلا از رودخانهها و باتلاقها استفاده کردیم و محور عملیاتها را چنین جاهایی تعیین میکردیم تا آنها نتوانند از امکاناتشان بهره ببرند.

چه اتفاقی با حضور شما در سپاه افتاد؟
پس از ابلاغ حکم حضرت امام(ره) به من، مبنی بر پذیرفتن فرماندهی کل سپاه، رمز اصلی کلام امام(ره) را در تأکید ایشان بر بهرهمندی از «انسانها» یافتم؛ بنابراین، با پیروی از ایشان بچههای انقلابی را پیدا کردیم و به اینها که هر کدام سی، چهل نفر نیرو داشتند، گفتیم بروند تیپ و بعدا لشکر درست کنند.
مثلا همت را که در پاوه مستقر بود، خرازی را که در دارخوین بود، باکری را که در اهواز حضور داشت و... جمع کردیم و همین شد که به مرور تیپها و لشکرهای گوناگون توسط همین بچههای بی ادعا تشکیل شد و سرنوشت جنگ تغییر کرد.
البته برخی همیشه میپرسند که چگونه شما و این نیروهای جوان ـ عمدتا بین بیست تا سی سال ـ که قاعدتا هم بی تجربه بودند، توانستید جنگ را اداره کنید؟
در این باره باید گفت که اینها همه از مبارزین پیش از انقلاب بودند و اغلب در کوران مبارزه با رژیم ستم شاهی ساخته و پرداخته شده بودند؛ هنر امام(ره) این بود که زمینه را برای جوانان فراهم کرد تا بتوانند بیایند و در حین کار توانایی های خود را به فعلیت برسانند و البته گاهی هم اشتباه کنند، اما در مدت کوتاهی اشتباه خود را جبران نمایند و سرانجام خود را نشان دهند و همین شد که این جوانان با رشادتهایشان در تاریخ این کشور ماندگار شدند.

نقل مکان به مجمع تشخیص مصلحت نظام از سپاه و نامه 18/6/76 رهبر انقلاب
دلیل خروج من از سپاه همان دلیل ورودم به آن است؛ ورود من به سپاه از سر تکلیف و برای مبارزه با دشمنان بود و پس از پایان جنگ با توجه به اینکه احساس میکردم، اکنون کشور در موقعیتی دیگر به کمک من نیاز دارد، از سپاه خارج شدم و با تغییر رشته از مکانیک به اقتصاد، ادامه تحصیل دادم و با اینکه تصمیم خود را گرفته بودم، با توجه به شرایط پیش آمده ـ ارتحال حضرت امام(ره) ـ با تجه به ضرورت های پیش آمده، صبر کردم و سه سال بعد خدمت رهبر انقلاب رسیدم و مسأله را با ایشان در میان گذاشتم.
ایشان به من فرمودند که الآن به صلاح نیست و هر موقع وقتش شد، به شما می گویم که این مسأله تا چند سال بعد مسکوت ماند تا اینکه ایشان مرا خواستند و از دلایلم برای این کار پرسیدند و پس از شنیدن دلایل من فرمودند که قانع شدم. پس از آن روز هم تا زمانی که جایگزینی پیدا کنند، من ماندم و سپس با نظر ایشان به دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتم که البته نامه محبت آمیز ایشان در تاریخ هجدهم شهریور سال 76 موید این مسأله است.
البته من به زودی همه این ماجرا را در کتاب خاطرات خود با مستندات موجود منتشر خواهم کرد.
به گزارش «تابناک»، محسن رضایی که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس در این برنامه حضور یافته بود، پیرامون مباحثی چون، علت آغاز و پایان جنگ، اختلافات سیاسی، مدیریتی و تخصصی دوران دفاع مقدس، دلایل تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر، نامهنگاریهای وی به حضرت امام(ره) و... به اظهار نظر پرداخت که خلاصهای از آن به شرح زیر است:

علت آغاز جنگ
علت مهم وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران را باید در اصل وقوع انقلاب و آرمان های آن جستجو کرد، در واقع استکبار شرق و غرب با عاملیت صدام، جنگ را آغاز کرد تا انقلاب اسلامی و اهداف آن را ناکام بگذارد.
ناگفتهها...
ناگفتههای بسیاری از دوران دفاع مقدس وجود دارد که بخشهایی از آن تنها برای نسلهای بعدی ناگفته مانده، ولی بخشهایی هم هست که حتی همان نسل حاضر در آن دوران هم آنها را نشنیدهاند.
برای نمونه، بیشتر بخشهای مدیریتی جنگ ناگفته مانده که من همواره از ترس سیاسی شدن و برخوردهای غیرمنصفانه با آن، به آنها راه نیافتهام، ولی میخواهم به مرور آنها را بازگو کنم.

نکته مهمی که در این باره باید بدان توجه داشت، این که به ویژه در سال نخست جنگ، بیشتر اختلافات سیاسی بود و بنیصدر و همفکرانش بدون توجه به ابعاد گسترده هجوم دشمن و لزوم همدلی میان مسئولین، در دو جبهه سیاسی و جنگ همواره بر طبل تفرقه میکوبیدند که نتایج سال اول جنگ گویای آن است.
این در حالی است که در سالهای بعدی اختلافات صرفا فنی و تخصصی بود، ولی از آنجا که دغدغه همه یکی بود، این اختلافات اتفاقا باعث بهتر انجام شدن کارها میشد.

دلایل شکست در برخی عملیاتها
باید توجه داشت در هر جنگی هم شکست هست و هم پیروزی و برای همین، ما هم در این هشت سال در مقاطعی پیروز میدان بودیم و در مقاطعی با شکست مواجه میشدیم، چنانکه روی هم رفته، شش سال و نیم از طول جنگ را ما در حال تهاجم بودیم و عراق تنها یک سال و نیم در وضعیت تهاجم بود.
اما هم در شکستها و هم در پیروزیها یک سلسله عوامل دست به دست هم میداد. مثلا در کربلای 4 عوامل منافقین به کمک جاسوسی ماهوارههای آمریکایی، سبب لو رفتن عملیات و شکست آن شد یا در عملیات رمضان و... ولی نکته مهم آن است که در مجموع و در پایان جنگ، این ما بودیم که سرافرازانه پیروز شدیم.

ماجرای نامههایم به امام
من نزدیک چهارصد صفحه نامه به امام(ره) دارم که بیش از 95 درصد آنها هنوز منتشر نشده است و هر جا احساس نیاز کنم، به مرور آنها را منتشر خواهم کرد.
اما درباره پایان جنگ، یکی از آن نامههایی که برخی گمان میکنند من به امام نوشته ام، نامه مهمی است که من به جناب آقای هاشمی نوشتهام که ظاهرا ایشان آن نامه را به امام دادهاند.

محتوای آن نامه اساسا درباره قطعنامه نبود، چون شخصا در آن مقطع موافق قطعنامه نبودم و در آن نامه، تنها در مورد امکانات مورد نیاز برای ادامه کار صحبت کرده بودم و خطاب به آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ، گفته بودم که ما پیروزی سریع تر، نیاز به چنین امکاناتی داریم؛ البته گفته بودیم که اگر این امکانات را هم ندهند ما برای رسیدن به اهداف انقلاب به دفاع ادامه خواهیم داد. این همان نامهای است که برخی آن را با عنوان نامه رضایی به امام برای پذیرش قطعنامه طرح میکنند.
دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر
نخست اینکه در آن زمان، هرچند خرمشهر به لطف خداوند آزاد شده بود، اما همچنان هزاران کیلومترمربع از زمینهای ما دست دشمن بود... مانند موسیان، نفتشهر و... و اینکه برخی مدعیاند که جنگ در آن زمان باید پایان میپذیرفت، عمدا یا سهوا از این نکته عبور میکنند.
دوم آنکه جنگ قاعدتا تنها با پذیرفتن بینالمللی مرزها ـ همان قرارداد معروف 1975 الجزایر ـ پایان میپذیرفت و بنابراین نمیشد بدون تعیین تکلیف مرزها دست از جنگ بکشیم؛ افزون بر اینکه مثل روز روشن بود که عراق مترصد این مسأله بود تا به بازسازی قوای خود پرداخته و دوباره حمله کند.

از سویی، هنوز هم که هنوز است، هیچ سند و مدرکی از سوی کسانی که مدعیاند اعراب و عراق حاضر به پایان جنگ و پرداخت غرامت به ما بوده ارایه نشده و فقط ادعا می شود که یک مقام سعودی در جلسه ای با سفیر ما چنین چیزی گفته است که البته چون در جایی ثبت و از سوی طرف مقابل رسما بیان و اعلام نشد، هیچ ارزشی نداشت.
دلایل ناکامیهای سال سوم جنگ
در مقطعی از جنگ، و درست پس از فتح خرمشهر، ما دچار ناکامیهایی شدیم. دلیل عمده آن هم این بود که نیروهای عراقی با کمک گسترده مالی ـ تسلیحاتی آمریکا، کشورهای اروپایی و اعراب رشد و بازسازی شده بودند، ولی ما چنین امکانی را نداشتیم؛ بنابراین، ما تنها به فکر ابتکارات افتادیم و مثلا از رودخانهها و باتلاقها استفاده کردیم و محور عملیاتها را چنین جاهایی تعیین میکردیم تا آنها نتوانند از امکاناتشان بهره ببرند.

چه اتفاقی با حضور شما در سپاه افتاد؟
پس از ابلاغ حکم حضرت امام(ره) به من، مبنی بر پذیرفتن فرماندهی کل سپاه، رمز اصلی کلام امام(ره) را در تأکید ایشان بر بهرهمندی از «انسانها» یافتم؛ بنابراین، با پیروی از ایشان بچههای انقلابی را پیدا کردیم و به اینها که هر کدام سی، چهل نفر نیرو داشتند، گفتیم بروند تیپ و بعدا لشکر درست کنند.
مثلا همت را که در پاوه مستقر بود، خرازی را که در دارخوین بود، باکری را که در اهواز حضور داشت و... جمع کردیم و همین شد که به مرور تیپها و لشکرهای گوناگون توسط همین بچههای بی ادعا تشکیل شد و سرنوشت جنگ تغییر کرد.
البته برخی همیشه میپرسند که چگونه شما و این نیروهای جوان ـ عمدتا بین بیست تا سی سال ـ که قاعدتا هم بی تجربه بودند، توانستید جنگ را اداره کنید؟
در این باره باید گفت که اینها همه از مبارزین پیش از انقلاب بودند و اغلب در کوران مبارزه با رژیم ستم شاهی ساخته و پرداخته شده بودند؛ هنر امام(ره) این بود که زمینه را برای جوانان فراهم کرد تا بتوانند بیایند و در حین کار توانایی های خود را به فعلیت برسانند و البته گاهی هم اشتباه کنند، اما در مدت کوتاهی اشتباه خود را جبران نمایند و سرانجام خود را نشان دهند و همین شد که این جوانان با رشادتهایشان در تاریخ این کشور ماندگار شدند.

نقل مکان به مجمع تشخیص مصلحت نظام از سپاه و نامه 18/6/76 رهبر انقلاب
دلیل خروج من از سپاه همان دلیل ورودم به آن است؛ ورود من به سپاه از سر تکلیف و برای مبارزه با دشمنان بود و پس از پایان جنگ با توجه به اینکه احساس میکردم، اکنون کشور در موقعیتی دیگر به کمک من نیاز دارد، از سپاه خارج شدم و با تغییر رشته از مکانیک به اقتصاد، ادامه تحصیل دادم و با اینکه تصمیم خود را گرفته بودم، با توجه به شرایط پیش آمده ـ ارتحال حضرت امام(ره) ـ با تجه به ضرورت های پیش آمده، صبر کردم و سه سال بعد خدمت رهبر انقلاب رسیدم و مسأله را با ایشان در میان گذاشتم.
ایشان به من فرمودند که الآن به صلاح نیست و هر موقع وقتش شد، به شما می گویم که این مسأله تا چند سال بعد مسکوت ماند تا اینکه ایشان مرا خواستند و از دلایلم برای این کار پرسیدند و پس از شنیدن دلایل من فرمودند که قانع شدم. پس از آن روز هم تا زمانی که جایگزینی پیدا کنند، من ماندم و سپس با نظر ایشان به دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتم که البته نامه محبت آمیز ایشان در تاریخ هجدهم شهریور سال 76 موید این مسأله است.
البته من به زودی همه این ماجرا را در کتاب خاطرات خود با مستندات موجود منتشر خواهم کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگرچه بنده نسبت به ایشان نقد زیادی دارم ولی خوب باید به کسانی که در راه حفظ کیان مملکت مجاهدت کردند احترام گذاشت ولی هنوز معتقدم میزان حال فعلی افراد است
به ما حمله كردن از خودمون دفاع كرديم و اگه كوتاه ميومديم اونا ادامه مي دادن صلح هم فريب بود تا توان داشتيم ادامه داديم و وقتي به سختي افتاديم از موضع قدرت صلح كرديم . من يه شهروند حدود چهل سالم و اين تجربه ي من از جنگه بقيش حرفه البته اشتباه هم داشتيم مثل شعار راه قدس از كربلا ميگذرد ولي اين چيزي كه امروز ميگيم اشتباه اونموقع تلاش بعضي براي انحراف دفاع از كشور خودمون رو كنترل كرد و نيرو هاي تندرو رو آروم كرد حتي مي تونيم فكر كنيم يك شعار استراتژيك بود بهتره امروز به جاي خودزني به اين گذشته مقتدر افتخار كنيم و سعي كنيم اشتباهات امروز رو كم كنيم
عده ای روی مین و منور و غیر می خوابیدند تا همسگران و همرزمانشان را نجاد دهند عده ای هم الان پای پول ها و مقام ها نشتسته اند و مواظبیند خدایی نکرده خم به ابروی خانواده شان ننشیند وای بر ما که روی خون چه کسانی و بر مزار چه گلهایی پایه هایی صندلی هایمان را استوار کرده ایم
جناب اقاي محسن رضائي خوب است در اداره جنگ وپيروزيهاي آن بجاي نام بردن ازمبارزات قبل از انقلاب فرماندهان وتجربييات گذشه آنان از امداد هاي اللهي وتوكل آنان به خدا ي تبارك وتعالي سخن مي گفتيد
به نظر من کاش حاج محسن رئیس جمهور بشه چون شم اقتصادی بالایی داره و می تونه این کشتی به گل نشسته رو سکان دار بشه
آفرین بررشادت آقامحسن
درود بر همه فجر آفرينان حاج محسن ودوستان شهيدش
هفته دفاع مقدس . یکسال دیگر گذشت . از پرداخت مستمری حقوق به رزمنده های جنگ خبری نشد . و جانبازی آنان را ندادند . شاید سالی دیگر ؟! عجولی نکنید . و صبوری پیشه کنید ؟! حتی اگر 100 سال بگذرد ؟!
بار دیگر یادم آمد روز جنگ/ روزهای آشیایی با تفنگ/روزهای عشق با سجاده ها/ دوستی باترکش خمپاره ها
مانظردادیم شما ننوشتید
علت اینکه مردم ما شخصیت متفکر،شجاع و متدین دکتر محسن رضایی را نشناخته اند، بی ادعایی ایشان است. ولی مطمئنم بالاخره مردم ایشان را به لطف خداوند خواهند شناخت و در جایگاه مناسب از خدماتش استفاده خواهند کرد. و مسئولین عوام فریب و نادان به عقب خواهند رفت چرا که:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن
اقای رضایی درود خدا برشما ای دلاورمرد ایران زمین این حرفهای مفتی که بعضی آدمهای بزدل وخاین به شما می زنند لایق خودشان است من شخصا به شخصیت و کاردانی تجربه و بزرگواری شما علاقه مندم کاش ایران هنوز به دست کسایی مثل شما اداره میشد تا از این مشکلات رهایی پیدا میکردیم
چه اظهار نظری؟ اگه انتقاد باشه که نمی ذارین و اگه تعریف باشه که حسابی برای آقا دکترتون سنگ تموم گذاشتین . حالا ایشان کی به دیار باقی نقل مکان می کنند؟
محسن جمع سالم سنت و مدرنیت و عقلانیت و شجاعت است وخطری است بالقوه برای چب و راست محافظه کاران اصولگرایان و اصلاح طلبان است ایشان تنها کسی است که می تواند کشور را نجات دهد وآرزوی انقلاب را صورت تحقق ببخشد
انشاالله قسمت بشه واسه يكبار هم كه شده امثال آقا محسن شهيد بشن.
تاسف میخورم خام حرف های کسانی شدیم که بخاطر ضعف اعتقادی خودشان زحمات سربازان در زمان جنگ را زیر سوال بردند و با تمسخر در گوشه و کنار از انان یاد کردند و و نگفتند اگر شجاعت امثال لینها نبود شما رو کجای دنیا به مراتب بالای دولتی راه میداند تا در مورد بین المال مسلمین شما تصمیم گیری کنید و اخر این بشود که نباید ...
درود بر دکتر دلسوز امیدوارم روزی مردم نیز به انساندوستی شما پی ببرند و نگویند نظامی است عبوس است این مملکت نیاز به آدم کاردان دارد سال گذشته به خوزستان رفته بودم در منطقه تونل دلا برف سنگینی باریده بود با اینکه دوستان زیادی داشتیم با هرکسی تماس گرفتیم کسی به داد مردم نرسید ولی خوشبختانه حاج محسن خوزستان بود با یکی از دوستان ایشان تماس گرفتم و ایشان ظرف چند ساعت چند هزار نفر را از آن بوران نجات دادند می خواستم از ایشان تشکر کنم و بگویم دکتر بزرگوار خدا حفظتان کند دوستان در جنگ هم شکست هست هم پیروزی شما به سن فرمانده سپاه انروز توجه فرمایید بعد متوجه خواهید شد که ایشان چه حماسه ای افریدند ما الان تو خونه گرم و پشت میز و صندلی ریاست ایشان را نقد میکنیم نقد منصفانه داشته باشیم به ایشان و سایر دوستانشان از صمیم قلب تبریک بگوییم وامیدوارم سایر مسئولان نیزمانند ایشان از سر خدمت به مردم بنگرند نه از سر قدرت
درود خدا بر حاج محسن سردار رشید سپاه اسلام
آقای رضایی از بندگان صالح خداست . ایشان دینش را علمی و عملی به ایران عزیز ادا کرده است .خدا حفظت کند . امیدوارم در همه اوقات سلامت و موفق باشید . شما انسان شریفی هستید که به جای شعار ، عمل کردید .
شما خیلی احمق و خر و بیشعور تشریف دارید که نفهمیدید نتیجه جنگ به جز جام زهر چه بود و لی هر چه بود جمعیت 40 میلیونی اون موقع کاملا فهمید درک کرد و جنگ رو هم اداره کرد به کوری چشم تو و امثال تو که معلوم نیس اون موقع کدام گوری بودی وبه کدام سوراخ موشی خزیده بودی و حالا اومدی اینجور سوال میکنی ایا واقعا تو یک مسلمان ایرانی هستی یا یه وطن فروش خائن دستاورد دفاع مقدس ما همان است که دور تا دور کشور مارا دشمن چنگ انداخته ولی زهره ندارد به گشور عزیز ما کوچکترین نگاه چپی بکند و این همش از دستاورد همان دفاع مقدس است همان خونهای پاکی ست که کشور ما رو بیمه کرده الان مرد لیبیایی خودش داد میزند که ما از ایران الگو گرفتیم ایا این همان دستاورد دفاع نیست همه منطقه خاورمیانه به جوش وخروش امده ایا از انقلاب ما نیس تو حتما از همون مرفح های بی درد هستی که امام شهیدان همیشه تذکر میداد بهر حال دستاورد جنگ اونقدر زیاد هست تا 200 سال دیگه این کشور رو بیمه کرده
بايد قدر مردان بزرگ ديده شود و قهرمانان همواره بايد اسطوره بمانند تاانگيزه قهرمانان شدن زنده بماند
هنوز هم دوست داشتنی هستی و بوی شهدا را میدهی خدا حفظت کند
درود بر آقا محسن عزیز, ای کاشک جنگ یکسال بعد از فتح خرمشهر تمام میشد و آن فرزندان مخلص شهید نمیشدند و فقط با بخش کوچکی از هزینه های جنگ 80( میلیارد دلار) تمام 28 فاز پارس جنوبی به بهره برداری میرسید تا امروز کشوری اباد و مرفه داشته باشیم. ای کاشک......
آیا میشود تمام اینهایی که گفتیم در محضر و دادگاه الهی برای خود سود جست وحتی به زور هم که شده به عنوان شاهد از آنهایی که در هشت سال جنگ بودند استفاده کرد؟؟؟؟؟؟؟؟
علی ای حال هر کسی جام زهر رو به امام نوشانید خدا از زوی زمین محوش کنه !
ازوقتی که امام شال برکمر سبزه زار محکم کرد وآقامحسن را به ما مردم ایران هدیه کردند برگ زرین دیگری در تاریخ دفاع وسلحشوری این آب وخاک رقم خورد همین بس که به تشخیص امام که به تعبیر دوست ودشمن بصیر ترین ونافذترین آدم قرن معاصر بوده اند کسی رابه کارآمدی ایشان پیدا نکردند که امام با هیچ کس تعارف نداشتند واگر کمی انصاف داشته باشیم وبه خود زحمت مطالعه ی تا ریخ ایران رانه زحمت نکشید فقط تاریخ دفاع مقدس را با مداقه وتامل برگ بزنید خواهید دید که درهرکجای دنیا چنین مردی یافت می شد دهها وصدهاتندیس طلا از او به میادین و ورودی شهرهایشان بنا می کردندازآدم بی ادعایی که ازکوه دشت وشغل انبیا به بستن اولین کمربند امنیتی انقلاب گمارده شد وسپس فرماندهی سوگلی ترین دقایق پانصدساله رابربهترین یاران دوران ایران عزیزرابه زعم حضرت امام اندیشیدندوامروز هم بی هیچ اعایی درسنگر دیگری مشغول خدمتندخداوند برای این مردم امثال او را خودش نگهدارد که اگربه من وشما باشد خدامی داند ؟؟؟؟؟؟
با درود فراوان به دكتر رضائى مرد برنامه و عمل٠
چه خوب بود که صداقت و شجاعت در گفتارها پیدا می شد. آیا مگر نبود ارتشیهایی امثال شهید صیاد و برخی فرماندهان لشگر 23 نوهد ارتش که چقدر در آموزش بچه های سپاه نقش داشتند؟ حیف!
خسته نباشید و ممنون اقای دکتر محسن رضایی
درود بر محسن رضایی و با تقدیر از زحماتش ف ما که به وجو افرادی مانند شما افتخار می کنیم ، بگذار عناصر برخواه و بدگو هرچه می خواهند بگویند
تنها خداوند است که باید بداند که قطعا می داند
فتحی از ونک سمیرم
انشا الله که نتیجه اعمالشان را با پیروزی در همه رویدادهای اینده خواهند دید
از سرداری تا کرسی قضاوت
معلوم است تحول عظیمی اتفاق افتاده که سردار عزیز ما از مکانیک به اقتصاد از فرماندهی جنگ تا کرسی قضاوت گونه مجمع نقل مکان نموده اند. واقعن به نظر من نیز رشته های علوم انسانی باعث تحول درونی فرد می شوند و سیاستگزاری و هدایتگری رشته های فنی و مهندسی به عهده دارند. امید است که همانند فرماندهی که بایستی سریع تصمیم گرفت در این مسند نیز بنا به جایگاه ویژه اش واقع بینانه و با صبر و متانت و حوصله تصمیم گرفت. با تشکر
امنيت وضعيتي كه داريم حاصل زحمات واز خود گذشتگي فرزندان بي ادعاي اين مرز و بوم است و دكتر رضائي تارك اين اخلاص و بي ادعائي است. گرچه دكتر رضائي و امسال اين بزرگوار صاحبان معنوي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس هستند، اما همچنان بي ادعا پايه هاي اين كشورند كه سيل بي مهري ها وطوفانهايساخته از خودي ها و بيگانگان گرچه به روي آنها چنگ مي زند اما به خاطر مصلحت و بزرگي اين ملت و آينده نگري كه گمشده خيلي از مدعيان خود بزرگ بين است، اين چنگ زدنها را متحمل ميشوند و تنها نگراني حاج محسن و همرزمانش چگونگي عبور بي خطر كشتي انقلاب و كشور از ابهاي طوفاني است.طوفاني كه حاصل كينه هاي دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب و جهالت خودي هاست.
سلام سردار عزيز
من سنم به حضور در جنگ قد نمي دهد اما فرزند انقلابم و زاده يكي از كساني كه در ركاب شما بود از شما زياد شنيديم و ديديم و از تدبير عالمانه و حكيمانه شما در جريان فتنه سال 88 بسيار شادمان و خرسند شديم از اينكه به پاسداري از اين نظام و ولايت پايبند مانديد تا انقلاب هست و ياد انقلاب ، نام شما نيز همپاي ياد انقلاب وياد شهداي انقلاب خواهد ماند .پا به پاي ولايت بمانيد تا بمانيد و بمانيد وبمانيد
سردار بزرگ از صندوق اسرار جنگ، با تدبير هشت سال اين كشور را از هجوم دشمن صيانت كردين و هم اكنون نوبت سرداري در صحنه سياست و كشورداري است با اين تفاوت كه به جاي اسلحه به دستان بايد از قلم به دستان و به جاي فرماندهان از مديران و نخبگان سياسي و اداري و دلسوزان وطن مساعدت بگيري.
سکوت تا کی سردار ؟ این گرفتاریها خط شکن میخواهد . بسم ا... مرد خدا نگران نباش ماهستیم .
دورد خدا بر حاج محسن مرد جنگ
سلام بر سردار بزرگ جنگ كه به حق مرز و بوم ايران اسلامي به وجودت افتخار ميكند اگر كسي بخواهد از جان گذشتگي و رشادت را ناديده بگيرد الحق والانصاف بي وجداني كرده است. آفرين بر شجاعتت
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
جنگ نه گفتنیست نه فهمیدنی ، جنگ جنگ بود همین ، فقط مواظب باشیم دوباره گرفتارش نشویم چون الان نه همت نه باکری نه .... داریم و آنقدر خورده ایم که حال پا شدن نداریم موبایلمان خط ندهد ناراحت میشیم کی حال داره دوباره رفیق مجروحشو 3 کیلومتر رو دوشش بذاره بیاره عقب ، حالا دیسک کمر و آرتروز و .... تا دلت بخواد مشکل داریم
اگر با عراقی ها فامیل می شدی بازهم همین حرف رو می زدی؟ جنگ جنگ بود؟ "جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو این جنگ نهفته است. امام"
خدا وند خودش بهتر می داند .
من نميدونم باني پايان جنگ كي بود ولي هر كه بود كاري واقعا درست راانجام داد مثلا ده سال ديگه هم جنگ ميكرديم بعدش چي ؟بازم با تلافات بيشتر جاني و مالي اخرش به همون جا ميرسيد كه رسيد
"ما به تکلیف عمل کردیم. امام بگه بجنگ می جنگیم. امام بگه بایستید می ایستیم." وضعیت ایران امروز را با عراق امروز مقایسه کن تا بفهمی ایران برای چی جنگید.
سردبیر آشغال تابناک از بس پول حروم خورده به این روز افتاده. یک کلام ختم کلام همانطور که رییس جمهور محبوب گفت شما قاچاقچی سیگارید و لاغیر ضمنا اخیرا جناب سردار کوثری هم دستتون رو رو کرد و گفت که رضایی به همه شهدا و نظام و امام خیانت کرده و دنبال هوا و هوسش بوده. حالا هی برید زر مفت بزنید.
جناب پاستوريزه كه ديگران را اشغال خطاب ميكني
چرا همين بعضي ها از متخلفين دولت حمايت مي كند تخلفات مالي اي كه صفرش را بايد به توان نوشت را چرا پاسخ نمي دهند . به فرض كه درست گفته باشد و كسي سيگار قاچاق كرده است و لاغير ، اما انكه 4000 سند مخدوش بيمه ساخته و پرداخته كرد و كرور كرور برد و پاسخگو نيست چيست؟
صرف ادعا و تهمت اگر تقواي گفتار نباشد بسيار آسان است
تقصیر نداری - اینهمه ادب رو از همون الگوت گرفتی - اگر طرفدارش نبودی تعجب میکردم
عکس ایشان در حال چای خوردن ما را به یاد سادگی و صمیمیت های دوران جنگ انداخت. درود بر شهیدان
حاجی ولی خداوکیلی تو اون جریان فتنه روش و منش شما را من که شما را بعنوان مراد خودم تو بسیج می دونستم نپسندیدم. فالله خیر الحاکمین
حالم ازت به هم می خوره تابناک. حقا که جیره خور موسادی، شد یه بار هم که شده از شهدا بگی، از همت باکری خرازی متوسلیان و شهدای گمنام. هی سنگ این یارو رو به سینه بزن بالاخره زندگی خرج داره. بدبخت می دونم جرات انتشار نداری
اقای رضایی من شخصا به شخصیت و کاردانی تجربه و بزرگواری شما علاقه مندم کاش ایران هنوز به دست کسایی مثل شما اداره میشد تا از این مشکلات رهایی پیدا میکردیم
باور كنين امثال حاج محسن برا هر جامعه اي يه نعمته .قرنها بايد بگذره تا يه نظامي پر و پيموني دوباره متولد بشه . قدر اين ادمارو بيشتر بدونيم.
حاج محسن دوست داریم
سلام
فكر كنم بايد يادي از قهرمان جنگ كشور صياد شيرازي وتجربهها وفداكاريها و درايتهاي ايشان نيز ميشد چوخواهي كه نامت رود درجهان مكن نام نيك بزرگان(شهيد صياد شيرازي) نهان
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.