روزی مردی او را دشنام گفت. علی بن الحسین (ع) خاموش ماند و به او ننگریست. مرد گفت: با تو ام! ...
بنیان قشونی که امیرکبیر تاسیس کرد بر بنیچه (سربازگیری) در چارچوب اخذ مالیات بود و سازمان آن از ۵۰ فوج (هنگ) پیاده، ۱۲ واحد سوارهنظام، ۲ هزار توپچی، ۲۰۰ زنبورکچی (توپهای کوچک)، چندین فوج شترسوار برای نواحی بلوچستان و کرمان و چندین فوج مرزی برای نگهبانی از حدود ایران تشکیل میشد.
شب چهارم شعبان که هیاتهای ایرانی مجلس میلاد حضرت ابالفضل العباس (ع) را برگزار میکنند، در سال ۱۳۸۳ در حسینیه پیروان حضرت مهدی (عج) با سرودها و سبکهای جدید طاهری همراه بود.
علاوه بر اقدامات امنیتی و نظامی، یکی از محورهای مهم مدیریت بحران از سوی رهبری، توجه به مسائل اقتصادی و اجتماعی مردم بود. امام خامنهای با تأکید بر لزوم حل مشکلات اقتصادی از جمله بیکاری، تورم و فساد اقتصادی، سیاستهایی را برای ایجاد عدالت اجتماعی در دستور کار قرار دادند. این سیاستها در درازمدت موجب کاهش نارضایتیها و تقویت پایههای نظام جمهوری اسلامی شد.
مردی نزد حسین بن علی (ع) آمد و گفت من مردی گناهکارم و هرچه تلاش می کنم نمی توانم بر انجام گناه خودداری کنم. مرا نصیحت کن. امام حسین (ع) به او گفت: پنج کار انجام ده و بعد از آن هرچه می خواهی گناه کن! اول، روزی خدا را نخور و هرچه میخواهی گناه کن! دوم، از قلمرو حکومت خدا بیرون شو و هرچه می خواهی گناه کن! ...
اینسرود سال ۱۳۷۸ توسط حاجمحمود کریمی در حسینیه مرحوم پنبهچی خوانده شده و سبک آن از یکی از تواشیحهای مطرح آنسالها الگوبرداری شده است.
دروغ دیگر میزان کشتههای اغتشاشات بود که ۱۲ هزار تن اعلام شد! اینحجم از دروغگویی برای شبکههایی مثل BBC و یورونیوز هم قفل بود و همه متعجب ماندند! البته مخاطب عاقل و کسی که رسانه و کلکهایش را بشناسد، بهطور طبیعی تعجب نمیکرد ولی خب، گاهی حرکات عجولانه یهود برای دشمنی با اسلام کار دستش داده و موجب شکلگیری چنینسوتیهایی شده است...
«کانیمانگا» را جا نیاندازیم! فیلم جنگی خوبی که مثل «عقابها» سالها روی پرده سینما بود و رویگری را در آن با نقش خلبان عراقی به یاد میآوریم. اینفیلم دوبله شد و رویگری در آن، دیالوگهای کوتاه عربی خود را خودش پشت میکروفن گفت و در لحظاتی از فیلم موجب لبخندزدن مخاطب در اینفیلم جدی و حماسی میشد.
فرصت خوبی بود. با آجر و سنگ شروع به مقابله کردیم. در حملات خیابانی گاه به جلو و گاه به عقب کشیده میشدیم. در این بین پسر جوانی که کت و شلوار مشکی ولی خاکآلود به تن داشت و شعار میداد، ناگهان تیری به دهانش خورد و از پشت گردنش خارج شد. دهانش پر خون شد و به زمین افتاد. به طرف او دویدیم و به کنار خیابان کشیدیمش.
از دهه ۱۹۸۰ به بعد بود که پس از موفقیت مدونا در کسب شهرت، دیگر ضرورتی نداشت فرد سلبریتی از رسوایی جلوگیری کند یا بکوشد تصویر مثبتی از خود به جا بگذارد و آن را حفظ کند تا سلبریتی موفقی باشد. به اینترتیب، موضوع دیگر صرفاً سلبریتیبودن بود نه سلبریتی خوب با بد بودن.
من تاثرات قلبی خود را نمیتوانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. ... ملت ایران را از سگ های آمریکا پست تر کردند. اگر کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می کنند. لکن اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند...
به گواه دوستان و همرزمانش، نذیر همیشه میگفت حزب توده خطرناکترین گرایش چپ در ایران است و چریکهای فدایی خلق و دیگر چپها آنقدرها که حزب توده خطرناک است، خطرناک نیستند. در برههای که از آن صحبت میکنیم، ۷۳ تا ۷۴ گروه چپ در ایران فعالیت میکردند.
از امام رضا(ع) روایت شده که فرمود: هر امامی عهدی بر گردش دوستان و شیعیانش دارد و از جمله (شرایط) وفای به عهد، زیارت قبورشان است. هر کس با رغبت و میل به زیارتشان رود و آنچه را آنان (پیشوایان دین«ع») بدان میل داشته اند، تصدیق نماید، امامانش شفیعان او در روز رستاخیز خواهند بود.
سپبهد رحیمی فرماندار نظامی تهران در مصاحبهای که پس از دستگیری با خبرنگار روزنامه اطلاعات داشت، در پاسخ به اینسوال که چرا به پیام امام خمینی (ره) مبنی بر پیوستن امرای ارتش به مردم، بیتوجهی کرده، گفت: «من سرباز بودم و سوگند خورده بودم. ضمناً به این انقلاب هم بیاعتقاد نبودم و مطئنم ایران از این به بعد پیشرفت خواهد کرد.»
آدم وقتی به این جسد نگاه میکرد بدنش میلرزید، بینی و گوشها را بریده و از نخی رد کرده بودند و مانند گردنبند به گردن جنازه انداخته بودند، بعد دستهایش را به پشت گردنش بسته و سنگی را روی سرش گذاشته بودند، کاغذی هم بر روی سینهاش بود که در آن نوشته شده بود: "این سزای کسی است که از انقلاب و رژیم خمینی دفاع کند و سزای کسی است که عکس خمینی در خانهاش دارد."
پیامبر اسلام (ص) هم برای رسیدن به قدس باید از ۷ مانع یا بهتعبیری خاکریز عبور میکرد: یهودیان بنیقریظه، یهودیان بنیقینقاع، یهودیان بنینضیر، یهودیان خیبر، تبوک، موته و قدس. سه مانع اول در مدینه بودند و یهودیان مستقر در اینخاکریزها هرکدام در زمانی مشخص با پیامبر جنگ کردند.