تا چندی پیش، «هیرکان» نام یکی از پلنگ های ساکن میهنمان بود که دو سال و نیم پیش، زمانی که توله بود، به همراه «ورکان» در اطراف شهرستان کردکوی شناسایی شده و پس از حدود دو سال نگهداری در شرایط حبس، به ردیاب ماهوارهای مجهز و در جنگل رها شده بود تا سهمی موثر در رهایی نسل پلنگ ایرانی از خطر انقراض ایفا کند؛ اما حالا نام پروژهای شکست خورده است که کسی قصد ندارد مسئولیتش را بر عهده گرفته و عواقبش را بپذیرد!
به گزارش «تابناک»؛ اکنون سه هفته از فاش شدن راز مرگ «هیرکان» توسط محیطبانان استان گلستان میگذرد. ماده پلنگی که تمام عمر دو ساله خود را در قفسی ۲۰ متری گذرانده بود و به رغم مخالفتهای دفاتر تخصصی ستاد مرکزی سازمان حفاظت محیط زیست و با وجود اعتراضات متخصصان، کارشناسان و فعالان حیات وحش، در یکی از سفرهای معصومه ابتکار به استان گلستان با اصرار مسئولان اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان، در پارک ملی گلستان رهاسازی شد.
روز شنبه ۹۳/۵/۱۱ افرادی ناشناس دو توله پلنگ ایرانی را در مقابل درب اداره محیط زیست کردکوی رها کرده و این دو توله پلنگ به اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان منتقل شدند و هیرکان (ماده) و ورکان (نر) نام گرفتند.
با وجود پیگیریهای رسانهها و فعالان زیست محیطی، طی ۹ ماهی که از رهاسازی هیرکان گذشت، هرگز مستندی دال بر زنده بودنش از سوی مسئولان محیط زیست ارائه نشد. هر از گاه اما مسئولان محیط زیست استان گلستان در مصاحبههای خود خبر از زنده بودن هیرکان و حتی موفقیتش در شکار میدادند. ایشان در پنهان کردن مرگ هیرکان تا جایی پیش رفتند که زمستان سال گذشته، نقشهای را به عنوان مستند زنده بودن هیرکان به رسانهها ارائه کردند که در آن، مسیر حرکت این پلنگ به کمک گردنبند ردیاب متصل به آن مشخص شده بود.
نقشهای که مدتی است جعلی بودن آن مشخص شده، چون محیطبانان اعتراف کردند هیرکان در سیوپنجمین روز پس از رهاسازی، تلف شده و از آن پس، برخی از ایشان بر اساس دستور اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان موظف شدند، گردنبند ردیاب این پلنگ را در پارک ملی گلستان بگردانند تا نقشه ثبت شده از حرکت ردیاب، به عنوان مستند زنده بودن هیرکان به افکار عمومی ارائه شود. آن هم در شرایطی که لاشه پلنگ مخفیانه دفن شده بود!
موضوعی که پس از افشا، به اظهارات ضد و نقیض مسئولان محیط زیست منجر شد که عذر بدتر از گناه بود؛ مسئولانی که تنها ساعتی پیش از فاش شدن خبر راز هیرکان در سومین روز ماه جاری، از رصد وضعیت این پلنگ در تصاویر ماهوارهای خبر داده بودند، چند روز بعد نشست خبری برگزار کرده و مدعی شدند، آخرین بار این پلنگ بی نوا را در اردیبهشت ماه رصد کرده بودند. اظهار نظری که پس از ورود سازمان بازرسی به ماجرا، به سرعت تغییر کرد تا در پاسخ به اینکه چرا مرگ هیرکان اطلاع رسانی نشد، بگویند: «چون اطلاع رسانی لازم نبود»!
همه اینها در حالی است که مسئولان محیط زیست استان گلستان بر رهاسازی ورکان، برادر هیرکان اصرار دارند؛ اصراری که پنهان کردن مرگ هیرکان را تا حدودی توجیه میکند، اما چه عاملی سبب شده ایشان اینقدر بر رهاسازی ورکان اصرار داشته باشند و حتی خطر جعل نقشه را هم بپذیرند؟ آیا باید باور کرد که از سر دلسوزی برای ورکان به رهاسازی این پلنگ و در معرض خطر قراردادنش اصرار دارند یا پای مسأله دیگری در میان است؟
این ابهامات زمانی پررنگ تر میشوند که مسئول نگهداری از هیرکان و ورکان، مدعی انگیزه های مالی مسئولان در این خصوص شده و درباره یک میلیارد تومانی سخن گفته اند که نهادهای بینالمللی حاضرند برای قلاده گذاری و رهاسازی این پلنگ بپردازند تا به ازایش، فرصتی یگانه برای رصد فعالیت یک پلنگ در طبیعت به دست آورند.
با این حساب، باید منتظر ماند و دید، اداره کل بازرسی سازمان حفاظت محیط زیست پس از سه هفته بازرسی و بازجویی و با وجود وعده معصومه ابتکار در برخورد قاطع با متخلفان پرونده هیرکان، چه پاسخی برای افکار عمومی داشته و چه برخوردی برای خاطیان این پرونده در نظر خواهد گرفت؛ پروندهای که هرچند معصومه ابتکار آن را تخلفات درون سازمانی عنوان میکند، به ماجرایی مهم برای افکار عمومی تبدیل شده و از این روی، شفاف سازی پیرامون آن ضروری به نظر میرسد. به ویژه از این روی که میدانیم حیات وحش از انفال عمومی به حساب میآید و پنهان کاری در رابطه با آن نیز محل اشکال است، چه برسد به فریب کاری و جعل واقعیت!
هیرکان و ورکان در قفسی کوچک در اسارت بزرگ شدند تا آماده رهاسازی در طبیعت شوند
انتظار نداشتیم از طریق رسانهها از مرگ هیرکان آگاه شویم! ابهاماتی که موجب شد به سراغ یکی از مدیران سازمان محیط زیست کشورمان رفته و پیرامون آنها با وی به گفتوگو بنشینم. با این ملاحظه که نگرانی ها از آزادسازی ورکان و ابتلای این پلنگ جوان به سرنوشت خواهرش اوج گرفته و شائبه رهاسازی این گونه در خطر انقراض به ازای دریافت وجه، آن هم در شرایطی که علت دقیق مرگ هیرکان مشخص و بیان نشده، به شدت پر رنگ شده است.
مجید خرازیان مقدم، مدیرکل دفتر حیات وحش و آبزیان آبهای داخلی سازمان حفاظت محیط زیست درباره سرنوشت ورکان به «تابناک» میگوید: در رابطه با حیوانات وحشی که به هر دلیل (از جمله بیماری، مصدومیت، گرفتن از متخلفین و...) در اختیار سازمان قرار میگیرند، سیاست دفتر حیات وحش و آبزیان آبهای داخلی این است که چنانچه حیوان قابلیت رهاسازی دارد، در اولین فرصت به زیستگاهش بازگردانده شود و در صورتی که به هر دلیل قابلیت رها سازی را موقتا نداشته باشد (مواردی مانند مصدومیت، پرونده قضایی و...) پس از رفع موانع، نسبت به رهاسازی حیوان در زیستگاه اولیه اقدام خواهد شد.
وی ادامه میدهد: اما اگر به هر دلیل امکان رهاسازی محرز نشود، توسط سازمان و یا با انتقال به مراکز مجاز نگهداری حیوانات به صورت امانی، نسبت به نگهداری حیوان اقدام خواهد گردید و چنانچه پس از مدتی رها سازی میسر شود اقدام خواهد شد. در صورتی که به هیچ عنوان رها سازی مقدور نباشد، نسبت به نگهداری حیوان اقدام خواهد شد. لذا همانگونه که ملاحظه میفرمایید سیاست کلان سازمان در سطح ستاد و استانها رویه واحدی است؛ اما تصمیم گیری های درست، منطقی و مبتنی بر مباحث علمی و کارشناسی حتی در همین چارچوب واحد ذکر شده نیز مستلزم همکاری میان ادارات کل حفاظت محیط زیست استانی و دفاتر تخصصی ذیربط ستادی و همچنین اخذ نظرات متخصصین، صاحبنظران و کارشناسان است.
خرازیان مقدم تصریح میکند: بنابراین در خصوص اخذ تصمیم لازم برای ورکان، پلنگ رودسر و سایر موارد نیز لازم است هر گونه تصمیم گیری با رعایت موارد فوق الذکر به عمل آید. کما اینکه در رابطه با پلنگ رودسر نیز طی چند روز آینده، نسبت به بازدید حیوان و بررسی سلامت جسمانی حیوان اقدام و ضمن اخذ مشورت از دامپزشک معالج، کارشناسان گروه بیماری ها و پستانداران این دفتر، کارشناسان و مدیریت دفتر شکار و صید و متخصصین ذیصلاح جهت رهاسازی و یا نگهداری حیوان اقدام خواهد شد. البته لازم است که قبل از رهاسازی همه جوانب در نظر گرفته شود و رها سازی با ریسک خیلی زیادی همراه نباشد، زیرا علیرغم اینکه رهاسازی مجدد حیوانات از اولویت هایمان است، زنده ماندن حیوان هم برایمان حایز اهمیت است.
روز رهاسازی هیرکان پس از قلاده گذاری و بعد، رصد وضعیت وی توسط ماهواره روی نقشه این مقام مسئول یادآور میشود: دوباره عرض میکنم که رهاسازی موفقیتآمیز یک گونه حیات وحش، برای همه ما در سازمان حفاظت محیط زیست یک افتخار است، لیکن هرگونه تصمیم گیری بدوا مستلزم تعامل فیمابین بخش های ذیربط درون سازمانی و بر پایه خرد جمعی است و چنین تصمیماتی یقینا نسبت به نظر شخصی اینجانب ارجحیت خواهد داشت.
خرازیان مقدم در پاسخ به اینکه چرا اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان، مرگ هیرکان را ماهها پنهان کرده، میگوید: البته این یک موضوع درون سازمانی است و تا کنون اداره کل بازرسی سازمان نتیجه بررسیها در زمینه مرگ هیرکان را اعلام ننموده است و شخصا پیش داوری می کنم. اما آنچه مسلم است اینکه چنانچه مرگ هیرکان به هر دلیل در ماه های گذشته اتفاق افتاده باشد، انتظار میرفت حداقل حوزه معاونت محیط زیست طبیعی و دفاتر تخصصی ذیربط آن در اسرع وقت از موضوع مطلع میشدند. اینکه ما پس از چند ماه بیخبری، خبر مرگ هیرکان را از رسانهها بشنویم چندان قابل قبول نیست. البته همان گونه که یادآور شدم تا قبل از اخذ نظر دفتر بازرسی سازمان، هیچ گونه قضاوتی از نظر بنده جایز نمیباشد.
وی در پاسخ به اینکه چرا بنا به گفته مسئولان محیط زیست استان گلستان، تنها مبلغی معادل با ۱۰ میلیون تومان برای نگهداری از هیرکان و ورکان اختصاص داده شده، میگوید: بارها از مسئولان استان درخواست کردیم برنامهای که برای این دو پلنگ دارند، ارائه کنند تا بتوانیم بر اساس برنامه پیشنهادی بودجه لازم را در اختیارشان قرار دهیم. اما برنامهای ارائه نکردند. با این حال، ۱۰ میلیون تومان برای نگهداری از این دو پلنگ در اختیارشان گذاشتیم.
مدیرکل دفتر حیات وحش و آبزیان سازمان حفاظت محیط زیست در پایان تصریح میکند: پیشنهاد میکنم کارشناسان استانی با کارشناسان ستادی تعامل بیشتری داشته باشند و ادارات استان نظر دفاتر تخصصی را بیشتر مدنظر قرار دهند تا اگر تصمیم جمع بر رهاسازی گرفته میشود از تمام ظرفیتهای لازم برای یک رهاسازی موفقیتآمیز استفاده شود و اگر تصمیم بر نگهداری در اسارت گرفته میشود، بهترین شرایط برای نگهداری از حیوان مهیا شود. بدین ترتیب اگر حیوان قابلیت رهاسازی را پس از مدتی نگهداری در این شرایط به دست آورد، میتوانیم برای رهاسازی اش برنامهریزی کنیم و در غیر اینصورت، حیوان به صورت امانی به مراکز مجاز نگهداری از حیات وحش منتقل و مقدمات برای انجام کار تحقیقاتی و تکثیر فراهم خواهد شد.