ستاره بودن و رفتن به جام ملتها؛ این دو هدف بزرگ فریدون زندی است. او که حالا فارسی را به خوبی حرف میزند، به آینده نگاه ویژهای دارد. گذشته در تفکرات او جایی ندارد و زندی به آن نمیاندیشد: «خب من در زندگی عادت دارم جلو را ببینم. نباید از گذشته حرف زد.» به نوشته خراسان؛ فریدون با این طرز تفکر خاصش میخواهد فصل جدید را با درخشش آغاز کند. او حتی در تیم پرستاره استیلآذین به حضور در ترکیب نمیاندیشد چون اهداف بزرگتری دارد. «دوست دارم همه چیز را جبران کنم و بهترین بازیهایم را انجام دهم.»
استیلآذین اغلب ستارهها را دور هم جمع کرده. فکر میکنی این فصل بتوانید قهرمان شوید؟
این هدف اصلی من و تیم است. همه ما دوست داریم امسال قهرمان لیگ برتر شویم. فصل گذشته با اینکه اکثر بچهها تازه آمده بودند و هماهنگی زیادی نداشتند، خوب نتیجه گرفتیم و اگر کمی خوششانس بودیم به لیگ قهرمانان آسیا هم میرفتیم ولی ما از این بابت ناراحت نیستیم چون میدانیم که امسال جبران میکنیم.
وجود این همه ستاره در جناح چپ تو را در ترکیب محدودتر نمیکند؟
پست تخصصی من هافبک چپ است ولی میتوانم در وسط هم بازی کنم. من نمیدانم مربی جدید چطور از من بازی میگیرد ولی میخواهم امسال بهترین بازیهایم را انجام دهم. سال گذشته با انگیزه زیادی آمدم ولی زیاد مصدوم شدم و بیرون ماندم اما امسال دوست ندارم این اتفاق بیفتد و میخواهم جزو ستارههای لیگ باشم.
فصل گذشته تا مرز اخراج از استیلآذین پیش رفتی اما دوباره برگشتی. فکر میکنی حضور در لیگ ایران تصمیم درستی بود؟
من از این تصمیم کاملا راضی هستم. بارها گفته بودم دوست دارم به ایران بیایم و در لیگ برتر بازی کنم. از مسئولان استیلآذین تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند. شاید اوایل فصل گذشته اوضاع اصلا خوب نبود و مسائلی پیش آمد که برایم جالب نبود اما بعد از حضور آجورلو در استیلآذین همه چیز خوب شد. او مدیر خوبی است که میداند با یک بازیکن چطور برخورد کند. قبلا از من حمایت نمیشد ولی آجورلو به من کمک کرد تا دوباره برگردم. امسال میخواهم جواب کمکهای او را بدهم و برای استیلآذین مفید بازی کنم.
فوتبال ایران همیشه پر از حاشیه و شایعه است. این تو را اذیت نکرد؟
من دوست دارم در آرامش بازی کنم. میخواهم راحت باشم و اذیت نشوم. اما شاید در ایران اینطور نباشد. من یک بازیکن حرفهای هستم و باید سختیهای شغلم را بپذیرم. شاید در قبرس یا آلمان راحت بودم ولی بازی در ایران یک چیز دیگر است. فکر میکنم برای سال اول خیلی هم بد نبود و در سالهای بعد بهتر خواهد شد.
چیز خاصی هست که بیشتر از هر چیز دیگری تو را اذیت کند؟
نه، اینجا همه چیز خوب است. تنها مشکلی که وجود داشت مصدومیتهایم بود. چون تازهوارد بودم، زمانی میخواستم خودم را نشان دهم ولی کمی مشکل پیش آمد و نگذاشت مثل قبل بازی کنم.
این مصدومیتها به چه دلیل بود؟ عدهای میگفتند تو از نظر بدنی آماده نیستی و به خاطر همین مدام آسیب میبینی.
من آن را فقط به پای بدشانسی میگذارم. همه فکر میکردند چیز دیگری باعث مصدومیت من شد ولی اصلا این حرفها درست نیست. من خیلی بدشانسی آوردم و این را میتوانید از مربیان تیم بپرسید. دوست ندارم پشتسر کسی بد حرف بزنم ولی وقتی اولینبار مصدوم شدم، پزشکان در تشخیص مصدومیتم خوب عمل نکردند. این باعث شد حتی من از ایران بروم. برای خود من هم سؤال شده بود، چرا اینقدر درد دارم و نمیتوانم خوب بازی کنم. وقتی رفتم آلمان، چند روز از همه چیز بیخبر بودم و در ایران نوشتند، زندی اخراج شده. ولی آنجا پزشکان درد مرا تشخیص دادند و فهمیدم مشکل از کمرم است. دوست ندارم درباره این ماجراها زیاد حرف بزنم چون گذشته و باید به آینده فکر کنم.
وقتی آمدی گفتی یکی از هدفهای اصلیات پوشیدن پیراهن تیم ملی است اما هنوز نتوانستهای به این هدفت برسی.
من خیلی از تیم ملی دور نبودم که بخواهم نگران باشم. مدام از من میپرسند چه زمانی به تیم ملی دعوت میشوی ولی هدف من تنها دعوت شدن نیست. میخواهم به ترکیب اصلی تیم ملی برگردم و دوباره فیکس بازی کنم. این مهمترین هدفی است که در ایران دارم. من قبلا این فرصت را داشتم و میخواهم دوباره تکرارش کنم. رفتن به جام ملتها برای من مهم است و اگر مصدوم نشوم به این هدف میرسم.
