یک سوزن به خودمان بزنیم یک جوالدوز به حکومت!
اخیرا ویدیویی در یکی از شبکههای اجتماعی منتشر شده درباره برخی ویژگیهای ما در جامعه ایرانی. «درباره مسئولی که یادش رفته بازنشسته شود؛ مربی مهد کودکی که به بچهها خواب آور میدهد؛ دندان پزشکی که بدون دلیل دندان بیماری را جراحی و عصب کشی میکند؛ تعمیرکاری که قطعه قلابی را به جای قطعه اصلی میفروشد؛ پلیسی که یادش رفته فلسفه وجودی اش افزایش آرامش در جامعه است؛ خبرنگاری که برای خوشایند برخی دروغ مینویسد...

اخیرا ویدیویی در یکی از شبکههای اجتماعی منتشر شده درباره برخی ویژگیهای ما در جامعه ایرانی. «درباره مسئولی که یادش رفته بازنشسته شود؛ مربی مهد کودکی که به بچهها خواب آور میدهد؛ دندان پزشکی که بدون دلیل دندان بیماری را جراحی و عصب کشی میکند؛ تعمیرکاری که قطعه قلابی را به جای قطعه اصلی میفروشد؛ پلیسی که یادش رفته فلسفه وجودی اش افزایش آرامش در جامعه است؛ خبرنگاری که برای خوشایند برخی دروغ مینویسد؛ فروشندهای که تاریخ انقضای اجناسش را محو میکند؛ معلمی که حقوق کم را توجیه کم کاری میداند؛ تلویزیونی که شعور مردم را نادیده میانگارد؛ مدیری که همزمان چند پست دارد؛ نانوایی که نان بدون کنجد نمیفروشد؛ دانشجویی که تحقیق و پایان نامه میخرد؛ مربی مهد کودکی که به بچهها خواب آور میدهد؛ پزشکی که بیمار را به شکل پول میبیند؛ استاد دانشگاهی که دغدغه اش چاپ مقاله توسط دانشجویان با نام اوست؛ پلیسی که یادش رفته فلسفه وجودی اش افزایش آرامش در جامعه است؛ آشپزی که با بقایای مضر گوشت و چربی برای مردم کباب میپزد؛ دندان پزشکی که بدون دلیل دندان بیماری را جراحی و عصب کشی میکند؛ نماینده مجلسی که منافع ملی را فدای منافع خودش میکند؛ بنگاه مسکنی که برای جوش دادن معاملهای از دروغ فروگذار نمیکند؛ کارمندی که ساعات مفید کار او به دقیقه هم نمیرسد؛ کارگری که از کار میدزد؛ نظامی که به جای انجام وظیفه اش، کار اقتصادی میکند و ...»
فشار اقتصادی یا ناکارآمدی مدیران یا حاکمیت یا حتی وجود رویههای فاسد و تبعیض آمیز و خیلی از مسائل دیگر، توجیه مناسبی برای این رفتارهای فاسد در جامعه نیست. جامعه اگر خود، خودش را اصلاح نکند، فرد دیگری نمیتواند آن را اصلاح کند! احتمالا برای همه پیش آمده که به محض استفاده از تاکسی، راننده از فسادها و دزدیها و ناکارآمدیها نگوید، اما همان راننده هنوز سخنرانی اش درباره این موضوعات تمام نشده، کرایه تاکسی را دوبرابر از مسافران میگیرد و در حد خودش دست در جیب دیگران میکند.
نکته تلخ ماجرا این است که مردم با این جمله که الناس علی دین ملوکهم، ناراستیهای خود را توجیه میکنند و مسئولان هم با این استناد که هر حکومت بازتاب خوب یا بد جامعه خودش است، ناکارآمدی را به جامعه، منتسب میکند. مهمتر از این هر دو توجیه، جامعه و کشوری است که به خاطر این توجیه گریها در معرض خطر قرار گرفته است.
اینکه مردم از راننده تاکسی انتظار دارند خیابان ورود ممنوع را ورود کند تا او زودتر برسد؛ اینکه انتظار دارد کارمندی که فامیل است کار او را زودتر از بقیه انجام دهد؛ اینکه مسئول اعتبارات یک بانک اگر آشنا باشد باید تسهیلات بهتر را سریعتر در اختیار آنان قرار دهد؛ اینکه مسئول شهرداری باید طرحهای آینده شهر را به قصد انتفاع آشنایان در اختیار آنان قرار دهد؛ اینکه مسئول مناقصات باید عدد دقیق برنده شدن در یک مناقصه را به نزدیکان لو دهد و صدها نمونه دیگر، ناشی از این است که جامعه خود این بی قاعدگی را پذیرفته و روز به روز آن را فربهتر میکند.
فرض کنید حکومت قاعدهمند و قانون گرا شد، آیا ما میپذیریم در ادارهای که پدر یا مادر ما کار میکنند تابع قانون باشیم و از رانت او استفاده نکنیم؟ همان راننده تاکسی میپذیرد در روز بارانی هم موظف است مردم را با همان کرایه همیشگی به مقاصدشان برساند؟ آن متصدی بانک؟ آن مربی مهد کودک؟ آن بنگاه مسکن و ماشین و ...؟
تحت هر شرایطی ما مردم عادت کرده ایم، از منافع، خلاف قانون یا عرف، لذت ببریم؛ گاهی اسم آن را زرنگی میگذاریم و گاهی هم تیزهوشی. گاه تصور میکنیم با این رفتار فاسد، حقمان را گرفته ایم و گاهی تلقی مان این است که اگر دیگران را نخوریم، آنان ما را میخورند؛ این تلقی آخر ابدا تلقی یک جامعه انسانی نیست.
گاهی لازم است کمی به فکر باشیم؛ دنبال رابطه مرغ و تخم مرغ هم نباشیم؛ اینکه حکومت مردم را فاسد کردند یا مردم حکومت را، به نتیجهای نمیرسد؛ اینکه ما وقتی قدرت تغییر ناکارآمدی یا فساد حکومت را نداریم پس چرا باید خودمان را اصلاح و از مواهب قانون گریزی، محروم کنیم هم راهگشا نیست؛ باید تغییر کردن را شروع کنیم!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
درود بر شما آقای تابناک. ما همیشه شنیده این مردم ما شریف هستند و تعداد کمی تخلف میکنند. آیا واقعا تعداد کمی تخلف میکنیم که وضعیت ایران به این روز افتاده است؟ تا زمانی که این سوزن را به خودمان نزنیم مشکل جامعه حل نمیشود. مگر جز این است که اکثر مدیران از کف جامعه به آن مقام رسیده اند و متاسفانه برخی فقط به فکر منافع خود هستند. درود به شما به دلیل گذاشتن چنین مطلبی
جامعه ای اگر خودش را اصلاح نکند فرد دیگری نمی تواند آنرا اصلاح کند! پس نتیجه می گیریم فلسفه وجودی حاکمیت ها در تاریخ کهن جوامع و تمدن های بشری امری عبث و بیهوده بوده است. نه چنین نیست ولو اینکه این اصل کلی جامعه شناسان را بپذیریم که مردم در مرام و مسلک به حاکمیت هایشان شبیه تر هستند. حاکمیت ها برای منافع و. برای خود و اجتناب از فروپاشی های درونی، ملزم و مجبور به اصلاح خود به منظور برقراری حاکمیت مقتدر ملی، قانون بدون تبعیض، نظم، امنیت، ثبات، توسعه پایدار و صیانت از کرامت انسانی تک تک مردم کشور صرف نظر از تمامی تفاوت ها و حتی رعایت حقوق بدخواهی و دشمنان خود می باشند.
یک زمانی دولت و مجلس بلاگردون دولت سایه و مسبب اصلی بدبختیها بودن. الان که همه مردم جریانو فهمیدن میخواین این دفه مردم رو گناهکار جلوه بدین؟
دیر اومدی اینجا دادا
دیگه تمومه ماجرا...
نکته جالب در کامنت هموطنای عزیز اینه که همه ما فرشته ایم این جامعه تا ابد اصلاح نخواهد شد تابناک عزیز کسی که خودش به خواب زده تا ابد هم نمیشه بیدارش کنی
اینجا سرزمین گل بلبله با مردم با فرهنگ و تمدنی قنی که همه چیز آرام و سر جاش است آقازاده ها و ژن های خوبمون نیز تمام سعیشون در پیشرفت مملکت و رفاه مردمش هستند و بورجوازی خارج نشین نداریم اینجا سرزمین عجایب نیست!!
این مملکت تا این مردم و این فرهنگ را داره وضع همینه
فرهنگ مردم ایران و آمریکا و آفریقا همه به اندازس. همه انسانن. همه انسانها خطا میکنن. همه دوس دارن زرنگ بازی کنن حتی در غرب پیشرفته. همه دوس دارن در وهله اول راحتی و آسایش خودشونو در نظر بگیرن. اما اون چیزی که در غرب خیلی بارزه و همه چیز نظم و انضباط داره فقط و فقط بخاطر وجود قانون محکم و یکسان بودن همه در برابر قانون. کافیه چن لحظه در غرب قانون نباشه میشه هر کی هر کی! میشه جنگل!
ترویج سرمایه داری بصورت پنهان وپیدا از سوی صدا وسیما ملاکهای انسانی را در جامعه تحت الشعاع قرار داده است / همین صدا وسیما زمانی با تبلیغات جبهه ها را پر میکرد !!! وامروز فقط جیبها را پر میکند بحث تبلیغ شامپو و چیپس ووو نیست سخن از سریالهایی است که حتما شخص اصلی آن یک میلیاردر ، یک گنج یافته ، یک صاحب کارخانه ، یک ارث فلان میلیاردی وووو است
مردم ما در سایر کشورها رفتار متمدنانه ای دارند ولی در کشور خودمان نه.
خب . من سوزنم را به خودم زدم
حالا اجازه میدهید؟
این داستان قدیمی که باید از خودمان شروع کنیم قدیمی شده.
ما قدرتی نداریم که با اصلاح خودمان چیزی درست شود
۴۰ ساله همش میخوایم مشکلات را انکار کنیم ..نتیجه اش میشه این
بی زحمت لینک یا عنوان ویدئو مورد بحث رو لطف کنین
باسلام....همه ما حتما این جمله معروف"قانون را تا جایی که نشکند میشود خم کرد"را شنیده ایم...من فکر میکنم این جمله منحصرا در ایران ما کاربرد دارد و میانبر زیرکانه ایست که ایرانیان اختراع کرده اند ..همه قانوگریزی ها وسبک شمردن قانون را که به درستی در مقاله اشاره شده ناشی از نداشتن حرمت قانون در این کشور است ومنحصر به قشر ویا گروه خاصی نیست در همه سطوح مردمی ودولتی به وضوح دیده میشود...از مغازه داری که با گذاشتن مانع جلو مغازهاش مانع پارک خودرو دیگران میشود وخیابان وشارع عام را ملک شخصی حساب میکند تا کارمندی که بار باب رجوع آشنا ونا آشنا رفتاری دوگانه دارد ..از وام میلیاردی که با یک تلفن درست میشود تا وام ازدواجی که در هزارتوی بوروکراسی گیر میکندووووو بنظر میرسد کشور به یک انقلاب آداری وآموزشی جدی نیازمند است..
باید نظارت گسترده تر شود! مجازات به صورت جریمه های مالی باشد و این جریمه ها هم خود صرف هزینه های یک سازمان بازرسی چند لایه باشد که خود بازرسها هم تحت نظازت باشند .
این مشکلاتی که در کشور ما هست در کشورهای اسلامی نیز هست
اگر این موارد به شکل امروزی در حکومتهای گذشته نیز وجود داشته حق با شماست.
وقتی نظرات از سوی حکومت وجود ندارد وقتی رشوه بگیر و رشوه ده را می گیرند و بلافاصله ازاد میکنن و یا معلوم نمیشود وضعیت ایشان چه شد وقتی دزد را می گیرند و بدون جریمه درست و حسابی ازاد میکنند وقتی زور گیر تو خیابان روز روشن آزادانه هر کاری میکند و کسی کاریش ندارد وقتی دولت خود آغازگر دروغ گویی به مردم است و... چگونه میشود از عامه مردم انتظار داشت صادقانه رفتار کنند
چند نفر گدایی پاکستانی و بنگلادشی در ایران است چرا کسی جلو ابن افراد را نمی گیرد این افراد از کجا آمده اند با پاسپورت؟
قاچاقی؟
نه برادر مشکل مردم نیستند
مردم ما بی تمدن تر از همسایگان اون ور آبی نیستند ولی افسوس که ....
در تبریز -منطقه ....- ساخت و ساز غیر مجاز آن هم سازمان یافته بصورت گسترده ای افرایش یافته است.
به این طریق که افراد بساز بفروش به طور مثال یک ساختمان حدودا 7 طبقه ای با 15 واحد را بدون اصول ساختمان سازی و شهرسازی و البته مهمتر از اینها بدون هیچ پارکینگی می سازند و پارکینگ را تبدیل به مغازه می کنند.
نه خود سازنده وجدان دارد نه مشاور املاک و نه اکثر خریدارانی که به طمع اجاره دادن آن واحدها را می خرند. این از مردم
اما شهرداری در اول یک مبلغی را می گیرد و بعد به فرد اجازه می دهد که آن فرد ساختمان دلخواهش را بسازد و بعد از اتمام ساختمان، شهرداری به فکر گرفتن جریمه می افتد. جالب است که دادستانی و اطلاعات و ... هم هیچ کاری به تخلفات شهرداری ندارند.
دست مریزاد بهترین تحلیلی که خواندم . کشور هایی هستند مثل کشور های دانمارک و سوییس و نیوزلند و.....که مردم این خصوصیات منفی رو ندارند . همیشه در ذهن خود سوال دارم چرا مردم بقیه کشور ها نمی تونند اینقدر استادارد زندگی کنند . خلاف در کمترین حد خود و شادی در بالاترین
قبلا پیش از اینا قالپاق مدزدین الان کازخانه رو مدزدن. دولت که باعث میشه فشار اقتصادی بهشون وارد شه
تحمل کردن این ملت حتی از تحمل کردن مسئولین هم داره برام سخت تر میشه.
تابناک لطفا اول یک سوزن به خودت بزن وقتی هر نظری رو دوست داری ثبت میکنی هر نظری رو دوست نداری ثبت نمیکنی هر موقع حال داری همه نظرات رو ثبت میکنی وهر وقت بیحالی یکی دوتا نظر یا هیچی نظری رو درج نمیکنی و الی ماشاالله...... کاش تابناک تو که این همه حرف خوب یاد داشتی اول یک سوزن به خودت می زدی!!
یعنی باز همه چیز خراب شد سر مردم .هزار سال دیگه صبر کنیم تا آحاد مردم قانون مدار شوند تا انشالله بعدش حاکمیت قانون برپا شود و ما زندگی بدون قانون شکنی داشته باشیم.
این را مطمئن باشید با بازی مرغ و تخم مرغ فقط دزدها خواهند دزدید و ما هم همچنان سرگرم مباحث اجتماعی .
اگر یک نفر از خونه ای یه مقدار دستبرد بزنه چند سال آب خنک خواهد خورد ولی کسی که با رانت انحصار واردات لاستیک داره انحصار واردات سویا و هزار مورد دیگه داره میشه کار آفرین.
من مالیات میدم که حاکمیت با فساد مبارزه کند.
مسئولی که به مردم دروغ بگوید درغ گویی را ترویج می کند
مسئولی که از اموال عمومی استفاده شخصی کند سوء استفاده از اموال عمومی را به مردم می آموزد
مسئولی که به دنبال دور زدن قانون باشد دور زدن قانون را به مردم می آموزد
حکومتها مستحق مردمان و مردمان مستحق حکوپتهایشان هستند . حضرت علی ع
احترام به شعور مردم عدم وجود تبعیض عدم وجود قانونهای غیررضروری برای ایجاد رانت برای عده ای خاص و عدم تبعیص قصایی خیلی از نشکلات و بهانه های قانون گریزی و جرمهای به ظاهر کوچک روزانه را حل میکند .
دوست عزیزی که میگویی کره جنوبی پیشرفت کرد چون حکومتش خوب بود ولی مردمش خوب نبودند! به این دقت کن که در همسایگی کرهجنوبی کشور ژاپن قرار دارد و فرهنگ و پیشرفت ژاپن تأثیر زیادی روی مردم کرهجنوبی گذاشت و حتی حاکمان کرهجنوبی هم تأثیر پذیرفتند و الگوی حکومتدای ژاپنی را در کرهجنوبی پیاده کردند و کرهجنوبی این شد که میبینیم.از ماست که بر ماست.
همین ایران خودمان همسایگانش چه کسانی هستند تا مردم و حاکمان تأثیر میپذیرفتند و از خواب غفلت بیدار میشدیم.افغانستان، عراق، پاکستان، ترکمنستان و چندتا کشور داغون دیگه.
کاملا اشتباه می کنی.
شما در همین نظرات ببینید همه میترسند اصل نظر خود را بگویند...راستی فرق ما با کشورهای کافر چقدر است؟!!
داداش اصل نظر را میگیم سانسورمیکنه،یه روز نوشتم تیم حکومتی سانسورش کرد
مراکز فرهنگ ساز ما حکومتی است و از صدا و سیما گرفته تا دانشگاه و مطبوعات , مهد کودکها گرفته تا دبیرستان و کتاب همه یا حکومتی است یا زیر تیغ سانسور , تمام اینها ضد فرهنگ کار می کنند و مردم زورشان نمیرسد بی فرهنگی امروز را تغییر دهند , میمانه جوالدوز برای حکومت
رفتار مردم در جامعه بیانگر کارنامه عملی و رفتار حکمت در جامعه است.
اگر مردم و فرهنگ ایران، درست و خوب بود و یا حتی هست، پس این حکومت چطوری به وجود اومد و علیرغم همه مشکلات پابرجا مونده؟ از آسمون که نیفتاده پایین.
تابناک جان این چیزها را می نویسی که مردم این جمله معروف " الناس ........." را در جواب بنویسند؟
مبانی سازمان و مدیریت در هر سازمان ،شرکت یا کشوری برابر است و نظام مدیریتی هر سازمانی مسئول است. وگر نه که هواپیما را مسافران هدایت میکردند و خلبان هم مسئولیتی نداشت.
البته بعید میدانم شما این را ندانی
الناس و علی دین ملوکهم یعنی چون همه سیاست ها و مدیریت ها و برنامه ریزی ها در اختیار حاکمان است اگر حاکمان فاسد باشند مردم را فاسد می کنند اگر سالم باشند مردم را سالم می کنند پس این مقاله فقط توجیهی مسخره بود که مردم را مقصر جلوه بدهند. مردم می توانند جلوی دله دزدی هزاران میلیاردی را بگیرند؟؟؟ مردم می توانند جلوی هرز سرمایه های کشور در یمن و سوریه و عراق و لبنان و .... را بگیرند؟؟؟ مردم می توانند سیاست های خارجی را تعیین کنند؟؟؟ مردم شورای نگهبان را درست کرده اند؟
همه این چیزهایی که شما برشمردید، ریشه در یک چیز داره و اون جهالت و ناآگاهی هست.آدم جاهل است که فکر میکنه اگر کارم را درست انجام ندهم یا کمکاری کنم، زرنگی کردهام.اما کاملاً برعکس است؛ نه تنها این کار زرنگی نیست بلکه خسارت و زیان محض است.چون دیگران هم همین کار را با خود او خواهند کرد.
همین جهالت و ناآگاهی که در بطن جامعه وجود داشته و یا داره، باعث به وجود اومدن و بقای این حکومت شده است.
مردم اینطور نبودند ، اینطور شدند !
والا همچین روی مردم کار کردن و فرهنگ عمومی(نه فردی) رو خراب کردن که حداقل دو نسل آموزش لازمه تا مردم بشن همون مردم قانونمند.چرا فرهنگ اجتماعی چون هر کدوم از ما تا از کشور خارج بشه میشه جزو قانونمندترین فرد اون کشور.برای مثال ایرانی ها در اروپا و امریکا و دیگر کشورها جزو فرهیخته ها و قانونمدارهای اونجا میشن(مثلا بچه خاوری که اینجا دزدی کرد تو کانادا شد کارافرین برتر) پس اینا فرهنگ اجتماعی و عمومی مارو خراب کردن.یه فرد قانونمند تو ایران موقع رانندگی کلی فحش میخوره نمیتونی قانونمند باشی چون بقیه بهت راه نمیدن .خلاصه مشکل اصلی آموزش و پرورشمونه.چون رفتارهای فردی رو تو خونه به هممون خوب یاد دادن ولی تا وارد اجتماع کثیف میشیم باید به قول معروف زرنگ(قانونگریز)باشیم تا کارمون راه بیوفته
مسئولین از سر نداری شبها شیشلیک و خاویار میخورن گوشتش میره لای دندوناشون گیر میکنه، بعضیاشون چون پول مدرسه غیر انتفاعی ندارن نوگلهای باغ زندگیشون و میفرستن بلاد کفر تحصیل کنن، خیلیاشون شاسی بلند سوار میشن یا تو پنت هاوس زندگی میکنن که از اون بالا مشکلات مردم و زیر نظر بگیرن. طفل معصوما حقشون این نیست ما مردم قدرنشناسی هستیم. بیاید سوزن و جوالدوز به خودمون بزنیم بعدم مسئولین و نازشون کنیم از دلشون دربیاد
ایا خشتهای اول این بنا (انقلاب اسلامی)راکج نگذاشتیم
تابناک نویسنده ات حالش خوبه؟؟؟؟؟؟وقتی حکومت قانون باشه اونهم نه قانون سلیقه ای برای ده درصد جامعه و طیف خاص قانونی که همه ی طیف های جامعه رو در نظر داشته باشه .... اونوقت هیچکس نیازی نداره نگران باشه حقش خورده میشه یا بهش داده نمیشه یا براش کم میاد مردم اروم میشن تشویش کم میشه احترام به خود دیگران و قانون بالاتر میره بهره وری و راندمان بالاتر جامعه سالم تر این رو یه بچه ی دو ساله می دونه نویسنده ی شما باور نداره مردم واقعی اهل پارتی و رانت و اضافه خواهی نیستن مشکل از خودشونه که همه رو به کیش خویش بینند... مسئولین قانون گریز و کلاهبردار مردم رو قانون گریز و کلاهبردار می کنن تا خودشون راحت تر باشند... سیستم رو طوری بارگذاری می کنن که صداقت و راستی پاکی و درستی بی معنا و رانده شده باشه درست مثل الان... ولی درستی و پاکی مثل اب روان راهشو پیدا می کنه و رو سیاهی برای ذغال می مونه... رو سیاهی تاریخ پاک شدنی نیست
یک مطلب مهم دیگر هم این که مشکلات و مصائبی که در ایران هست در بسیاری از کشورهای جهان هم هست ولی در ایران بسیار بزرگتر دیده می شود.
خبرنگاران هم وظیفه دارند آرامش را به مردم هدیه بدهند. هر روز زوم کردن به خبرهای بد و بزرگ کردن آن برای جلب بیشتر مخاطب کار خوبی نیست.
یک عده هم تحت تأثیر رسانه ها علیه نظام و انقلاب فعالیت می کنند. بعضی از آنها ضد دین هستند بعضی ضد انقلاب و ...
هر چه هستیم مسایل سیاسی را کنار بگذاریم و دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم اباد.
دولت هم وقتش رسیده که از مدیران و وزرای جوان و با اراده مومن و دانشمند و مدیر بهره ببرد.
فعلا یک جوالدوز به خودمان بزنیم یک سوزن به حکومت.
به این سادگیها هم نیست. فقط به عنوان مقدمه از دیدار نیوز
اول نظریهها سعی میکنند با تعیین کننده و مقصر دانستن دولت و حکومت در بروز و استمرار مشکلات جامعه ایرانی، مردم و جامعه را تافته جدابافته دانسته و تک تک ایرانیان را از بروز این وضعیت مبرا کنند و همه کاسه و کوزهها را بر سر دولت و حکومتها از گذشته تا امروز بشکنند. این نظریهها که اغلب سیاسی هستند علتالعلل مشکلات را فقدان دموکراسی، دولت توسعهمدار و کارامد یا وجود حکومت دینی و مستبد و ایدئولوژیک میدانند. این نظریهها هرچند بخشی از واقعیت را بیان و هویدا میکنند اما همه واقعیت را پنهان کرده و با رویکرد تک بعدی بر تضاد دولت – ملت میافزایند. مهمترین نتیجه و پیامد این نظریهها تشدید بدبینی مردم به حکومت و دولت و افزایش فزاینده انتظارات مردم از حاکمیت و در نهایت شیوع نارضایتی از حکمرانی است. از سوی دیگر دولت و حکومت را در وضعیت ترس و نگرانی از فروپاشی قرار داده و ناگزیر در موضعی دفاعی برای صیانت از چارچوب حکومت قرار میدهد که توسل به زور و پلیس و نیروهای امنیتی و نظامی در اولویتترین راهکار آن است.این نظریهها تاکنون نتوانسته گرهی از مشکلات ایران بگشاید جز اینکه ابزار نظری و دستگاه تحلیلی برخی روشنفکران و منتقدان و اپوزیسیون سیاسی و حتی شهروندان روزنامهخوان برای تبیین رابطه مردم با حکومت شود.
دسته دوم نظریههایی هستند که مشکل اصلی را درون جامعه جستجو میکنند و معتقدند هر ملتی حاکمانی متناسب با خود خواهند داشت. به نظر اینان تا دردهای جامعه از پایین و از تک تک آدمها درمان نشود نباید از ساختار سیاسی و دولتی و حاکمیتی انتظاری بیش از حد داشت. این رویکرد «میکرو» با منطقی استقرایی بر این باور است که تا اجزای جامعه یعنی انسانها و شهروندان ارتقای فرهنگی و تربیتی و دانشی پیدا نکنند نمیتوان انتظار داشت حکومت از بالا به اصلاح کشور بپردازد. به باور اینان اگر امروز ژاپن و آلمان در قله پیشرفت و رفاه و آرامش قرار گرفتهاند این وضعیت نتیجه فرهنگ ملی و عمومی و اجتماعی آلمانیها و ژاپنیهاست که توانستند در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی عمارتی با شکوه از توسعه و پیشرفت بر ویرانهها و خاکستر بازمانده از جنگ بنا کنند. بر خلاف رویکرد قبلی که با منطقی قیاسی به اصلاحات از موضع بالا و حاکمیتی اعتقاد داشت و آن را توصیه میکند این نظریهها هر چند بخشی از واقعیات جامعهشناختی را بیان میکنند اما بسیاری از واقعیات دیگر مربوط به حوزه سیاست و قدرت و ساختارهای پایدار و مقاوم اجتماعی را نادیده میگیرند. در نتیجه با غور و تفقه در این نظریهها دایم باید مردم و انسانها و شهروندان را مورد ملامت و سرزنش قرار داد و عمدا یا سهوا از نقش ساختارهای حاکمیتی غفلت کرد.
همانطور که نظریههای دسته اول از مقوله مهم فرهنگ و مردمشناسی و نقش تعیین کننده پندارها و باورها و کنشها و رفتارها و گفتارها در تعیین سرنوشت ملتها غافل هستند، در نظریههای دسته دوم از دستاوردهای علوم انسانی و اجتماعی در سده اخیر که عمدتا ساختارگرا هستند، غفلت شده است و نقش تعیین کننده ساختارها و چارچوبهای برساخته انسانی برای تنظیم و تمشیت امور مورد غفلت قرار گرفته است.
اگر این نوع نگرش و بینش ترویج شود و نهادینه شود میتوان امیدی به بهبود جامعه داشت ولی افسوس که متدینین فعال ما را ، سوق داده اند به هزینه های بسیار برای انواع دهه های خود ساخته و مجالس عزاداری گوناگون که مطالبی تکراری و حماسی و احساسی به خورد مردم بدهند و از واقعیات جامعه دور کنند و متاسفانه منابع قدرت و ثروت در جامعه ما برای پنهان نگاه داشتن فساد خود مروج آن هستند اتفاقی که امامان بزرگوار ما برای مقابله با آن جان فدایی کردند، یعنی مبارزه با جاهل نگه داشتن مردم به وسیله منابع قدرت و ثروت.
بجای یک سوزن یک جوالدوز به خودمان زدیم و به دولت یک سوزن هم نزدیم! ولی بی عرضگی مدیران و مسئولان بدجوری مردم را جوالدوز باران کرده!!!
از امیر کبیر پرسیدند در مدت زمان محدود چگونه این مملکت را از دزد پاک کردی؟
گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمیگذاشتم معاونم هم دزدی کند، او نیز از این که من نميگذاشتم دزدی کند نمی گذاشت معاونش دزدی کند و همین طور این روند تا انتها ادامه یافت. اگر من دزدی میکردم تا آخرین سمت دزدی میکردند و کشور می شد دزدخونه، همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه دزد بودیم هیچ دزدی را محکوم نمی کردیم، مردم نیز هر روز گیج تر می شدند.
من در روسیه دروغ و حقه بازی خیلی کمتر از کشور خودمون دیدم. به جز راننده تاکسی هاش، اقشار دیگر مردم کمتر اهل دغل بازی هستن. ببین کارمون به کجا رسیده که در روسیه احساس آرامش بیشتری دارم. یکبار یک روس حرفی بهم زد که واقعا ناراحت شدم، ولی بعدا پیش خودم گفتم داره واقعیت میگه، گفت برای گرفتن ویزا راستش رو به سفارت بگو، گفتم راست میگم، گفت اینو گفتم واسه اینکه خیلی از ایرانی ها دروغ میگن برای رسیدن به هدفشون! از نظام آموزشی باید شروع کرد، شاید نسل ما دیگه راه حلی نداره، ولی حداقل بچه های آینده در فضای بهتری رشد کنند.
خوب چرا قسم میخوری باورمون شد روسیه ای بعدشم تو اینقد بیکاری تو روسیه نشستی تابناک میخونی پاشو برو تو شهر یه دوری بزن حالت عوض شه خخخخخخخخخ
با سلام
دقت کردید بیشتر دزدی ها در بانکها توسط مدیران ارشد صورت می گیره، اختلاس، رانت و ....
چرا ؟
در حالی که بیشترین سر و کار با پول کارمندها شعبه دارند!
بخاطر اینکه سیستم کنترلی دقیق توی شعبه با چک چند باره وجود داره و اگه کارمند شعبه دخلش نخونه باید از جیبش همان روز مبلغ کسری رو جبران کنه.
اما سران و مدیران ارشد و ..... که مصونیت دارند به هیچ کس پاسخ نمی دهند و هر کاری می خواهند می کنند و زمانی گیر می افتند که مهره ای برای تسویه حساب شوند و الا همچنان مدیر و رییس باقی می مانند.
پس از مردمی که با دیدن این تبیض ها و آقازاده ها و ... سر خورده و شرمنده خانواده های خودشان هستند توقع بیشتری نمیشه داشت.
آقای تابناک بیخود آسمون ریسمون به هم نباف
حدیثی داریم که میگه رفتار مردم سرچشمه از رفتار حاکمانشان مییگیره.
در ایران اگر فسادی هست از بالا به پایینه نه از پایین به بالا
هيچ كس دوست ندارد فاسد شدن را بايد عوامل ان را شناسايي كنيم الگوي مناسب براي سالم ماندن چيست يا كيست چه فرقي بين خلقت انساني كه درايران به دنيا امده با انساني كه درسوييس به دنيا امده وجود دارد غيز ازاينكه محيط وافراد بالا دستي كمتر اشكال دارند يا كمتر تخلف ميكنند
یعنی مردم غرب فرشته اند که جامعه خوب شده و بعد حکومتشون خوب شده، نخیر، اول یه قانون اساسی درست نوشتند که به حقوق تمام مردم و اقلیتها با هر اندیشه ای احترام میذاشت و ساختارهای حکومت رو درست چیدن که قابل کنترل و نظارت باشند و مردم تو انتخاب و تغییر و سیاستهاش به طور مستقیم دخیل باشند، بعد اون حکومت درست، با اموزش فرهنگ جامعه رو برد بالا، ضمن اینکه در اون جامعه هنوز هستند کسانیکه میخوان مثل ما رفتار کنن ولی قانون شفاف بهشون اجازه نمیده
ولی وقتی قانون بوسیله مسئولین شکسته میشه و هیچ چیزی شفاف نیست و نظارتی نیست و مردم هیچ تسلطی به سرنوشت و حکومت ندارند، عملا میشه قانون جنگل یعنی بخور تا خورده نشی، حالا شما میگی یه عده هم درست رفتار کنن چه مشکلی حل میشه
این حرفا واسه اینه که فقط بگن مشکل از مردمه، حقتون همینه، صداتون هم در نیاد، هر کی هم جای ما باشه بهتر از این نمیشه، به این افراد باید گفت مردم کره جنوبی و کره شمالی رو ببینید یه ملت بودند ولی با دو روش حکومت مختلف و دو قانون مختلف چه تفاوتی بین دو جامعه ایجاد شد
کوچک به یزرگ نگاه میکنه و ملتها به حاکمان ... وقتی بزرگی رعایت انصاف و عدل قانون نداره چه توقعی از توده هاست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.