1 ) چند روزی هست که کریم باقری در تمرینات پرسپولیس شرکت نمی کند. او این روزها تلفن همراهش را هم خاموش کرده و راه تماسی، حتی برای سرپرست باشگاه متبوعش باقی نگذاشته است. با وجود این، محمود خوردبین اعلام کرده از یکی از بازیکنان پرسپولیس شنیده است که «آقا کریم» دیگر به تمرینات سرخپوشان باز نخواهد گشت.
این، واکنشی ناگهانی و چکشی بود از کاپیتان به نیمکت دوخته شده سرخپوشان که پس از مدتها سکوت و آرامش، اعتراض شدیدش را به شرایط خود در پرسپولیس بدین ترتیب نشان می دهد.کریم باقری البته، هرگز با قهر و کناره گیری بیگانه نبوده است. خاطره مصدومیت های پیاپی او از ناحیه جیب (! ) در اواسط دهه جاری خورشیدی، هنوز از ذهن هواداران نکته سنج تر پرسپولیس پاک نشده است؛
چنانکه اصولاً دور ماندن 8 ساله او از تیم ملی در اوج دوران فوتبالی اش نیز چشمه ای دیگر از روحیه متفاوت باقری بود، مردی که شعارهای هواداران خشم زده تیم ملی در پی نمایش بسیار ضعیفش برابر ایرلند جنوبی را بر نتافت و ناعادلانه فوتبال ملی ایران را قریب به یک دهه از حضور خودش محروم کرد.
با همه اینها اما، شاید کمتر کسی می توانست تصور کند آقا کریم در مرز چهل سالگی هنوز بتواند انگیزه ای برای قهر کردن پیدا کند که البته کاراکتر خاص او و سؤ مدیریت حاکم بر پرسپولیس، این فرضیه را ابطال کرد و پروژه یکی از آخرین قهرهای اسطوره اخلاق ده دوره اخیر لیگ برتر ایران را کلید زد!
2 ) از همان روزهای منتهی به آغاز لیگ دهم حرفه ای نیز خبرهایی در مورد بی تمایلی علی دایی به حفظ کریم باقری در محافل ورزشی به گوش می رسید. سرمربی پرسپولیس اعتقاد داشت بازیکنی در این سن و سال نمی تواند بار سنگین خط میانی مدعی عنوان قهرمانی را به دوش بکشد و البته تجربه همین نیم فصل اول هم نشان داد گویا حق با او بوده است.
با وجود این، شایعات حاکی از این هستند که مدیریت باشگاه روی ادامه حضور کریم در تیم اصرار کرده و در نهایت نیز حرفش را به کرسی نشانده است. احتمالاً کاشانی و شرکا در آن زمان به این می اندیشیدند که نگه داشتن کریم و برگزاری مراسم خداحافظی برای او در باشگاه پرسپولیس، چه «نمایش» دلربایی می تواند برای آنان باشد؛ آنچه حتی به تازگی تا یک قدمی اجرایی شدن هم پیش رفت، اما در دقیقه 90 مخالفت غیرمنتظره باقری، کل سناریو را به هم ریخت.
نتیجه این سؤ تدبیر هم حالا این است؛ کاپیتان سرشناس پرسپولیس، که اگر نه به حکم «قمار کلیک ها» محبوب ترین بازیکن جهان، که دست کم یکی از محبوب ترین ستاره های فوتبال ایران است، پس از مدتها نیمکت نشینی و در خطر دیدن اعتبارش، مجبور شده مثل بازیکنان هفده ساله از باشگاهش قهر کند و مجموعه رو به صعود پرسپولیس را به چالشی تازه بکشاند. مسؤول مستقیم این وضعیت کیست جناب آقای سرپرست موقت؟!
3 ) اینکه بخواهیم به زور ستاره های سرشناس و قدیمی مان را با وجود بی نیازی فنی در تیم نگه داریم و ترتیبی بدهیم که آنها در باشگاه محبوب شان از فوتبال خداحافظی کنند، سالهاست از مد افتاده و دیگر به هیچ وجه وصله تن فوتبال «حرفه ای» به شمار نمی رود «پپ گواردیولا»یی که حالا در قامت یک قدیس روی نیمکت بارسلونا افتخار تولید می کند، ستاره ای به یاد ماندنی بود که پس از سالها درخشش در ترکیب اصلی بلوگرانا، مجبور شد در سالهای پایانی دوران بازیگری اش نیوکمپ را ترک کند، به برشا در ایتالیا بپیوندد و حتی بعدها تا قطر هم برای بازی بیاید.
اگر نخواهیم دور شویم، حتی می توانیم همین امسال را در نظر بیاوریم که باشگاه رئال مادرید مجبور شد اسطوره تاریخی اش رائول گونزالس- را در فهرست مازاد قرار بدهد و شگفتا که جدایی مهربانانه رائول ورئال، به سعادت هر دو انجامیده است؛ بازیکن اسپانیایی در شالکه آلمان غوغا می کند و تیم مادریدی هم از عذاب بازی ندادن به یک اسطوره محبوب، جان به در برده است.
اگر از لفاظی های رایج و تنها ادعای حرفه ای گری کمی دور شویم، در خواهیم یافت که شاید هافبک نیمکت نشین پرسپولیس نیز می توانست در تیم زادگاهش، تراکتورسازی هم بازی کند، هم محبوب بماند و هم در بهترین وضعیت با فوتبال وداع کند؛ اما افسوس که تنها تفاوت اکثر مدیران فوتبال ایران با هم، چگونه «شعار» حرفه ای بودن سر دادن است!
4 ) یک نکته بسیار مهم؛ به تازگی خواندیم که دوستان صاحب منصب سرپرست موقت باشگاه پرسپولیس در این مجموعه، در رسانه مکتوب حبیب کاشانی با لحنی حق به جانب از ابتکار عمل ستودنی خودشان (! ) در واگذار کردن هزینه ناچیز صدور ITC «سکوبرت» به خود این بازیکن نوشتند و از دیگران هم خواستند این هوشمندی ها را سرلوحه کار خودشان قرار بدهند! حال پرسش ما این است؛ شما که برای صرفه جویی حداکثر چند هزار دلاری فخر می فروشید، با چند صد میلیون بی حاصلی که در این فصل به کریم باقری دادید چه می کنید؟ جواب لطفاً!