"عادل فردوسی پور " در آخرین برنامه 90 در سال جاری که به یکی از جنجالی ترین برنامه ها تبدیل شد و از نظر زمانی رکورد نیز شکست، تا پیش از آغاز لیگ یازدهم فوتبال با همگان خداحافظی و متلکی نیز نثار برخی کرد و گفت که آنها چند صباحی می توانند، دور از چشم 90 ، آسوده خاطر باشند و نفس راحتی بکشند.
به گزارش انتخاب؛ شاید " عادل " - که این روزها دلمان برای تلخندهایش تنگ شده است- اگر تنها یک درصد گمان می کرد، تیم ملی امید این گونه مشکوک و فضاحت بار حذف شود و مدعیان و نامدعیان در یک بازی " کی بود، کی بود، من نبودم " ، خودشان رابی گناه بدانند و انگشت اتهام را به سمت و سوی یکدیگر نشانه روند، دستکم از مدیران شبکه تقاضای یک برنامه فوق العاده می کرد تا طرفین ماجرا را رودررو بنشاند، کوچکی و بزرگی تقصیرها و شیطنت ها را بنمایاند و مشت سیاه کاران را در پیش چشم افکار عمومی باز کند.
در روزی که حتی " بهرام شفیع " ، خلاف عادت کرد و در برنامه ورزش و مردم به انتقاد تند و تیز زبان گشود و لبخند بر لبان " کفاشیان " رئیس همیشه خندان نیز ماسید، جای این جوان لاغراندام و رک گو بسیارخالی بود تا دل و روده بحث را درآورد و تناقض گویی های مدعیان را رو کند.
هرچند دراین روزها هریک از رسانه ها به ابعاد ماجرا پرداختند، اما می توان تصور کرد، شادمانی و خرسندی برخی را که در نبود برنامه 90 با دمشان گردو می شکنند، شاید از این بابت که به گمان خودشان توانسته اند، به پیچ آخر تاریکخانه کردارشان بخزند و از نوری که رسانه به سوی آنها می تاباند، بگریزند.
با این همه، فراموش نکنیم، فوتبال و نیز ورزش ایران و فراتر از آن، جامعه ایرانی به این " نور تابانی " ها نیاز دارد، چه باک اگر این نور، چشم برخی را هم بزند، مهم آن دایره ای است که می افروزد و آن گستره ای را که پیش پا روشن می کند؛ دل مان به همین خوش است و نه بیش!
بهروز فرهمند
به گزارش انتخاب؛ شاید " عادل " - که این روزها دلمان برای تلخندهایش تنگ شده است- اگر تنها یک درصد گمان می کرد، تیم ملی امید این گونه مشکوک و فضاحت بار حذف شود و مدعیان و نامدعیان در یک بازی " کی بود، کی بود، من نبودم " ، خودشان رابی گناه بدانند و انگشت اتهام را به سمت و سوی یکدیگر نشانه روند، دستکم از مدیران شبکه تقاضای یک برنامه فوق العاده می کرد تا طرفین ماجرا را رودررو بنشاند، کوچکی و بزرگی تقصیرها و شیطنت ها را بنمایاند و مشت سیاه کاران را در پیش چشم افکار عمومی باز کند.
در روزی که حتی " بهرام شفیع " ، خلاف عادت کرد و در برنامه ورزش و مردم به انتقاد تند و تیز زبان گشود و لبخند بر لبان " کفاشیان " رئیس همیشه خندان نیز ماسید، جای این جوان لاغراندام و رک گو بسیارخالی بود تا دل و روده بحث را درآورد و تناقض گویی های مدعیان را رو کند.
هرچند دراین روزها هریک از رسانه ها به ابعاد ماجرا پرداختند، اما می توان تصور کرد، شادمانی و خرسندی برخی را که در نبود برنامه 90 با دمشان گردو می شکنند، شاید از این بابت که به گمان خودشان توانسته اند، به پیچ آخر تاریکخانه کردارشان بخزند و از نوری که رسانه به سوی آنها می تاباند، بگریزند.
با این همه، فراموش نکنیم، فوتبال و نیز ورزش ایران و فراتر از آن، جامعه ایرانی به این " نور تابانی " ها نیاز دارد، چه باک اگر این نور، چشم برخی را هم بزند، مهم آن دایره ای است که می افروزد و آن گستره ای را که پیش پا روشن می کند؛ دل مان به همین خوش است و نه بیش!
بهروز فرهمند