وجه مشترک این جملات چیست؟ این گزارش میخواهد با مطالعه موردی٬ شما را به اندیشیدن درباره این موضوع دعوت کند.
ارز٬ در کشور ما٬ سال هاست که از کارکرد و جایگاه خود خارج شده و از چیزی اعتباری و اسنادی به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل شده است؛ این یک.
دوم این که کالایی به نام ارز در کشور ما با نوسان بسیار روبهروست. به عبارتی ریسک آن بالاست.
سوم این که این کالا٬ علیه تولید٬ اشتغال٬ و امنیت ملی عمل میکند.
چهار و پنج و شش و... را هم میتوان بر این فهرست افزود.
حالا باید برویم سراغ عامل این وضعیت؛ یا به عبارت دقیقتر، عامل اصلی این وضعیت.
از جهات بسیاری میتوان ادعا کرد که مهمترین عامل در پدید آمدن این وضعیت، قوه مجریه است. نوع کنشهای دولت است که ارز را به این صورت درآورده است.
حالا اگر به آرشیو رسانهها مراجعه کنیم٬ کمتر موردی مییابیم که یکی از مسئولان دولتی مسئولیت این وضعیت را به عهده گرفته باشد. عذرخواهی و استعفا که اصلا در قاموس آنان پیدا نمیشود تا کسی دنبال معنایش باشد. در چنین مواردی با اتکا به اصل فرافکنی هزاران مقصر غیر مسئول، میتوان برای آن پیدا کرد و اگر کسی در این سخن چون و چرا کند، باید آماده هر اتهامی باشد.
در عوض٬ وقتی اندکی از التهاب بازار ارز در این سالها فرو نشسته است، مسئولان و دستگاهها در مصاحبه و فرستادن خبر از یکدیگر سبقت میگیرند و خود را تنها یا مهمترین عامل حل این مشکل معرفی میکنند.
آنچه در روزهای اخیر٬ درباره ارز رخ داد نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر وقت ارز گران میشود٬ متولیان یا ساکتند یا دنبال توطئهگر میگردند؛ اما وقتی کمی از التهاب بازار کاسته میشود، باید میکروفنها و ضبط صوتها را روشن کرد و سخنرانی غرای مسئول مربوط را به خورد مخاطبان داد.

این گزارش را میتوان همچنان ادامه داد٬ اما میخواهیم با یک خواهش آن را پایان دهیم: «آقای دولت٬ یادت باشد شما ارز را ارزان کردهای؛ پس موقعی هم که گران شد، دنبال مقصر نگردی!»
