هنگامی که پس از المپیک آتن، کارشناسان و منتقدان فدراسیون جودو در تنها برنامه رزمی سیما، «فنون شرقی»، علل و عوامل شکست تیمهای جودو را در المپیک آتن به روشنی برشمرد، هیچ کس پیشبینی نمیکرد آیندهنگری این منتقد فدراسیون جودو درباره شکست تیم ملی جودو در المپیک پکن رخ میدهد.
سال پس از المپیک آتن، تیم شش نفره جودو در مسابقات جهانی مصر، تنها برنز میراسماعیلی را به همراه داشت و دو سال بعد در رقابتهای جهانی برزیل 2007 باز هم برنز میراسماعیلی به عنوان تکستاره تیم ایران، نمایش ضعیفی از جودو کشورمان را به جهانیان نشان داد.
در این سالها، مسئولان وقت فدراسیون جودو با توجیهات گوناگون و با مقایسه عملکرد خود با کشورهای بازنده، هیچگاه ضعف در مدیریت و سازمان تیم ملی جودو را نپذیرفتند و با بهانههای مختلف از استخدام مربیان طراز اول دنیا خودداری کردند، زیرا مربیان تیم ملی سد استخدام این مربیان به شمار میرفتند. در حالی که کشوری همچون آذربایجان با پانزده میلیون نفر جمعیت (چیزی معادل جمعیت استان تهران) بیش از 120 هزار نفر جودوکار فعال داشته و در سال مسابقات متعدد بینالمللی جودو در ردههای نوجوانان تا بزرگسالان برگزار میکند، فدراسیون جودو ایران در سالهای 82 تا 84 از برگزاری مسابقات قهرمانی نوجوانان کشور خودداری میکرد و جمعیت جودوکار کشور با حالت خوشبینانه در حدود چهل هزار نفر بود که در برخی استانها با چهار کلاس آموزش جودو، به زحمت به یکصد جودوکار میرسید، فدراسیون قبلی جودو مشکل استعدادیابی را با ترفندهای غیر قابل قبولی حل کرده بود و با مدال طلای کسب شده، درصدد مقابله با منتقدانی بود که پشتوانهسازی را معضل بزرگ فدراسیون جودو میدانستند.
سال پس از المپیک آتن، تیم شش نفره جودو در مسابقات جهانی مصر، تنها برنز میراسماعیلی را به همراه داشت و دو سال بعد در رقابتهای جهانی برزیل 2007 باز هم برنز میراسماعیلی به عنوان تکستاره تیم ایران، نمایش ضعیفی از جودو کشورمان را به جهانیان نشان داد.
در این سالها، مسئولان وقت فدراسیون جودو با توجیهات گوناگون و با مقایسه عملکرد خود با کشورهای بازنده، هیچگاه ضعف در مدیریت و سازمان تیم ملی جودو را نپذیرفتند و با بهانههای مختلف از استخدام مربیان طراز اول دنیا خودداری کردند، زیرا مربیان تیم ملی سد استخدام این مربیان به شمار میرفتند. در حالی که کشوری همچون آذربایجان با پانزده میلیون نفر جمعیت (چیزی معادل جمعیت استان تهران) بیش از 120 هزار نفر جودوکار فعال داشته و در سال مسابقات متعدد بینالمللی جودو در ردههای نوجوانان تا بزرگسالان برگزار میکند، فدراسیون جودو ایران در سالهای 82 تا 84 از برگزاری مسابقات قهرمانی نوجوانان کشور خودداری میکرد و جمعیت جودوکار کشور با حالت خوشبینانه در حدود چهل هزار نفر بود که در برخی استانها با چهار کلاس آموزش جودو، به زحمت به یکصد جودوکار میرسید، فدراسیون قبلی جودو مشکل استعدادیابی را با ترفندهای غیر قابل قبولی حل کرده بود و با مدال طلای کسب شده، درصدد مقابله با منتقدانی بود که پشتوانهسازی را معضل بزرگ فدراسیون جودو میدانستند.

منتقدان بر این باورند که اختصاص ندادن وقت توسط مسئولان فدراسیون جودو که با چندشغله بودن آقایان همراه بود و نیز سفرهای پیاپی خارجی آنان ـ که نشاندهنده توجه ویژه این مسئولان به فدراسیون آسیایی و جهانی بوده است ـ بزرگترین عامل عقبماندگی جودو در سالهای گذشته بوده است.
هرچند منتقدان جودو به استخدام مربیان طراز اول این رشته در دنیا اصرار میکردند و البته این پافشاری گاهی با همراهی مسئولان کمیته ملی المپیک ادغام میشد، اما مربیان تیمهای ملی با مقاومت، خویش را باتجربهترین و بهترین مربیان جودو دنیا دانسته و در مصاحبههای خویش بر آن تأکید داشتند.
نکتهای که پس از مسابقات جهانی 2007 برزیل، مسئولان وقت فدراسیون و تیم ملی با جلسات پیاپی برای توجیه شکست تیم ملی جودو در برزیل بدان اشتراک نظر یافتند، پیشرفت و رشد جودو در اروپا در برابر آسیا و ژاپن و کره بود که با مصاحبههای خویش، دلیل شکستهایشان را نبود اردوهای مشترک با کشورهای اروپایی دانست.
به این ترتیب، با هماهنگی سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک، چند اردوی مشترک در بلاروس، آلمان و روسیه ترتیب داده شد و بدون شرکت در مسابقات بینالمللی، آنان به بهانههایی همچون کم کردن وزن ملیپوشان به مسافرتهای مکرر خارجی اعزام شدند و پس از هر اردوی مشترک، سخن از کمالات و مزایا و محاسن اردوی مشترک اروپایی توسط مربیان تیم ملی جودو به میان آمد، اما واقعیت این بود که این اردوها برای تیم ملی مسن و پا به سن گذاشته با میانگین 26 سال سن، جز هزینه ریالی و دلاری، فایده دیگری نداشت و دلیل آن هم شکست دوباره آخوندزاده و میراسماعیلی از حریفان کرهای و ژاپنی پس از المپیک آتن و جهانی مصر با همان شگردهای پیشین بود که نشان میداد شیوه مبارزاتی ملیپوشان پس از یک دهه، هیچگونه رشدی نداشته، بلکه تغییر منفی نیز داشته است.
هرچند منتقدان جودو به استخدام مربیان طراز اول این رشته در دنیا اصرار میکردند و البته این پافشاری گاهی با همراهی مسئولان کمیته ملی المپیک ادغام میشد، اما مربیان تیمهای ملی با مقاومت، خویش را باتجربهترین و بهترین مربیان جودو دنیا دانسته و در مصاحبههای خویش بر آن تأکید داشتند.
نکتهای که پس از مسابقات جهانی 2007 برزیل، مسئولان وقت فدراسیون و تیم ملی با جلسات پیاپی برای توجیه شکست تیم ملی جودو در برزیل بدان اشتراک نظر یافتند، پیشرفت و رشد جودو در اروپا در برابر آسیا و ژاپن و کره بود که با مصاحبههای خویش، دلیل شکستهایشان را نبود اردوهای مشترک با کشورهای اروپایی دانست.
به این ترتیب، با هماهنگی سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک، چند اردوی مشترک در بلاروس، آلمان و روسیه ترتیب داده شد و بدون شرکت در مسابقات بینالمللی، آنان به بهانههایی همچون کم کردن وزن ملیپوشان به مسافرتهای مکرر خارجی اعزام شدند و پس از هر اردوی مشترک، سخن از کمالات و مزایا و محاسن اردوی مشترک اروپایی توسط مربیان تیم ملی جودو به میان آمد، اما واقعیت این بود که این اردوها برای تیم ملی مسن و پا به سن گذاشته با میانگین 26 سال سن، جز هزینه ریالی و دلاری، فایده دیگری نداشت و دلیل آن هم شکست دوباره آخوندزاده و میراسماعیلی از حریفان کرهای و ژاپنی پس از المپیک آتن و جهانی مصر با همان شگردهای پیشین بود که نشان میداد شیوه مبارزاتی ملیپوشان پس از یک دهه، هیچگونه رشدی نداشته، بلکه تغییر منفی نیز داشته است.
کما اینکه ویژگیهای فنی و توانمندیهای حسین قمی و محمدرضا رودکی، جودوکاران سنگین وزن ایران در همین ارودهای اروپایی توسط رقیبانشان به طور کامل ارزیابی شد تا این دو پیش از اعزام به المپیک برای حریفان خلع سلاح شده، تلقی شوند.
باید گفت شرکت در اردوهای اروپایی و قهرمانی آسیا در ماههای گذشته در غیاب قهرمانان مطرح کشورهای ژاپن و کره، باعث اعتماد به نفس کاذب مربیان تیم ملی شده بود تا جایی که هر یک از مربیان، دو تا سه مدال را از المپیک پکن برای تیم ملی جودو پیشبینی میکردند و حتی آن را رسانهای کرده بودند، اما جودویی که در ده سال گذشته، لیگ منظمی نداشته و تنها لیگ نوجوانان آن در دو هفته در دو سال برگزار شده بود، نشانی از رشد جودو در ایران نداشت. معلومات 27 ساله در حالی بیش از انتظارات نشان داد که در دو مسابقه آخر خویش هیچ نشانی از یک جودوکار باتجربه و حرفهای نداشت.
باید گفت شرکت در اردوهای اروپایی و قهرمانی آسیا در ماههای گذشته در غیاب قهرمانان مطرح کشورهای ژاپن و کره، باعث اعتماد به نفس کاذب مربیان تیم ملی شده بود تا جایی که هر یک از مربیان، دو تا سه مدال را از المپیک پکن برای تیم ملی جودو پیشبینی میکردند و حتی آن را رسانهای کرده بودند، اما جودویی که در ده سال گذشته، لیگ منظمی نداشته و تنها لیگ نوجوانان آن در دو هفته در دو سال برگزار شده بود، نشانی از رشد جودو در ایران نداشت. معلومات 27 ساله در حالی بیش از انتظارات نشان داد که در دو مسابقه آخر خویش هیچ نشانی از یک جودوکار باتجربه و حرفهای نداشت.
وی که بارها توسط مفسر و گزارشگر کشتی رادیو به عنوان چوخهکار معرفی شد با تکنیکهای چوخه، سه مسابقه اول را با موفقیت پشت سر گذاشت، ولی جودو فراتر از جوخه است و هیچ گاه لنگ و کمر چوخه، اوچی، تای جودو نمیشود که مفسر کشتی رادیو با غلطهای پی در پی خویش، مظلومیت جودو را بیش از پیش آشکار ساخت.
هرچند «کوراش» هم در سالهای گذشته، بزرگترین معضل جودو شده و بودجه و امکانات مالی و انسانی بسیاری از جودو را صرف خویش ساخت تا برخی دستاندرکاران و دوستان از یکی از کنار کوراش در ایران به مزایا و منافع بسیاری در ازبکستان دست یابند، اما به راستی این جمعیت اندک بدون پشتوانه جودو، چه تعداد انرژی داشته که سالهای گذشته، کوراش ازبکها هم نفس آن را گرفت.
ملک محمدی که دو سال به دلیل استفاده از داروهای نیروزا محرومیت را گذرانده و از مسابقات جهانی مصر محروم شده بود، هیچ شانسی برای مقابله با جودوکاران چندتکنیکه دنیا نداشت، زیرا او هم همچون دیگر ملیپوشان از ضعف تکنیکی رنج برده و با افزایش قوای جسمی، معضل کمتکنیکی را در مسابقات داخلی و آسیایی حل کرده است. آرش هیچ نشانی از آن آرش تکنیکی نداشته و تنها با دو تکنیک در چهار مسابقه، ضعف تکنیکی خود را نشان داد.
انتشار مدال طلای مردان بین ژاپن، کره و آذربایجان، نشاندهنده آن است که ادعای مسئولان تیم ملی مبنی بر رشد جودو اروپا باطل است. اکنون میتوان گفت با این مربیان و کادر تیم ملی اشباع شده نباید در المپیک بعدی هم همچون چهار المپیک آتلانتا، سیدنی، آتن و پکن، انتظاری از جودو در کسب مدال داشت.
هرچند «کوراش» هم در سالهای گذشته، بزرگترین معضل جودو شده و بودجه و امکانات مالی و انسانی بسیاری از جودو را صرف خویش ساخت تا برخی دستاندرکاران و دوستان از یکی از کنار کوراش در ایران به مزایا و منافع بسیاری در ازبکستان دست یابند، اما به راستی این جمعیت اندک بدون پشتوانه جودو، چه تعداد انرژی داشته که سالهای گذشته، کوراش ازبکها هم نفس آن را گرفت.
ملک محمدی که دو سال به دلیل استفاده از داروهای نیروزا محرومیت را گذرانده و از مسابقات جهانی مصر محروم شده بود، هیچ شانسی برای مقابله با جودوکاران چندتکنیکه دنیا نداشت، زیرا او هم همچون دیگر ملیپوشان از ضعف تکنیکی رنج برده و با افزایش قوای جسمی، معضل کمتکنیکی را در مسابقات داخلی و آسیایی حل کرده است. آرش هیچ نشانی از آن آرش تکنیکی نداشته و تنها با دو تکنیک در چهار مسابقه، ضعف تکنیکی خود را نشان داد.
انتشار مدال طلای مردان بین ژاپن، کره و آذربایجان، نشاندهنده آن است که ادعای مسئولان تیم ملی مبنی بر رشد جودو اروپا باطل است. اکنون میتوان گفت با این مربیان و کادر تیم ملی اشباع شده نباید در المپیک بعدی هم همچون چهار المپیک آتلانتا، سیدنی، آتن و پکن، انتظاری از جودو در کسب مدال داشت.
• عضو هیأت علمی دانشگاه و کارشناس جودو