شیاوآرجین در اصل نظامی آوانگارانه برای بازنمایی واجهای چینی با حروف عربی فارسی است و از نظر کارکرد به «پینیین» شباهت دارد، با وجود همآواییهای بسیار در چینی، بافت معنایی معمولاً ابهام را رفع میکند، همانگونه که خوانندگان فارسی و عربی غالباً بدون اعراب نیز مصوّتهای کوتاه را حدس میزنند.
در متن رمان، شخصیتی بهنام خاله هتی حضور ندارد و سارا با خاله اولیویا زندگی میکند. دایی الک هم مثل نسخه سریال، مردی قد بلند نیست بلکه قد کوتاه و توپر است و حضور کمی در داستان دارد. همسرش زندایی جانت هم آنقدر که دخترش فیلیسیتی آشپزی و خانهداری میکند، در رمان حضور ندارد.
امام هنرش فقط این نبود که یکحکومت را بر مبنای اسلام و احکام اسلام بنا کرد. هنر امام این بود که یککشور را آن هم وابستهترین کشور را از زیر یوغ صلیبیت خارج کرد و ایستاد و آن را موفق کرد. همه این فشاری که روی ما هست، برای این است که ما را از این خروش برگرداند.
خدای من، اگر خواسته نَفسم (خواهش های درونی ام) را برآورده ام، اکنون در باغِ پشیمانی بسر می برم (و از گذشته خویش پشیمانم).
در زد و خوردی که بین مرحب و امام علی (ع) اتفاق افتاد، حضرت با ۲ ضربه شمشیر، مرحب را به زمین انداخت و یهودیان دیگر که چنین دیدند، فرار کرده و به داخل قلعه رفتند. در قلعه را نیز از پشت بستند تا علی (ع) نتواند وارد شود.
یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) که از نیروهای واحد ۸۲۰۰ امان است و با اسم ایرانی و زبان فارسی پست میگذارد، خود را با عناوین «سرباز رضاشاه دوم - عاشق خاک پاک ایران زمین» معرفی میکند و در شروع اعتراضات بازار با هشتگ «انقلاب ملی ایران» این پست را به اشتراک گذاشت: «باورم نمیشه! ده برابر سال ۱۴۰۱ آدم اومده بیرون!»
آنگاه هیرودیس پیام محرمانهای برای مجوسان ستارهشناس فرستاد و از ایشان خواست تا به ملاقات او بیایند و به او اطلاع دهند که اولینبار ستاره را در چهزمانی دیدهاند. پس به ایشان گفت: «به بیتلحم بروید و به دنبال آن طفل بگردید. آنگاه نزد من بازگشته، به من خبر دهید تا من نیز بروم و او را بپرستم.»
پس از موفقیت سری نخست گل یا پوچ، سری دوم آن تولید شده که به تازگی نخستین قسمت آن منتشر شده است. با همان قواعد و قوانین و تنها با این تفاوت که گل یا پوچ با شرکت شش گروه به صورت لیگ برگزار شده و هر یک از تیمها به مانند لیگ های فوتبال باید با پنج گروه دیگر مسابقه بدهند.
آقای نخستوزیر... رشد اجتماعی و اقتصادی هرگز بهتنهایی با افزایش ارقام و آمار مربوط به افزایش درآمد ملی از راه فروش و صدور منابع طبیعی کشور و افزایش درآمد سرانه همراه با یک نظام نامتعادل توزیع درآمد توجیه نمیشود و با رشد خلاقیت فکری و توسعه بنیادهای فرهنگی و گسترش فعالیتهای علمی و ادبی و هنری رابطه مستقیم دارد.
در مجلس عقد، از مامون خواستند به یحیی اجازه دهد از امام جواد (ع) سوال کند تا میزان دانش امام (ع) آشکار شود. مامون اجازه داد و یحیی پرسید: اگر شخصی در لباس احرام، حیوانی را شکار کرد، تکلیفش چیست؟
سوال دیگر این است که در روزگار گرانی و سختیهای مالی و اقتصادی مردم، چرا باید به یکمداح که چهرهای مذهبی محسوب میشود، آیفون ۱۷ هدیه داده شود تا احساسات مردم تحریک شود که ما گرسنهایم و به نان شب محتاج و به یکمداح آیفون گرانقیمت هدیه میدهند؟ این دیگر چه هیاتی است؟
دومین پاتک سنگین دشمن، دوشنبه ۸ اسفند انجام شد و ۱۴ تانک باقیمانده در جزیره مجنون ماموریت داشتند با عملیات ایذایی، توجه پیادههای ایرانی را به خود جلب کنند. از طرف دیگر، بمب افکنهای سوخو ۲۲ و هلیکوپترهای توپدار ۲۴ میل تیپ ۲ هوانیروز عراق، در اینپاتک شرکت کردند.
وقتی فیلم آغاز میشود، شخصیت اصلی که خلبان جنگنده است، میگوید پدربزرگم در جنگ جهانی خلبان جنگنده بود و من هم از بچگی میخواستم مثل او خلبان شوم! این، نکته اول! تزریق بحث رویای کودکی به داستان. بنابراین خلبان قصه ما از بچگی قصد داشته به نیروی هوایی آمریکا پیوسته و به نجات بشریت خدمت کند!
قسمت هفدهم سریال «محکوم» نشان میدهد ایناثر بیش از آنکه یک سریال جنایی صرف باشد، در حال تبدیلشدن به درامی درباره فروپاشی اعتماد و اخلاق در شرایط بحرانی است.
اینبازیگر و کارگردان پیش از انقلاب درباره تحصیلات سینمایی خود میگوید بهجز چند کتاب به فارسی و چند عنوان دیگر به انگلیسی که پسرش برایش میخوانده، دوره و درس کار سینما را فرا نگرفته است. اما سر صحنه فیلمبرداری از آغاز تا مرحله لابراتوار و صداگذاری فیلم دخالت داشته است. او درباره طریقه ساخت فیلمهای ایرانی در آنبرهه یا به عبارتی دستور پخت اینآثار، چنینجملهای در خاطراتش دارد: «همه ما میدانستیم که فیلمهای فارسی یکفرمول مشخص دارند: چهار تا آهنگ، دو تا زد و خورد و یککاباره.»
ای بابا! مگر استاد چه گفته؟ انتقاد کرده دیگر! رسیدیم به همانسوال تکراری عدهای که دوست دارند دور چهرههای مشهور و سلبریتی را بگیرند و از سفره شهرت آنها برای خود نان و نوایی به هم بزنند! باید به آنها گفت استاد مگر خداست یا مگر معصوم است که اشتباه نکند! اشتباه کرده و اشتباه بدی هم کرده! حتی اگر مدیران ناکارآمد و نالایقی در برهههای مختلف، برای مولانا کاری نکرده باشند که حتما هم از این مدیران داشته و داریم و خواهیم داشت، مگر مردم ایران خودشان مرده بوده و مرده اند که مشاهیرشان را فراموش کنند؟