ما موضوع را به پلیس اطلاع دادیم و با بررسی هایی که درباره مرگ پسرم به عمل آمد مشخص شد صبح همان روز، نسرین پس از ارسال چند پیامک عاشقانه از طریق تلفن همراه، در آخرین پیامک خود از جمشید خواسته که هر دوی آن ها در یک روز و ساعت مشخص و معین دست به خودکشی بزنند.
خراسان: لحظه ای که با چهره کبود و چشمان از حدقه در آمده فرزندم روبه رو شدم ترس تمام وجودم را فرا گرفت و دستپاچه و هراسان طناب را از دور گردنش باز کردم و او را در آغوش گرفتم اما جمشید نفس نمی کشید و بدنش سرد شده بود.
پدر عزادار در دایره اجتماعی کلانتری ۱۲ مشهد افزود: یک عمر خون دل خوردم و زحمت کشیدم تا تنها گل زندگی ام بزرگ شود و هر موقع به قد رعنای او نگاه می کردم لذت می بردم. اما افسوس که پسرم نتوانست راه درست زندگی را پیدا کند و گرفتار یک عشق احساسی و خیابانی شد.
جمشید دو سال قبل با دختری به نام نسرین که حدود سه سال از او بزرگتر بود آشنا شد. او چشم بسته شیفته و دلباخته این دختر جوان شده بود و هر چه من و مادرش او را نصیحت می کردیم که صبر کن تا با انجام تحقیقات و به موقع برایت به خواستگاری برویم فایده ای نداشت.
پدر سیاه پوش در حالی که لب ها و گونه هایش می لرزیدند و قطرات اشک چهره اش را خیس کرده بود افزود: فکر می کنم سه ماه قبل بود که جمشید از ما خواست به خواستگاری دختر مورد علاقه اش برویم. من و مادرش به ناچار قبول کردیم اما با انجام تحقیقات از همسایگان و آشنایان خانواده نسرین متوجه شدم که واقعا این ازدواج به صلاح پسرم نیست.
با توجه به این که تمام شرایط و واقعیت های پنهان موضوع را برای پسرم توضیح دادم اما او هم چنان اصرار داشت که با این دختر ازدواج کند و متأسفانه وقتی که با خواسته اش مخالفت کردیم داخل خانه دست به خودکشی زد و زمانی به بالای سرش رسیدیم که فوت کرده بود.
ما موضوع را به پلیس اطلاع دادیم و با بررسی هایی که درباره مرگ پسرم به عمل آمد مشخص شد صبح همان روز، نسرین پس از ارسال چند پیامک عاشقانه از طریق تلفن همراه، در آخرین پیامک خود از جمشید خواسته که هر دوی آن ها در یک روز و ساعت مشخص و معین دست به خودکشی بزنند.
افسوس که پسرم با تصورات اشتباهی که از احساسات هیجانی خود داشت اقدام به خودکشی کرد.
در این لحظه بغض پدر ۵۲ ساله شکست و او با گریه و ناله گفت: قصد دارم از نسرین شکایت کنم اما چه فایده چون تنها فرزندم را از دست داده ام و دیگر نمی توانم او را ببینم. من به عنوان یک پدر مصیبت دیده در پایان از تمام پسران و دختران جوان خواهش می کنم خودشان را گرفتار این دوستی های خیابانی نکنند و در هر کاری با بزرگ ترهای خود و افراد معتمد مشورت داشته باشند تا چنین بلاها و مصیبت های غیر قابل جبرانی به بار نیاید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین