اشتباه بزرگ ما

رابطه پزشک با بیمار چگونه باید باشد؟ این موضوع همواره یکی از دغدغه ها و غصه های من بوده است که متاسفانه روابط پزشکان و بیمار رابطه قدرت است. این را بر اساس پایان نامه هایی که کار کردیم، عرض می کنم. ما بیمار را باید شریک خودمان بدانیم. حتی مشتری هم ندانیم. او شریک ماست. اما شرایط به سمت رابطه قدرت پیش می رود.
جهت گیری ما باید به سمت انسانی تر کردن پزشکی باشد. اذعان می کنیم این بحران است، اما در همه جای دنیا در این پزشکی فناور محور جریان دارد. این یکی از ضعف های مهم پزشکی است. برای همین در راستای رفع و حل و فصل آن می توان گفت که پزشک خانواده اتفاق خوبی است و به تحقق این ایده کمک می کند.
زیرمیزی...
متأسفانه برخی رفتارهای نادرست دیگر — مانند دریافت زیرمیزی — به اعتماد عمومی به جامعه پزشکی لطمه زده است. این مسئله تنها با نظارت درونسازمانی و برخورد قاطع با متخلفان قابل حل است. به عنوان مثال، کسی که مرتکب چنین تخلفی میشود، نباید در موقعیتهای الگویی — مانند هیئتهای ممتحنه یا آموزش دانشجویان — قرار گیرد. در حالی که در مواردی، این افراد، به راحتی در موقعیت های مهمی هم قرار می گیرند.متاسفانه انواع روش های جدید هم برای دریافت زیرمیزی جریان دارد.
راهکارها
از سوی دیگر، باید به اصلاح تعرفههای پزشکی نیز توجه کرد. درآمد ناکافی — به ویژه برای پزشکان عمومی — میتواند آنان را به سمت فعالیتهای غیرمرتبط یا کمفایده سوق دهد. من نامه به وزیر محترم هم نوشتم که بیست سال است فوق العاده شغل پزشکان برایشان در نظر گرفته نشده است. برای پزشکان عمومی دیگر صرف نمی کند پزشکی کند. خیلی هایشان هم به سمت عمل زیبایی و ... رفته اند.
این موارد در ایجاد رابطه پزشکان با بیماران و شیوه های ان اثرگذارند والبته موارد دیگری نیز همچنان می توان بدان افزود.
*وزیر اسبق بهداشت و درمان
هر كس به اندازه ساعت كاريش حقوق دريافت كند و صد البته تخصصشون
اگر ترس از مهاجرتشون را داريد هم تعهد خدمت در ازاي مدرك ازشون بگيريد
والسلام
به نکته درست اما به طور ناقص اشاره دارید. هر گاه در اجتماع، به افراد به قدر ارزششون پرداخت صورت نگیره این دست اتفاقات رخ میده، پزشک کار غیر پزشکی میکنه یا زیر میزی میگیره یا مهاجرت میکنه. معلم به صورت دیگری و نانوا هم بصورتی دیگر. افسوس که گوش شنوایی نیست




