سرویس فرهنگی ـ برنامه سینمایی «هفت» شب گذشته با بحث و نقد فیلم «ازدواج در وقت اضافه» در حالی روی آنتن رفت که کارگردان این فیلم هرگز سخیف بودن و یا مبتذل بودن فیلم را نپذیرفت.
به گزارش «تابناک»، جیرانی در این برنامه، فیلم را دارای کارگردانی، مونتاژ و طراحی صحنه خوب توصیف کرد و ادامه داد: با وجود این، داستان را نفهمیدم و در پایان فیلم، دچار سرگردانی شدم تو به فیلم چگونه نگاه میکنی؟
سهیلی گفت: ما وظیفهمان این است که قصه خوب برگزینیم و خوب بسازیم.
بنا بر این گزارش، مسعود فراستی که به عنوان منتقد در برنامه حضور داشت، این گونه آغاز کرد: مخاطب میرود که فیلم کمدی ببیند، اما جز یکی دو لحظه، دیگر نمیخندد. رفتم که یک فیلم سینمای ایران را ببینم؛ اما فیلمی که قرار است کمدی باشد، موقعیت کمدی ندارد. همه شخصیتها، آدمهای مفلوکی هستند که نگاه از بالا به ایشان دارد و تماشاگر آنان را نمیپذیرد. ما یک ساعت و نیم چیزی میگوییم که در آخرین لحظه پس میگیریم و یک پیام اخلاقی میگذاریم که به فیلم مجوز داده شود.
وی ادامه داد: مثل چارچنگولی، برخلاف مردی شبیه باران، همه چیز ول است و بازیگران هر چه بخواهند میکنند و آدمها باید جوری جمع شوند که مجوز گرفته شود. این کمدی را کمدی ادا و شکلکی میگویند؛ این شکلک درآوردنهای سوپر تکراری باعث تأسف است.

این گزارش میافزاید: در این هنگام جیرانی خواستار جواب دادن سهیلی به نقدهای فراستی شد؛ اما سهیلی گفت قرار نیست ما دندان هم را بشکنیم.
با این حال، ماهایا پطروسیان، به بحث اضافه شد و فیلمنامه را قصهای روشن دانست که در سینمای ایران کم است و گفت: این فیلم فانتزی بود و مفرح با لحظاتی کمیک و شیرین. زحمات گروه و صرف دو ماه وقت تولید، همه نشان دهنده تولید یک کار خوب و قابل قبول است.
سهیلی نقل قولی از مدیر شبکه سوم که گفته است در برنامه هفت به اهالی سینما فرصت داده می شود را نقل کرد و گفت: در این فیلم بازیگران رها نبودند اگر دست بچهها را باز میگذاشتیم فیلم 2 میلیارد میفروخت ولی روز اول قرار گذاشتیم فیلم فانتزی باشد.
وی ادامه داد: ما در سینما سیاه و سفید را میگوییم بد است اما در رفتار همین گونه رفتار میکنیم. وی خطاب به فراستی گفت: تو کلمه «خیلی» را باب کردی. «سخیف» را هم از عربی گرفتی. یک فیلم ساده و معمولی میتواند سالم باشد. مبتذل یعنی چی؟ عکس مبتذل تعریفش مشخص است و فیلم و داستان مبتذل هم همینطور...
فراستی در مقابل این سخنان سهیلی گفت: مبتذل یعنی پیش پا افتاده یعنی نخ نماشده و تکراری. وی به صحنهای از فیلم اشاره کرد که یکی از بازیگران با دیدن ماهایا پطروسیان هلویی می خورد و می گوید عجب هلویی و این نماها را سخیف و مبتذل دانست و گفت هیچ نوع نگاه طنز آمیزی در این سکانس ها وجود ندارد.
فراستی ادامه داد: فیلم ساختن مبتذل هم یعنی بزن درویی و اینکه بگویی باید الکی بسازی تا پول در آوری. اما تو جدیترینش هستی و افتادی در دام فیلمفارسی. گرفتار شدی و سوء استفاده ابزاری از ارزشهای مورد علاقه مردم هم می کنی، این ابتذال است.

در بخش دیگری از این برنامه سهیلی با رد کردن همه ادعاهای فراستی و بدون اینکه پاسخ نکات او را بدهد و با کلیگویی، از هاشم پور که به صورت تلفنی در برنامه حاضر شده بود خواست نظر خانوادهاش را درباره فیلم بگوید. هاشمپور با بیان اینکه خودش فیلم را ندیده و فعلا قصد دیدنش را ندارد، گفت: دخترهایم که به شما زنگ زدند و تشکر کردند، در کل نظرشان مثبت بود!
وی درباره انتخاب فیلم برای بازی هم گفت: حضور ما خیلی اتفاقی بود. آقای سهیلی مرا دعوت کرد سر صحنه و گفت بازیگری داشتیم که رفته و شما باید این نقش را بازی کنی. من معمولاً هفتهها و شاید ماهها طول بکشد تا جذب کاری بشوم چون به آقای سهیلی ارادت داشتم کار را پذیرفتم و کار کردیم.
سهیلی در ادامه گفت: امکان دارد بهترین امکانات را به آشپزی بدهید و بهترین غذا را بپزد اما ممکن است کسی آن غذا را دوست نداشته باشد.
جیرانی باز هم حرف او را قطع کرد و گفت: پاسخ به ابتذالی که فراستی گفت را بده!
سهیلی با اشاره به تنوع نظرات مخاطبان گفت: سینما یعنی تنوع نظرات و من معتقدم وظیفه یک فیلم این است که مردم را به سالن بکشاند، در سالن نگه دارد، از سالن راضی بفرستد. شاید فیلمی که در یکی دو لحظه از نظر ما مبتذل باشد اما ممکن است از نظر دیگران مبتذل نباشد.
فراستی نیز گفت: سینمای ایران حتماً باید کمدی، اکشن، یا فیلمی که به اصطلاح بدنه باشد یا تماشاگر را بکشاند داشته باشد، ما به این میپردازیم که چرا کمدی موقعیت نداریم، چرا نمیتوانیم اشخاص گوناگون مثل رییس بانک را نقد کنیم. این فرهنگ باید به وجود بیاید و فیلم کمدی هم کمک میکند این فرهنگ به وجود آید. اگر کمدی مبتنی بر شکلک و ادا باشد، کمدی نیست. دام فیلم فارسی شوخی ندارد. دامی که سطح توقع مردم را چنان پایین بدانیم که بدانیم یک میلیارد پشتش است.
سهیلی در دفاع از فیلمسازیاش گفت: من در اصفهان بودم در یک سینما، یک نفر برایم تعریف کرد که فردی دچار بیماری افسردگی شده و پزشک به او گفته حتماً بروید فیلم چارچنگولی را ببینید و تخلیه شوید و افسردگیتان کم بشود. وقتی فیلمی را مردم دوست دارند، سینما دیگر حرفی در آن نیست.

وی گفت: ما چیزی داریم به نام سینما که مشروعیتش زیر سؤال است و افراد موثر در عرصه فرهنگی و حتی روحانیت آن را قبول ندارند و به آن حمله میکنند هیچ رسالهای پیدا نمیکنیم که به سینما اشاره کرده باشد. من مخالفم با سینمای دولتی چون سینما باید بتواند خودش را اداره کند. حالا چه نوع فیلمی باید ساخته شود تا سینما بتواند خودش را اداره کند؟
فراستی گفت: سینما اصل وجودی اش براساس اقتصاد است و نمیتوان این را نفی کرد. ولی راههای رسیدن به اقتصاد سالم را میتوانیم در کشورهای گوناگون ببینیم. در کشور ما مدیریتهای مختلف هر کدام اندیشههایی دانستهاند که فکر میکردند سینما را پیش میبرد ولی هر مدیری که آمده کارهای انجام شده را کنار گذاشته و از صفر شروع کرده است. در دهه 60 اهمیت بیش از حد به سینمای جشنوارهای باعث تمام فیلمسازان این سینما، فیلم های اول و دوم بسیار شریفی ساختهاند و ظرفیتهای فکری بسیاری داشتهاند اما نگاه تجاری به این نوع فیلمها از شرایط واسطهگری نشات میگیرد.
این برنامه بدون پاسخ صریح سهیلی به انتقادات وارده به مباحث کلی سینما کشیده شد و مانند دیگر برنامههای جیرانی باز هم میهمانان از نقد آثارشان خشنود نشده و حتی در صدد پاسخگویی هم برنیامدند.
به نظر می رسد، این برنامه نمیتواند اینگونه به بررسی دقیق سینما بپردازد و حرفهای خوب و نقدهای خوب را پخش و تحویل مخاطب دهد.
