در مورد فرار در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

مدتي گذشت تا اينكه يك روز كه در مطب مشغول كار بودم مردي عصباني همراه با يك مأمور وارد محل كارم شد و با اشاره به من گفت:‌ خودشه سركار دستگيرش كن!‌ من كه مات و مبهوت مانده بودم پس از بررسي‌ها متوجه شدم مرد عصباني چكي به مبلغ 25ميليون ريال با امضاي جعلي من در دست دارد.
کد خبر: ۱۳۹۸۰۵   تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۱۰/۱۲

روز حادثه با دو تن از دوستانم در حال مصرف مشروب بوديم كه مأموران سررسيدند. همان موقع براي فرار به داخل آب پريديم، اما از آنجا كه دوستم شنا بلد نبود، دستانم را گرفت. من هم براي نجات جانم او را در آب غرق كرده و شناكنان دور شدم.
کد خبر: ۱۳۰۱۴۵   تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۲۰

پس از جمع بندي مدارك و دلايل لازم مشخص شد پرونده در دادسراي عمومي و انقلاب مطرح و متهم در مورخه 24 بهمن ماه سال 87 روانه زندان و پس از مدتي با سپردن وثيقه از زندان آزاد و متواري شده بود كه نهايتا با همكاري شكات و استفاده از منابع اطلاعاتي محل اختفاي وي در شهر تهران شناسايي و دستگير شد.
کد خبر: ۱۲۹۹۴۷   تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹

از روزي که خودم را شناختم پدرم برخوردي سرد و بي روح داشت و معتقد بود به دختر جماعت نبايد زياد رو داد. با هزار اميد و آرزو پا به خانه شوهر گذاشتم اما همسرم نيز از او بدتر بود و مرا به چشم يک برده نگاه مي کرد که در تمام امور زندگي بايد مطيع و فرمانبردار محض مي شدم و...!
کد خبر: ۱۲۸۸۷۹   تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

داریک صفحه خبر
تبلیغات در تابناک صفحه خبر
مبین نت