رونمایی از یک شغل زنانه در تهران: عابرزنی!
«شرکت از شما درخواستی درباره نوع پوشش و مواجهه با مشتریان دارد؟» مریم به این سوال اینگونه جواب میدهد: «اولین موضوعی که توی اینجور کارا مهمه، ارتباط موثره. ارتباط موثر یعنی اینکه با لبخند با مشتری صحبت کنیم و بد حرف نزنیم. شرکت از ما خواسته با مشتریا ارتباط موثر داشته باشیم! درباره ظاهر و نوع آرایش هم تنها چیزی که شرکت به ما گفته اینه که «آراسته» باشیم. حتی بعضی وقتا بخاطر وضعیت و پوششمون تذکر هم میدن.»

به گزارش تابناک به نقل از ایسنا، چند ماهی میشود که سر و کلهشان در تهران پیدا شده و ممکن است شما نیز آنان را در خیابان دیده باشید. کولهپشتی دارند و کنار خیابان میایستند، دستشان را برای خودروهای عبوری بلند میکنند و اگر جلوی پایشان ترمز کنید، سرشان را از پنجره ماشین داخل میآورند و میگویند که «کار من فرهنگیه و کتاب میفروشم؛ کتابخون هستید؟».
خودشان را کارمند یک شرکت معرفی میکنند و اگر جوابتان به سوالشان «بله» باشد، درِ خودرویتان را باز میکنند و کولهپشتیشان را روی صندلی جلو میگذارند و شروع میکنند به معرفی کتابهایشان. عنوان هر کتاب را میگویند و چند سطری هم درباره آن توضیح میدهند و سپس به شما نگاه میکنند؛ اگر نظرتان جلب نشد سراغ کتاب بعدی میروند. جنسشان هم جور است؛ از کتابهای روانشناسی و راهکارهای موفقیت در کسب و کار و رابطه گرفته تا رمانهای عاشقانه و کتابهایی با موضوعات سیاسی، تاریخی، زندگینامه و حتی آموزش زبان و کتاب کودک؛ از هر کدام یک عنوان در کولهپشتیشان دارند.
خودش را «مریم» معرفی میکند، اما میگوید بخاطر اینکه ممکن است از طرف شرکت برایش مشکلاتی ایجاد شود، نام واقعیاش را نگفته است. مریم یکی از دخترانی است که «کارش فرهنگی است و کتاب میفروشد»؛ او عنوان دقیق شغلش را فروش کتاب به روش «عابرزنی» عنوان و مشتریانش را عابران پیاده و رانندگان خودروهای عبوری معرفی میکند و تاکید دارد که این کار با آنچه در جامعه به «اتو زنی» معروف است بسیار تفاوت دارد: «توی اتو زدن، باید سوار ماشین بشی و هر جا که راننده میره، باهاش بری و کتاب هم بفروشی، اما توی عبوری زدن یا همون عابرزنی که کار ماست، فقط کتاب میفروشیم؛ از اول هم چارچوب کارو مشخص میکنیم.»
مریم که قبلاً هم برای همین شرکت کار میکرده، درباره چرایی روی آوردن به این روش فروش میگوید: «ما قبلا توی «مسیر» بودیم؛ یعنی در واقع شرکت واسه ما به عنوان ویزیتور مسیری رو تعیین میکرد و ما برای معرفی و فروش کتاب به مغازهها و اصناف مختلف توی اون مسیر میرفتیم، اما به دلیل تعدد ویزیتورای کتاب، توی فروش موفق نبودیم و آمار فروشمون خیلی ضعیف بود؛ به همین خاطر شرکت تغییر رویه داد. ما به خودمون گفتیم که خودروهای عبوری واسه ما هموناییان که قبلاً به محل کارشون میرفتیم. تنها فرقش اینه که توی مسیر، ما واسه معرفی و فروش کتاب بهشون مراجعه میکردیم، اما حالا اونا با ترمززدن، به ما مراجعه میکنن!»
او در جواب این سوال که «مگر شما تابلوی کتابفروشی در دست دارید که کسی که قصد خرید کتاب دارد، جلوی شما بایستد؟»، میگوید که «نه، اما همون اول تکلیف رو مشخص میکنیم. به رانندهها میگیم ما کار فرهنگی انجام میدیم و کتاب میفروشیم. اگه بخواید کتابامونو بهتون معرفی میکنیم. اینجا دیگه به رانندهها بستگی داره که بخوان به توضیحات ما و خریدن کتاب فکر کنن یا اینکه واسه چیزای دیگهای نگه داشتن و وقتی میفهمن ما کتابفروشیم، به مسیرشون ادامه میدن. خیلی پیش میاد که به محض اینکه به رانندهها گفتیم کتابفروشیم، پاشونو گذاشتن روی گاز و رفتن».
مریم کنار خیابان را جای مناسبی برای خرید و فروش کتاب نمیداند، اما در عین حال معتقد است که «وقتی با این شیوه، فروش خوبی داریم، شاید این فرهنگ جامعس که دچار تغییر شده.»
او در جواب اینکه «آیا هدف شما، فروش کتاب با جلب توجه و اغواکردن رانندگان مرد است؟» میگوید: «مشتری زن هم کم نداریم. اتفاقاً چند روز پیش یه خانمی از من «ملت عشق» خرید، اما به هر حال مردا بیشتر نگه میدارن. این یه واقعیته.»
«شرکت از شما درخواستی درباره نوع پوشش و مواجهه با مشتریان دارد؟» مریم به این سوال اینگونه جواب میدهد: «اولین موضوعی که توی اینجور کارا مهمه، ارتباط موثره. ارتباط موثر یعنی اینکه با لبخند با مشتری صحبت کنیم و بد حرف نزنیم. شرکت از ما خواسته با مشتریا ارتباط موثر داشته باشیم! درباره ظاهر و نوع آرایش هم تنها چیزی که شرکت به ما گفته اینه که «آراسته» باشیم. حتی بعضی وقتا بخاطر وضعیت و پوششمون تذکر هم میدن.»
او میگوید که «همه فروشندههای شرکت ما خانمن» و درباره چرایی عدم حضور فروشنده مرد در شرکتشان میگوید: «خیلیا به من میگن که چرا همهی فروشندههاتون خانمن یا اینکه میپرسن احساس نمیکنید شرکت بخاطر زنبودنتون داره از شما سوءاستفاده میکنه؟ من میگم که جواب این سوال رو باید توی فرهنگ جامعه پیدا کنید. درباره سوءاستفاده هم میگم نه! اگه من منشی یه شرکت هم باشم، بازم ممکنه یه همچین سوالی پیش بیاد، ولی واقعا شرکتا سوءاستفاده میکنن. قطعا نه، چون شرکت ما به ازای کار متعارفی که قبول کردیم انجام بدیم، به ما حقوق میده. شرکتی که براش کار میکنم به ازای فروش روزی ۱۰ جلد کتاب توی ۳۰ روز کاری، سه و سیصد بهم میده. در مقایسه با کارایی که واسه من به عنوان یه دختر ۱۹ ساله هست، به نظرم این کار با این درآمد خیلی هم خوبه. قبول دارم که دید جامعه به شغل ما منفیه، ولی خب تلاش میکنیم این نگاه رو تغییر بدیم.»
مریم حضور در خیابان در روزهای سرد، برفی و بارانی، نفروختن ۱۰ جلد کتاب موظفی در بعضی روزها و مواجهه با «آدمهای بد» را از سختیهای شغلش عنوان میکند: «آدم بد خیلی به پست ما میخوره، اما در عوض آدمحسابی هم زیاد میبینیم. ما بسته به تیپ و قیافه و ماشین مشتری بهش پیشنهاد کتاب میدیم و براش وقت میذاریم. اگه کسی هم بخواد اذیت کنه فوری از نگاه و رفتارش متوجه میشیم. این آدما معمولاً تلاش میکنن موضوع رو عوض کنن یا اینکه اصلاً به توضیحات فروشنده گوش نمیدن. ذهنشون جای دیگهایه. آخرشم میگن «کتاب نمیخواستم؛ میخواستم با خودت آشنا بشم»؛ ما هم وقتی به این آدمای مریض برمیخوریم، فوری از ماشینش درمیایم.»
این فروشندگان کتاب معمولاً سه یا چهار نفره در یک خیابان حاضر میشوند و با فاصله از هم میایستند. بعد از آنکه به یکی از خودروهای عبوری کتابی را فروختند، نزد خودرویی میروند که جایی در همان حوالی پارک کرده است و علاوه بر نگهداری کتب فروشندگان، به نوعی مسئولیت تامین امنیت آنان را هم بر عهده دارند. فروشندگان مجدداً کولهپشتی خود را پر از کتاب میکنند و به کنار خیابان بازمیگردند. مریم میگوید گاهی پیش میآید که مشتریمان از یک عنوان کتاب بیشتر از یک جلد میخواهد؛ در اینگونه موارد اگر تشخیص دهیم که او آدم ناحسابی نیست، به او اعتماد میکنیم و تا محل پارک ماشین راننده با او میرویم؛ با این حال گاهی اوقات هم پیش آمده که بعضی رانندهها قصد سوءاستفاده داشتهاند: «واسه خاطرجمعی خودمون، وقتی توی خیابون مشغول کاریم، جیپیاس موبایلمونو روشن میذاریم و توی واتساپ واسه مراقبمون لوکیشین لایو میفرستیم. از قبل محدودهای رو تعیین میکنیم و با هم قرار میذاریم که اگه از محدوده خارج شدیم، فوری هر کاری لازمه انجام بشه.»
او ادامه میدهد: «خداروشکر تا امروز که اتفاق خاصی واسه من نیفتاده، اما چند بار بعضی از بچهها رو مزاحمشون شدن. اونایی که به خودشون اجازه میدن به من و همکارام تعرض کنن، بیارزش بودن خودشونو نشون میدن. البته همونطور که توی همه کارا آدم خوب و بد پیدا میشه، بعضیا هم هستن که با سوءاستفاده از این شغل، کارای دیگهای میکنن. یکی از بچهها تعریف میکرد که بعد از معرفی کتاب به یه راننده و گرفتن پولش، راننده پرسیده واسه خودم چه کاری میتونی انجام بدی؟ وقتی همکارم اعتراض کرده، یارو گفته فروشندههای فلان شرکت این کارو میکنن. میگم که، همه جا همه جور آدمی پیدا میشه. دکتر مهندس خراب نداریم؟ آرایشگر ناجور نداریم؟ توی کار ما هم هست دیگه».
مریم از قصدش برای دانشگاهرفتن هم صحبت میکند: «دیپلم انسانی دارم. امسال کنکور هنر دادم و اتفاقاً رشته گرافیک که خیلی دوسش دارم قبول شدم، اما چون دلم نمیخواد از خونوادهم پول بگیرم و هزینه اضافی براشون درست کنم، تصمیم گرفتم امسالو کار کنم و پول جمع کنم تا سال دیگه بتونم سراسری قبول بشم یا لااقل بتونم پول شهریهمو خودم بدم. هر کسی توی این کار با یه هدفی داره پول درمیاره. یکی میخواد جهیزیه بگیره، یکی اجارهخونه داره، یکی کمکخرج خونوادشه، اما جدیداً خیلی به ما گیر میدن. جدیداً پلیس به ما میگه خانوم اینجا واینستا اهالی محل شکایت کردن. از این اتفاقا قبلنا نمیافتاد. ما که کار بدی نمیکنیم. فقط داریم کتاب میفروشیم!»
او در آخر با نگرانی گفت: «حالا امیدوارم این گزارش شما ما رو از نونخوردن نندازه.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تو این دور ه زمونه اینجور کار کردن هم برای فروشنده ممکنه خطرناک باشه هم برای خریدار چون ممکنه تو ماشین خودش خفت بشه ...
دو تا نظر دادم چند روز باید تو آبنک بمونن تا آماده ی انتشار بشن؟؟
کار کردن عار نیست، احنست به شرف و شعور این خانم های محترم که برای درآمد کم زحمت زیاد می کشن ولی تن به بی اخلاقی نمی دن، باید فرهنگ غلط ما هم اصلاح بشه.
خوب تابناک، که چی؟؟؟؟ خیلی اوضاع کار مملکتی خوبه که همه جوانها بتونند برند سر کار مرتبط با خواسته یا تفکر و یا تحصیلاتشون؟؟؟؟؟؟
اونقدر اوضاع اقتصادی مردم خوبه که اصلا دغدغه مالی وجود نداشته باشه؟؟؟؟؟؟
اونقدر در رفاهیم که آزاد بیاندیشیم و به تفریح و سرگرمی برسیم؟؟؟؟؟؟؟
بهتره به جای اینکه با دید تمسخر به اینجور مقاله نوشتن ها روی بیاری، بری و دزدی ها و اختلاس ها و کارشکنی های برخی آقایون را که مسبب این نحوه زندگی مردم شدن را مطرح کنی و ابایی هم از بسته شدن در و دکان خود نداشته باشی
یه سوال هم ازونایی که ژست کتابخوانی میگیرن: اون خانم تو کوله پشتی اش چند تا کتاب میتونه داشته باشه؟ با چه موضوعاتی؟ یه سری کتاب زرده دیگه. شماها اگه اهل مطالعه باشین از کتابفروشی کتاب میخرین. کتابخون های واقعی که باید کل انقلاب رو بگردن تا کتابهای موردنظرشون رو پیدا کنند.
با خریدن کتابهای زرد (سطح پایین و پرفروش) سطح فرهنگ جامعه بالا نمیره هموطنان گرامی.
پیشنهاد بنده به همه ی ایرانیهایی که میخواهند سطح آگاهی شون رو بالا ببرند اثر ارزشمند و بی نظیر دکتر ماشالا آجودانی است: «مشروطه ی ایرانی» که هر ایرانی ای باید بخونه.
هموطنان گرامی مهم نیست چه تعداد کتاب میخوانیم مهم اینه «چه کتابهایی» میخوانیم!
فقط یه سوال: «چجور مردی» جلوی پای یه دختر جوون غریبه ترمز میکنه که سوارش کنه؟؟؟ (البته غیر از مسافرکشها منظورمه که کرایه از طرف میگیرند.)
این شغل به هیچ وجه برای یه دختر مناسب نیست.
اگر چیز دیگری میفروخت زشت نبود چون کتاب هست بده
باسلام به دوستان هرکس کارخیری انجام دهددرودبه آنکس وبایدحمایت شودنه سرزنش
من فکر میکردم مطالب تابناک رو برای من اشتباه نشون میده که توی نظرات دیدم فقط من نیستم.لطفا یا مطلب نزارید یا اگه میزارید درست بزارید.
این چندمین باره که مقاله با نوشتار افتضاح میزارید
پس این همه آدم چطوری تونستند بفهمند چی نوشته؟!
برای شما اشتباه نشون میده
این چه طرز نوشتاره!؟؟ کلا ساختار جملاتتون مشکل داره
مفهوم گزارشتون رو بدلیل مشکل در ساختاربندی ادبی جملات خیلی سخت میشه فهمید.
ادبیات گزارشنویسیتون بشدت ضعیفه
نویسنده های تابناک کلا هیمن طورن
معلوم نیست از کجا پیداشون کردن
کار عیب نیست ، درود بر شرف شما.....
دیگران را ببخشید…
بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛
شما انسانی رسیده باشید!
با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید،
و بدون اینکه از این حرفها ناراحت شوید…
از کنار این ها رد شوید …
اگر هوای دلتان ابری شد و چشمهایتان باریدند،
بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند...
برای انها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است.
اینجاست که دل بخشنده شما چشمه جوشانی می شود.
که به منبع عظیم لطف خدا متصل شده است.
سلام به نظرم کاربدی نیست من خودم یه زن تنهام
مخارج زندگیم سخته اگه محدودیت سنی نداره
دوست دارم استخدام بشم حقوقش هم مهمه
کاری ب قضاوت بقیه ندارم ماهاک پسریم دم از مردونگی میزنیم گیرپول جیبی خودمون موندیم ع سروتهش میزنیم کیچی برامون بمونه بد همه مثل همه وضع مالی وضع خوراکش پوشاکش همسان نی کارمیکنه ک دستش جلوی هرنامردی هرادم هیزی درازنکنن واقعا براتون متاسفم ب هم وطنان خودتون رحم نمیکنین خداموشکرمال این مملکت نیستم ک فقط بفکر ....طرف کارمیکنه زحمت میکشند خیلیا توان همینوندارن سمت کارای بدترمیره کخراب میشه بخدا باید هوای همدیگرو داشته باشی طرف خرابه نیست بماچه قصد کمک قصد خیرندارین هیچ حرفای هه آقایی کدمیگه جامع بکجا خواهد رسید ت خوب باش ردمیشی چشماتودرویش کن مزاحمت نشوپیشنهاد ....نده جای خواهرت اصلا، فقط قضاوت فقط حرف درآوردن پشت سرش خوب بلدین فک کنین ابجیای خودتون ازناجاری زیادبیجای کارای بد بی آبرویی کردنتون بیاد اینکارو بکنه بازم میگین قضاوت میکنین هه بخدا خودتون همچوخراب کردین ک کارتون ب اینجارسید قضاوت کارخداس همه دیروزود رفتنین این حرفا زشته بخدا چوب این حرفا این قضاوت کردنارو میخورین الان ن یه روزی چوب خداصدانداره
اینا را ولش کن شما هم برید به سارا و نیکا گیر بدین این روزا نون تواینه گیردادن وسرک کشیدن دوزندگی دیگران
خیلی هم عالی،اصلا هم استفاده ابزاری نیشت اگه آقایون هم بهوان میتونن بفروشن،ایکاش یکی از اینا به پست خودم میخورد تا دلی از عزا درمیآوردم وکلی کتابو کع میخوام ازشون میخریدم،فقط خدا کنه قیمتشون مناسب باشه وگرون ندن.
هی روزگار جایگاه زن تا کجاها باید بیاد پایین ولی خب نمیشه از گشنگی پیچ و تاب خورد و حرف از جایگاه زد خلاصه باید به این خانمها گفت کاش شرایط طوری بود که مجبور نبودی کنار خیابون فروشندگی کنی خسته نباشی.
سلام . کار عار نیست ولی در شان نظام جمهوری اسلامی نیست که به خاطر بیکاری و نبود شغل و استخدام جوانان کشور از تشکیل خانواده و تهیه مسکن نا امید بشوند و با شغلهای نه چندان مناسب زندگی مجردی پیشه کند. دشمن ما و آفت ایران فقر و یاس و ناامیدی به آینده است که بر ذهن و روح جوانان حاکم شده و عامل آن مدیرانی است که فقط به فکر آینده خود و دیگران خود هستند. ما از طرفی مشکل بیکاری و تامین مسکن و.... داریم از طرفی به تولد بچه چهارم تشویق می کنیم تا تعداد بیکاران بیشتر و مثل کشور هند باشیم.
من معمولا ازشون کتاب می خرم، با اینکه می دونم گاهی وقت ها به دو برابر قیمت می فروشن. امیدوارم با قیمت های غیر منطقی دید بدی نسبت به این موضوع ایجاد نکنن...
در هر صورت کار شریفی هست و توی سرما و گرما دارن تلاش می کنن...
باسلام ودرود بر دختران سرزمینم..درود به شرف دختری که هرکاری برای تامین زندگیش انجام میده..به جز کاری که در ذهن کثیف اکثر اقایون هست..امیدوارم با این روش فروش کتاب یه خورده اخلاق ورفتار اخلاقی با جنس ضعیف فرهنگش در جامعه ی بی اخلاق ایران جا بیفته..که اقایون تا یه زن ودختر رو میبینن افکار کثیف رو از خودشون دورکنن وبه او هم به چشم یکی از اعضای خونوادش نگاه کنن یک ملت یعنی یک خانواده بزرگ وحامی هم
مملکت به این ثروتمندی آخه چرا دختر بچه ها باید مجبور به اینجور کارها بشن.اینهمه گرگ تو جامعه ریخته.چرا نباید برای این جوانهای بیکار شغل و یا حداقل مستمری باشه.جالبه با وقاحت میگن فرزند بیشتر بیارید.آخه شما همین جمعیت و نمیتونید اداره کنید.چقدر تو هر خانواده ای جوان بیکار در سن ازدواج هست.اینا کی اند.فرزندان من و شما هستن.ناموس ما هستن.مگه برای همینها حاضر نیستیم تا آخر خون بجنگیم.مگه یک خارجی میتونه بهشون چپ نگاه کنه.بعد چراوباید خودمون براشون خطر باشیم.اینچیزها و میبینم قلبم درد میگیره
هیچوقت اینجور انسان هارو بد قضاوت نکنین چون اگر تو راه بد بودن انقد ب خودشون زحمت نمیدادن و واقعا متاسفم برای اون آدم هایی ک هنوز جاهلانه فک میکنن ما هم آدمیم خداوند هیچ فرقی نزاشته بین جنسیت ها کسی حق نداره جنسیت خودشو برتر بدونه چون احمقانه ترین کاره
مردم شریف و بسیار مظلومی داریم و در عوض مسئولانی طلبکار .... ، اگر این به قول شما عابرزن ها که من بهشون بر خلاف شما عنوان بازاریاب حضوری فرهنگی میدم مشکل شغل نداشتند و با پارتی و ... توی جایی استخدام بودند که مجبور نبودند توی سرما و گرما کوله پشتی سنگین کتاب رو کول کشی کنند و با هزار جور آدم طرف بشوند ؟ دم دخترای با غیرت سرزمینم گرم ،تابناک به جای این گزارش بهتر نبود به مسائل و مشکلات دیگه مردم میپرداختی ؟
علاوه بر کتابفروشی، تحت عناوین کمک به موسسات امور خیریه، ساخت مسجد و انواع بیمه عمر به ادارات هم مراجعه می کنند.
ای بابا من خودم ی زن هستم توی شهرستان کوچیک مجبورم کارکنم شوهرم مریضه نمیدونم چرا انقد مغزها مریض شده من هرجا میرم سرکار اول ب خودم پیشنهاد میدن اگ نمیای پس نمیارمت سرکار واقعا چرا ی فکری ب حال منی ک مجبورم کار کنم نمیکنن هزاران زن دیگ مث من هستن من خودم بخاطر بچه م باید برم باشد ک روزی مغزهای مریض درمان بشن
خ ب چرا برای شرکت کار میکنند میتونند برای خودشون کار کنند دقیقا همینطوری!!
درهمه ی کشور ها همچین مواردی دیده میشود
به نظر من هم خیلی عجیبه که روزی ۱۰ کتاب و در ماه جمعا ۳۰۰ کتاب بفروشند و ۳ و سیصد حقوق بگیرند !
برای ناشران سودی نخواهد داشت !
البته کار کردن عار نیست ولی برای جامعه ای که خودش را اسلامی می داند ، ننگ است که دختر ۱۹ ساله مجبور بشه برای گذران زندگیش اینقدر سختی بکشه ....
این شغل به مراتب شریف تر و انسانی تر از شغل ساندیس خوری هست
خدا باعث و بانی بدبختی مردم و به هدر دادن منابع انسانی جامعه رو ذلیل و بی آبرو کنه
واقعا متاسفم که زنان و خانم های ایرانی باید به خاطره چندر غاز که تو مملکتمون غنی از همه چی هست تن بدن،بعضی راننده ها فکر نمیکنید،به طرف میگن عزیزم بیا بالا سه تا کتاب میخرم مخوان براشون مزاحمت ایجاد کنن.واقعا متاسفم،
خوب وموردتایید ودرودبرتمام مردان وزنان شرافتمندوفعال جامعه و مبتکران ونوآوران ک بطریقی مشروع ،راه برون رفت ازتنگناهارا،میگشایند
سلام.قصدنظردادن نداشتم امابعضی نظرات راکه خوندم ترجیح دادم نظرخودراازروی تجربه بیان کنم شایدمثمرثمرواقع شود .۵۸سال سن دارم وکمابیش انواع کارکردن خانمهارابه چشم ذیدم وگاهاخودمذمشتری بعضی انهابودم .متاسفامه دیدنسل جوان امروزبا انزمان تفاوت خیلی زیادی دارد .باتوجه به اینکه عرض کردم مشتری بودم قبل از انقلاب راننده کرایه کش .فروشنده کتاب بصورت سیارووووووبااکثرخانمهای جوان فروشنده روبروشدم .خانم راننده با لباس دامن کوتاه ورکابی پشت فرمان وخودم که ۱۸سالذداشتم درصندلیذجلوکناردستش نشیستم وتامقصدصحبت میکردیم به جرات میگویم که ان خانم راننده که زیبایی خاصی هم داشت نه بنده را ونهذهرشخص دیگرکه مسافرش میشدونه ان خانم محترم که باخودروی جمع وجورفولکس واگن مسافرکشی میکردفکراینکه جنس مخالف باشرایطی که توزیع دادم درکنارماهست ویا حتی فکرسواستفاده وووبه ذهنمان خطورنمیکرد.وبازهمذبه جرات قسم میخورم ضمنذاینکه برایم مرد وزن بودن اوچیزمهمی به شمارنمیامدحتی اگرازجانب شخصی ناخوش ..منظور ادم مست مورد اذیت واذارقرارمیگرفت شخصا ویا هرکسی که جای من بودبا ان ادم برخوردی میکرد که هیچگاه فراموشش نمیشد .البته عرض کنم زمان ما چنین ادم های بیمارفکرکم یافت میشد این تجربهذحقیربودکه بااخلاص تقدیم جوانانذکشورم کردم تا باکمی تفکر واینکه جایگاه وارزش وکرامت انسانی ماایرانیان پی برده وبدانند پوشش اجباری حتی میتواندنتیجه عکس حاصل کند
سلام وعرض ادب احترام خدمت شما
خیلی متئسفم واسه نویسنده که ازعبارت عابرزنی وغیره استفاده کرده ..خیلی راحت میتونستی بنویسید شیوه جدیدکتاب فروشی اتفاقا خیلی مثبته کاری که انجام میدن منتهی درنهایت قضاوت نهایی خریدارمیکنه که چه دیدی داشته باشه مثلا یکی ازسردلسوزی خریدمیکنه دیگری برای تشویق کردن به کارمثبت خریدمازادبرنیازمیکنه دیگری برای نزدیک شدن وسواستفاده خرید میکنه ودراین میان شایدبعضی خواننده واقعی کتاب باشندونهایتا هدف مریم مهمتره کسب درآمدوتامین هزینه به دونیت اول فشارمالی به خانوادش نیادواسه ادامه تحصیلش ودومی ورودبه دانشگاه وادامه تحصیل که هردومثبت هستندوامیدوارم تودام کسی نیفته ازهدف منحرف بشه وامیدوارم یک روز بعنوان مدیرموفق شهروندموفق ازهرلحاظ کارآفرین باشه محقق نویسنددکترویاهرقشرموفق دیگرگزارشی ازموفقیتش ببینیم .ضمن اینکه کتاب فروشی به مراتب ازهرنوع فروشندگی بهتره ولطفا با موادفروشی هرزگری وووقیاس ندید دوستان
این دیگه چه مقاله مضخرفی بود .. این بدبخت که کار بدی نمیکنه کتاب میفروشه ..... بابا یه چیزی بنویسین و وقت مردم رو بگیرین که یه جو ارزش داشته باشه یا حداقل یه اسم بهتری روش بزارین نه عابرزنی!!!!!!!
کارشون عیب وعار نیست ، دارن روزی حلال ذرمیارن اما ازش میخوام مراقب باشن ، و نگذارن اتفاق بدی براشون بیفته ، ازشون میخوام ازشرکت بخواین ازلحاظ امنیتی هرکاری ازدستشون برمیاد براتون انجام بدن ، خودتونذهم مراقب باشید ،امیدوارم همه موفق باشن و ممنون که کمک به پیشرفت مباحث فرهنگی در کشور ینی کتابخوانی میکنید چون سرانه مطالعاتی کتاب به شدت درکشورموت پایین هست امیدواریم که پیشرفت کنید درکاراتون
اینکه شرکت فقط از زنها استفاده می کنن نشون میده چقدر مردهای ایرانی در قبال زن نقطه ضعف دارند متاسفانه جامعه بیمار جنسی شده
اگر همون کتابها رو پسر ها بفروشند آیا از هزار خودرو یکی ترمز میزنه جلوشون ناموسا .....
سلام. به نظرمنم بااین شرایط سخت کار کردن عارنیست.ولی کاری ک ارزش زن حفظ بشه نه سواستفاده از جنسیتش
خداوندا تمام مردان مریض با افکار بیمار را شفا عنایت کن تا ما زنان راحت زندگی کنیم. واقعا چطور به خودشون اجازه میدن به حریم پاک یک خانم شریف که جهت کسب روزی حلال ساعت ها روی پا با اون کیف های سنگین می ایسته تجاوز کنند؟ مستاجر ما یک زن بدبخته که یه بچه داره و شوهر معتاد لا ابالیش معلوم نیست تو کدوم جوبی افتاده این بیچاره از همین راه کسب در آمد میکنه واریس گرفته بیچاره اونوقت یه مرد مریض با نگاه هوسرانش به دنبال چیه؟
سلام وخسته نباشید به همه شما که برای گذراندن زندگیتون شرافت مندانه کارمیکنید من تاقبل از خاندن این مصاحبه نظر مثبت به این جورکارها نداشتم ولی العان گوینده ای مطالب که خانم جوانی هم هست نظرم روعوض کرد چون ایشون بانیت پاک کارمیکنه بقول خودشون توی همه اصناف ادم خوب و بد هستش ولی مهم اینه که زاتت خوب باشه درغیر این صورت هرشغلی که داشته باشی دنبال هرزه بازی هم هستی من برای این خانم وهمه خانمهاییی که صادقانه کار میکنند ارزش زیادی قائل هستم و امیدوارم خداوند متعال همیشه وهمه جا کمک و نگهدارشون باشه تمام مردم ایران ادمهای باغیرتی هستند ومطمعنا با این جور مشاغل هم به بهترین شکل استقبال میکنند چون اینها خواهر یاهمسر خودمون وفامیل یا دوستان خدمون هستند وساده تر اینه که ناموس ماهستند وکسی به ناموس خودش چشم نداره مگر اینکه.....البته خانمومهایی که فقط با نییت روزی حلال وپاکدامنی کارمیکنند مانند همین خانم باشرف درود درود درود
سلام دخترم ، خواهرم . درود به شرفت و رحمت بر ان شیری که خوردی .
بنظر من تحسین میکنم کارخوبی میکنم از راه حلال پول درمیان اونایی که فکربدمیکنن ظاهرشون بافکرشون یکی هست
یه برادری نوشته تو کشورهای حاشیه خلیج فارس از اینامیبینی؟نه داداش از اینا ندیدم زنای امارات کتاب نمیفروشن مستقیم میرن سر اصل مطلب...کلی هم تن فروش هست اصلا پایتخت تن فروشی آسیا از نظر من تایلند نیست خود اماراته
حالا از نظر آدمای روغنفکری مثل تو تن فروشی بد نیست ولی کتاب فروشی بده .....
توی امارات پر از ایرانیه که کارشون
قیمت شکوندن این خدمانیه که فرمودین البته در ترکیه ومالزی وتایلند هم حضور چشم گیردارند
کار کردن هیچ اشکالی ندارد،ولی واقعییت چیز دیگریست،واقعییت اینه که این جور شرکتها دارن سوءاستفاده میکنن از این بندگان خدا وخود همین بندگان خدا میدونن داستان از چه قراره ولی متاسفانه جبر باعث این کار شده
اسلام حقیقی با کارهای زنان که زمینه فساد را فراهم کند مخالفه.. فقط تدریس و طبابت مناسب خانم هاست...
اصلا چه معنی میده خانم های جوان ۱۹ ساله خود را برای دیگران و طبق گفته ی خودش بیشتر آقایان آراسته کنند و با آنها ارتباط مثلا موثر داشته باشند ایا اسلام گفته که خود را برای نامحرمان آراسته کن تا محصولت فرهنگی ات را با بی فرهنگی بفروش برسانی؟!
اسلام چیزی در مورد کم کاری احتکار دروغ ریاکاری واختلاص یا همون دزدی نگفته؟
دراین سرزمین که دیری است صرف زن بودن میتواند دردسرساز باشد ، هروقت خانمی را ( درهرسن و سالی ) می بینم که شرافتمندانه کار می کند ( مثلا مسافرکشی ) گاه در دل ، گاه در کلام درود میفرستم به شرافت و غیرت او.
کاش ما مردم اینقدر نابخردانه دماغمان را در زندگی این و آن فرو نکنیم.
کاش هیچ کسی را قضاوت نکنیم .
دستکم تلاش کنبم که نکنیم .
برای مریم و مریم های سرزمینم آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم چرخ روزگار به مرادشان بگردد.
من به عنوان معلمی که چند عنوان کتاب شعر هم دارد برایشان بهتربن هارا آرزو می کنم.
موفق باشید
کارحلال عالی است.چارچوب قانونی ان رعایت بشه.حق کارگر از بین نره....تودنیا همه کار می کنن..پول مفت به کسی نمیدن
سلام چند باری به محل کارم مراجعه کردند من هم
تعدادی کتاب خریدم توضیحات وراهنمایی خوبی هم کردند
درود به شرافت و غیرتشون
چرا همیشه مسیر لقمه را از دور گردنمون میپیچیم مگه نمیگن خط راست کوتاه ترین راهه مدیران جامعه از خواب بیدار شن.
خواب نیستندد!بیداربیدارند! نهایت توانشون همینه که می بینی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.