
در حالی عدهای از مخالفان دولت سوریه، هزارمین روز آغاز رخدادهای این کشور را با پخش تصاویر و ویدئو جشن گرفتند که واقعیات موجود در صحنه سوریه، جایی برای شادی نمیگذارد. گزارشهای بینالمللی، تصویری تیره و تار از خونریزی و تخریب را نشان میدهد که باعث بروز شکافی اجتماعی شده و بازسازی آن احتمالا به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد.
به گزارش «تابناک»، به نقل از المانیتور، در این دوره هزار روزه گروههای مسلحی به وجود آمدهاند که مناطق خارج ار کنترل دولت مرکزی را بین خود تقسیم کردهاند. گروههای رادیکال قلمروهای مخصوص خود را ایجاد کردهاند. جهادیها از کشورهای گوناگون به خیابانهای سوریه سرازیر شدهاند تا از دروازه شهرهای سوریه خود را به درهای بهشت برسانند، کودکان سلاح به دست گرفتهاند و جنگسالاران نقش خود را در تخریب سوریه به خوبی بازی میکنند!
داستانها از کودکی حکایت میکند که در حمص از سرما جان باخته است و یا از مزارع کشاورزی در شرق سوریه که به نفت آلوده شده است. گندمزارهای سابق، شاهد مردمانی گرسنه است که در جستجوی یک قرص نان هستند. سوریه از سرما به خود میلرزد و فرزندان آن، ثروت آن و تمدن هفت هزار ساله آن دیگر جانی در بدن ندارند.
اعداد و ارقام میتواند به درک مصائب سوریه کمک کند. بنا بر پژوهش اخیر در مرکز سوری تحقیقات سیاستگذاری، جمعیت پناهندگان سوری با بیشترین رشد در سطح جهان روبهروست و در صورتی که این روند ادامه یابد، شمار آنها تا پایان سال ۲۰۱۳ به بیشترین تعداد پناهندگان در جهان معاصر تبدیل خواهد شد.
سوریها در همه جای جهان پراکنده شدهاند. آنها این روزها در چادرهایی زندگی میکنند که نه آنها را از گرمای تابستان در امان نگاه میدارد و نه از سرمای زمستان.
این گزارش میگوید، تا نیمه نخست سال ۲۰۱۳، جمعیت سوریه به میزان ۸ درصد کاهش یافته و بیش از یک سوم جمعیت سوریه (۳۶. ۹ درصد) محل طبیعی سکونت خود را ترک کردهاند. در حالی که ۱.۷۳ میلیون تن آواره از سوریه گریختهاند، ۱.۳۷ میلیون تن دیگر مهاجرت کردهاند و ۴.۸ میلیون تن دیگر در مرزهای سوریه سرگردان شدهاند.
این گزارش که با نام «جنگ علیه توسعه» در مرکز سوری تحقیقات سیاستگذاری و به سفارش آژانس امداد و کار آوارگان فلسطینی (UNRWA) و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) انجام شده است، تلاش دارد، وضعیت سوریه را به زبان آمار بیان کند.
گزارش نشان میدهد که اکنون بیش از نیمی از جمعیت سوریه در فقر زندگی میکنند که از این تعداد، ۷.۹ میلیون پس از بروز بحران در این کشور فقر شدهاند و از این تعداد، ۴.۴ میلیون اکنون در فقر مطلق به سر میبرند. نرخ بیکاری به ۴۸.۶ درصد رسیده و بیش از ۲.۳۳ میلیون نفر کار خود را از دست دادهاند که این به معنای به خطر افتادن زندگی ده میلیون تن است.
گزارش در مورد آمار تلفات سوریها میگوید: «از دست رفتن جان انسانها وحشتناکترین چهره جنگ در سوریه است. مرگ ناشی از جنگ در نیمه نخست سال ۲۰۱۳ به میزان ۶۷ درصد افزایش یافته و تاکنون به حدود یک صد هزار نفر رسیده است. برآورد میشود که چهارصد هزار نفر دیگر نیز دچار قطع عضو یا مجروحیت شدهاند که مجموع این دو عدد بیش از 2 درصد جمعیت سوریه را شامل خواهد شد».
آموزش و پرورش در سوریه نیز در میان یک فاجعه خاموش است. نرخ ترک تحصیل به ۴۹ درصد رسیده و به عبارت دیگر، تقریبا نیمی از کودکان سوری از آموزش رسمی محروم شدهاند. نظام آموزشی سوریه حدود سه هزار مدرسه را به دلیل خرابیهای جنگ از دست داده است، ۶۸۳ مدرسه دیگر به پناهگاه آوارگان تبدیل شده است. کمبود معلم هم وجود دارد و هزاران تن از آنها از حانه خود آواره شدهاند.
همچنین به بخش بهداشت سوریه نیز آسیبهای زیادی رسیده است؛ ۵۷ بیمارستان تخریب و ۳۷ بیمارستان دیگر غیر قابل استفاده شده است و ۵۹۳ مرکز کمکهای اولیه آسیب دیدهاند، ۳۵۹ مرکز قابل استفاده نیستند، ۲۰۳ مرکز ناامن هستند و ۳۱ مرکز تخریب شدهاند.
این گزارش میافزاید، در جولای سال ۲۰۱۳ به ازای هر چهار هزار تن، یک پزشک در سوریه وجود دارد، در حالی که سه سال پیش (سال ۲۰۱۰) و پیش از شروع بحران در سوریه به ازای هر ۶۶۱ نفر یک پزشک بود.
در حوزه اقتصاد نیز اوضاع بهتر نیست. اقتصاد سوریه با از هم گسیختگی در حوزه صنعت، فرار سرمایه در حجم بزرگ در نتیجه از بین رفتن کسب و کارها، ورشکستگی، جابجایی سرمایه، غارت و تخریب روبهروست. خسارات اقتصادی تا سه ماهه دوم سال ۲۰۱۳ به ۱۰۳.۱ میلیارد دلار رسیده که برابر با ۱۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی سوریه در سال ۲۰۱۰ است.
به نوشته این گزارش، در حالی که اقتصاد رسمی نابود شده است، اقتصاد غیر رسمی، رانتجویانه، فعالیتهای مجرمانه و اقتصاد مبتنی بر خشونت رشد کرده است که اثرات آن حتی پس از پایان درگیریها خواهد ماند.
آمار بالا، تنها بخشی از بلایی است که در این هزار روز بر سر سوریه آمده است. این هزار روز، خانوادهای سوری را باقی نگذاشته است که کشته یا مجروحی نداشته باشد، کشتن دیگران به بخشی از هویت عدهای تبدیل شده است. این هزار روز، سوریه را به توپ فوتبالی تبدیل کرده که هر کس به آن لگدی میزند. حتی اگر در ماههای آتی درگیریها در سوریه پایان یابد، زخم این جنگ به این زودی ترمیم نخواهد شد.