سوال این است که چرا هر چه از فوتبال ما گذشت ادبیات حاکم بر فضای فوتبال ایران سخیفتر شد؟ باید ابتدا به نقش پول و اینکه جریان سهمخواهی در فوتبال ایران هر سال جدیتر دنبال شد، برگردیم.
عصر ایران: در خانواده بازیکنان، خانواده مربیان، خانواده مدیران و حتی در خانواده مطبوعات آتش اختلافات و دشمنیها بالا گرفته است. میدانید چرا؟ چون همه ما در حال حاضر نه به ساختن فوتبال بلکه به منافع شخصیمان نگاه میکنیم. یادم میآید 90 در برنامهای که به انتقال تیمها از تهران به شهرستانها پرداخت، نشان داد که در همین فضای پر تنش هم میتوان میان اهالی فوتبال مرزهای مشترکی را پیدا کرد؛
آنجا که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف بر سر یک موضوع تفاهم داشتند و تاکید میکردند که انتقال تیمها از شهری به شهردیگر غیرکارشناسی است. امروز در دنیای فوتبال یک اتفاق بزرگ رخ داده است و آن اینکه فوتبال از تفکر خالی شده است. این فکر و این اندیشه کجا رفته؟ من پاسخ این سوال را میگویم. فکر نزد رسانهها است. حالا بهتر است یک سوال دیگر را مطرح کنم؛ کمترین پول را در فوتبال چه کسانی میگیرند؟ باید قبول کنیم که خبرنگاران با توجه به کار و زحمتی که میکشند پول زیادی دریافت نمیکنند.
بنابراین خبرنگاری که با تمام وجود کار میکند اما همچنان قرار است با ماهی ۳۰۰ هزار تومان به رویاهایش فکر کند خود را با آن دسته از بازیکنانی مقایسه میکند که اخلاق و رفتار درستی ندارند اما سالانه ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون به جیب میزنند. در چنین شرایطی خبرنگار با خود میگوید چرا نباید واقعیتها را بنویسم. میخواهم بگویم اگر برخی دوستان روشنفکر مطبوعات ورزشی را با لقب «زرد» خطاب میکنند باید به این نکته توجه کنند که فوتبال ایران اساسا در حال حاضر همین واقعیتی است که پیش روی ما قرار دارد. معتقدم بین مطبوعاتیها جریان فکر و اندیشه برقرار است اما در خود فوتبال کوسهها و گرگها به جان یکدیگر افتادهاند.