وطن امروز: زنی در دادگاه خانواده گفت: بعد از گذشت 10 سال از زندگی مشترکمان، همسرم به من و بچهاش خیانت کرده و من دیگر نمیتوانم با چنین مردی به زندگی ادامه دهم و خواهان همه حق و حقوق خود هستم.
زنی با حضور در دادگاه خانواده با ارائه درخواست طلاق خود به قاضی شعبه درباره دلیل طلاق خود اظهار کرد: زمانی که 22 سال داشتم به عقد همسرم درآمدم و تا امروز 10 سال از زندگی مشترک ما میگذرد و یک دختر 9 ساله ثمره و حاصل این ازدواج است که هم من و هم شوهرم حاضریم جان خود را فدای دخترمان کنیم.
وی مدعی شد: من در این 10 سال دور از خانوادهام در شهر دیگری با همسرم و مادرش در یک واحد آپارتمان زندگی کردم و در این سالها لحظهای لب به شکایت باز نکردم اما در حال حاضر به دلیل رفتار ناپسند شوهرم راهی دادگاه شدم تا حق و حقوق خود را بگیرم زیرا همسرم به من خیانت کرده و من نمیتوانم با مردی که اینقدر راحت به خانوادهاش خیانت میکند، زندگی کنم.
شوهر این زن با دست گذاشتن روی قرآن کریم، حرفهای همسرش را درباره خیانت تکذیب کرد و افزود: من هرگز به همسر و دخترم خیانت نکردهام و به همین قرآن قسم میخورم زیرا من در شهری کوچک زندگی میکنم و هیچگاه با چنین کاری آبروی چندساله خود را از بین نمیبرم. همسرم اشتباه میکند و من از او خواهش میکنم از طلاق منصرف شده و به خانه بازگردد، زیرا زندگی بدون او برایم بسیار سخت است و بیشتر از من، مادرم نمیتواند دوریاش را تحمل کند، زیرا رابطه مادر من و همسرم مانند رابطه مادر و دختری است.
وی ادامه داد: من در زندگی هیچگونه کوتاهی برای همسر و بچهام انجام ندادهام و همیشه تا آنجا که در توان داشتم همهچیز را برایشان فراهم کردم. اکنون نیز در محضر دادگاه از او خواهش میکنم تا به خانه بازگردد.
زن جوان که از رفتار همسر خود متعجب شده بود، عنوان کرد: من همهچیز را به خدا میسپارم و با این رفتار همسرم هیچچیز نمیتوانم بگویم، زیرا او دست خود را روی قرآن گذاشته است. من از طلاق منصرف شدهام اما خواهان مهریهام هستم و حاضر نیستم آن را ببخشم، زیرا حق من است.
مرد جوان در حالی که به دست و پای همسرش افتاده بود، گفت: من همه مهریهات را پرداخت خواهم کرد و به تو قول خواهم داد که دیگر در زندگی سختی را تحمل نکنی.
زنی با حضور در دادگاه خانواده با ارائه درخواست طلاق خود به قاضی شعبه درباره دلیل طلاق خود اظهار کرد: زمانی که 22 سال داشتم به عقد همسرم درآمدم و تا امروز 10 سال از زندگی مشترک ما میگذرد و یک دختر 9 ساله ثمره و حاصل این ازدواج است که هم من و هم شوهرم حاضریم جان خود را فدای دخترمان کنیم.
وی مدعی شد: من در این 10 سال دور از خانوادهام در شهر دیگری با همسرم و مادرش در یک واحد آپارتمان زندگی کردم و در این سالها لحظهای لب به شکایت باز نکردم اما در حال حاضر به دلیل رفتار ناپسند شوهرم راهی دادگاه شدم تا حق و حقوق خود را بگیرم زیرا همسرم به من خیانت کرده و من نمیتوانم با مردی که اینقدر راحت به خانوادهاش خیانت میکند، زندگی کنم.
شوهر این زن با دست گذاشتن روی قرآن کریم، حرفهای همسرش را درباره خیانت تکذیب کرد و افزود: من هرگز به همسر و دخترم خیانت نکردهام و به همین قرآن قسم میخورم زیرا من در شهری کوچک زندگی میکنم و هیچگاه با چنین کاری آبروی چندساله خود را از بین نمیبرم. همسرم اشتباه میکند و من از او خواهش میکنم از طلاق منصرف شده و به خانه بازگردد، زیرا زندگی بدون او برایم بسیار سخت است و بیشتر از من، مادرم نمیتواند دوریاش را تحمل کند، زیرا رابطه مادر من و همسرم مانند رابطه مادر و دختری است.
وی ادامه داد: من در زندگی هیچگونه کوتاهی برای همسر و بچهام انجام ندادهام و همیشه تا آنجا که در توان داشتم همهچیز را برایشان فراهم کردم. اکنون نیز در محضر دادگاه از او خواهش میکنم تا به خانه بازگردد.
زن جوان که از رفتار همسر خود متعجب شده بود، عنوان کرد: من همهچیز را به خدا میسپارم و با این رفتار همسرم هیچچیز نمیتوانم بگویم، زیرا او دست خود را روی قرآن گذاشته است. من از طلاق منصرف شدهام اما خواهان مهریهام هستم و حاضر نیستم آن را ببخشم، زیرا حق من است.
مرد جوان در حالی که به دست و پای همسرش افتاده بود، گفت: من همه مهریهات را پرداخت خواهم کرد و به تو قول خواهم داد که دیگر در زندگی سختی را تحمل نکنی.