تازه ترین موضع گیری رئیسجمهور درباره نقش مجلس در امور کشور و تفسیر جدید آقای احمدینژاد از این جمله مشهورامام(ره) که «مجلس در راس امور است»، این سوال اساسی را پیش آورده است که حقیقت امر چیست، چرا و چگونه رئیسجمهور به این نتیجه رسیده است که جمله معروف «مجلس در راس امور است» مربوط به گذشته است و در حال حاضر دولت در راس امور است؟
"تهران امروز" در ستون یادداشت خود آورده است: ناگفته پیداست که شنیدن این تفسیر از آقای رئیسجمهور درباره نقش مجلس در امور کشور چندان غیر منتظره نبود و این جمله بازتاب دهنده رفتار و عملکردی است که اخیرا آقای احمدینژاد در برابر مجلس از خود نشان داده است. آقای رئیسجمهور معتقد است که نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران تا سال 1368 که اصلاحات قانون اساسی به تصویب مردم رسید، نظام پارلمانی بود که بر اساس آن مجلس به نخست وزیر رای اعتماد میداد و نخست وزیر هم در برابر مجلس مسئولیت مستقیم داشت، بنابراین امام خمینی(ره) هم فرمودند: مجلس در راس امور است.
البته از دیدگاه آقای رئیسجمهور این تفسیر دیگر جاری نیست چرا که نظام سیاسی جمهوری اسلامی از سال 68 به بعد تغییراتی داشته است که از جمله پست نخست وزیری حذف شده و مسئولیتهای او به عهده رئیسجمهوری گذاشته شده است که با رای مستقیم مردم انتخاب میشود و در نتیجه قوه مجریه کشور در دولت به ریاست رئیسجمهور جمع شده است و از نظر قانون اساسی هم رئیسجمهور مقام دوم کشور پس از مقام معظم رهبری است.
البته تا اینجا ایرادی به سخنان رئیسجمهور وارد نیست و او در واقع به تشریح تاریخچهای کوتاه از چگونگی اصلاح قانون اساسی پرداخته است. اما اشکال آنجا عارض میشود که رئیسجمهور به نتیجه گیری میپردازد و میگوید: «بعضیها یک جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی که نظام ما پارلمانی بوده برجسته میکنند، آنزمان رئیسجمهور مسئول اداره کشور نبوده بلکه نخستوزیر مسئول اداره کشور بوده که از طریق مجلس انتخاب میشده است. آن موقع مجلس بالاترین بود.»
نتیجه گیری که رئیسجمهور از سخنانش کرده است، معنایی جز تفسیر ظاهری از فرمایش امام(ره) و کاهش شأن و جایگاه مجلس ندارد و البته چندی است که رئیسجمهور و مجموعه دولت بر اساس همین تفسیر به استقبال مصوبات مجلس رفتهاند و در عمل آن تعداد از مصوبات مجلس که سیر قانونی درباره آنها طی شده است، اما از نظر دولت مقبول نیفتاده است و به همین دلیل اجرایی نیز نشده است.
اشکال کار آنجاست که با چنین رویکردی مجلس در ذیل قوه مجریه تعریف میشود و حداکثر خاصیت آن بازوی مشورتی رئیسجمهور خواهد بود و اگر رئیسجمهور و مجموعه دولت، مصوبات مجلس را پسندیدند در راستای اجرای آن گام بر میدارند و در غیر اینصورت آنرا به کناری مینهند.
اگر به همین چند اتفاقی که اخیرا افتاده است، توجه کنیم، آن گاه به شأن سخن حکیمانه امام خمینی(ره) پی میبریم که بر چه اساسی فرمودند: «مجلس در راس امور است.»
امام خمینی جمله معروفش را نه برای مسائل اولیه پس از پیروزی انقلاب که در واقع به خاطر تجربه مجالس پیش از انقلاب بیان فرمودند. چرا که در دوران پیش از انقلاب، مجلس عملا به آلت فعل دولتهای وقت تبدیل شده بود و به خاطر نفوذ بیش از حد دولت، مجلس از حیز انتفاع ساقط شده بود و کار به آنجا رسید که رضا خان از سر استهزا مجلس را با طویله مقایسه کرده بود.
امام خمینی(ره) چنین تجاربی را در اختیار داشت و میدانستند که چرا و چگونه انقلاب مشروطه ایرانیان که اساس آن بر تشکیل مجلس برای پاسخگو کردن حاکمان وقت بود، نه تنها به هدف نرسید، بلکه تشکیلات جدید به تدریج به خدمت شاهان درآمد و نقشی فرمالیته در تایید طرحها و لوایحی داشت که به اصطلاح به تصویب «ذات ملوکانه» رسیده بود.
امام خمینی از اینکه مجلس بار دیگر به چنین وادی فرستاده شود، نگرانی داشتند و به همین دلیل با مشاهده برخی حوادث پس از انقلاب و برای خشکاندن ریشههای فرهنگ نظام شاهی جمله معروف «مجلس در راس امور است» را بر زبان جاری ساختند و به گزاف نیست که بگوییم این جمله کلیدی تاکنون به عنوان حصون محکم مجلس عمل کرده است و مجلس را به عنوان مظهر نهاد مردمسالاری اسلامی ایرانیان از هر گزند و آسیبی به دور نگه داشته است.
بنابراین توجه به روح گفتهها و فرمایشات حکیمانه امام خمینی(ره) نشان میدهد که آن جمله معروف بیشتر از ظواهر به روح نظام مجلس در ایران اشارت داشته است و شأن بیان آن هم نه صرفا به برخی حوادث پس از انقلاب و ظاهر ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی که برای خشکاندن ریشههای فرهنگ شاهی بوده است.
اگر از این زاویه به سخنان حکیمانه امام خمینی(ره) نگاه کنیم، آن گاه در مییابیم که تفسیر جدید رئیس محترم جمهور از جمله معروف «مجلس در راس امور است» برداشتی ناصحیح و احتمالا به خاطر نشان دادن نارضایتی رئیسجمهور از برخی عملکردهای مجلس هشتم است و الا قدیمی قلمداد کردن «مجلس در راس امور است» مسئلهای است که اگر بخواهد اجرایی شود در راستای کمرنگ کردن نهاد قانونگذاری و نقش نظارتی آن و از حیز انتفاع خارج کردن مجلس خواهد بود، که قطعا مورد پسند هیچ کس حتی شخص محترم رئیسجمهور هم نخواهد بود.
"تهران امروز" در ستون یادداشت خود آورده است: ناگفته پیداست که شنیدن این تفسیر از آقای رئیسجمهور درباره نقش مجلس در امور کشور چندان غیر منتظره نبود و این جمله بازتاب دهنده رفتار و عملکردی است که اخیرا آقای احمدینژاد در برابر مجلس از خود نشان داده است. آقای رئیسجمهور معتقد است که نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران تا سال 1368 که اصلاحات قانون اساسی به تصویب مردم رسید، نظام پارلمانی بود که بر اساس آن مجلس به نخست وزیر رای اعتماد میداد و نخست وزیر هم در برابر مجلس مسئولیت مستقیم داشت، بنابراین امام خمینی(ره) هم فرمودند: مجلس در راس امور است.
البته از دیدگاه آقای رئیسجمهور این تفسیر دیگر جاری نیست چرا که نظام سیاسی جمهوری اسلامی از سال 68 به بعد تغییراتی داشته است که از جمله پست نخست وزیری حذف شده و مسئولیتهای او به عهده رئیسجمهوری گذاشته شده است که با رای مستقیم مردم انتخاب میشود و در نتیجه قوه مجریه کشور در دولت به ریاست رئیسجمهور جمع شده است و از نظر قانون اساسی هم رئیسجمهور مقام دوم کشور پس از مقام معظم رهبری است.
البته تا اینجا ایرادی به سخنان رئیسجمهور وارد نیست و او در واقع به تشریح تاریخچهای کوتاه از چگونگی اصلاح قانون اساسی پرداخته است. اما اشکال آنجا عارض میشود که رئیسجمهور به نتیجه گیری میپردازد و میگوید: «بعضیها یک جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی که نظام ما پارلمانی بوده برجسته میکنند، آنزمان رئیسجمهور مسئول اداره کشور نبوده بلکه نخستوزیر مسئول اداره کشور بوده که از طریق مجلس انتخاب میشده است. آن موقع مجلس بالاترین بود.»
نتیجه گیری که رئیسجمهور از سخنانش کرده است، معنایی جز تفسیر ظاهری از فرمایش امام(ره) و کاهش شأن و جایگاه مجلس ندارد و البته چندی است که رئیسجمهور و مجموعه دولت بر اساس همین تفسیر به استقبال مصوبات مجلس رفتهاند و در عمل آن تعداد از مصوبات مجلس که سیر قانونی درباره آنها طی شده است، اما از نظر دولت مقبول نیفتاده است و به همین دلیل اجرایی نیز نشده است.
اشکال کار آنجاست که با چنین رویکردی مجلس در ذیل قوه مجریه تعریف میشود و حداکثر خاصیت آن بازوی مشورتی رئیسجمهور خواهد بود و اگر رئیسجمهور و مجموعه دولت، مصوبات مجلس را پسندیدند در راستای اجرای آن گام بر میدارند و در غیر اینصورت آنرا به کناری مینهند.
اگر به همین چند اتفاقی که اخیرا افتاده است، توجه کنیم، آن گاه به شأن سخن حکیمانه امام خمینی(ره) پی میبریم که بر چه اساسی فرمودند: «مجلس در راس امور است.»
امام خمینی جمله معروفش را نه برای مسائل اولیه پس از پیروزی انقلاب که در واقع به خاطر تجربه مجالس پیش از انقلاب بیان فرمودند. چرا که در دوران پیش از انقلاب، مجلس عملا به آلت فعل دولتهای وقت تبدیل شده بود و به خاطر نفوذ بیش از حد دولت، مجلس از حیز انتفاع ساقط شده بود و کار به آنجا رسید که رضا خان از سر استهزا مجلس را با طویله مقایسه کرده بود.
امام خمینی(ره) چنین تجاربی را در اختیار داشت و میدانستند که چرا و چگونه انقلاب مشروطه ایرانیان که اساس آن بر تشکیل مجلس برای پاسخگو کردن حاکمان وقت بود، نه تنها به هدف نرسید، بلکه تشکیلات جدید به تدریج به خدمت شاهان درآمد و نقشی فرمالیته در تایید طرحها و لوایحی داشت که به اصطلاح به تصویب «ذات ملوکانه» رسیده بود.
امام خمینی از اینکه مجلس بار دیگر به چنین وادی فرستاده شود، نگرانی داشتند و به همین دلیل با مشاهده برخی حوادث پس از انقلاب و برای خشکاندن ریشههای فرهنگ نظام شاهی جمله معروف «مجلس در راس امور است» را بر زبان جاری ساختند و به گزاف نیست که بگوییم این جمله کلیدی تاکنون به عنوان حصون محکم مجلس عمل کرده است و مجلس را به عنوان مظهر نهاد مردمسالاری اسلامی ایرانیان از هر گزند و آسیبی به دور نگه داشته است.
بنابراین توجه به روح گفتهها و فرمایشات حکیمانه امام خمینی(ره) نشان میدهد که آن جمله معروف بیشتر از ظواهر به روح نظام مجلس در ایران اشارت داشته است و شأن بیان آن هم نه صرفا به برخی حوادث پس از انقلاب و ظاهر ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی که برای خشکاندن ریشههای فرهنگ شاهی بوده است.
اگر از این زاویه به سخنان حکیمانه امام خمینی(ره) نگاه کنیم، آن گاه در مییابیم که تفسیر جدید رئیس محترم جمهور از جمله معروف «مجلس در راس امور است» برداشتی ناصحیح و احتمالا به خاطر نشان دادن نارضایتی رئیسجمهور از برخی عملکردهای مجلس هشتم است و الا قدیمی قلمداد کردن «مجلس در راس امور است» مسئلهای است که اگر بخواهد اجرایی شود در راستای کمرنگ کردن نهاد قانونگذاری و نقش نظارتی آن و از حیز انتفاع خارج کردن مجلس خواهد بود، که قطعا مورد پسند هیچ کس حتی شخص محترم رئیسجمهور هم نخواهد بود.