جامجهانی والیبال برای ایران با هفت شکست پایان یافت؛
بازیکنان تیم ملی والیبال به کواچ، مربی تیم خیانت کرده اند؟!
مشکل بزرگ کواچ این است که آن تأثیر و کاریزمای لازم را در تیم ندارد. او در لحظات حساس خودش را میبازد و این مسأله روی تیم تأثیر میگذارد. همچنین نداشتن شخصیت کاریزماتیک موجب شده تا سعید معروف در زمین بزرگتر از کواچ به نظر برسد.

تیم ملی والیبال ایران امروز یازدهمین و آخرین بازی خود در جامجهانی ژاپن را انجام داد و سرانجام توانست با پیروزی برابر تیم مصر چهارمین پیروزی خود را در این رقابتها ثبت کند؛ چهارمین پیروزی که در مقابل خیل عظیم شکستهای تیم ملی ایران در این رقابتها قابل مقایسه نبود. تیمی که تا همین دو سال پیش در رده چهارم لیگ جهانی و ششم جهانی ایستاده بود، حالا با یک افول عجیب شکست پشت شکست را تجربه کرد تا در رده هفتم جامجهانی بایستد و امکان دارد با پیروزی کانادا یا استرالیا این جایگاه بدتر هم شود.
به گزارش «تابناک»، کسی نیست که این روزها از وضعیت تیم ملی والیبال ایران نگران نباشد. تیمی که تا همین سال گذشته، مایه فخر و مباهات همه ایرانیها بود، حالا به روزهای افولش نزدیک و همین نزول باعث شده تا هواداران والیبال ایران حسابی ناراحت شوند. پیش از این و در عرصه ورزش، ورزشکاران ایرانی در رقابتهای انفرادی قابلیت حضور در سطح یک جهانی را داشتند، ولی هیچ گاه یک تیم ایرانی در عرصه جهانی درخشش قابل توجهی نداشت. اگر خاطراتمان را خوب مرور کنیم، تک و توک حرکات انفجاری تیم ملی در یک مقطع و مثلا ارائه بازی خوب برابر تیمی مثل دانمارک یا آلمان، موجب میشد تا ما سالها خوشحال باشیم و از آن تک بازی یاد کنیم.
اما ما تیمی داشتیم که شانه به شانه قدرتهای جهانی میزد و درخشش در سطح یک والیبال جهان نه در حد یک جرقه کوچک که در اندازه یک انفجار بزرگ بود. با این حال، گویا با گذشت پنج سال رویایی، حالا قرار است تیم کشورمان در سراشیبی قرار بگیرد؛ اتفاقی که در فاصله یک سال تا المپیک برای هیچ هواداری پذیرفته نیست.


مشکل بزرگ کواچ این است که آن تأثیر و کاریزمای لازم را در تیم ندارد. او در لحظات حساس خودش را میبازد و همین روی تیم تأثیر میگذارد. همچنین نداشتن شخصیت کاریزماتیک موجب شده تا سعید معروف در زمین بزرگتر از کواچ به نظر برسد و همین موجب میشود تا در خیلی از مواقع، این کاپیتان تیم ملی باشد که زمام امور را به دست بگیرد و کار از دست کواچ خارج شود.
از سوی دیگر، کواچ هیچ طرح و برنامهای برای لحظات حساس، یا جاهایی که در بازی گره میافتد ندارد. نیمکت یک شکل و بی خلاقیت او دستش را در پیاده کردن طرحهای مختلف در زمین بسته است و برای همین غالبا همیان ترکیب اول بازی باید جور همه چیز را تا انتهای بازی بکشد و این کار حریفان را برای خواندن دست کواچ باز میگذارد.
دیگر آنکه سرمربی تیم ملی در نیمکت تنهاست. رحمان محمدی و چورا هیچ کدامشان در بهترین حالت هم فکر نمیکردند بتوانند روی نیمکت یک تیم ملی بنشینند و حالا این معجزه برایشان اتفاق افتاده است. بر خلاف آنتیگا در تیم ملی لهستان که استاد باتجربه خودش در تیم ملی فرانسه را به عنوان دستیار در کنارش دارد ـ که همیشه از توصیههای و مشورتهایش بهره میبرد ـ کواچ روی نیمکت تیم ملی ایران تنهاست. همه این عوامل دست به دست هم میدهد تا کواچ آن تاثیر لازم، آن چیزی که ولاسکو در مواقع حساس بحرانی ناگاه از آستینش بیرون میآورد را نداشته باشد و برای همین تیم ملی ایران برای حریفانش کاملا قابل پیشبینی است. همین موجب میشود تا بر خلاف سه سال پیش حدس زدن نتیجه بازی ایران و ایتالیا کار چندان سختی نباشد.
اما علاوه بر کواچ باید به نقش بازیکنان تیم ملی در این ماجرا هم اشاره کنیم. بیشک آنها هم در این افول تأثیر دارند. بازیکنانی که یکباره به قهرمانهای ملی تبدیل شدند و در مرکز توجهات قرار گرفتند. بهنام محمودی، بازیكن اسبق تیم ملی والیبال در تحلیل علت ضعف تیم ملی به هفته نامه تماشاگران امروز میگوید: «الان میتوانم هزار دلیل از ایرادهای فنی و تاكتیكی برایتان بتراشم، اما اگر از من بپرسی میگویم آنچه الان به این تیم لطمه میزند، چالش فرهنگی است. برادر خودم را مثال میزنم. این همه زمانی را كه برای فضای مجازی میگذارند، چه كسی میگذارد؟ این رشد حبابگونه والیبال ما باعث شده شهرت بچهها جلوتر از توان ظرفیتیشان پیش برود. بچهها همه از بهترینها هستند، اما مثلاً بروید بپرسید متوسط سواد آكادمیك آنان چقدر است؟ شاید پایینتر از دیپلم. این یعنی تمام دنیایشان شده پول و والیبال؛ میگویند درس به چه دردمان میخورد. این نگاه هزار جور مشكل دیگر را هم به همراه میآورد».
شائبه دیگری که وجود دارد به ارتباط میان بازیکنان و سرمربی تیم بازمیگردد. اینکه کواچ نتوانسته شاگردانش را مال خود کند و به همین دلیل، قد شاگردانش در مجموع از او در تیم بلندتر است. اینگونه است که معروف و موسوی بیشتر از کواچ به چشم میآیند. این شرایط را مقایسه کنید با زمانی که بازیکنان بی اجازه ولاسکو حتی آب هم نمیتوانستند بخورند. همین مسأله هم موجب شده تا شایعاتی مبنی بر تلاش بازیکنان برای زمین خوردن کواچ به گوش برسد؛ شایعاتی که البته در یک مصاحبه کاملا از سوی فرهاد ظریف رد شده اما همیشه سایهاش بر سر تیم ملی بوده.
این حرفها و نقدها در چند هفته، چند ماه و حتی یک سال گذشته بارها و بارها بیان شده است. به هر دلیل، این حرفها و نقدها شنیده نشده است؛ اما حالا و با پایان کار تیم ملی در ژاپن و با توجه به فرصت یک ساله تا المپیک و مهمتر از آن در پیش بودن رقابتهای مهم انتخابی المپیک در اردیبهشتماه در ژاپن، آخرین فرصت تیمهای آسیایی برای کسب سهمیه المپیک، باید نشست و همه ایرادات و نقاط ضعف تیم ملی را درآورد. یک سال فرصت مناسبی است تا به رویایی المپیکی شدن والیبالمان جامه عمل بپوشانیم.
به گزارش «تابناک»، کسی نیست که این روزها از وضعیت تیم ملی والیبال ایران نگران نباشد. تیمی که تا همین سال گذشته، مایه فخر و مباهات همه ایرانیها بود، حالا به روزهای افولش نزدیک و همین نزول باعث شده تا هواداران والیبال ایران حسابی ناراحت شوند. پیش از این و در عرصه ورزش، ورزشکاران ایرانی در رقابتهای انفرادی قابلیت حضور در سطح یک جهانی را داشتند، ولی هیچ گاه یک تیم ایرانی در عرصه جهانی درخشش قابل توجهی نداشت. اگر خاطراتمان را خوب مرور کنیم، تک و توک حرکات انفجاری تیم ملی در یک مقطع و مثلا ارائه بازی خوب برابر تیمی مثل دانمارک یا آلمان، موجب میشد تا ما سالها خوشحال باشیم و از آن تک بازی یاد کنیم.
اما ما تیمی داشتیم که شانه به شانه قدرتهای جهانی میزد و درخشش در سطح یک والیبال جهان نه در حد یک جرقه کوچک که در اندازه یک انفجار بزرگ بود. با این حال، گویا با گذشت پنج سال رویایی، حالا قرار است تیم کشورمان در سراشیبی قرار بگیرد؛ اتفاقی که در فاصله یک سال تا المپیک برای هیچ هواداری پذیرفته نیست.

پاسخ به این پرسش که چه اتفاقی موجب شده تا تیم والیبال ایران در فاصله یک سال چنین افت فاحشی کند چندان ساده نیست. خیلیها همه چیز را در نقش کواچ میبینند و او را عامل افول تیم ملی والیبال ایران میدانند. مربی جوانی که کاریزما و تجربه مربی پیشین خود را نداشت و در همه این سالها، حتی روزی که ایران را بر سکوی چهارم لیگ جهانی نشاند، هم زیر سایه خولیو ولاسکوی محبوب قرار داشت. افول تیم او در این روزها هم موجب شده تا همه بگویند «دیگر اثر ولاسکو در تیم ایران تمام شده» و به این ترتیب همه نتایج تیم کواچ را به ولاسکو نسبت دهند؛ هرچند اسلوبودان کواچ یکی از مهمترین عوامل افول تیم ملی والیبال ایران است، همه آن نیست. با این حال در ابتدا تأثیر کواچ بر افول تیم ملی والیبال ایران را بررسی میکنیم.
تیم ملی ایران در چند مسابقه پیاپی برابر لهستان، ایتالیا، روسیه و امریکا شکست خورد. این شکستها بعد از شکست ناباورانه روز اول برابر ارژانتین بود. شاید این چهار شکست سریالی برابر قدرتهای جهانی را میشد به نوعی هضم کرد. به هر حال هر تیمی هیچ وقت روی دور برد نیست. اما دو شکست روزهای پایانی برابر استرالیا و کانادا دیگر شاهکار بود. تیم ملی ایران در بدترین شرایط هم به تیم درجه سهای مثل کاندا نمیباخت، ولی این اتفاق رخ داد و ایران برابر استرالیا و کانادا سه گیمه شد.
چیزی که در این میان خیلی عجیب بود، درماندگی اسلوبودان کواچ بود؛ مربی که گویا برای لحظات سخت هیچ ترفندی در آستینتش نداشت. پیش از این و در زمان ولاسکو بارها و بارها دیده بودیم که ایران بازی دو هیچ باخته را 3-2 به پایان برد. معروفترینش بازی در ایتالیا برابر تیم ملی ایتالیا بود که با پیروزی شیرین ایران همراه بود. اما کواچ در این دو سال هیچ گاه از خودش چنین کیفیتی نشان نداده است. ما در جامجهانی بازی 2-0 برده از لهستان را 3-2 واگذار کردیم و در ادامه هم مثلا در بازی برابر استرالیا و کانادا اصلا نتوانستیم حتی با پیروزی در یک ست روند بازی را تغییر دهیم.
تیم ملی ایران در چند مسابقه پیاپی برابر لهستان، ایتالیا، روسیه و امریکا شکست خورد. این شکستها بعد از شکست ناباورانه روز اول برابر ارژانتین بود. شاید این چهار شکست سریالی برابر قدرتهای جهانی را میشد به نوعی هضم کرد. به هر حال هر تیمی هیچ وقت روی دور برد نیست. اما دو شکست روزهای پایانی برابر استرالیا و کانادا دیگر شاهکار بود. تیم ملی ایران در بدترین شرایط هم به تیم درجه سهای مثل کاندا نمیباخت، ولی این اتفاق رخ داد و ایران برابر استرالیا و کانادا سه گیمه شد.
چیزی که در این میان خیلی عجیب بود، درماندگی اسلوبودان کواچ بود؛ مربی که گویا برای لحظات سخت هیچ ترفندی در آستینتش نداشت. پیش از این و در زمان ولاسکو بارها و بارها دیده بودیم که ایران بازی دو هیچ باخته را 3-2 به پایان برد. معروفترینش بازی در ایتالیا برابر تیم ملی ایتالیا بود که با پیروزی شیرین ایران همراه بود. اما کواچ در این دو سال هیچ گاه از خودش چنین کیفیتی نشان نداده است. ما در جامجهانی بازی 2-0 برده از لهستان را 3-2 واگذار کردیم و در ادامه هم مثلا در بازی برابر استرالیا و کانادا اصلا نتوانستیم حتی با پیروزی در یک ست روند بازی را تغییر دهیم.

از سوی دیگر، کواچ هیچ طرح و برنامهای برای لحظات حساس، یا جاهایی که در بازی گره میافتد ندارد. نیمکت یک شکل و بی خلاقیت او دستش را در پیاده کردن طرحهای مختلف در زمین بسته است و برای همین غالبا همیان ترکیب اول بازی باید جور همه چیز را تا انتهای بازی بکشد و این کار حریفان را برای خواندن دست کواچ باز میگذارد.
دیگر آنکه سرمربی تیم ملی در نیمکت تنهاست. رحمان محمدی و چورا هیچ کدامشان در بهترین حالت هم فکر نمیکردند بتوانند روی نیمکت یک تیم ملی بنشینند و حالا این معجزه برایشان اتفاق افتاده است. بر خلاف آنتیگا در تیم ملی لهستان که استاد باتجربه خودش در تیم ملی فرانسه را به عنوان دستیار در کنارش دارد ـ که همیشه از توصیههای و مشورتهایش بهره میبرد ـ کواچ روی نیمکت تیم ملی ایران تنهاست. همه این عوامل دست به دست هم میدهد تا کواچ آن تاثیر لازم، آن چیزی که ولاسکو در مواقع حساس بحرانی ناگاه از آستینش بیرون میآورد را نداشته باشد و برای همین تیم ملی ایران برای حریفانش کاملا قابل پیشبینی است. همین موجب میشود تا بر خلاف سه سال پیش حدس زدن نتیجه بازی ایران و ایتالیا کار چندان سختی نباشد.
اما علاوه بر کواچ باید به نقش بازیکنان تیم ملی در این ماجرا هم اشاره کنیم. بیشک آنها هم در این افول تأثیر دارند. بازیکنانی که یکباره به قهرمانهای ملی تبدیل شدند و در مرکز توجهات قرار گرفتند. بهنام محمودی، بازیكن اسبق تیم ملی والیبال در تحلیل علت ضعف تیم ملی به هفته نامه تماشاگران امروز میگوید: «الان میتوانم هزار دلیل از ایرادهای فنی و تاكتیكی برایتان بتراشم، اما اگر از من بپرسی میگویم آنچه الان به این تیم لطمه میزند، چالش فرهنگی است. برادر خودم را مثال میزنم. این همه زمانی را كه برای فضای مجازی میگذارند، چه كسی میگذارد؟ این رشد حبابگونه والیبال ما باعث شده شهرت بچهها جلوتر از توان ظرفیتیشان پیش برود. بچهها همه از بهترینها هستند، اما مثلاً بروید بپرسید متوسط سواد آكادمیك آنان چقدر است؟ شاید پایینتر از دیپلم. این یعنی تمام دنیایشان شده پول و والیبال؛ میگویند درس به چه دردمان میخورد. این نگاه هزار جور مشكل دیگر را هم به همراه میآورد».
شائبه دیگری که وجود دارد به ارتباط میان بازیکنان و سرمربی تیم بازمیگردد. اینکه کواچ نتوانسته شاگردانش را مال خود کند و به همین دلیل، قد شاگردانش در مجموع از او در تیم بلندتر است. اینگونه است که معروف و موسوی بیشتر از کواچ به چشم میآیند. این شرایط را مقایسه کنید با زمانی که بازیکنان بی اجازه ولاسکو حتی آب هم نمیتوانستند بخورند. همین مسأله هم موجب شده تا شایعاتی مبنی بر تلاش بازیکنان برای زمین خوردن کواچ به گوش برسد؛ شایعاتی که البته در یک مصاحبه کاملا از سوی فرهاد ظریف رد شده اما همیشه سایهاش بر سر تیم ملی بوده.
این حرفها و نقدها در چند هفته، چند ماه و حتی یک سال گذشته بارها و بارها بیان شده است. به هر دلیل، این حرفها و نقدها شنیده نشده است؛ اما حالا و با پایان کار تیم ملی در ژاپن و با توجه به فرصت یک ساله تا المپیک و مهمتر از آن در پیش بودن رقابتهای مهم انتخابی المپیک در اردیبهشتماه در ژاپن، آخرین فرصت تیمهای آسیایی برای کسب سهمیه المپیک، باید نشست و همه ایرادات و نقاط ضعف تیم ملی را درآورد. یک سال فرصت مناسبی است تا به رویایی المپیکی شدن والیبالمان جامه عمل بپوشانیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بنظر من جای غفور هم توی تیم ملی نیست.
معروف،و موسوي مفرور هستند
این ها آدم های کوچکی هستند...
عین کشتی و فوتبال و دانشگاه و......
هر کی بهتر کار کرد برکنار میشه
مگه مربی ارژانتینیمون چیش بود
خوب حالا برش گردونید
بنظرم الان باید از کواچ وتیم حمایت بشه
ولی اگه قراره سرمربی تیم تغییرکنه
شاید بهترین گزینه "آندره آناستازیا" سرمربی سابق
تیم ملی ایتالیا است که از نظر کاریزما و نظم و انضباط چیزی کم تر از ولاسکو نداره والبته گفته میشه مربی خیلی سخت گیریه و وقتی بعد ولاسکو
به عنوان گزینه سرمربی تیم ملی مطرح شد بازیکنان جا خوردن و دوست نداشتند اون سرمربی تیم بشه ولی حالا نشون دادن فقط مربیان سخت گیر و منظم میتونند این بازیکنان رو کنترل کنند.
ايراني جماعت = ادعا ، غرور ، فراموشي گذشته ، تلاش براي خيانت و كودتا
هيچ وقت به فكر موفقيت با تلاش و زحمت نيستيم و دنبال ميانبريم
براي همين آقا در رابين كازان موفق نبود و حالا داره تلافيشو سر كس ديگه اي در مياره
اگر خوب بود اونجا ثابت ميكرد
خيانت و كودتا زشت ترين و كثيف ترين كارهاست كه فقط تو ورزش ما به وفور ديده ميشه و مديران به جاي برخورد ازش حمايت ميكنند
كسي كه به اين روش نون ميخوره، حرام خوره
همه بازیکنان والیبال خوب هستند چیزی که بد است حرکات بی ارزش سعید معروف نسبت به مربیان است یعنی تنها چیزی که ما ز ایشان ندیدیم حتی یکبار توجه به کلام مربی بود که با احساسات زیاد صحبت میکرد اما ایشان همان که نوشتید خودش را بالاتر میبیند این ضعف معروف است واین پند که فواره چون بلند شود سرنگون شود . اما ما تیم ملی ایران را دوست داریم از اقای داور زنی میخواهیم تعارف را کنار بگذارد ابروی خود ایشان هم در گیر این مطلب است
وقتی که عرق ملی بین ورزشکاران از بین بره و به دنبال خالی کردن عقده و کینه های شخصی بین خودشون و یا بین خودشون و مربی باشن، بدون اینکه ذره ای به فکر مردم و مملکت و جایگاه کشورشون باشن ، این چنین مسائلی پیش خواهند آورد. بیرون از زمین مسائل شخصی و اشکارات در داد و ستد و معامله هاشون رو وارد زمین میکنن و برای رو کم کردن طرفشون پاس اشتباه، پاس کوتاه، پاس آهسته، توپ به تور زدن و غیره و غیره ... میدن فقط بخاطر اینکه طرف رو زمین بزنن و یا حالش رو بگیرن.
دقیقا مثل بازی قهرمانی فوتبال سال 2006 در آلمان که علی دایی به کریمی پاس نمیداد و یا بزعکش و یا این که در وسط زمین در حال قدم زدن بودن آخه به چه قیمیتی باید اینقدر هنوز یچه بود و بزرگ نشد و جایگاه مملکت و مردم رو نشناخت، تا چه حد؟!؟!؟!
این هم از رضا زاده که تا الان بخاطر اینکه اسمش روی رکورد خودش باقی بمونه، تمتم بچه های مستعدی که میتونستن رکوردهای اون رو با مقدار خیلی بیشتر بشکنن، همه رو قلع و قم کرده. آخا این شرافت اخلاقی رو میرسونه؟!؟!؟! نمونه اش همین بنده ی خدایی که بدون اینکه بهش خبر بدن بازنشسته اش کرده بوده. آخا مردانگی کجاست و کیلویی چنده آقای رضازاده و یا بچه های تیم والیبال؟ً؟!؟!؟
هیچ عنوان نقد منصفانه ای نبود ...
مردانی با رویای کوچک ،
به نظر من این تیم به حداکثر چیزایی که واقعا دلشون میخواسته رسیدن و فراتر از این رویایی ندارن ، مردم ما هم یه جوری از تیم ملی این چند سال خوشحال و شاد بودن که انگار قهرمان جهان شده این تیم ، هدف گذاری وقتی مشخص نباشه یه تیم کم کم خالی از انگیزه میشه ، سن و سالیم ندارن اغلب بچه های این تیم هم فیکس هستن و این نبود انگیزه باعث میشه که کم کم افت کنن و برسن به امروز ، چاره اینه که یه سری از اینا رو کاملا عوض کنن و فضای ورود به تیم ملی رقابتی باشه
سربسته میگم وقتی بازیکنان والیبال با تاسی از معرف ریش میزارن ،ته ماجرا رو میشه فهمید .مگه نه ؟
یااینکه کافیه تو اینترنت واژه ی والیبال رو وارد کنی میبینی فقط معروف ، موسوی ، میرزاجان پور و چند نفردیگر رو نشون میده این یعنی اینکه غرق شدیم تو این آدم ها ؟؟؟
مردان فدراسیون والیبال که برنامه دراز مدت صعود والیبال راطراحی کرده بودند اساسی ترین مشکل رابه حساب نیاورده بودند:1-کبروغروربازیکنان .
2-بازیکن سالاریرایج درورزش ایران.
خدا جای حق نشسته ؛ اون رفتاری که ما و تماشاچیای ما در ایران با تیم مقابل انجام میدهیم بالاخره یه جایی باید پس بدیم!
نگذارید والیبالمون هم مث فوتبال بشه . دمبازیکن سالای رو قطع کنید . کواچ باید برود. باید وگرنه تمام زحمات ولاسکو و والیبال به باد میرود و آرزوی المپیک که هیچ قهرمانی آسیا را دوباره در خواب باید ببینیم تمام
كواچ ضعيف و بدون كاريزما نيست، ولي معروف مغرور هست
مقصر کواچه که دائم عبادی پور رو تو زمین میذاره. در ضمن مرندی هم هر چی سرویس پرشی براش میاد رو خراب میکنه.در ضمن کل والیبالیست ها بعد از گرفتن جایزه های 150 میلیونی مثل فوتبالیستا شدن و اون داستان همیشگی.
كجايند نمايندگان ورزش و وزارت خونه ورزش و برخي به اصطلاح كارشناس و دلسوز ورزش كه دائم كواچ رو به رخ كي روش مي كشيدند ، پس چي شد ؟ چرا الان ساكتند
اعضاء تيم همشون خودشون به شكل داعشى دراوردن دليلش نميدونم ولى شايد نتيجه همين كار باشه،
باید حداقل مدرک دیپلم را شرط حضور در تیم ملی قرار بدهند.
فقط و فقط از خدا می خواهم که داورزنی را به روز کفاشیان نیاندازد که با لجبازی و یا یک دندکی کاری بکند وضع از این هم که هست بدتر شود و امید دارم با مشورت با بزرگان و پیشکسوتان والیبال تدبیری برای رسیدن به المپیک یباندیشد و اگز قرار به تغیر مربی است بگذارد این موضوع صورت پذیرد
به نظر من این تغییرات در روند پیروزی و شکست های تیم والیبال نشان داد که ما در کشورمان پتانسیل هایی خوبی داریم که نیاز به مدیریت تیمی درست دارد. شاید اگر ولاسکو همچنان کنار تیم بود شاهد اوج گرفتن تیم بودیم.
من فکر میکنم این موضوع را میتوان در تمام حوزه ها در کشور ما دید
ورزش، صنعت، هنر و ..... ما بیشتر از نداشتن مدیران کارآمد رنج میبریم که بتواند هر مهره را به شکل بهینه سر جای مناسب بچیند.
وقتي يه دفعه در عرض دو سال مشهور شدن آدم وقتي ظرف وجوديش به اندازه يه فنجونه ولي به اندازه يه پارچ پرش ميكنيم خوب ظرفيت نداره ديگه لبريز ميشه، اشباع ميشه، ديگه زحمت نميكشه. پولشو كه گرفته جايي هم كه بازخواستش نميكنن خوب ديگه چرا خودشو اذيت كنه؟؟؟ بهونه شم اينه كه خوب بازي با تيمهاي بزرگ جهان سخته!!!
خرجا پول وارد شه خراب میشه متاسفانه...
و عزیزان اگه کمکاری کردن بازیکنان خیانت به کواچ نبوده خیانت به مردم مملکت بوده اونا سربازای ابن مملکت بودن...متاسفم...
یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست. این تیم طی 3 ماه از این رو به اون رو شد. بوی خیانت میاد.
عكس اول خيلي زشته!!! توهين به مردمه!!!
ضمنا حافظه تاريخي ما آنچه كه به ياد داره هر وقت مغرور شديم كم آورديم و شكست خورديم!
جمله بهنام محمودی را باید با طلا نوشت. نه تنها تیم والیبال ، بلکه معضل فرهنگی مدتهاست که به فوتبال هم آسیب زده است.
نه تنها به ورزش بلکه به جامعه به کشور و به اجتماع چون ورزشکاران نمونه ای از جامعه ایران هستند
زمانی والیبال را به رخ فوتبال می کشیدم میگفتیم باید از فدراسیون والیبال یاد بگیرند ولی الان چی
گویا ورزش ما از پایه ضعیف هست باید فرهنگ سازی اصولیکار شود
ودیگر اینکه
مزد آن گرفت که جان برادر کارکرد
ما کجا و والیبال سطح اول جهان کجا
بله بین دوازده تیم هشتم شدن و باختن به کانادا و استرالیا خیلی رویایی است البته هشتم شدن با جاشنی شانس و تساوی امتیاز با استرالیا
هنوزم که هنوزه والیبالمون با فوتبالمون قابل مقایسه نیست الان 8 ام جهان شدیم رویایی که فوتبالیست ها تو خوابشون هم نمیبینن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.