چرایی ممانعت از حضور مجاهدین خلق در استقبال از امام خمینی/وقتی رفیقدوست جلوی ماشین بنیصدر دراز کشید

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محسن رفیقدوست یکی از چهرههای مسلمان مبارز ایرانی است که پیش از انقلاب، مدتی را در فلسطین و لبنان به سر برده و ضمن آموزشهای عقیدتی و سیاسی، نبردهای چریکی را هم آموخته است. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موسسین سپاه پاسداران بود و در ادامه بهعنوان وزیر سپاه منصوب شد. او پس از وزارت سپاه، مسئولیتهای دیگری را هم به عهده گرفت.
مرور خاطرات اینچهره انقلابی از روز ۲۶ دی به بهانه سالروز فرار محمدرضا پهلوی از میهن آغاز شد که قسمت اول آن در پیوند زیر در دسترس و قابل مطالعه است:
* «سپهبدرحیمی گفت ایران بعد از این پیشرفت میکند/هویدا: در زندان فهمیدم میتوانید مملکت را اداره کنید»
در ادامه قسمت دوم مرور اینخاطرات را میخوانیم:
* ممانعت از حضور مجاهدین خلق در استقبال از امام خمینی
رفیقدوست سال ۱۳۵۴ به زندان افتاد. او در خاطراتش روایت کرده ازجمله افرادی که پیش از انقلاب و در زندان به ایننتیجه رسیدند که مجاهدین خلق دچار انحرافاند، شهید محمدعلی رجایی بود و مبارزه علنی خود را از همانمقطع حضور در زندان با آنها آغاز کرد.
دیماه ۵۷ سران مجاهدین خلق متوجه شدند انقلاب بهزودی پیروز میشود. به همیندلیل نزد آیتالله طالقانی و آیتالله منتظری رفتند و گفتند «شما که نمیتوانید مملکت را اداره کنید، به ما بسپارید اداره کنیم.» به گفته رفیقدوست همینموضع و گفته مجاهدین باعث شد انقلابیهای اسلامگرا به یقین برسند اینگروه دنبال قدرت است نه نجات خلق. رفیقدوست در ماجرای ورود امام خمینی (ره) به ایران و تشکیل کمیته استقبال هم با اینگروهک مواجهه و درگیری داشت و مانع از حضور افرادشان در کمیته استقبال شد. او میگوید: «ظاهرا آنها به پاریس رفته بودند و معلوم نیست چه گفته بودند که از پاریس به کمیته استقبال از امام تلفن شد که حفاظت از حضرت امام را به مجاهدین خلق بدهید. من جلوی این کار ایستادم و نگذاشتم اینتصمیم علمی بشود. از همانجا برای من خط و نشان کشیدند. من بیتحملی آنها از نظام را با گوشت و پوست و استخوانم حس میکردم؛ لاجوردی حس میکرد؛ ما که در زندان با آنها بودیم، حس میکردیم.»
* احتیاط آیتالله طالقانی در مواجهه با مجاهدین خلق
پس از رفتوآمدهای گستردهای که مجاهدین خلق با آیتالله طالقانی داشتند، دستگیری فرزند وی بهدلیل عضویت در سازمان مجاهدین خلق و ارتباط تنگاتنگی که سران اینسازمان با طالقانی برقرار کرده بودند، رفیقدوست به او گفت به سران و اعضای مجاهدین خلق اعتماد نکند و آنها را از منزلش بیرون کند. اینهشدار باعث شد آیتالله طالقانی با احتیاط بیشتری با آنها روبرو شود و بهمرور مجاهدین خلق را از خانه خود بیرون کند. او میگوید پس از اینکه تماسش با طالقانی بیشتر شد، اینروحانی مجاهد نسبت به گروهک مجاهدین خلق تغییرنظر داد و آنها هم به مرور دور او را خلوت کردند.
* امام به مجاهدین خلق و خلق مسلمان فرصت داد
در کتاب خاطرات رفیقدوست از فردی بهنام شیخ غلامرضا زنجانی نام برده شده که همیشه کنار آیتالله شریعتمداری حضور داشته و او احتمال میدهد اینشخص عامل ساواک بوده که همه اتفاقات خانه شریعتمداری را به ساواک گزارش میکرده است. پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، آیتالله شریعتمداری در تقابل، حزب جمهوری خلق مسلمان را تشکیل داد. نکته و تحلیلی که رفیقدوست در خاطراتش درباره تأخیر در برخورد با اینحزب گوشزد کرده، این است که اینتاخیر ناشی از سیاست مدبرانه امام خمینی (ره) بود که در برخورد با منافقین هم دیده شد و همانطور که به مجاهدین خلق فرصت داده شد، به حزب جمهوری خلق مسلمان هم فرصت داده شد.
رفیقدوست در فرازی از خاطراتش درباره روزهای حضور امام خمینی (ره) در پاریس، میگوید هنری کسینجر سیاستمدار صهیونیست آمریکایی در آنروزها گفته بود «اسلامی که ما با شناخت آن، جهان اسلام را در اختیار گرفته بودیم، با اسلامی که این مرد (خمینی) میگوید تفاوت دارد. برای مقابله با او باید ایناسلام را بشناسیم.»
* تایید ارتباط گروهک فرقان با آمریکا
گروهک تروریست فرقان در ابتدای انقلاب موفق شدند سپهبد ولیالله قرنی، مرتضی مطهری، محمد مفتح و محمدمهدی عراقی از سران انقلاب را ترور کنند.
رفیقدوست روایت میکند پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، مدارکی در لانه جاسوسی پیدا شد که ارتباط گروهک فرقان را با سهچهار واسطه با آمریکا اثبات میکردند. در آناسناد بهطور دقیق درباره از بینبردن سپهبد قرنی، مطهری، عراقی و آیتالله هاشمی رفسنجانی صحبت شده بود.
وزیر سپاه معتقد است هنر شهید اسدالله لاجوردی این بود که غیر از جنایتکاران اصلی گروهکها و معاندان که دست به قتل زده و افرادی را کشته بودند، بسیاری از اعضای اینگروهکها را تواب کرده و با خود به جبهه برد که حتی برخی از آنها به شهادت رسیدند.
شهید لاجوردی در کلام رفیقدوست، به فرقانیها خوشبینتر از منافقین بود.
* آقای لاهوتی هرچه منافق میگرفتیم آزاد میکرد
حجتالاسلام حسن لاهوتی اشکوری یکی از مبارزان پیش از انقلاب و ازجمله افرادی است که نامشان در خاطرات محسن رفیقدوست آمده است. لاهوتی پس از پیروزی انقلاب، نماینده مجلس، فرمانده کمیتههای انقلاب، رئیس سپاه پاسداران و امامجمعه رشت شد. اتفاق بعدی در زندگی او این بود که پسرش بهدلیل همکاری با سازمان مجاهدین خلق دستگیر شد. در نتیجه شخص لاهوتی نیز که مشکوک به ارتباط با مجاهدین خلق بود، دستگیر شد. اما پس از چندروز در زندان اوین درگذشت و در گزارش مرگ مشکوکش اعلام شد سکته او ناشی از وجود سم در خونش بوده است.
رفیقدوست میگوید در روزهایی که هنوز درگیریهای مسلحانه مجاهدین خلق و نیروهای پاسدار انقلاب در خیابانهای تهران و شهرستانها شروع نشده بودند، هر فرد منافق و عضو سامان مجاهدین خلق دستگیر میشد، با اصرار لاهوتی آزاد میشد.
* کشتن پیرمرد ۹۰ ساله توسط دموکراتها
در ادامه روند اتفاقات و حوادث مندرج در خاطرات محسن رفیقدوست به آشوبهای کردستان میرسیم که درگیری در میدان بزرگ شهر سنندج هم در قالب آن روایت میشود. او میگوید دو طرف در میدان صف کشیده و هنوز درگیری شروع نشده بود که دموکراتها، پیرمرد ۹۰ سالهای را جلو آورده و یکنارنجک ضامنکشیده را به دستش دادند. وقتی پیرمرد به وسط دوصف رسید، نارنجک در دستش منفجر شد و به شهادت رسید.
* کلاشنیکف سلاح سازمانی سپاه میشود
رفیقدوست میگوید در روزهای بحران کردستان به اینجمعبندی رسیده که سهمیهای که ارتش به سپاه میدهد، پاسخگوی نیازهای اینیگان نظامی نیست. در نتیجه به لبنان رفته و از یاسر عرفات، ۵۰۰ قبضه RPG7 و ۲ هزار قبضه AK47 کلاشنیکف خرید.
ایناولینخرید سلاح سپاه پاسداران انقلاب بود و از همانجا اسلحه کلاشنیکف تبدیل به سلاح سازمانی سپاه شد. با استقبال از اینسلاح خوشدست و سبک، رفیقدوست برای خرید بیشتر به کشورهای بلوک شرق سفر کرد که طبق روایت او، اولینجایی که پاسخ داد، کره شمالی بود. در نتیجه تعدادی کلاشنیکف و آرپیجیهفت از کره شمالی خریداری شد. دومینکشوری هم که پاسخ مثبت داد، بلغارستان بود و پس از آن، دو کشور دیگر لهستان و آلمان شرقی به سپاه سلاح فروختند.
ایران در آنروزها تحریم بود اما اینکشورهایی هم بودند که بهدلیل فقر، نیازمند پول بودند و به ایران اسلحه میفروختند.
* چرا در اولینانتخابات ریاست جمهوری هیچفرد روحانی نامزد نشد
رفیقدوست میگوید امام خمینی (ره) بنا داشت در انتخابات ریاستجمهوری سکوت کرده و اعلام موضع نکند. بههمیندلیل در دوره اول اینانتخابات هیچ فرد روحانی و معممی برای ریاستجمهوری کاندیدا نشد. او روایت کرده امام خمینی (ره) اینگونه میپسندید که اعضای جامعه روحانیت در مناصبی قرار بگیرند که در شأن آنهاست و در پستهای اجرایی حضور نداشته باشند. اما پس از شهادت شهید رجایی، بهدلیل اجبار شرایط تغییر نظر داد و اینگونه بود که آیتالله خامنهای برای ریاستجمهوری ایران کاندیدا شد.
* علت رئیس جمهور شدن بنیصدر
روایت محسن رفیقدوست از رئیس جمهور شدن ابوالحسن بنیصدر این است که در انتخابات، شرایطی پیش آمد که مردم احساس کردند امام (ره) طرفدار اوست. در حالیکه اینگونه نبود. پس از انتخابات هم اتفاقاتی از پی آمدند که هر روز بیش از دیروز نقاب بنیصدر را کنار میزدند. رفیقدوست میگوید وقتی مشغول دادن گزارش تخلفات بنیصدر به امام (ره) بوده، ایشان به او گفته: «برای من بنیصدر مهم نیست؛ برای من آن ۱۱ میلیون انسانی مهم هستند که به بنیصدر رأی دادند.»
به گفته رفیقدوست، امام (ره) در اینگفتگو سهبار اینمطلب را تکرار کرد: «مطمئن باشید روزی که بفهمم آنها رایشان را پس گرفتند، من هم هرچه به او دادم، پس میگیرم.»
* بنیصدر مسئول شهادت فرمانده سپاه یزد است
پس از ناکامی آمریکا در عملیات طبس که به ظاهر برای نجات گروگانهای آمریکایی لانه جاسوسی طراحی شده بود، تعدادی از هلیکوپترها و لوازم نظامی آمریکا در صحرای طبس باقی ماند که محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد حفاظت از اینادوات را عهدهدار شد. منتظرقائم و گروهش اولینافرادی بودند که پس از سانحه، خود را به صحرای طبس رساندند. رفیقدوست ضمن روایت اینخاطره و تاکید بر ایننکته که «ما از ابتدای ریاستجمهوری بنیصدر معتقد بودیم اینآدم مأموریت داشته»، میگوید بنیصدر بهعنوان فرمانده کل قوا به نیروی هوایی دستور داد طبس و ادوات بهجا مانده آمریکاییها را بمباران کند. او میگوید صدور ایندستور برای کمک به آمریکا بود. چون اگر بمباران نیروهای سپاه در آنمنطقه انجام نمیشد، اسامی جاسوسان، عوامل و نشانی خانههای اطراف امجدیه و سرنخهای ماجرا گم نمیشدند.
محسن رفیقدوست، پس از ماجرای طبس و شهادت محمد منتظرقائم، مأمور شد دو تا دوازده خانه از خانههای بنیاد مستضعفان را که بیشتر در شمال تهران و مناطقی قرار داشتند که امکان حمله نظامی به آنها وجود نداشت، برای انتقال گروگانها از لانه جاسوسی آماده کند.
عباس آقازمانی یا ابوشریف از بنیانگذاران سپاه پاسداران، یکی از افرادی است که نامش در رابطه با بنیصدر در خاطرات محسن رفیقدوست برده میشود. رفیقدوست میگوید بزرگترین نقطهضعف ابوشریف، جاهطلبیاش بود که موجب شد زمانیکه بنیصدر به او توجه کرد، جذب او شود و همینجاهطلبی ابوشریف بوده که باعث شد طرفدارانش در سپاه کاهش پیدا کنند.
* وقتی رفیقدوست جلوی ماشین بنیصدر دراز کشید
رفیقدوست روایت میکند روزهای ابتدای جنگ به کمیتههای تهران رفته و با خواهش و تمنا اسلحه میگرفت و قرار بود سهمیه مشخصی از ارتش دریافت کند که اینسهمیه با شروع جنگ قطع شد. واردات اسلحه از ارتش و دیگر کانالها به سپاه بهمرور نظم و ترتیب پیدا کرد. در همانروزها بنیصدر جمله معروف خود را که «زمین میدهیم و زمان میخریم» درباره واگذاری و عقبنشینی از خاک خودی مقابل صدام مطرح کرد. رفیقدوست میگوید مشخص بود اینجمله بهمعنای سقوط خرمشهر و آبادان است. همچنین وقتی ارتشی که سازمانش از هم پاشیده، به افسران خود حکم کند به شهر خود رفته و آنجا خدمت کنند، خلاف قانون همه سازمانهای نظامی دنیاست.
در ادامه ماجراهای آنروزها، یوسف کلاهدوز از فرماندهان سپاه از رفیقدوست درخواست اسلحه کرد. رفیقدوست هم به پادگان دزفول که بنیصدر در آن حضور داشت رفت و درخواست تحویل ۱۰۰۰ قبضه اسلحه G3 را از ارتش مطرح کرد. اما بنیصدر به او گفت: «برو از اربابهایت بگیر!» اینرفتار باعث شد رفیقدوست بپرسد: «اربابهای من که هستند؟» و بنیصدر در پاسخ گفت: «از هاشمی، خامنهای و بهشتی بگیر!»
وزیر سپاه در سالهای جنگ، ادامه اینماجرا را اینگونه روایت کرده: «به بنیصدر گفتم آنها اربابهای من هستند ولی اسلحه ندارند. اسلحه دست توست. گفت نمیدهم برو!»
پاسخهای سربالای بنیصدر باعث شد رفیقدوست جلوی ماشین او دراز بکشد تا برای خروج از پادگان از روی او عبور کند. اینواکنش باعث شد بنیصدر دستور تحویل ۱۰۰۰ قبضه G3 را به رفیقدوست صادر کند. اما صدور ایندستور، ظاهری بود. چون وقتی رفیقدوست از دزفول تا اراک رانندگی کرد و خود را به اداره تسلیحات ارتش رساند، مطلع شد بنیصدر پس از نوشتن دستور، تلگراف زده و دستور داده از تحویل اسلحهها به او خودداری شود.
در نتیجه رفیقدوست همراه با حسین میرزایی از مسئولان ترابری سپاه با حضور چند فرد مسلح دیگر، به انبار تسلیحات ارتش رفت و درهای انبار را باز کرد که البته با مقاومت و امتناعی از جانب نیروهای ارتش روبرو نشد. همچنین بهجای ۱۰۰۰ قبضه، ۳ هزار قبضه و ۳۰۰ تیربار برداشته و با خود برد. به اینترتیب هزار قبضه از اینمحموله برای شهید کلاهدوز فرستاده شد و باقی به انبارهای سپاه منتقل شد تا در نبرد مورد استفاده قرار بگیرند.
محسن رفیقدوست میگوید دوستی نزدیک با ارتشیها باعث میشده آنها به او کمک کنند و دستورات بنیصدر را با یکدیگر دور بزنند. رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان میگوید همانقدر که به سردار محسن رضایی نزدیک بوده، با اکثر فرماندهان ارتشی چون شهید حسن آبشناسان و شهید صیاد شیرازی دوستی صمیمانه داشته است.
* دولت بازرگان در جهت خواستههای آمریکا حرکت میکرد
یکی از اشارات محسن رفیقدوست در خاطراتش، ارتباط بین کودتای نقاب در پایگاه سوم شکاری همدان و دولت مهندس بازرگان است. او میگوید افرادی که میخواستند در پایگاه نوژه همدان کودتا کنند، اقرار کرده بودند در زمان دولت موقت با آمریکاییها تماس گرفته اند و آمادگی خود را برای کودتا اعلام کردهاند. آمریکاییها هم به آنها پاسخ دادهاند نیازی نیست. چون دولت موقت در مسیری که آنها میخواهند حرکت میکند. اما پس از فتح لانه جاسوسی و استعفای دولت موقت، آمریکاییها با آنافراد تماس گرفته و خواستند کارشان را در زمینه کودتا شروع کنند.
نکته دیگری که رفیقدوست درباره دولت موقت پس از انقلاب به آن اشاره میکند، این است که پیش از شروع رسمی جنگ، آمریکا و اعراب منطقه، کاملاً از شروع جنگ آگاه بودند. اما تیمسار مدنی در دولت بازرگان دستور داد هر افسر ارتشی به شهر خود برود و مدت سربازی هم یکسال تعیین شد. در نتیجه پادگانها بهطور ناگهانی خالی شدند و بلای بزرگی سر ارتش آمد که در پی آن، امام (ره) دستور داد پادگانها پر شوند.
* آمریکا ۶۰ گروهک معاند با جمهوری اسلامی ساخت
به گفته رفیقدوست آمریکا در آنبرهه، بیش از ۶۰ گروهک معاند با جمهوری اسلامی ایران ساخت و به دولت موقت بازرگان دل خوش کرده بود که همانطور که اشاره شد، با شکستخوردن کودتای نقاب، وارد مرحله بعدی اقدامات خصمانه خود با ایران شد.



